تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 سقف دستمزد ۲۷ بازیگر سینما فاش شد
 

پس از به روی کار آمدن «جواد شمقدری» به عنوان معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بیشتر سینماگران در بیم و امید به سر می بردند. چون تجربه سیاست های سینمایی گذشته و تغییرات مستمر مدیران و مسئولان، بیان گر این حقیقت تلخ بود که سینماگران چندان امیدی به رفع مشکلات دیرپای سینمای ایران ندارند. مشکلاتی چون سیاست های اکران، نمایش فیلم های مخاطب خاص، بهبود شرایط سینمای بدنه و سینمای فرهنگی، رفع توقیف از برخی فیلم ها، مشخص شدن وضعیت نمایش فیلم هایی که به رغم چندین سال پس از ساخت، هنوز فرصت نمایش عمومی را نیافته اند، وضعیت حرفه ای برخی بازیگران و سینماگران که پیش از آن، ممنوع التصویر یا ممنوع الفعالیت شده بودند و... اما نخستین جرقه امید، با رفع مشکل نمایش عمومی «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی کیا زده شد. پس از آن نیز اعلام اجازه فعالیت «محمدرضا گلزار»، وعده سر و سامان دادن به فیلم های نمایش درنیامده، توجه بیشتر به برنامه ریزی برای اکران عمومی فیلم های مخاطب خاص، امکان تغییرات جدید در حوزه سیاست های انجمن صنفی نمایش، سامان بخشیدن به روند صدور پروانه ساخت فیلم ها و... این بارقه امید را، پررنگ تر کرد. اما در این میان برخی سینماگران با اعلام موضع و صدور بیانیه، دیگر مشکلات سینما را خاطرنشان ساختند که واکنش هایی را نیز در پی داشت. به تازگی پس از این که محمدرضا گلزار برای بازی در فیلم «دوخواهر» دستمزد زیادی را از تهیه کننده دریافت کرد، موجی از واکنش های مثبت و منفی، میان اهالی سینما به وجود آمد. اما شمقدری در ادامه سیاست های جاری خود، نسبت به مسئله دستمزد برخی بازیگران نیز انتقاد کرد و راهکارهایی برای حل این مشکل، فراروی سینماگران قرار داد.معاون سینمایی در مراسم معارفه و تودیع مدیران بنیاد فارابی به این موضوع اشاره کرد و گفت: حدود ۲۵ سال پیش یکی از بازیگران مشهور، قراردادی با یک پروژه سینمایی بست که کل هزینه آن ۷۰ میلیون تومان بود. قرارداد این بازیگر از محل اکران این فیلم به میزانی که می توانست مخاطب را به سینما بکشاند، در نظر گرفته شد.وی افزود: امروز شاهدیم که برخی بازیگران دستمزدهای بسیار بالایی می گیرند. در حالی که همه عوامل سینما با ایده ها و فعالیت شان، در ساخت یک فیلم سهیم هستند. هزینه تولید باید به میزان تاثیر و کارکرد هر یک از این عوامل در اکران در نظر گرفته شود.هنوز چندی از این اظهارنظر نگذشته بود که خبر جدیدی، نقل محافل سینمایی شد. خبری که هم ارتباط تنگاتنگی با شرایط اقتصادی داشت و هم درباره دستمزد نجومی برخی بازیگران بود. خبر از این قرار بود که تابناک در گزارشی نوشت: محمدرضا گلزار، در فیلم جدید خود که «دموکراسی تو روز روشن» نام دارد در نقش یکی از فرشتگان (عزرائیل) ظاهر شده است. او طبق توافق با تهیه کننده فیلم، برای هر روز بازی در این فیلم ۳۰ میلیون تومان دستمزد مطالبه کرده است. حجت الاسلام زم تهیه کننده فیلم نیز این مبلغ را به او پرداخت کرده است.مدتی پیش دستمزد هفتاد میلیونی یک بازیگر که برای حضور در یکی از فیلم های روی پرده (دوخواهر) پرداخت شد، واکنش های تندی را از سوی انجمن بازیگران سینمای ایران به همراه داشت.تابناک بدون ذکر نام محمدرضا گلزار به نقل از شبکه ایران نوشت: دستمزد بالای این بازیگر در طول سال های اخیر، با واکنش های مختلفی از سوی تهیه کنندگان سینما مواجه شده است. حتی معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز نسبت به افزایش دستمزد بازیگران انتقاد و اعلام کرده بود این مسئله موجب افزایش دیگر هزینه ها در سینمای ایران شده است.علیرضا سجادپور، مدیرکل نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد در واکنش به این اقدام، تعیین سقف دستمزد بازیگران سینما را، وظیفه صنوف سینمایی و سینماگران دانست.سجادپور در این باره به مهر گفت: اولویت اصلی سینمای ایران هدفمند کردن سینما، در جهت اهداف کلان نظام است.

