تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 همجواری عقل و جنون بر بستری تازه در "اثبات"
فیلم خارجی "اثبات" ساخت جان مدن که دیروز از برنامه سینمایک پخش شد، هر چند بر محور آشنای همجواری عقل و جنون در زندگی یک نابغه ریاضی حرکت می‌کند، اما می‌تواند از این تعریف اولیه فراتر رفته و آن را بر بستری خاص مورد توجه قرار دهد.

فیلم "اثبات" جذابیت اصلی خود را از ترسیم بخشی پنهان از زندگی یک نابغه ریاضی می‌گیرد و در لایه‌های درونی خود عقل و جنون را به چالشی عمیق وامی‌دارد.

در سینمای جهان فیلم‌های متعدد درباره زندگی نوابغ ریاضی ساخته شده که به وجوهی پنهان چون جنون در زندگی واقعی و شخصی آنها می‌پردازد و "ذهن زیبا" با بازی راسل کرو نمونه ای از آنهاست. فیلمی که در آن تأثیرات جنون یک نابغه ریاضی به زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش مورد توجه قرار گرفته و در انتها نیز توهم و دیوانگی همچون یک همزاد و همراه همیشگی در کنار قهرمان فیلم باقی می‌ماند.

اما "اثبات" یک ویژگی دیگر علاوه بر نکات اشاره شده دارد و آنهم اینکه می‌تواند از ورای این تصویر آشنا و تا حدی تکراری به تقابل میان عقل و دیوانگی بپردازد و این وجه را نه لزوماً در کاراکتر اصلی بلکه در شخصیتی وابسته و تأثیرگرفته از او ترسیم کند. رابرت (آنتونی هاپکینز) یک ریاضیدان نابغه است که در اواخر عمر دچار اختلالات روانی شده که زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است.

فیلم بدون پیشزمینه‌ای خاص از سکانسی آغاز می‌شود که با پایان گرفتن آن مخاطب هم غافلگیر شده و در عین حال درگیر برای پیگیری ماجرا می‌شود. سکانس اول اختصاص یافته به گفتگوی دو نفره رابرت و کاترین (گوئینت پالترو)، دخترش که به گونه‌ای به بروز اختلال ذهنی پدر در طی همین گفتگوی کوتاه پرداخته می‌شود. اما نقطه جذاب این سکانس جایی است که در انتها معلوم می‌شود این یک گفتگوی خیالی در ذهن کاترین بوده و رابرت تازه از دنیا رفته است.

با این آغاز در مقطعی پس از مرگ رابرت، علاوه بر طرح موقعیت او تا هنگام مرگ، پرداخت پررنگ فیلنامه متوجه کاراکتر کاترین می‌شود که به نظر می‌آید میراث‌دار جنون پدر است. این میراث‌داری به تدریج و با پیشرفت داستان، پتانسیل بخش اعظم فیلم را به خود اختصاص می‌دهد چرا که کاترین هم اختلال ذهنی و هم نبوغ پدر را در خود دارد و این آغاز ماجرا برای اوست که باید متحمل نگاه و رفتارهای مشابه اطرافیان باشد.

هر چند تلاش شده بروز بیرونی کاترین همچون پدرش به طور برجسته سوال برانگیز و ... نباشد، اما انتخاب زاویه دید او در ترسیم بخش عمده ماجراها و اتفاقات که به نوعی هوشمندانه از طرف نویسنده و کارگردان انجام شده موجب می‌شود تا او به عنوان قهرمان اصلی هم وامدار موقعیت و مصائب پدر باشد و در عین حال پویایی جذاب را برای اثبات خودش به همراه داشته باشد.

با این تمهید روایت فیلم چرخشی بدون نظم دارد در واقعیت جاری در زندگی روزمره و ذهنیات او که این وجه همچون ذات جنون ادواری گاه و بیگاه به سراغش می‌آید و کاترین را به مرور خاطرات گذشته و یا حتی توهم حضور واقعی پدر در موقعیت زمان حال وامی‌دارد. 

این شیوه کمک می‌کند تا روایت خطی فیلم به گونه‌ای غیر ساختارمند شکسته شود که ویژگی ذهن آشفته قهرمان فیلم است. بعلاوه انتخاب مقطعی که رابرت از دنیا رفته و حضور ناگهانی خواهر کاترین (کلر) که از نیویورک برای مراسم خاکسپاری آمده، موقعیتی فراهم می‌کند تا جایگاه و موقعیت کاترین و به نوعی پدر در مناسبات خانوادگی هم مورد توجه قرار بگیرد و فیلم تنها بر محور ریاضی و مسائل متأثر از آن محدود نشود.

پرداخت رابطه این دو خواهر وجهی از شخصیت کاترین را برجسته می‌کند که درگیر و دار وابستگی به پدر حتی تحصیلات دانشگاهی خود را نیمه‌تمام رها کرده و نگهداری و پرستاری از او را بر هر چیز ارجحیت داده است. با چنین پیشزمینه‌ای است  که می توان واکنش افسار گسیخته او را در مراسم خاکسپاری پدر که همه را مورد اتهام قرار می‌دهد، تنها واکنش یک ذهن بیمار و مجنون تلقی نکرد بلکه آن را بازتاب همه آنچه دانست که کاترین متحمل شده و او را در شرایطی بحرانی قرار گرفته است.

