خيانت دستمايه ازلي و ابدي درامنويسان همه دورانها بوده است. در ادبيات نمايشي باستان و كلاسيك به وفور از اين مفهوم استفاده شده و طبيعي است كه سينما به عنوان هنر هفتم، چنين دستمايه غني و پركششي را از دست ندهد. وجه گناهآلود خيانت و پنهانكاري ماهوي كه از درونش ميآيد، به آن پيچيدگي رازآميزي ميدهد كه هر نويسنده و كارگرداني را براي نزديك شدن به آن وسوسه ميكند. از سوي ديگر، خيانت يك پديده عيني و واقعي است كه هركس در زندگي خود با شكل يا اشكالي از آن مواجه شده است و به همين دليل، مخاطبان سينما هم تماشاي آن در قالب داستانهاي متفاوت را دوست دارند. تماشاي خيانت بر پرده سينما نوعي حس مازوخيستي است؛ همه دوست دارند رنج ناشي از ديدن اين موقعيت ضداخلاق و پيامدهاي - عموماً- تراژيك آن را بر خود هموار كنند.
خيانت رابطهاي مستقيم با مفاهيم همارز يا متضاد دارد؛ با عشق، نفرت، حسد، دسيسه و... البته جنايت. دلايل بسيار ديگري هم وجود دارد كه باعث شده حافظه تصويري ما سرشار از موقعيتهاي مختلفي باشد كه فيلمسازان با استفاده از خيانت ساختهاند. مروري بر برخي از فيلمهاي شاخص سينماي ايران و جهان براي يادآوري خالي از لطف نيست.
شوكران؛ خيانت و جاهطلبي
«بهروز افخمي» در كاملترين فيلم كارنامهاش، ماجراي درگيري يك مرد با جاهطلبي و ارتقاي موقعيت شغلي را با رابطه مخفيانهاش با يك زن امروزي پيوند ميزند. محمود به دور از چشم خانوادهاش سيما را به عقد موقت خود درميآورد. رابطه اين دو، تا زماني كه سيما باردار ميشود مشكلي ندارد. اما وقتي اين اتفاق ميافتد، محمود كه يك مدير دولتي است و نميتواند حضور سيما را توجيه كند، به رابطه پايان ميدهد. سيما به قصد كشتن خود به خانه محمود ميرود. اما منصرف ميشود و در برگشت طي يك تصادف كشته ميشود. كارگردان نحوه مرگ او را به تماشاگر نشان نميدهد و تنها واكنش محمود پس از ديدن جنازه سيما در يك نماي طولاني تاثيرگذار روي پرده نقش ميبندد. اين راز هرچند براي اطرافيان محمود افشا نميشود، اما احتمالاً او قرباني اصلي است كه بايد يكتنه بار اين راز را به دوش بكشد.
شام آخر؛ خيانت و همخوني
مهين مشرقي، زن ميانسال روشنفكر، اسير احساس دانشجوي جوانش به خود ميشود. دختر مهين دلبسته پسر است، اما وقتي پسر بر عشق خود به مهين پافشاري ميكند، او تسليم ميشود و تاوان اين عشق نامتعارف، كشته شدن هردو به دست دختر است كه از اين اتفاق به جنون رسيده.
تمام تلاش «فريدون جيراني» در «شام آخر» تاكيد بر انتخاب مهين مشرقي است؛ كه بايد ميان احساس دروني و عرف بيروني، يكي را انتخاب كند. اما سرنوشت تراژيكي كه او براي سه رأس مثلث عشقي فيلم رقم ميزند، نشان ميدهد انتخاب مهين به جز پاسخ به درونش، خيانت به تنها فرزندش هم هست و او قيمت اين خيانت را با مرگ ميدهد.
چهارشنبهسوري؛ خيانت و مصلحت
صريحترين فيلم اين سالها كه درونمايه اصلياش خيانت است. اينجا ديگر خيانت در سطوح زيرين داستان قرار نگرفته، بلكه موضوع فيلم را تشكيل ميدهد. «اصغر فرهادي» در سومين فيلم بلند خود نشان ميدهد كه چگونه خيانت با تمام تنش و كشمكشي كه ايجاد ميكند، ميتواند به عنوان يك واقعيت تلخ پذيرفته شود. به همين دليل «چهارشنبهسوري» واقعگراترين فيلمي است كه در ايران با اين موضوع ساخته شده است.
در طول فيلم، زن به شوهرش مظنون است و به همين دليل رابطه اين زوج سرشار از تنش است. تعليق اصلي آن است كه آيا واقعاً خيانتي در كار هست؟ در دقايق پاياني مشخص ميشود كه مرد به همسرش خيانت مي كند. اما تصويري كه كارگردان از زن دوم و رابطه او با مرد تصوير ميكند، به محكوميت مطلق مرد نميانجامد. در پايان فيلم، سوءظن همچنان وجود دارد، اما زن اول ميپذيرد كه به خاطر فرزند كوچك شان، بماند و زندگي ادامه مييابد. البته فرجام كار به شكل تلويحي نمايش داده ميشود و اين عدم قطعيت، يكي از مهمترين ويژگيهاي فيلم است.
خسارت؛ خيانت و هوس
آخرين فيلم «لويي مال» كارگردان مشهور فرانسوي، يكي از غريبترين و پيچيدهترين فيلمهايي است كه با موضوع خيانت ساخته شده. فيلم به رابطه يك سياستمدار بلندپايه (جرمي آيرونز) با زن جواني (ژوليت بينوش) كه قرار است با پسرش ازدواج كند، ميپردازد. شكلگيري اين رابطه در اولين برخورد اين دو اتفاق ميافتد و مبنايش هوس است. اما لويي مال نشان ميدهد هوس ميتواند چه قيمت هنگفتي داشته باشد؛ در پايان، پسر سياستمدار به شكل تصادفي متوجه رابطه ميشود و از سر حيرت از ارتفاع سقوط ميكند و كشته ميشود. سياستمدار همه چيزش را از دست ميدهد و در كنج انزوا به گذشته فكر ميكند.