بازگرداندن اعتماد مردم و مسئولان به سینما، اولویت دوم برنامه ریزی برای سینمای ایران است که منجر به رشد کمی و کیفی سینما می شود.وی تعیین سقف دستمزد بازیگران را از اولویت های سینما دانست و تاکید کرد: باید خود سینماگران و صنف بازیگری، برای کنترل دستمزدهای بازیگران برنامه ریزی کنند. طراحی مکانیزم های مالیاتی، برای تعیین دستمزدهای سینمایی می تواند بهترین راه حل باشد.احمد طالبی نژاد از منتقدان پیشکسوت سینمای ایران نیز حل مشکلات اقتصادی سینما و برنامه ریزی برای رفع موانع تولید و اکران فیلم های فرهنگی را از اولویت های مهم سینمای امروز ایران ذکر کرد.وی درباره دستمزد بازیگران در سینمای ایران به مهر گفت: اگر بازیگری برای یک فیلم ۲۰ میلیون تومان هم دریافت کند و سالی یک فیلم هم بازی کند، این مبلغ تقسیم بر ۱۲ ماه سال می شود. این مشکل مهمی نیست اگر حق کارگردان ها و فیلم نامه نویسان هم رعایت شود. در سینمای هالیوود ۱۵ درصد از کل فروش فیلم، سهم نویسنده است اما در ایران این حرفه مهجور است.وی ادامه داد: با صدور بخش نامه و دستورالعمل، نمی توان این مشکل را حل کرد. باید چرخه تولید درست شود و اجازه کار به بازیگران جوان، خوش چهره و با استعدادی داد که کمتر امکان حضور می یابند. با حضور چهره های جوان، مشکل دستمزدهای کلان بازیگران هم حل می شود.محمد نیک بین، تهیه کننده فیلم های «نیمه پنهان»، «آتش بس» و «سوپراستار» نیز دستمزد بازیگران را، در کیفیت تولید فیلم ها تاثیرگذار دانست.وی درباره دستمزدهای بازیگران به مهر گفت: وقتی تهیه کننده ای بودجه لازم را برای پرداخت به یک بازیگر ندارد، به دنبال بازیگری می رود که دستمزد کمتری را طلب کند. خیلی از کارگردان ها هستند که از نابازیگران و یا کسانی که کمتر شناخته شده تر هستند، استفاده می کنند و بازی های خوبی هم از آن ها می گیرند.وی افزود: بازیگری که ۸۰ میلیون تومان دستمزد می گیرد ۵۰ درصد از بودجه یک فیلم را به خود اختصاص می دهد. این باعث پایین آمدن کیفیت فیلم می شود. اگر سینمای ما در حد قابل قبولی فروش داشته باشد و چرخه اقتصادی رونق یابد، این مشکلات حل می شود.هر روز اظهارنظرهای متفاوتی از سوی سینماگران درباره تاثیر دستمزد کلان برخی بازیگران بر روند تولید فیلم های سینمایی، تهدید جایگاه پیشکسوتان، بالا رفتن توقع دیگر بازیگران و... بر تلکس خبرگزاری ها و نیز در گفت وگو با نشریات منتشر می شود. اما روز گذشته در برنامه تلویزیونی «صبح عالی بخیر»، آخرین سقف دستمزد ۲۷ نفر از بازیگران سینما، اعلام شد.به گزارش فارس، در این برنامه که با موضوع «عدالت در دستمزد بازیگران سینما» با حال و هوای یک ۹۰ سینمایی روی آنتن شبکه یک سیما رفت، رضا استادی روزنامه نگار و منتقد سینما گفت: اگر بازیگری در سینمای ما از نظر امنیت شغلی، استفاده نکردن از امور تبلیغاتی برای گذران مالی، تامین اجتماعی و... مشکل دارد باید مشکلات خود را در جای دیگری حل کند و افزایش بی رویه دستمزدها راه حل درستی برای این قضیه نیست.اگر قرار است دستمزدها در سینمای ایران به رویه جهانی خود نزدیک شود، این اتفاق نباید فقط در عرصه بازیگری رخ دهد چرا که این گونه سینمای ما به پیکره ای بدل می شود که دست و پا و سرش نحیف است و تنها شکم بزرگی دارد.استادی در این برنامه بالاترین و آخرین سقف پیشنهادی دستمزد برخی از بازیگران سینمای ایران را، که از طریق گفت وگو با چند مدیرتولید و تهیه کننده به دست آورده بود بدین شرح اعلام کرد:حمید فرخ نژاد ۱۸ تا ۳۰ میلیون تومان، پرویز پرستویی ۴۰ تا ۵۰ میلیون، فاطمه معتمد آریا ۳۰ میلیون، ترانه علیدوستی ۳۰ میلیون، الناز شاکردوست ۳۵ تا ۴۰ میلیون، نیکی کریمی ۴۵ میلیون، جواد رضویان ۶۰ میلیون، لیلا حاتمی ۴۵ میلیون، باران کوثری ۳۰ میلیون، رضا عطاران ۷۰ میلیون، رضا کیانیان ۳۰ میلیون، امین حیایی ۴۰ تا ۶۰ میلیون، مهران مدیری ۱۰۰ میلیون، امیر جعفری ۳۰ میلیون، کامبیز دیرباز ۲۵ تا ۳۰ میلیون، مهناز افشار ۴۰ میلیون، شهاب حسینی ۶۰ تا ۷۰ میلیون، عزت ا... انتظامی ۴۰ میلیون، مجید صالحی ۱۵ تا ۲۰ میلیون، حامد کمیلی ۳۰ میلیون، حامد بهداد ۳۵ میلیون، علی نصیریان ۲۵ میلیون، رضا شفیعی جم ۴۰ میلیون، اکبر عبدی ۴۰ تا ۵۰ میلیون، محمدرضا فروتن ۴۰ تا ۶۰ میلیون، بهرام رادان ۵۰ میلیون و هدیه تهرانی ۱۰۰ میلیون تومان.در بخش هایی از این برنامه زنده تلویزیونی بازیگرانی چون رضا رویگری، شهاب حسینی، نیلوفر خوش خلق، عباس امیری و... به بیان دیدگاه های خود درباره افزایش دستمزدهای بازیگران پرداختند.رضا استادی در جمع بندی مطالب خود به این نکته اشاره کرد که تولید سریال های تلویزیونی بلندمدت و تله فیلم ها در سال های اخیر، موجب شده است بازیگران سینما بیشتر وقت خود را به کارهای تلویزیونی اختصاص دهند و یکی از دلایل بالا رفتن سقف دستمزدها، همین مسئله بوده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه یازدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 میترا حجار در ایران اجازه بازی ندارد

 

 

 حجار ژوئن 2007 درزمان اکران «زمستان است» در جشنواره فیلم لس‌آنجلس با ظاهری مغایر با مقررات جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد و همین کار یکی از دلایل مخالفت با حضور او در سریال «سرزمین کهن» است.

 به دلیل رعایت نکردن قوانین جمهوری اسلامی در جشنواره‌های جهانی، قرارداد میترا حجار با پروژه کمال تبریزی فسخ خواهد شد

چندی پیش خبری درباره حضور میترا حجار در مجموعه تلویزیونی «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی منتشر شد. این بازیگر سینما پس از سه سال به ایران بازگشت و تصمیم گرفت دوباره در حرفه اصلی خود مشغول به کار شود اما گویا موانعی سر راه او قرار دارد.

به گزارش خبرآنلاین، حجار ژوئن 2007 درزمان اکران «زمستان است» در جشنواره فیلم لس‌آنجلس با ظاهری مغایر با مقررات جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد و همین کار یکی از دلایل مخالفت با حضور او در سریال «سرزمین کهن» است. شنیده‌ها حاکی از این است با اینکه این بازیگر با پروژه قرارداد بسته است و رقمی بالا در این مجموعه به او پرداخت خواهد شد اما به دلیل حضور مغایر با شئون اسلامی در جشنواره‌ها و فیلم‌های سینمایی در خارج از کشور، از بازی حجار در این مجموعه تلویزیونی ممانعت به عمل خواهد آمد و قراداد او بزودی فسخ خواهد شد. تا کنون از سوی تهیه‌کننده این پروژه هیچ واکنشی  دراین‌باره صورت نگرفته است.

حجار سال 1384 هنگام اکران «زمستان است» در جشنواره بیست‌ وچهارم فجر از ایران رفت. «این ترانه عاشقانه نیست» و «زمستان است» که دو فیلم آخر او تا قبل از خروجش از ایران به حساب می‌آیند در غیاب این بازیگر روی پرده سینماها رفت. حجار در زمان سکونتش در آمریکا در یکی از اپیزودهای مجموعه تلویزیونی «اسمیت» به کارگردانی کریستوفر چالاک در نقش دختری به نام «سوری» بازی کرد که اطلاعات کامل این فیلم در یکی از سایت‌های معتبر سینمایی به طور کامل منتشر شده است. او همچنین در فیلم داستانی با عنوان stellina blue به کارگردانی گابریل اسکات نقش آفرینی کرد که این فیلم مراحل تولید خود را پشت سرمی‌گذارد و تا کنون به پایان نرسیده است.