گریزهایی که در فیلم گاه و بیگاه بر حواس‌پرتی کاترین و فراموشی برخی بدیهیات زده می‌شود، پیشزمینه‌ای ایجاد می‌کند تا وقتی کاترین مدعی می‌شود دستنوشته نهایی و اثبات یک فرمول تازه، کار اوست نه پدر، دانشجوی پدر (هان - جیک جیلنهال) و کلر و مهمتر از آنها خود کاترین هم در صحت آن تردید کنند و در واقع فیلم بدل شود به کنکاشی برای اثبات خود کاترین.

در واقع در کنار مسیر علمی که هان برای اثبات اهمیت فرمول ریاضی و تعلق این دستنوشته به رابرت یا کاترین طی می‌کند، این کاترین است که با مرور خاطرات گذشته خود در پیچ و خم‌های تردید به خود فرو می‌رود و درست جایی که جنون خود را می‌پذیرد و آماده رفتن و زندگی مطابق برنامه‌های خواهرش می‌شود، تحقیقات هان او را به بازبینی در تعبیراتش وامی‌دارد.  

فیلم "اثبات" هر چند بر محور آشنا همجواری عقل و جنون در زندگی یک نابغه ریاضی حرکت می‌کند اما می‌تواند از این تعریف اولیه فراتر رفته و به نوعی این محور را بر بستری خاصتر مورد توجه قرار دهد. در واقع تصویری که از رابرت در گذشته تصویر می‌شود در تعاملی چند جانبه با زندگی دختر جوانش در زمان حال قرار می‌گیرد.

"اثبات" ساخته جان مدن پنجشنبه 13 تیرماه ساعت 22 در قالب برنامه سینمایک از شبکه یک پخش شد. این فیلم محصول سال 2005 آمریکا بر مبنای نمایشنامه برنده جایزه پولیتزر نوشته دیوید اوبرن است. آنتونی هاپکینز، گوئینت پالترو و جیک جیلنهال در این فیلم نقش آفرینی می‌کنند.

"اثبات" یکی از چند فیلمی است که درباره ریاضیدان‌های نابغه ساخته شده و با رویای کاترین، دختر ریاضیدانی نابغه به نام رابرت که به تازگی مرده آغاز می شود. مدن فیلم تحسین‌شده "شکسپیر عاشق" را در کارنامه دارد که پالترو برای بازی در آن سال 1999اسکار را به خانه برد در حالیکه مدن نیز نامزد اسکار کارگردانی بود. "خانم براون" و "ماندولین کاپیتان کورلی" دیگر ساخته‌های این فیلمسازهستند.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه پانزدهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 قالب‌شکنی پدر آرمانی در "میروش"
فیلم "میروش" ساخته ماریوس هولست که دیروز از شبکه دو پخش شد، شکستن قالب پدر آرمانی در ذهن یک نوجوان را بر بستری از خشونت، سیاهی و تلخی جاری کرده و برای بستن پرونده فیلم دچار مشکل می‌شود.

فیلم نروژی "میروش" به جهت محوریت یک نوجوان 15 ساله، آرزوها و دغدغه‌های او می‌تواند فیلمی درباره نوجوانان به حساب آید نه صرفاً اثری برای این قشر. بخصوص خشونت و تلخی جاری در لایه‌های درونی فیلم به این وجه دامن می‌زند که با فیلمی سهل و خوشبینانه مواجه نیستیم.

فیلم داستان یک پسر 15 ساله آلبانیایی است که در جستجوی پدرش به نروژ سفر می‌کند. او به صورت ناشناس به عنوان خدمتکار به رستوران پدرش وارد شده و با چهره‌ای از او مواجه می‌شود که به کلی متفاوت از تصویر ذهنی و آرمانی او از پدر است.

میروش نوجوانی افسارگسیخته است که در ابتدای فیلم کوتاه و موجز به دغدغه‌های او و دنیای کوچکش پرداخته می‌شود. او از پدر که در کودکی خانواده را ترک کرده، تصویری مبهم در ذهن دارد و با سوالاتی که از برادر بزرگترش می‌پرسد، در تلاش برای کامل کردن پازل شخصیتی پدر و لمس حضور ناپیدای اوست.

از وجهی دیگر او در خلاء وجود پدر، نسبت به قرار دادن برادر بزرگترش در جایگاه او دچار تردید و بحران است. از اینروست که در موقعیتی به توصیه‌های او در مورد طرز رفتار و غذا خوردن اعتراض می‌کند و در موقعیتی دیگر از او می‌خواهد تا با کمر کتکش بزند تا لمس کند کتک خوردن از پدر چه طعمی دارد!

با وجود چنین پسزمینه‌ای رابطه میروش و برادرش در جایگاه یک تکیه‌گاه و همراه، پتانسیلی قوی دارد و به همین دلیل وقتی برادرش را در تصادف از دست می‌دهد، با واکنشی غیرمنصفانه به مادر اعتراض می‌کند و او را مقصر در رفتن پدر و حتی مرگ برادر می‌داند و ... بالاخره تصمیمی را که همواره در پس ذهن داشته عملی کرده و راهی سفری برای یافتن پدر می‌شود.

