كازابلانكا
كارگردان: مايكل كورتيز، - نويسندگان فيلمنامه: جوليوس و فيليپ اپستين، هوارد كوچ، - بازيگران: همفري بوگارت، اينگريد برگمن، پل هافريد، كلود راينز و...
كازابلانكا، يكي از مشهورترين فيلم هاي تاريخ سينما، در سال 1942 در ژانر (گونه) رمانس ساخته شد. اين فيلم، درباره درگيري دروني ريك(با بازي به يادماندني همفري بوگارت بين عشق به ايلزا (اينگريد برگمن) و شرافت و مردانگي است. ريك بايد بين نجات جان نامزد سابقش و كمك به همسر كنوني او- يكي از رهبران مقاومت فرانسه و نجات وي از كازابلانكا- يكي را برگزيند. در پايان، زماني كه سوءتفاهم پيش آمده بين ريك وايلزا درباره نحوه جدايي شان رفع مي شود، ايلزا مي گويد كه پس از فرار شوهرش از دست نازي ها، نزد ريك مي ماند. اما ريك به او مي گويد در صورتي كه ايلزا شوهرش را ترك كند، براي او بسيار متاسف خواهد شد.
كازابلانكا پس از نمايش، مورد استقبال منتقدان و تماشاگران قرار گرفت. هم اكنون نيز با وجود گذشت 66 سال از زمان ساخت، طرفداران پرشماري دارد. اين فيلم به دليل حضور دو تن از بازيگران قدرتمند سينماي جهان و فيلمنامه قدرتمند، از جمله فيلم هاي كلاسيك تاريخ سينما به شمار مي آيد. شخصيت پردازي عالي و دقيق برگمن و بوگارت در مقابل يكديگر و كارگرداني سنجيده، از جمله نقاط قوت كازابلانكا است. اين فيلم همواره به عنوان يكي از بهترين آثار سينمايي جهان، در فهرست برترين فيلم ها قرار دارد. فيلمنامه آن نيز به عنوان بهترين فيلمنامه در صدر فهرست صد و يك فيلمنامه برتر سينما جاي گرفته است.
به نوشته رويترز، موضوع فيلم، از نمايشنامه اي تحت عنوان همه به كافه ريك مي آيند نوشته موراي بارنت، اقتباس شده است. بارنت و جوان آليسون پس از نااميد شدن از به صحنه بردن اين نمايش، به تهيه كنندگان هاليوودي رو آوردند. استوديو وارنر پس از خواندن متن نمايشنامه با هوشمندي تمام، آن را به مبلغ 20 هزار دلار خريد و نامش را به كازابلانكا تغيير داد. هال واليس يكي از تهيه كنندگان كمپاني برادران وارنر، كه مديريت پروژه را به عهده گرفته بود با بازي رونالد ريگان -كه آن زمان چهره محبوبي بود- در مقابل آن شرايدن مخالفت كرد. وي از مقام هاي كمپاني خواست همفري بوگارت را براي بازي در فيلم دعوت كنند.
بوگارت در آن سال ها، چهره چندان محبوبي نبود و در مقابل رقيباني كه مي توانستند به راحتي جاي او را پر كنند، شانس چنداني نداشت. چهره خشن او براي بازي در نقش يك شخصيت مرموز و عاشق پيشه، چندان مناسب به نظر نمي آمد. اما بوگارت با ايفاي اين نقش، ثابت كرد چنان بازيگر توانمندي است كه به راحتي مي تواند منتقدانش را به تحسين وادار كند. نوشتن فيلمنامه كازابلانكا ماه ها به طول انجاميد و حتي به هنگام فيلم برداري، بازيگران نمي دانستند فيلم قرار است چگونه پايان يابد. اپستين يكي از فيلمنامه نويسان كازابلانكا مي گويد: زماني كه دوسوم فيلمنامه را نوشته بوديم، فيلم برداري آغاز شد. هيچ كس نمي دانست پايان فيلم چگونه رقم خواهد خورد. من و برادرم بلافاصله پس از نوشتن هر صحنه، دوان دوان آن را به كارگردان مي سپرديم. برگمن مدام مي پرسيد بالاخره بايد بين شوهرش و ريك كدام را انتخاب كند و كورتيز فقط به وي گفت: همين طور ادامه بده، همه چيز درست مي شود!