به گزارش 30نما این خبر در حالی منتشر می‌شود که با تغییر مدیریت سینمایی کشور، جواد شمقدری حضور گلشیفته‌ فراهانی در خارج از کشور را مسئله‌ای شخصی قلمداد می‌کند و تلویحا از اجازه‌ی بازی او در ایران خبر می‌دهد. اما با این خبر گویی سیاست‌های یک بام و دو هوا هنوز هم در رده‌های بالای مدیریت فرهنگی کشور ادامه دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 حاشیه های «ماه عسل» به روایت احسان علیخانی
 

آخرین قسمت از برنامه «ماه عسل» در حالی به روی آنتن رفت که پخش زنده آن متوقف شد و به جای آن، پیام های بازرگانی به روی آنتن رفت. در دقایق پایانی این برنامه «احسان علیخانی» اعلام کرد که این آخرین اجرای وی در برنامه «ماه عسل» است و دیگر مجری این برنامه نخواهد بود. وی در بخشی از اظهارات خود گفت: ما می رویم تا کسانی که از ما بهتر هستند به اجرای این برنامه بپردازند. بسیاری نسبت به این برنامه لطف داشتند اما برخی هم نسبت به لحن و نوع کلام من در این برنامه اعتراض داشتند. وی هم چنین در ادامه سخنان خود به کم تحملی برخی از مسئولان اشاره کرد که نمی توانند حتی نقدهای بسیار معمولی را تحمل کنند.علیخانی در حال صحبت با بینندگان بود که این برنامه یک باره و حتی بدون پخش شدن تیتراژ پایانی قطع شد و به جای آن، پیام بازرگانی به روی آنتن رفت. پس از پایان پیام های بازرگانی نیز پخش تکرار قسمت پایانی مجموعه تلویزیونی «پنجمین خورشید» به کارگردانی علیرضا افخمی آغاز شد. این در حالی بود که احسان علیخانی از این برنامه به عنوان آخرین اجرایش یاد کرد و خود را از این پس، «یک بیننده تلویزیون» نامید.این مجری و یکی از تهیه کنندگان ویژه برنامه «ماه عسل» پیش از  آخرین برنامه گفت: داشتن جسارت یکی از ویژگی های مهم یک مجری است. گوینده ای که جسارت نداشته باشد فرقی با یک بازیگر ندارد.

 

 

احسان علیخانی درباره بازخوردهای این برنامه در میان مردم و این که آیا آمار مشخصی از سوی روابط عمومی سازمان، در این باره به آن ها ارائه شده است یا خیر، گفت: واکنش هایی که نسبت به برنامه نشان داده شد، چه از طریق تلفن و پیامک و چه از طریق مطبوعات و مردم، حاکی از این است که برنامه دیده شده است. وی درباره میزان واکنش های منفی و انتقادهای مردم نسبت به این برنامه اظهار کرد: آن چه اهمیت دارد این است که برنامه دیده می شود. حال ممکن است برخی نوع اجرا را دوست نداشته باشند یا این که از فلان مهمان برنامه خوششان نیاید.علیخانی در پاسخ به این پرسش که به نظر می رسد معیار شما برای انتخاب مهمان هایتان استثنابودن آن ها در حوزه خاصی بوده است و آیا مبنای مشخص و تحقیق و پژوهش خاصی برای انتخاب مهمان ها و تعیین این استثنا بودن آن ها وجود داشته است، گفت: مهما ن هایی که دعوت کردیم لزوما استثنایی نبودند. ولی کسانی را آوردیم که از بطن مردم اند، قصه و غصه های زیادی دارند، ولی در طول سال دیده نشده اند.احسان علیخانی با بیان این که امسال مهمان های شهرستانی نسبت به سال های گذشته بیشتر بود، در پاسخ به این پرسش که آیا به دنبال این بودید که از افراد برجسته و سرشناس کشور در حوزه های مختلف دعوت کنید ولی به دلیل محدویت های رسانه ای یا احتمالا ممنوع التصویر بودن آن اشخاص موفق به این کار نشدید، گفت: ما به هیچ وجه به دنبال دعوت از افراد و شخصیت های برجسته نبودیم، ولی در موارد معدودی به دلیل وجود برخی مسائل نتوانستیم از افرادی برای شرکت در برنامه دعوت کنیم.علیخانی درباره اهمیت جسارت داشتن مجری در اجرای زنده و این که این جسارت به گونه ای باشد که از عرف و آن چه رسانه، مخاطب و مسئولان برمی تابند، خارج نشود و به پررویی تعبیر نشود، گفت: بدون شک داشتن جسارت یکی از ویژگی های مهم یک مجری است و گوینده ای که جسارت نداشته باشد، فرقی با بازیگر ندارد. البته جسارتی که مثبت و برای مردم پذیرفتنی باشد.وی ادامه داد: من به عنوان گوینده ملزم هستم مثل مردم فکر کنم، چون نماینده مردم در رسانه و شاهدی از واکنش های آن ها هستم، اصلا وظیفه من به عنوان گوینده این است که مثل مردم تعجب کنم، گریه کنم، سوال کنم و بخندم و...مجری و تهیه کننده برنامه «ماه عسل» در پاسخ به این که به اعتقاد برخی از بینندگان برنامه، جسارت شما گاهی به سمت پررویی می رود، اظهار کرد: من اعتقاد ندارم که این اتفاق افتاده باشد. به هر حال هر کسی سلیقه ای دارد اما کاری که من امسال شاید به اشتباه انجام دادم این بود که خودم را به خاطر مهمان های برنامه هزینه کردم.وی توضیح داد: برخی از مهمان ها اولین بار بود که جلوی دوربین قرار می گرفتند، استرس داشتند. من خودم را در مواقعی ظالم نشان دادم تا مظلومیت مهمان برنامه نشان داده شود و این فرق برنامه ما با برنامه های دیگر است.علیخانی درباره هماهنگ شدن خود و مهمان ها قبل از آغاز برنامه اظهار کرد: من هرگز قبل از برنامه با مهمان ها حرف نمی زنم چون می خواهم گفت وگو بکر و مستند باشد.وی در پاسخ به این پرسش که این ناهماهنگی قبل از برنامه، شاید این شبهه را در بینندگان ایجاد می کرد که شما آماده نیستید یا مطالعه نداشته اید، گفت: این کار سخت و به نوعی ریسک است. اما من دوست دارم مهمانم را اولین بار روی آنتن ببینم و به او سلام کنم. البته درباره موضوع گفت وگو وکلیات آن از قبل فکر می کنم.وی ادامه داد: مطمئن باشید من از همه کسانی که برنامه را می بینند، مهمان های دعوت شده را بیشتر دوست دارم و برایم مهم است که آن ها راضی از استودیو بیرون بروند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه چهارم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 پناهی رئیس هیئت داوران جشنواره فیلم مونترال شد
جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی برنده شیر طلایی ونیز، ریاست هیئت داوران سی و سومین جشنواره جهانی فیلم مونترال را بر عهده دارد.