میروش فقط یک سوال در ذهن دارد و در اولین دیدار رو در رو با پدر - در شرایطی که پدر نمی‌داند او پسرش است- سوال خود را مطرح می‌کند: (چرا تنها سفر کرده؟) پاسخ پدر نقطه برجسته‌ای است که به یکباره تصویر او را در مقابل میلوش از هم می‌پاشد و سقوطی غریب را برایش رقم می‌زند، چون پدر به کلی منکر داشتن خانواده می‌شود و ...

برای نوجوانی چون میروش که در افکار شخصی خود باور داشته اگر پدر او را ببیند، در اولین نگاه پسرش را می‌شناسد (در دیالوگی خطاب به برادرش به این باور اعتراف می‌کند)، این موقعیت و رویارویی یعنی پایان. پایان رویا، پایان آرزو و پایان تصویر آرمانی که او از پدر در ذهن می‌پرورانده است.

اما به نظر می‌آید فیلمساز این فروپاشی را برای نوجوان قهرمان فیلم کافی ندانسته که در روندی تدریجی هر چه بیشتر برای قطعیت این فروپاشی در ذهن میروش، وقت و انرژی صرف می‌کند و البته باری فراتر از ظرفیت شانه‌های یک نوجوان در موقعیت خاص او را برایش در نظر می‌گیرد.

خشونت، سردی، تحقیرشدگی، دروغگویی و ... بخشی از وجوه پدر هستند که در هر موقعیت از پیش چشم میروش می‌گذرد و نهایتاً وقتی پدر او را به باد کتک می‌گیرد، این وجه از او را هم لمس می‌کند. نهایتاً قتل، ترس، فرار از مواجهه با حقیقت و نیرنگی که پدر با میروش می‌کند تا او را از سر باز کرده و به کشور خودش بفرستد، تیر خلاص را به کاراکتر این پدر آرمانی وارد می‌کند و در نهایت میروش با مردی ضعیف، ترسو، دروغگو، قاتل و ... مواجه است که زندگیش در گرو رازداری اوست و برای حفظ زندگی پوشالی خود حاضر است به هر کاری دست بزند.

این چنین است که فیلمساز یک مراسم عزاداری تمام‌عیار را در مرگ پدر آرمانی برگزار می‌کند و برای رسیدن به این مهم از هیچ چیز کم نمی‌گذارد. از انتخاب بازیگر نقش پدر که با گریم خاص، یک ته ریش کذایی و ... چهره‌ای منفی و سبع را تداعی می‌کند تا طراحی موقعیت‌ها و پرداخت شخصیت پدر که نمونه برجسته آن در سکانسی است که او پس از به قتل رساندن صاحب مغازه با چهره و لباس خونین، سطل پر از خونابه را در دستشویی خالی می‌کند و سبعیت از ظاهر و نگاهش می‌بارد.

فیلم "میروش" همانطور که اشاره شد فیلمی درباره شکستن قالب پدر آرمانی در ذهن یک نوجوان است. فیلمی که برای رسیدن به این مهم از کثرت خشونت، سیاهی و تلخی پرهیز نمی‌کند و در ادامه افراط در این وجه برای بستن پرونده پایانی فیلم دچار مشکل می‌شود.

فیلم نروژی "میروش" به کارگردانی ماریوس هولست جمعه 14 تیر ساعت 17:30 از شبکه دو سیما پخش شد. انریکو لو ورسو و نظیف مورامی در این فیلم بازی می‌کنند که محصول سال 2007 است. فیلم موفق شد جایزه قو طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم کپنهاگ را از آن خود کند.

"میروش" سومین فیلم بلند هولست است که فیلم Cross My Heart and Hope to Die او در سال 1994 با موفقیت جهانی روبرو شد و جایزه فرشته آبی برلین را دریافت کرد. "میروش" در بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه پانزدهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 اسمیت گیشه‌های فروش را به آتش کشید
فیلم سینمایی "هنکاک" با بازی ویل اسمیت به نقش یک ابرقهرمان سرسخت در دو روز اول نمایش در بازار آمریکای شمالی 3/41 میلیون دلار فروش داشت.

 هالیوود ریپورتر اعلام کرد "هنکاک" که در هفته موسوم به تعطیلات چهارم ژوئیه به نمایش درآمده، سه‌شنبه شب در پیش‌نمایش‌های خود در 3680 سینما 8/6 میلیون دلار فروخت.



پوستر فیلم "هنکاک" با بازی ویل اسمیت

این فیلم روز چهارشنبه به طور رسمی در 3965 سینما افتتاح شد و به فروشی 4/17 میلیون دلاری دست یافت. "هنکاک" روز پنجشنبه نیز 1/17 میلیون دلار فروخت و مجموع فروش خود را در دو روز اول اکران به 3/41 میلیون دلار رساند.

"هنکاک" بر مبنای بک مجموعه رمان گرافیکی ساخته شده و پیتر برگ کارگردان آن است. چارلیز ترون و جیسن بیتمن دیگر بازیگران این فیلم هستند که با بودجه‌ای در حدود 150 میلیون دلار ساخته شده و انتظار می‌رود تا پایان روز یکشنبه به مرز 100 میلیون دلار فروش برسد، هرچند منتقدان از فیلم استقبال نکرده‌اند.