بيوفا؛ خيانت و تصادف
«آدرين لين» در اين فيلم تاثيرگذار (كه به نوعي بازسازي فيلم «زن بيوفا» ساخته «كلود شابرول» است) رابطه زني ميانسال و سربهراه با جواني كوچكتر از او را روايت ميكند. نكته قابل توجه درباره فيلم آن است كه زن بر اثر يك تصادف وارد اين رابطه ميشود. شوهر او وقتي متوجه ميشود، پسر جوان را ميكشد و به اتفاق همسرش ميكوشند راز اين قتل را سربهمهر نگه دارند. آن ها موفق ميشوند، اما زن به اين فكر ميكند كه وقتي براي اولين بار به خانه جوان رفته بود، اگر مقابل در خانه، تاكسي صدا ميزد، هيچ كدام از اتفاقها رخ نميداد.
چشمان تمام بسته؛ خيانت و فراموشي
آخرين فيلم «استنلي كوبريك» داستان مردي است كه از خيانت همسرش در گذشته، باخبر ميشود و اسير اين وسوسه است كه با خيانت انتقام بگيرد. اين وسوسه او را وارد يك شبكه مخفي از اشراف ميكند كه در يك آيين عجيب شركت ميكنند و افشاي هويت مرد در اين آيين كه هويت همه شركتكنندگان پشت ماسكها مخفي است، او را تا مرز كشته شدن پيش ميبرد. مرد به شكل معجزه آسايي از خطر مرگ نجات مييابد. او نزد همسرش به وسوسه خود اعتراف ميكند و هر دو به اين نتيجه ميرسند كه براي در كنار هم ماندن، گذشته را فراموش كنند.
پستچي هميشه دوبار زنگ ميزند؛ خيانت و حسرت
خلافكار خردهپايي (جك نيكلسون) براي پنهان كردن هويت واقعي خود، به عنوان كارگر در يك رستوران جادهاي مشغول به كار ميشود. رابطه او با همسر صاحب رستوران (جسيكا لنگ) از هوس آغاز و به نوعي عشق تبديل ميشود. آن ها تصميم ميگيرند شوهر زن را بكشند و ازدواج كنند. وقتي پس از يك بار تلاش بينتيجه، موفق ميشوند نقشه خود را عملي كنند، به دام قانون ميافتند. در جريان دادرسي، وكيل مدافع زيرك، آن دو را نجات ميدهد و آن ها براي آغاز يك زندگي آرام به خانه باز ميگردند. در اولين گردش پس از پايان كشمكشها و در اولين گردش با اتومبيل، زن بر اثر يك حادثه احمقانه كشته ميشود و فيلم با نماي گريه نيكلسون بر بالين زن به پايان ميرسد.

پيشنهاد بيشرمانه؛ خيانت و اجبار
آدرين لين اين فيلم را در سال 1993 ساخت و خيلي زود به يك «فيلم كالت» تبديل شد. دايانا و ديويد زوج جواني هستند كه زندگي شاد و عاشقانهاي را آغاز كردهاند. آن ها بر اثر بحران اقتصادي دچار خسارت ميشوند و به لاسوگاس ميروند تا شايد در قمار بتوانند خسارت را جبران كنند، اما در عوض همه چيزشان را از دست ميدهند. بر اثر اتفاق با جان گيج ميليونر (با بازي رابرت ردفورد) آشنا ميشوند. او پيشنهاد ميكند در ازاي يك ميليون دلار، يك شب را با دايانا بگذراند. آن ها ميپذيرند، اما با وجود انتخاب آگاهانه و جبران خسارت مالي، رابطهشان ويران ميشود.
نزديكتر؛ خيانت و تنوع
اين فيلم «مايك نيكولز» كه در سال 2004 به نمايش درآمد، بازتابهاي ضد و نقيضي داشت؛ عدهاي آن را فيلمي مهم و پيچيده معرفي كردند و عدهاي ديگر، فيلم را مشمئز كننده خواندند. فيلم درباره دو زوج جوان است كه ظاهراً هيچ تناسبي با يكديگر ندارند. بر حسب اتفاق هر يك از مردها (با بازي كلايو اوون و جود لا) با همراه طرف مقابل طرح دوستي ميريزند و روابط پيچيدهاي ميان آن ها به وجود ميآيد. در پايان، هرچند زوجها به زندگي مشترك ادامه ميدهند، اما تنوعطلبي اين چهار نفر، روابط خصوصيشان را دگرگون كرده است.
از خط خارج شده؛ خيانت و توطئه
چارلز يك كارمند سربهراه از طبقه متوسط، در مترو با لوسيندا آشنا ميشود و به تدريج در خارج از خانه با او قرار ملاقات ميگذارد. در اولين ديدار خصوصي در يك متل، لاروش، يك تبهكار فرانسوي به آن ها حمله ميكند و پس از زخمي كردن چارلز، به لوسيندا تجاوز ميكند. به تدريج چارلز متوجه ميشود كه در دل يك دسيسه از پيش طراحي شده قرار گرفته كه هدف اصلي آن اخاذي از او به خاطر خيانتش است. در پايان، هرچند راز او افشا نميشود، اما همه چيز با جنايت و خونريزي به پايان ميرسد.
|
+| نوشته شده توسط
احمد صبریان در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
|