اسکرین دیلی اعلام کرد سرژ لوسیک رئیس جشنواره جهانی فیلم مونترال با ستایش از سینمای ایران درباره انتخاب پناهی گفت: این انتخاب در ادامه تاریخ طولانی جشنواره مونترال برای ارج نهادن به سینمای ایران است. مجید مجیدی فیلمساز شایسته ایرانی در پنج سال سه‌ بار و برای فیلم‌های "بچه‌های آسمان"، "رنگ خدا" و "باران" جایزه اصلی جشنواره را به دست آورد و سینمای ایران همیشه حضوری موفق در این جشنواره داشته است.

ایجی اوکورا بازیگر و فیلمساز ژاپنی، دیوید لاهای بازیگر و تهیه‌کننده کانادایی، فرناندو مندس ‌لیته سرانو نویسنده و کارگردان اسپانیایی، پاسکال توماس فیلمساز فرانسوی، راینهارت واگنر آهنگساز فرانسوی و دایان دمرس دیگر اعضای هیئت داوران بخش مسابقه اصلی جشنواره مونترال هستند.

امسال سینمای ایران حضوری پررنگ در جشنواره مونترال دارد، فیلم‌های سینمایی "آتشکار" محسن امیریوسفی، "بیست" عبدالرضا کاهانی، "وقتی لیموها زرد شدند" محمدرضا وطن‌پرست و "پنالتی" انسیه شاه‌حسینی در بخش‌های مختلف سی و سومین جشنواره فیلم مونترال روی پرده می‌روند. پناه پناهی فرزند جعفر پناهی هم با فیلم کوتاه "فیلم اول" جوان‌ترین نماینده سینمای ایران است که در بخش تمرکز بر فیلم کوتاه حضور دارد.

جعفر پناهی فیلم‌های سینمایی "بادکنک سفید"، "آئینه"، "دایره"، "آفساید" و "دایره سرخ" را کارگردانی کرده است. فیلم‌های این کارگردان در جشنواره‌های خارجی مختلف مورد توجه قرار گرفته و جوایز متعددی دریافت کرده است.

فیلم "آفساید" خرس نقره‌ای جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره برلین، "بادکنک سفید" دوربین طلایی جشنواره کن، "طلای سرخ" جایزه ویژه نوعی نگاه، "آئینه" یوزپلنگ طلایی لوکارنو و جایزه فیبرشی جشنواره سن‌سباستین، "دایره" شیر طلایی ونیز و جایزه فیبرشی جشنواره ونیز و "بادکنک سفید" جایزه طلایی توکیو را به دست آورده اند.

سی‌ و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال بیست و هفت اوت با نمایش فیلم رسمی المپیک پکن "مشعل جاودانی" به کارگردانی گو جون با حضور کارگردان افتتاح می‌شود. این جشنواره تا هفت سپتامبر در شهر مونترال کانادا برگزار می‌شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 استقبال گسترده رسانه‌های ایران از سفر تبلیغاتی جومونگ
 
بازیگر نقش جومونگ عصر دیروز در حالی برای شرکت در یک نشست خبری وارد مرکز همایش‌های صدا و سیما شد که خودش از ذوق‌زدگی نمایندگان رسانه‌های گروهی ایران ذوق‌زده شده بود.

 پس از آنکه مجموعه کره‌ای "افسانه جومونگ" در میان مردم و بینندگان تلویزیون ایران محبوبیتی خاص و فوق‌العاده یافت، یکی از شرکت‌های تولید لوازم خانگی و الکترونیکی تصمیم گرفت از این محبوبیت به نحو احسن استفاده کند و بازیگر اصلی مجموعه را در تهران مقابل نمایندگان رسانه‌های گروهی قرار دهد.

تیزهوشی و وقت‌شناسی مدیران بازاریابی و تبلیغات این شرکت کره‌ای باعث شد سفر ایل گوک سونگ با ممنوعیت تبلیغات کالاهای خارجی در خیابان‌های تهران و تلویزیون ایران همزمان شود و دوستداران جومونگ ناگهان با انبوه تصاویر این بازیگر کره‌ای در رسانه‌های مکتوب ایران روبرو شدند که در کنار یا مقابل نمایشگرهای تولیدی شرکت ... ایستاده است.

به میکروفن‌های مقابل آقای جومونگ دقت کنید!

سرانجام انتظارها به سر رسید و جومونگ دیروز برای دیدار با انبوه دوستداران خود در ایران همراه با اعضای تیم ملی بسکتبال ایران قهرمان آسیا وارد فرودگاه امام خمینی (ره) تهران شد و خودش هم در نشست خبری عصر سه‌شنبه از تمام آنها که برای استقبال از وی ـ نه قهرمانان ملی ایران ـ رنج سفر تا فرودگاه را تحمل کرده و احتمالا شب را بیدار مانده بودند، تشکر کرد.

قرار بود نشست خبری آقای جومونگ ساعت 14 دیروز در مرکز همایش‌های صدا و سیما برگزار شود که این نشست با دو ساعت تاخیر ـ به دلیل استقبال بیش از اندازه مخاطبان از جومونگ ـ آغاز شد و وی به همراه چند محافظ، نمایندگان شرکت ... و مترجم مقابل نمایندگان رسانه‌های گروهی ایران نشست و به پرسش‌های آنها پاسخ داد.

پرسش‌هایی از جمله اینکه می‌دانسته در ایران این همه طرفدار دارد، از کدام فیلم ایرانی خوشش می‌آید، معنی نام و فامیلش چیست، نحوه تحصیل در رشته بازیگری در کره، حضور احتمالی در فیلم‌های ایرانی، ماندگارترین صحنه مجموعه جومونگ، شایعه ازدواج با سوسانو، روز تولد خود و چگونگی انتخاب نام خود توسط پدر و مادرش و...

جومونگ با تسلیت گفتن درگذشت یک ایرانی به خاطر خانم سوسانو، از اینکه جومونگ توانسته به نوعی از معضل ترافیک شهرهای بزرگ کم کند ابراز خوشحالی کرد. ضمن اینکه متوجه سئوال یکی از خبرنگاران ورزشی درباره علاقه خود به یکی از دو رنگ آبی یا قرمز نشد و گفت که معمولا لباس‌های یکرنگ می‌پوشد.

ایل گوک سونگ در پایان با دادن این مژده که اگر بار دیگر مدیران شرکت ... او را دعوت کنند، حتما دوباره به ایران سفر خواهد کرد، بسیاری از علاقمندانش را از نگرانی رهانید و به نشست خبری خود خاتمه داد. قرار است از اقامت سه روزه جومونگ در ایران یک فیلم مستند هم تهیه شود.