اسمیت در "هنکاک" به نقش جان هنکاک یک ابرقهرمان سختکوش ظاهر شده که از چشم مردم افتاده و به واسطه یک متخصص در زمینه روابط عمومی می‌کوشد تصویر عمومی خود را بهبود ببخشد. ایده ساخت "هنکاک" به سال 1996 باز می‌گردد و پیش از آنکه پیتر برگ مسئولیت کارگردانی را بپذیرد، فیلمسازان مختلف مانند تونی اسکات، مایکل مان، جاناتان ماستو و گابریل موچینو در مقاطع مختلف درگیر این پروژه بودند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه پانزدهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کارلووی واری با تقدیر از دنیرو آغاز شد
چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری روز جمعه با اعطاء یک جایزه گوی بلورین افتخاری به بازیگر سرشناس آمریکایی برای خدمات او به دنیای سینما آغاز شد.

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد رابرت دنیرو پس از دریافت بالاترین جایزه جشنواره کارلووی واری گفت: جشنواره‌های سینمایی بهترین فرصت برای دور هم جمع شدن آدم‌ها از سراسر دنیاست.



رابرت دنیرو جایزه جایزه گوی بلورین افتخاری جشنواره کارلووی واری را دریافت کرد 

دنیرو که همراه همسر خود گریس های‌تاور به کارلووی واری سفر کرده، در مراسم فرش قرمز فیلم جدید خود "چی شد؟" نیز شرکت کرد که فیلم افتتاحیه جشنواره امسال بود. ستاره فیلم‌های "راننده تاکسی" و "گاو خشمگین" که سابقه همکاری با گروهی از بهترین فیلمسازان دنیا را دارد، اوت امسال 65 ساله می‌شود.

دوران کاری طولانی دنیرو از دهه 1960 با بازی در فیلم‌های برایان دی پالما آغاز شد و در دهه 1970 با حضور در فیلم‌هایی چون "خیابان‌های پایین شهر" و "راننده تاکسی" به شهرت فراوان دست یافت. او شش بار نامزد اسکار بوده و دو بار برای فیلم‌های "پدرخوانده 2" و  "گاو خشمگین" برنده شده است.

دنی گلاور بازیگر سیاه پوست و کریستوفر لی بازیگر فیلم‌های ترسناک بریتانیایی نیز امسال جایزه رئیس جشنواره را دریافت می‌کنند. جایزه رئیس جشنواره به بازیگران، کارگردانان و تهیه‌کنندگانی اعطا می‌شود که به شکل بنیادی در تحول دنیای سینما نه تنها در کشور خود بلکه در دنیا نقش داشته‌اند.

در مجموع 14 فیلم در بخش مسابقه رسمی جشنواره کارلووی واری 2008 برای دریافت جایزه رقابت می‌کنند که از جمله این فیلم‌ها می توان به "پشت شیشه" به کارگردانی زرینکو اوگرستا از کرواسی، "اسیر" ساخته الکسی اوچیتل فیلمساز روسی، "برادران کارامازوف" پتر زلنکا و "جغدهای شب" میکائلا پاولاتووا هر دو از جمهوری چک و "به اندازه کافی راست" سام کارمان از فرانسه اشاره کرد.

ریاست هیئت داوران مسابقه بخش رسمی را ایوان پاسر فیلمساز و محقق چک به عهده دارد و برندا بلتین بازیگر بریتانیایی، آری فولمن فیلمساز اسرائیلی، تد هوپ تهیه‌کننده، یان پی. مویو موزیسین راک از چک، ویلموش زیگموند فیلمبردار مجارستانی و یوحنا تر استیگ بازیگر هلندی نیز در این بخش داوری می‌کنند.

از ایران فیلم مستند "سیانوزه" به کارگردانی رخساره قائم‌مقامی در بخش مسابقه فیلم‌های مستند جشنواره کارلووی واری به نمایش در‌می‌آید. "آواز گنجشک‌ها" مجید مجیدی و "بودا از شرم فروریخت" حنا مخملباف دیگر نمایندگان ایران در جشنواره کارلووی واری 2008 هستند.

"آواز گنجشک‌ها" در بخش "افق" پخش می‌شود که به نمایش فیلم‌های برنده در جشنواره های دیگر اختصاص دارد و "بودا از شرم فروریخت" در بخش "چشم‌انداز دیگر" به نمایش در می‌آید. "اوراقچی" به کارگردانی رامین بحرانی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان ایرانی‌الاصل آمریکایی یکی از 32 فیلم بخش "چشم‌انداز دیگر" جشنواره کارلووی واری است.

نیکلاس روگ کارگردان قدیمی بریتانیا و آرتورو ریپستاین مکزیکی نیز در کارلووی واری مورد تقدیر قرار می‌گیرند. امسال در مجموع 220 فیلم در جشنواره کارلووی واری به نمایش درمی‌آیند که روز  12 ژوئیه ( 22 تیر) با نمایش فیلم "ماما میا!" ساخته فیلیدا لوید به پایان می‌رسد. جشنواره کارلووی واری در 1946 تاسیس شد و مهمترین جشنواره اروپای مرکزی و شرقی است.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه پانزدهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رابرت دنیرو:بازیگری یعنی انتخاب هوشمندانه
رابرت دنیرو اسطوره بازیگری و کارگردانی است و چندان به تعریف نیاز ندارد. بازیگر برنده اسکار و ستاره فیلم‌های کلاسیک "راننده تاکسی" و "گاو خشمگین" دیروز گوی بلورین جشنواره کارلووی واری را گرفت و "چی شد؟" او در افتتاحیه جشنواره به نمایش درآمد.