برگمن نيز به طور تصادفي براي ايفاي نقش ايلزا انتخاب شد. او در آن زمان در اوج جواني و تازه كار بود. چهره جذاب و معصوميت خيره كننده اي كه برگمن در صورت و به ويژه چشمانش، بازتاب مي دهد، يكي از مهم ترين نقاط قوت كازابلانكا است.
انتخاب نخست تهيه كنندگان براي كارگرداني اين فيلم، ويليام وايلر بود. اما وايلر به علت مشغله فراوان، نتوانست آن را بپذيرد و كارگرداني فيلم به مايكل كورتيز سپرده شد. مهم ترين مشخصه كارگرداني كورتيز اين بود كه فيلمش را در تصاوير مي ديد. او از تصوير براي روايت قصه اش استفاده كرد. آندروساريس منتقد مشهور سينما كازابلانكا را بزرگ ترين استثناي تئوري مولف ناميده است. بسياري از منتقدان سرشناس نيز زبان به تحسين فيلم گشوده اند. فيلم برداري آرتورادسن كه سابقه فيلم برداري فيلم هايي نظير فرانكشتاين را داشت نيز بسيار شاخص است. او در نماهايي كه برگمن حضور دارد، چهره اي نوستالژيك، رويايي و مهرآميز از او به نمايش مي گذارد، كه هنوز پس از گذشت دهه ها، ارزش تماشا دارد. نورپردازي نوستالژيك و نوآورگونه فيلم در برخي صحنه ها، به ويژه در پايان فيلم، از مولفه هاي كلاسيك سبك كارگرداني كورتيز مي باشد. حركت روان دوربين ها بين شخصيت هاي اصلي و به كار گرفتن فضاي فيلم به عنوان يك ابزار موثر براي روايت قصه توسط كورتيز، سبب تاثيرگذاري فيلم بر تماشاگران مي شود.
يكي از نكاتي كه به موفقيت كازابلانكا افزود، ترانه مشهور همچنان كه زمان مي گذرد مي باشد. آهنگساز و تهيه كنندگان پس از پايان فيلم، اين ترانه را جلف تشخيص دادند و خواستند صحنه هاي تازه اي، با بازي برگمن و با ترانه جديد فيلم برداري كنند. اما اقبال با آنها همراه نبود. زيرا برگمن موهايش را براي بازي در فيلم زنگ ها براي كه به صدا درمي آيند كوتاه كرده بود و امكان فيلم برداري مجدد وجود نداشت. اما اين موضوع از موفقيت فيلم نكاست. فيلم در مراسم اسكار 1944 سه جايزه بهترين فيلم، بهترين كارگرداني و بهترين فيلمنامه اقتباسي را كسب كرد. تا سال 1955، نيز 8/6 ميليون دلار سود، نصيب كمپاني برادران وارنر شد و فيلم تبديل به سومين اثر موفق كمپاني تا آن تاريخ شد. كازابلانكا در گذر زمان، پس از فيلم همشهري كين، موفق ترين فيلم تاريخ سينما لقب گرفت. تركيب درام، ملودرام و كمدي در آن توانست ميليون ها مخاطب در سراسر جهان را جذب خود كند. راجرابرت زماني گفت كه هرگز در تمام عمرش، نقدي منفي درباره كازابلانكا نخوانده است.
بلافاصله پس از موفقيت خيره كننده فيلم، تهيه كنندگان به فكر ساخت دنباله آن افتادند. اما ساخت آن هرگز عملي نشد و فقط در دو مجموعه تلويزيوني قصه كازابلانكا ادامه يافت.
فرانسوا تروفو در سال 1974،پيشنهاد بازسازي اين فيلم را رد كرد. زيرا به اعتقاد او اين فيلم جزو كلاسيك هاي تاريخ سينما بود و قابل بازسازي نبود. ديالوگ هاي فيلم هنوز هم در خاطره بسياري از سينمادوستان ثبت شده است. از مشهورترين ديالوگ هاي فيلم مي توان به اين مكالمه بين ريك و ايلزا اشاره كرد:
ايلزا: مي خواي يه قصه برات تعريف كنم ولي هنوز آخرشو نمي دونم.
ريك: با اين حال تعريف كن. شايد موقع تعريف، آخرش رو هم پيدا كردي!
|
+| نوشته شده توسط
احمد صبریان در جمعه دهم آذر 1385
|