در ساعت‌های پایانی روز سه‌شنبه 27 مردادماه مدیران شرکت کره‌ای ... از خوشحالترین بیزنسمن‌های روی زمین بودند، چون با شمشیر جومونگ چند نشان زده و موفق شده بودند تصاویر تبلیغاتی جومونگ را در بسیاری از بخش‌های خبری صدا و سیما روانه خانه‌های مردم کنند و قانون ممنوعیت تبلیغ تلویزیونی برای کالاهای خارجی را ماهرانه دور بزنند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کیارستمی "رونوشت" را برای نمایش در سینماهای ایران نمی‌سازد
کیارستمی "رونوشت" را برای نمایش در سینماهای ایران نمی‌سازد
ماجرای ممنوعیت نمایش فیلم سینمایی "رونوشت برابر اصل است" عباس کیارستمی در سینماهای ایران از آن خبرهایی است که با یک سوء تفاهم آغاز شده و این خشت کج ظاهرا قرار است تا ثریا به راه کج خود ادامه دهد.

 پایگاه اطلاع‌رسانی سینمای اروپا پنجشنبه پیش خبری منتشر کرد با این مضمون که فیلمبرداری فیلم تازه کیارستمی با بازی ژولیت بینوش رو به پایان است و این فیلم هم مانند دیگر ساخته‌های اخیر فیلمساز سرشناس ایرانی در سینماهای ایران به نمایش عمومی درنمی‌آید و نسخه‌های DVD آن پنهانی بین مخاطبان دست به دست می‌شود.

کیارستمی در پاسخ به این پرسش که آیا فیلمش می‌تواند تغییری در واقیعت ایجاد کند هم گفته بود: فیلم می‌تواند قلب و ذهن تماشاگرانش را تغییر دهد. این خبر اوایل هفته در برخی رسانه‌ها با این مضمون مورد توجه قرار گرفت "فیلم جدید کیارستمی در ایران باز هم به صورت دی وی دی عرضه می‌شود."

 

 

مخاطبان سینما می‌دانند که عرضه یک فیلم در قالب DVD با دست به دست شدن پنهانی زمین تا آسمان تفاوت دارد و نام فروخته شدن یک فیلم در دستفروشی‌های کنار خیابان نمی‌تواند "عرضه در قالب DVD" تلقی شود. منظور خبرنگار ایتالیایی سینه‌یوروپ هم به احتمال زیاد همین دست به دست شدن پنهانی "رونوشت برابر اصل است" بوده است.

اما ماجرا وقتی جالبتر شد که یکی از اعضای شورای نمایش اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد درباره سرنوشت "رونوشت" کیارستمی اظهار نظر کرد و گفت: فیلمی که شخصی ساخته شده و پروانه ساخت نداشته باشد، نمی‌تواند اکران شود. پخش لوح فشرده آثار اینچنینی و اکران خصوصی آنها ممنوع [است] و پیگرد قانونی دارد.

این در حالی است که کیارستمی فیلم خود را خارج از ایران، با سرمایه خارجی و بازیگران خارجی و احتمالا برای جشنواره‌هایی مثل کن می‌سازد و هرگز هم جایی اعلام نکرده قرار است "رونوشت" را در سینماهای ایران اکران یا نسخه DVD آن را عرضه کند. طبیعی است که اکران در ایران تابع قوانین خاص است و احتمالا تمام سینماگران این قوانین را می‌دانند.

بر همین اساس دیروز برخی رسانه‌ها از جمله هالیوود ریپورتر با تیتر "رونوشت کیارستمی در ایران ممنوع شد" به استقبال اظهار نظر آن عضو شورای نمایش رفتند و چنین نتیجه گرفتند که به گفته یکی از مقام‌های رسمی وزارت ارشاد، ایران نمایش "رونوشت برابر اصل است" را ممنوع کرده است.

در شرایطی که وزارت ارشاد بیش از دو هفته است بدون وزیر فعالیت می‌کند و برخی جلسه‌های شوراهای معاونت سینمایی به دلایل مشخص برگزار نمی‌شود، دادن حکم ممنوعیت نمایش یک فیلم کاملا خارجی در ایران پیش از کامل شدن فیلم فقط می‌تواند به نوعی اظهار نظر عجولانه تعبیر شود و تنها فایده آن هم دادن یک تیتر جذاب به هالیوود ریپورتر است.

دوستان بهتر است اجازه بدهند وزیر ارشاد جدید به مجلس معرفی شود، رای اعتماد بگیرد، رسما فعالیت خود را در وزارت ارشاد آغاز و برای خود معاون سینمایی انتخاب کند، شوراهای نظارتی کار خود را آغاز کنند، فیلم کیارستمی آماده نمایش شود و تقاضای نمایش در ایران (در هر قالبی) ارائه دهد، بعد حکم کنند که "چون خارجی است" نمی‌تواند در ایران عرضه شود!

از آنجا که هنوز سرنوشت وزارت ارشاد و وزیر ارشاد، معاون سینمایی وی، مدیر کل نظارت و ارزشیابی و اعضای شورای نمایش این اداره کل هنوز مشخص نیست و معلوم هم نیست که "رونوشت برابر اصل است" قرار است چگونه وارد بازار سینمای ایران شود، هر گونه اظهار نظر درباره آن در رسانه‌ها صرفا نوعی خبرسازی به نظر می‌رسد.

فیلمنامه "رونوشت برابر اصل است" را کیارستمی نوشته که داستان یک نویسنده انگلیسی است که برای حضور در کنفرانسی درباره آثار اصل و رونوشت به ایتالیا سفر می‌کند. ژولیت بینوش و ویلیام شیمل در این فیلم بازی کرده‌اند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 عاشقان بازیگری بخوانند
 

بازیگرگزینی خوب می تواند كیفیت فیلم را تغییر دهد و هیچ كس منكر این نیست كه مخاطبان بی شماری در سراسر دنیا، به سبب نام فلان بازیگر به سینما می روند و قصه، فضا و كارگردان اغلب در اولویت بعدی قرار دارد. انتخاب بازیگر مناسب، هم در بازگشت پول و سرمایه موثر است، هم در جلب رضایت مخاطب و هم در كیفیت فیلم. سیستم انتخاب بازیگر در كشور ما، با استانداردهای جهانی فاصله بسیاری دارد. دلیل آن هم شاید به صنعتی نبودن سینمای ایران برگردد.