 ورونیکا بدنارووا خبرنگار نشریه روزانه چهل و سومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری که از جمعه در جمهوری چک آغاز شده، با رابرت دنیرو درباره سینما، بازیگری، اسکورسیزی و... گفتگو کرده است.

* در "چی شد؟" بری لوینسن شما نقش یک تهیه‌کننده سالخورده سینما را بازی می‌کنید که برای نجات حرفه خود تلاش می‌کند. آیا هالیوود واقعا اینقدر ظالم است که در فیلم می‌بینیم؟

- رابرت دنیرو: اینجا هم مثل هر حرفه دیگری است و قوانین آن با دنیای بیرون چندان تفاوت نمی‌کند. البته چون اینجا هالیوود است، همه چیز را می‌شود دید. مردم کاری را می‌کنند که باید و اگر شما به دلایل اقتصادی نمی‌توانید کاری را که باید انجام دهید، باید یک کار دیگر انتخاب کنید.

با مت دیمن سر صحنه "شبان خوب"

* پس از اینکه جایگاهتان به عنوان بازیگر تثبیت شد، چرا تصمیم گرفتید روی صندلی کارگردانی بنشینید؟

- کارگردانی را دوست دارم. برای ساختن "شبان خوب" سال‌ها انتظار کشیدم تا همه چیز آماده شود. در حالی که کار روی آن را 9 یا 10 سال پیش آغاز کرده بودم. اما به سرانجام رساندن آن سال‌ها به طول انجامید. دوست داشتم چند فیلم دیگر در این چند سال بسازم. مثل اپیزودی دیگر از "شبان خوب" که از سال 1961 و بالا رفتن دیوار برلین آغاز می‌شود و تا 1989 و فروریختن دیوار می‌رسد.

* گفتید مدت‌ها طول کشید تا سرمایه مورد نیاز را برای تولید "شبان خوب" فراهم کنید. پس اینطور نیست که اگر کسی مثل رابرت دنیرو می‌خواهد فیلم بسازد، همه چیز در دسترس او باشد؟

- فیلمسازی فرآیندی پیچیده است، چون همه چیز را چند نفر محدود در اختیار دارند و این فرآیند باید تغییر کند. ضمن اینکه من می‌بایست بازیگران را انتخاب می‌کردم و دوست داشتم با لئوناردو دی‌کاپریو کار کنم. اما وقتی من به تولید این پروژه فکر می‌کردم، لئو خیلی جوان بود.

سال‌ها بعد او به پروژه "مردگان" مارتین اسکورسیزی پیوست و من نمی‌توانستم آن پروژه را متوقف کنم. بعد به مت دیمن فکر کردم. یک بازیگر فوق‌العاده دیگر هم در ذهن داشتم که نمی‌توانستم فیلم را فقط با حضور او بسازم. چون "شبان خوب" پروژه‌ای بلندپروازانه بود و من برای تامین سرمایه مورد نیاز به ستاره‌هایی مثل لئو یا مت نیاز داشتم.

* وقتی با مت دیمن کار می‌کردید، یاد دوران بازیگری خودتان هم افتادید؟

- بله. به نظرم وقتی یک بازیگر با بازیگری دیگر کار می‌کند، آنها به یک درک مشترک از آنچه در جریان است می‌رسند. بنابراین وقتی یک بازیگر با بازیگری دیگر در مقام کارگردان کار کند، احساس راحتی می‌کند. چون ذاتا می‌داند کسی که در مقابل اوست همه زیر و بم حرفه‌اش را می‌داند.

* برنامه‌ای برای همکاری دوباره با مارتین اسکورسیزی دارید؟

- بله. یک پروژه خاص هست که هر دو می‌خواهیم کار کنیم. ما تا به حال هشت فیلم با هم کار کرده‌ایم و من دوست دارم در چند فیلم دیگر مارتی بازی کنم. شاید در یکی دو سال آینده آن پروژه را کلید بزنیم. خیلی دوست ندارم درباره جزئیات کار حرف بزنم، اما قرار است اتفاق بیفتد.

* شما در نوع بازیگری متد اکتینگ جا پای مارلون براندو و مونتگمری کلیفت گذاشتید. آیا در بازیگران فعلی هالیوود کسی را می‌بینید که پیرو نوع بازی شما باشد؟ آیا از روند پیشرفت بازیگران آمریکایی راضی هستید؟

- هر چه باشد بازیگری کنار آمدن شما با شرایط و داشتن انتخاب‌های هوشمندانه است. بازیگری مثل مت دیمن بسیار مبارزه‌طلب است و بسیار سخت کار می‌کند. گرچه نمی‌دانم رسما در کدام مکتب آموزش دیده... هر کسی در بازیگری یک نوع خاص متجلی می‌شود.

* بسیاری از فیلم‌هایی که اینجا در کارلووی واری هستند، در جشنواره ترایبکا هم به نمایش درآمده‌اند؛ جشنواره‌ای که شما اندکی پس از واقعه 11 سپتامبر برپا کردید. آیا تاثیر آن واقعه وحشتناک بر شهر نیویورک شما را به فکر راه انداختن یک جشنواره انداخت؟

- ما از ابتدا در فکر راه انداختن یک جشنواره سینمایی یا چیزی شبیه آن بودیم که جنبه سرگرم‌کنندگی داشته باشد. اما پس از 11 سپتامبر به این فکر افتادیم که حالا زمان عملی کردن ایده‌هاست. تلاش کردیم و کار آغاز شد. اول کارها آسان نبود، اما همه چیز به تدریج درست شد و حالا من به آن افتخار می‌کنم.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه پانزدهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فهرست بازیگران "مرد جادویی" کامل شد
آرماند آسانته و کریستینا ویدال به جمع بازیگران پروژه سینمایی آمریکایی روسی "مرد جادویی" پیوستند که فیلمبرداری آن هفته گذشته در لاس وگاس آغاز شد.

 اسکرین دیلی اعلام کرد بیلی زین، الکساندر نوسکی ستاره اکشن سینمای روسیه و بای لینگ بازیگران اصلی این فیلم تریلر هستند که به کارگردانی استوارت کوپر بر اساس فیلمنامه جرج ساندرز و برنت هاف تولید می‌شود.

داستان "مرد جادویی" درباره یک جادوگر مشهور با بازی زین است که امکان دارد به صورت پنهانی در لباس یک قاتل زنجیره‌ای نیز فعالیت کند. نوسکی نقش افسر پلیس پرونده را بازی می‌کند و آسانته دستیار اوست. ریچارد تایسن، استل راسکین، جد آلن و اندرو دیووف دیگر بازیگران فیلم و نوسکی و گرگوری راسکین تهیه‌کنندگان آن هستند.

تهیه‌کنندگان مدعی‌اند "مرد جادویی" نخستین تولید مشترک روسیه و آمریکاست که تماما در آمریکا فیلمبرداری و تولید خواهد شد و سال 2009 در روسیه اکران می‌شود. نوسکی 37 ساله سابقه تهیه‌کنندگی و بازی در پنج فیلم موفق روسی از جمله "گرمای مسکو" و "مهاجمان گنجینه" را در کارنامه دارد و زین 42 ساله هم سال 1989 در "آرامش کامل" فیلیپ نویس با نیکل کیدمن همبازی بود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه چهاردهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فوتبال و آفتاب سوزان بازار سینمای آلمان را کساد کرد
فروش سینماهای آلمان در ماههای آوریل تا ژوئن در مقایسه با سه ماه اول سال میلادی به دلیل آغاز رقابت‌های فوتبال یورو 2008 و روزهای آفتابی و بسیار گرم تابستان با حدود 50 درصد کاهش مواجه شد.

 ورایتی اعلام کرد درآمد حاصل از فروش فیلم‌ها در سه ماه دوم امسال 119 میلیون یورو معادل 183 میلیون دلار بود که در مقایسه با 372 میلیون دلار سه ماه ابتدایی 2008 کاهشی قابل ملاحظه را نشان می‌دهد. مجموع درآمد سینماهای آلمان در نیمه اول سال جاری میلادی 562 میلیون دلار شده است.

"ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" که از 22 مه روی پرده رفته با فروش 28 میلیون دلاری پیشتاز جدول فروش سینماهای آلمان است و "جنسیت و شهر" با 22 و "آنچه در وگاس اتفاق می‌افتد" با 11 میلیون دلار در رده‌های بعد هستند. فقط این سه فیلم توانستند از آوریل تا ژوئن هر کدام بیش از یک میلیون نفر را به سینماها بکشانند.

"تابستان" هم موفقترین فیلم آلمانی در سه ماه دوم امسال بود که حدود هشت میلیون دلار فروخت. در مقایسه با بازار کساد سه ماه اخیر سینمای آلمان، سه ماه اول سال 2008 نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود 33 درصد افزایش فروش داشت. با این حال مجموع فروش نیمه اول امسال در مقایسه با نیمه نخست 2007 تقریبا برابر است.

به دلیل حضور تیم ملی فوتبال آلمان در مراحل نهایی یورو 2008 و استقبال هزاران علاقمند از بازی‌های این تیم در میادین شهرهای بزرگ آلمان، شرکت‌ها توزیع‌کننده ناچار شدند اکران فیلم‌هایی چون "نارنیا"، "وال ـ ای"، "هالک شکست‌ناپذیر" و "کنگ فو پاندا" را تا مدتی به تعویق بیندازند.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه چهاردهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کنگ فو پاندا پرفروشترین انیمیشن تاریخ چین شد
انیمیشن سینمایی "کنگ فو پاندا" با 6/14 میلیون فروش در 10 روز عنوان پرفروشترین انیمیشن اکران‌شده در تاریخ سینمای چین را از آن خود کرد.

 اسکرین دیلی اعلام کرد پیش از این دو انیمیشن پرفروش تاریخ سینمای چین به ترتیب "گارفیلد 2" محصول 2006 با 25/7 و "شیرشاه" محصول 1995 با 13/5 میلیون دلار بودند.

"کنگ فو پاندا" روز 20 ژوئن همزمان در 350 سینمای چین به نمایش درآمد و اکران آن در استان زلزله‌زده سیچوان با یکروز تاخیر آغاز شد. اما حتی این تاخیر هم مانع عملکرد درخشان این فیلم در گیشه‌ها نشد. جالب اینکه در چهار سال اخیر هیچ فیلم انیمیشن نتوانسته بیش از 8/5 میلیون دلار در سینماهای چین بفروشد.