به گزارش سینمای ما، انتخاب بازیگر در ایران سیستم و روش مشخص و استانداردی ندارد. در بسیاری از موارد، به هزار و یك مسئله مرتبط و غیرمرتبط به بازیگری برمی گردد و بیشتر هم جنبه فردی و سلیقه ای دارد زیرا به بینش، نگاه سینمایی و حرفه ای كارگردان، دستیار كارگردان، مشاور كارگردان و عنوان جدید انتخاب بازیگر، مرتبط است. البته در بسیاری از موارد به ویژه در سینمای تجاری، نمی توان نقش ارتباط های شخصی، چهره های پرطرفدار و میزان موفقیت تجربه های قبلی یك بازیگر در ایفای نقش های مشابه را در نظر نگرفت. اما به دور از تمام گمانه زنی ها و حدس ها و صحبت های درگوشی، برای انتخاب بازیگر در سینمای ایران چه معیارهایی در نظر گرفته می شود و كارگردانان، منتقدان و بازیگران چه معیارها و ضوابطی را در این انتخاب دخیل می دانند؟

تجربه تئاتری یا تحصیلات دانشگاهی
 
اگر بیننده برنامه های زنده تلویزیونی باشید كه در بیشتر آن ها یك بازیگر مهم حضور دارد، با این سوال همیشگی كه آیا در رشته بازیگری تحصیل هم كرده اید، آشنا هستید كه میهمان در پاسخ آن، اگر هم تحصیلاتش مرتبط با سینما و بازیگری نباشد، حتما به گذراندن دوره تخصصی كوتاه یا بلندی اشاره می كند. ماجرای حضور در صحنه تئاتر و خاك صحنه خوردن و از نفس تماشاگر زنده بودن هم در همین برنامه های زنده تلویزیونی، مثل نقل و نبات بر زبان بازیگران، از جوان تا پیر جاری است. اما گذشته از همه این نمایش ها و حرف های تكراری و نه چندان باوركردنی، هنوز كه هنوز است داشتن تحصیلات دانشگاهی و تجربه اندوزی در صحنه تئاتر جدی و استاندارد، معیاری قوی و قابل استناد برای انتخاب یك بازیگر است. «بیژن میرباقری» كارگردان فیلم های «روز برمی آید» و «ما همه خوبیم»، تحصیلات دانشگاهی برای یک بازیگر را ضروری می داند. اما به ماجرای دیگری هم اشاره می كند: «تحصیلات فراآكادمیك برای یك بازیگر مهم تر از تحصیلات آكادمیك است، جهان بینی، آگاهی و نوع نگاه بازیگر به دنیاست كه او را از بقیه متمایز می كند و می تواند یكی از شاخص های انتخاب او باشد.»«مهرزاد دانش» ، استعداد ذاتی یك بازیگر را، شرط اصلی انتخاب او می خواند. اما بازیگری را در شرایط سینمای امروز به سن و سال متكی می داند: «بازیگر از سنی كه می گذرد به فراموشی سپرده می شود. در این سال ها هم می بینیم كه بیشتر تولیدات سینمای ایران فیلم های جوان گرا بوده است. شاید در دهه ۱۳۶۰ سینمای ما، سینمایی میانسال بود اما جوان گرایی شرط اصلی سینمای امروز است. زیرا شرایط انتخاب بازیگران، بر مبنای سن و سال تغییر كرده است.» «علی معلم» كه هم منتقد و هم تهیه كننده سینماست و گه گاه بازی هم می كند، حضور در تئاتر را تجربه مهمی می داند: «بازیگران تئاتر تجربه لازم را كسب كرده اند و معمولا بازیگران موفقی هستند. تحصیلات آكادمیك در سینما، حوزه های علمی و تكنیكی را به وجود می آورد كه می تواند شرط بسیار مهمی برای انتخاب یك بازیگر باشد. اما استعداد خدادادی در بازیگری را هم نمی توان نادیده گرفت.» تركیب آموزش و ذات بازیگر نكته ای است كه «حبیب رضایی»، بازیگر و بازیگردان شناخته شده سینما هم آن را مطرح می كند: «گاه ممكن است فردی به یك نقش خاص بخورد. انگار كه پایش درست هم اندازه آن كفش خاص است، در نتیجه انتخاب می شود. اما آن آدم الزاما به درد نقش های دیگر نمی خورد، مگر آن كه آموزش ببیند. در واقع بیشتر آدم ها در مسیر آموزش تغییر می كنند. یكی زمان كمتری لازم دارد و دیگری زمانی بیشتر.» البته در این میان افراد متفق القول، یك ویژگی را مختص بازیگران تئاتر می دانند. در حقیقت بیشتر عوامل پشت صحنه، كار كردن با بازیگران تئاتر را راحت تر می دانند، صدابرداران از صدای رسای بازیگران تئاتر خرسندند. مدیران تولید از اخلاق و انضباط حرفه ای و برخی هم از بازی آن ها. «رضا سخایی»، دستیار و برنامه ریز از جمله این افراد است: «بازیگرانی كه با ضابطه وارد سینما نشدند و پشتوانه تئاتری ندارند، در كار آدم های سختی هستند و حاشیه زیادی دارند. شك ندارم تجربه بازی در تئاتر، در كیفیت بازیگری موثر است و دست گروه كارگردانی را برای انتخاب بازیگر بازتر می گذارد.»

اما «حمید نعمت ا...» كه به انتخاب بازیگران با تركیب های عجیب و نامتعارف معروف است، تاكید می كند: «برای من، اعتبار و فیزیك بازیگر شرط اصلی است. این كه به نقش می خورد، با نقش تناسب فیزیكی دارد، و چقدر به ذهنیت من نزدیك است، اهمیت دارد.» «فرزاد موتمن»، كارگردان فیلم های «شب های روشن» و «باج خور»، فیزیك، سن و توانایی بازیگر را شرط انتخاب می داند و می گوید بازیگر باید به نقش بخورد: «سینمای ما پتانسیل بالای تولید دارد اما بازیگران مناسب، محدود هستند و ما با كمبود بازیگر در برخی سنین مواجهیم.»«حامد بهداد»، دانش آموخته رشته بازیگری كه هم در سینما و هم در تلویزیون بازی كرده و تئاتر را با اجرای موسیقی تجربه كرده است، مشكل را اساسی تر از این حرف ها می داند و اصرار دارد كه دست كارگردانان برای انتخاب بازیگر مناسب خالی است: «الان دست بسیاری از كارگردانان برای انتخاب خالی است. كسانی وارد عرصه بازیگری شده اند كه چیز زیادی ندارند و توانا نیستند. بنابراین همان یك فیلمی را هم كه بازی می كنند از سرشان زیاد است و خود به خود از گروه بازیگران حذف می شوند.»

بهداد یكی دیگر از مشكلات انتخاب بازیگر در ایران را بدسلیقگی و انتخاب های نادرست می داند: «همه سینمایمان بدسلیقه شده است، از كوچك و بزرگ، هیچ كس و هیچ چیز سرجای خود نیست، معیارهای انتخاب اشتباه است و بازیگرهای بسیاری را با بی سلیقگی جذب می كنیم و بی سلیقه كنار هم می چینیم. چیدمان مان بی سلیقه است و از بزرگ و كوچك هیچ كس جای خودش نیست.»