از جمله فیلم‌های موفق انیمیشن چند سال اخیر که در تمام نقاط دنیا فروش خیره‌کننده داشتند و در چین به شدت شکست خوردند می‌توان به "در جستجوی نیمو" با 35/4 میلیون دلار، "لاک‌پشت‌ها نینجا نوجوان دمدمی‌مزاج" با پنج میلیون دلار، "راتاتویی" با تنها 8/2 میلیون دلار و "شرک 3" با 5/1 میلیون دلار اشاره کرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه چهاردهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فروش تابستانی سینماهای دنیا فراتر از پیش‌بینی‌هاست
درآمد تابستان سینمایی در بازار آمریکای شمالی تا ‌این هفته‌ چهار درصد بیشتر از سال 2007 و متوسط فروش 10 فیلم پرفروش هر هفته 2/149 میلیون دلار بوده است.

 ورایتی اعلام کرد تنها این هفته مجموع فروش فیلم‌ها حدود 20 درصد بیشتر از پارسال بود که این مسئله تا حد زیادی به خاطر عملکرد بسیار خوب دو فیلم تازه به نمایش درآمده "وال ـ ای" و "تحت تعقیب" بود.



 فروش "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" از 300 میلیون دلار گذشت

تابستان امسال متوسط فروش 10 فیلم برتر جدول هر هفته 2/149 میلیون دلار بوده است. فیلم‌های رده 11 تا 20 جدول نیز به فروش متوسط 7/36 میلیون دلار دست پیدا کرده‌اند. این در حالی است که پارسال متوسط فروش فیلم‌های این رده  22 میلیون دلار بود.

فیلم‌های کمدی مانند "سر به سر زوهان نگذار" با بازی آدام سندلر و "اسمارت را بگیرید" با حضور استیو کارل در گیشه موفق بودند و به لطف حضور تماشاگران زن فیلم "جنسیت و شهر" با بازی سارا جسیکا پارکر نیز بسیار پرفروش شد.

تریلر "اتفاق" ام نایت شیامالان و فیلم ترسناک "غریبه‌ها" با بازی لیو تایلر و اسکات اسپیدمن به ترتیب با 1/59 میلیون دلار و 5/51 میلیون دلار عماکردی فراتر از انتظار داشتند. تابستان پارسال فیلم ترسناک "خوابگاه: قسمت دوم" که ماه ژوئن به نمایش درآمد تا پایان این ماه تنها 5/17 میلیون دلار فروش داشت و "قانون جرجیا" نیز تنها 9/18 میلیون دلار فروخت و نتوانست خیلی با تماشاگران ارتباط برقرار کند.

فیلم‌های رومانتیک نیز امسال خیلی بهتر از سال قبل بودند. "آنچه در وگاس اتفاق افتاد" با بازی کامرون دیاز و اشتن کوچر با 3/78 میلیون دلار فعلا در فهرست 10 فیلم پرفروش تابستان رده هشتم را دارد و کمدی "ندیمه" به کارگردانی پل وایلند نیز 46 میلیون دلار فروخت و در رده چهارهم قرار گرفت.

فیلم‌های خانوادگی نیز تا اینجا بسیار موفق بوده‌اند. فیلم ماجرایی "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" به کارگردانی استیون اسپیلبرگ روز دوشنبه از مرز 300 میلیون دلار فروش عبور کرد. این هفته انیمیشن "وال- ای" پیکسار و دیسنی با 63 میلیون دلار افتتاح شد و در فهرست بهترین فروش افتتاحیه فیلمی از دیسنی رده سوم را از آن خود کرد.

تابستان پارسال انیمیشن "راتاتوی" پیکسار و دیسنی با 47 میلیون دلار فروش در هفته اول کار خود را آغاز کرد و در نهایت به فروش بسیار خوب 4/206 میلیون دلاری دست یافت. فیلم انیمیشن "کنگ فو پاندا" با صدای جک بلک و داستین هافمن نیز تاکنون 3/179 میلیون دلار فروخته است.

این هفته فیلم حادثه‌ای "تحت تعقیب" به کارگردانی تیمور بکمامبتوف با در اختیار داشتن آنجلینا جولی، در هفته نخست نمایش 9/50 میلیون دلار فروخت و در فهرست بهترین فروش هفته اول فیلم‌های درجه R نیز در رتبه ششم قرار گرفت.

در حوزه فیلم‌های با موضوع یک ابرقهرمان، "آیرون من" با بازی رابرت داونی جونیر به نقش قهرمان قصه‌های مصور مارول مجموع فروش خود را در بازار آمریکای شمالی به 2/309 میلیون دلار رسانده است. فیلم افسانه‌ای علمی و فانتزی "هالک شکست‌ناپذیر" با بازی ادوارد نورتن نیز تاکنون 8/115 میلیون دلار فروخته است.

به اعتقاد توزیع‌کنندگان دلیل موفقیت تجاری تابستان امسال این است که فیلم‌ها دقیقا به هدف‌های مورد نظر خود اصابت می‌کنند. گروهی دیگر نیز شرایط نابسامان اقتصادی در آمریکا و بخصوص افزایش بسیار زیاد قیمت بنزین را دلیل این امر می‌دانند. به عقیده آنها وقتی قیمت بنزین زیاد باشد، خیلی‌ها برنامه مسافرت خود را لغو می‌کنند و در این شرایط سفر به سینماهای چندسالنه بهترین گزینه است.