البته هیچ معیار مشخص و ثابتی، برای انتخاب بازیگر در سینمای ما وجود ندارد. برخی به عنصر غافل گیری تماشاگر در انتخاب بازیگر اعتقاد دارند، چنان كه «مانی حقیقی» در جواب انتقادهایی كه به انتخاب «ترانه علیدوستی» در فیلم «كنعان» شد، چنین پاسخ می دهد: «من از عنصر غافل گیری استفاده كردم. از بازیگرانی استفاده كردم كه به نظر همه، بهترین گزینه ها برای این نقش ها نیستند و این غافل گیری موجب جذابیت است.» به نظر او انتخاب بازیگر در شرایط فعلی روند خوبی را طی می كند و مشكلی ندارد: «مشکل خاصی وجود ندارد، حداقل برای من پیش نیامده است. البته همه چیز به نقشی بستگی دارد که کارگردان نیاز دارد. بعضی نقش ها با وجود اقتضای سنی نقش، به افرادی خاص در رده های سنی مشخص می خورد. همین باعث می شود انتخاب های ما محدود باشد.» فكر كردن به كسی كه قرار است نقش را ایفا كند البته هنگام نوشتن فیلم نامه، مهم ترین موضوعی است که برای مانی حقیقی اهمیت دارد: «نکته اصلی که درباره انتخاب نقش برایم مهم است، واکنش بازیگر هنگام قبول نقش است. این که چقدر نسبت به بازی در فیلم علاقه نشان می دهد و چه حرف هایی رد و بدل می شود.»

«مانی حقیقی» درباره این که چقدر دستش در انتخاب بازیگر باز است، این طور می گوید: «به فیلم بستگی دارد، اگر خودم فیلم را بسازم و فیلم ساختار ارزان تری داشته باشد، خودم تصمیم گیرنده هستم. همان طور که دو فیلم اولم را ساختم و از بازیگران ناشناس استفاده کردم. اما اگر ابعاد حرفه ای تر شود و تهیه کننده باتجربه تری کار را بپذیرد و بحث فروش مطرح شود، این تصمیم گیری محدودتر خواهد شد.»«محمدعلی طالبی» که بیشتر در حوزه کودک و نوجوان فیلم می سازد، محدودیت را اولین مشکل در انتخاب بازیگر می داند: «وقتی یک ستاره را به عنوان نقش اول فیلم در نظر می گیرید، تعداد دختران بازیگری که از پس نقش بربیایند، خیلی کم است. تکثر بازیگر وجود ندارد و تنها دو یا سه نفر هستند که می توانند فیلم بازی کنند و خیلی باید خوش شانس باشی تا زمانی که از آن ها برای بازی در فیلم دعوت می کنی، مشغول بازی در پروژه دیگری نباشند.»

«محمدعلی طالبی»، در انتخاب نقش هایش بیشتر از افراد ناشناس استفاده می کند و به گفته خودش از این قضیه حسابی سود جسته است: «افرادی که برای بازیگری انتخاب می کنم، اغلب افرادی هستند که خیلی جلوی دوربین نقش بازی نمی کنند و به قولی خودشان هستند. به این شیوه انتخاب بازیگری علاقه مندم و در آینده هم همین طور پی گیری می کنم. در مواجهه با این قشر، از پیچیدگی ها و محدودیت هایی که با ستاره ها داری، خلاص می شوی.»

اما این شیوه بین تهیه کنندگان و مردم جا نیفتاده است و تهیه کننده ها در درجه اول به بازگشت سرمایه ای فکر می کنند که برای ساخت فیلم صرف کرده اند:  «استفاده از ستاره ها فروش فیلم را تضمین می کند، اما از طرفی هم این تضاد با من کارگردان پیش می آید که دوست دارم در قصه ای که نوشتم، فردی که خودش در همان محیط است، ایفای نقش کند. اما خب مخاطبان و تهیه کنندگان هم علاقه مند هستند در فیلم چند ستاره وجود داشته باشد تا به نحوی فروش فیلم را تضمین کند.»

اخلاق حرفه ای، پول، روابط پشت صحنه و...
 چه كسی می تواند منكر روابط در هر شغلی شود؟! به طور قطع هیچ كس. اما گاه روابط جای ضوابط را می گیرد، مسئله پول مطرح می شود، چهره بازیگری بیشتر به دل می نشیند و همه عوامل دست به دست می دهد تا یك بازیگر انتخاب شود یا نشود. «رضا سخایی» كه مانند دستیاران كارگردان خیلی اوقات امر خطیر انتخاب بازیگر را برعهده می گیرد، این معیارها را هم قبول دارد و هم ندارد. او اصل را اخلاق حرفه ای می داند: «برای من به عنوان دستیار، اخلاق حرفه ای بازیگر، شرط اصلی است. به طور قطع من یا هر آدم دیگری برای انتخاب بازیگر اول سراغ آشنایان خود می رویم، اما نباید به دلیل رابطه توانایی و اخلاق حرفه ای بازیگر دیگری را نادیده گرفت. خیلی از بازیگران هم توانا هستند اما از آنجا كه روحیه جمعی ندارند، هیچ كس حاضر نیست آنها را به پروژه ای معرفی كند.» «حمید نعمت ا...» هم كه در دو فیلمش «بوتیک» و «بی پولی»، با ستاره ها و بازیگرهای مطرح همكاری كرد، اخلاق حرفه ای را عنصری تاثیرگذار می داند: «اخلاق حرفه ای یك بازیگر بی گمان در انتخاب او تاثیر جدی دارد. اما این فقط در مورد بازیگرها نیست همه عوامل باید حرفه ای باشند چون اخلاق اعضای گروه همه چیز را تحت الشعاع خود قرار می دهد.» البته او پای تهیه كننده را هم به میان می كشد: «تهیه كننده نیز در انتخاب بازیگر نقش كلیدی دارد، چون هر تهیه كننده ای حق دارد نگران بازگشت سرمایه اش باشد چون بازیگر تاثیر مستقیمی در فروش یك فیلم دارد.» «افشین هاشمی»، بازیگر و كارگردان تئاتر كه در سینما هم بازی می كند و جایزه بازیگری هم گرفته است و دستیار كارگردان هم هست، چهره بازیگر را مهم می داند، نه كافی: «به هر حال چهره بازیگر مهم است و مخاطب این را می خواهد او ترجیح می دهد بازیگر زیبا باشد اما باید فرهنگ انتخاب بازیگر را در سینمای مان عوض كنیم، چون چهره به تنهایی برای انتخاب یك بازیگر كافی نیست .»این اظهارنظر «هاشمی» درست در تضاد با نظر «مهرشاد كارخانی»، عكاس و كارگردان سینماست: «بازیگر باید فتوژنیك باشد و تماشاگر بتواند او را، دو ساعت تحمل كند.» به جز چهره، قرارداد یك بازیگر و این كه چقدر در قبال قرارداد از خود انعطاف نشان می دهد، برای تهیه كنندگان بسیار مهم است. علی معلم هم قرارداد را مسئله مهمی می داند: «مسئله قرارداد بازیگر ویژگی مهمی است، این كه بازیگر چقدر از نظر مالی امكان همكاری را فراهم كند، نكته ای است كه همه تهیه كنندگان در نظر می گیرند.» اما جدا از مسئله قرارداد و انعطاف بازیگران، ماجرای پول و دستمزد هم نكته ای است كه «حامد بهداد» به آن اشاره می كند: «گاهی در سینمای ما بازیگر پول می دهد یا با رابطه وارد سینما می شود، آن هم بازیگری كه به نظر من حتی نمی توان گفت لااقل چهره اش مناسب است. تنها پول و رابطه است كه به آن ها اجازه می دهد وارد سینما شوند و بازی كنند. »«بیژن میرباقری» هم كه آخرین ساخته اش «دوزخ، برزخ، بهشت» در نوبت اکران عمومی است، برای اثر هنری سه اصل قائل است كه بی ارتباط با بازیگری نیست: «اثر سینمایی یعنی متن، اجرا و اقتصاد. در نتیجه هر اثر هنری باید حیطه كارگردان، بازیگر و تهیه كننده را در نظر بگیرد. یك بازیگر آشنا با مخاطب نوعی از ارتباط و یك نابازیگر ارتباط دیگری را با مخاطب برقرار می كند.»