"جمجمه بلورین" ششمین فیلم پارامونت از آغاز تابستان 2007 است که فروش آن از مرز 300 میلیون دلار می‌گذرد که این قدرت استودیو را در بازاریابی و توزیع نشان می‌دهد. "جمجمه بلورین" پس از "آیرون من" دومین فیلم 2008 است که به 300 میلیون دلار رسید. عملکرد بسیار خوب فیلم‌ها در تابستان 2008 باعث شد تاثیر منفی فیلم‌های ضعیف مانند "اسپید ریسر" و "گورو عشق" احساس نشود.

تابستان پارسال به لحاظ اکران، اوضاع به هم ریخته بود و در مواردی در یک هفته چند فیلم همزمان به طور گسترده اکران می‌شدند. بسیاری از فیلم‌های متوسط و متعلق به یک ژانر مشخص قربانی این شیوه توزیع شدند که نمونه آن "آقای بروکس" (27 میلیون دلار)، "28 هفته بعد" (4/28 میلیون دلار) و "شکستگی" (8/15 میلیون دلار) بود.

امسال استودیوها برنامه اکران را با دقت بیشتر تنظیم کرده‌اند و تعداد فیلم‌هایی که هر هفته به طور گسترده اکران می‌شود دو یا نهایت سه فیلم است. به این ترتیب فیلم‌ها فرصت نفس کشیدن دارند و می‌توانند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند.

موفقیت تابستان پارسال تا حد زیادی به خاطر اکران فیلم‌های دنباله‌ای و "ترانسفورماتورها" مایکل بی با 6/310 میلیون دلار تنها فیلم غیردنباله‌ای پنج فیلم پرفروش تابستان بود. امسال نبود فیلم دنباله‌ای این نگرانی را در هالیوود ایجاد کرده بود که شاید تکرار موفقیت تابستان پارسال امکانپذیر نباشد. این اتفاق تاکنون نیفتاده، هر چند ادامه این روند تا آخر تابستان مشخص نیست.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه چهاردهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 اپرای "مگس" کراننبرگ در پاریس به صحنه می‌رود
فیلمساز معروف کانادایی 22 سال پس از کارگردانی فیلم ترسناک "مگس" این تریلر کلاسیک را به صورت یک اپرا در پاریس و لس آنجلس به صحنه می‌برد.

 رویترز اعلام کرد اپرای "مگس" به کارگردانی دیوید کراننبرگ از چهارشنبه این هفته تا 13 ژوئیه (23 تیر) در شاتلت تیه‌تر پاریس پنج بار به صحنه می‌رود و بعد در ماه سپتامبر اجرای آن در لس آنجلس آمریکا ادامه پیدا می‌کند.

کراننبرگ 65 ساله در این اپرا با پلاچیدو دومینگو خواننده سرشناس تنور همکاری کرده و موسیقی را هوارد شور ساخته که در فیلم اصلی نیز با کراننبرگ همکاری کرد. فیلمنامه را دیوید هنری هوانگ بر مبنای رمان ژرژ لانگلان نویسنده فرانسوی نوشته است.

ژان ـ لوک شوپلن مدیر شاتلت تیه‌تر در این باره گفت: این داستانی است که از فرانسه به هالیوود رفت و اکنون بار دیگر به خانه بازگشته است. تصویر می‌کنم این اثر برای علاقه‌مندان واقعی اپرا و تماشاگران جوان‌تر به یک اندازه خوشایند باشد.

کراننبرگ پنجشنبه این هفته در ششمین دوره جشنواره فیلم پاریس مورد تقدیر قرار می‌گیرد. او در این جشنواره نسخه سینمایی "مگس" را به نمایش درمی‌آورد و پس از آن نسخه 1958 این داستان به کارگردانی کورت نویمان پخش می‌شود.

نسخه ترمیم شده هر دو فیلم از جمعه در فرانسه به نمایش در‌می‌آید. جف گلدبلام در "مگس" نقش ست براندل دانشمند جوان را بازی می‌کند که دستگاهی ساخته که با آن می‌توان ماده را به اتم‌های جداگانه تجزیه کرد و پس از انتقال به مکانی دیگر با پیوند اتم‌ها دوباره به آن ماده رسید.

در اثر یک حادثه و ورود یک مگس به دستگاه، براندل که تصمیم گرفته روند کار را روی خود آزمایش کند، دچار استحاله‌ای تدریجی می‌شود. فیلم "مگس" که جینا دیویس دیگر بازیگر آن بود، سال 1987 برنده اسکار بهترین چهره‌پردازی شد.

کراننبرگ متولد 1943 تورنتو از چهره‌های شاخص ژانر سینمایی "وحشت تن" است که ترس آدم‌ها از استحاله فیزیکی و آلوده شدن را مورد توجه قرار می‌دهد. از فیلم‌های او می‌توان به "منطقه مرده"، "شباهت کامل"، "ناهار عریان"، "ام. باترفلای"، "تصادف"، "اگزیستنز" و "تاریخچه خشونت" اشاره کرد. کراننبرگ پارسال فیلم "قول‌های شرقی" را کارگردانی کرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه یازدهم تیر 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
 
بالا