حرف آخر: آژانس بازیگرگزینی آری یا نه
 آخرین پرسش به بودن یا نبودن چنین تخصصی -بازیگرگزینی یا انتخاب بازیگر- در سینمای ایران برمی گردد. این كه در سینمایی كه استانداردها، الگوها و حتی ابعاد آن، با نمونه های جهانی متفاوت است و شرایط و قواعد خودش را دارد، بالاخره وجود فردی با عنوان انتخاب بازیگر، بازیگرگزین، یا آژانسی برای انتخاب بازیگر معنایی دارد یا نه؟ چنین حرفه ای كمك كننده و پیش برنده است یا امری زائد و اضافه تلقی می شود؟ شاید حتی به نظر بعضی ها خیلی هم تجملی (لوكس) بیاید. «حبیب رضایی» كه به جز بازیگری، ماجرای بازیگردانی و انتخاب بازیگر هم برایش بسیار جدی است و تا به حال بازیگران جوان خوش آتیه و بااستعدادی را هم به سینما معرفی كرده، در جایی گفته است که انتخاب بازیگر برایش دردسرها و حرف و حدیث هایی درپی داشته است كه دیگر می ترسد به سمت آن برود. به هر حال این ماجرا در سینما موافقان و مخالفانی دارد. «رضا درستكار» از جمله موافقان این موضوع است: «بازیگرگزینی و اصولا سینما پدیده ای وارداتی است. اگر از آن الگوهای امتحان پس داده بتوانیم به درستی استفاده كنیم، شاید جواب دهد. در واقع مشكل سینمای ایران همین كنار هم چینی های اشتباه است، به طوری كه مثلا در یك فیلم ما یك خانواده را می بینیم اما حداقل شباهت های ظاهری بین آن ها رعایت نشده است. در سینمای ما فقط مهم این است كه روایت جلو رود اما موارد فنی نادیده گرفته می شود و جزئیات چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. از سوی دیگر چرخه تولید و ورود نیرو به سینما هم متناسب نیست. برای همین است كه ما بعد از هدیه تهرانی سوپراستار نداشتیم و دستمان بسته است. به آژانس های انتخاب بازیگر نیاز داریم تا بازیگر تربیت كنیم. به نظرم وجود چنین شركت هایی می تواند، به سیستم تربیت بازیگر و انتخاب درست بازیگران كمك كند. به هرحال بودنش بهتر از نبودنش است.» گویا «نیما شاهرخ شاهی» كه با «پارك وی» به سینما آمد و او را در «دایره زنگی» هم دیدیم، به بحث انتخاب بازیگر خیلی اهمیت می دهد: «مهم ترین قضیه در سینما انتخاب بازیگر یك فیلم است. مسئول انتخاب بازیگر باید با ظاهر، رفتار، بازی و همه خصوصیات یك بازیگر آشنا باشد و علاوه بر آن رابطه خوبی با بازیگران داشته باشد تا بتواند سر هر پروژه ای كه می رود، بازیگرانی را كه خوب می شناسد با خود ببرد و بازیگران هم به او اعتماد كنند.» «بیژن میرباقری» هم بحث فضا را پیش می كشد و سینمایی كه صنعت نیست: «ما درباره یك صنعت حرف می زنیم؛ اما در سینمای ما صنعت وجود ندارد و این جور چیزها در آن صدق نمی كند. ما از كمپانی ها و آدم هایی حرف می زنیم كه كارشان اطلاع رسانی درباره بازیگرانی است كه كارگردان، آن ها را نمی شناسد ولی ما در سینمای خودمان این الگوها را نمی شناسیم. چون ما درباره هزاران بازیگر در سینمایمان حرف می زنیم. وقتی در فیلم های ما تعداد بازیگران از هشت نفر تجاوز نمی كند، چطور می توانیم این انتخاب ساده را به یك آژانس انتخاب بازیگر بسپاریم؟»

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه هفدهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خاک آشنا"؛ خروج از جشنواره فیلم فجر و درخشش در جشن خانه سینما
فیلم سینمایی "خاک آشنا" ساخته بهمن فرمان‌آرا در حالی پس از دو سال رنگ پرده را به خود دید که کارگردان آن معتقد است برخی اصلاحیه‌ها فیلم را به عکسی بدون چشم تبدیل کرده است.

 "خاک آشنا" هفتمین فیلم فیلمساز 68 ساله اصفهانی در مقام کارگردان است که از روز چهارشنبه هفتم مردادماه در گروه سینمایی آزادی اکران شده و در چهار روز اول نمایش 14.5 میلیون تومان فروخته است. رضا کیانیان، بابک حمیدیان، مریم بوبانی، بیتا فرهی و رویا نونهالی بازیگران اصلی فیلم هستند.

کارنامه فیلمساز:

بهمن فرمان‌آرا متولد 1320 اصفهان، دانش‌آموخته مدرسه هنرهای نمایشی لندن و کارگردانی سینما از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است. او فعالیت در سینما را سال 1350 با کارگردانی فیلم‌های مستند و کوتاه آغاز کرد. "خانه قمرخانم" نخستین فیلم بلند فرمان‌آرا در مقام کارگردان است که سال 1351 با بازی پروین ملکوتی و علی‌اکبر آقاجانی تولید شد.

او در 33 سالگی روی صندلی کارگردانی "شازده احتجاب" نشست که فیلمنامه آن را از رمان هوشنگ گلشیری اقتباس کرده و با همکاری وی آن را نوشته بود. فرمان‌آرا در این فیلم داستان زوال خاندان قاجار را به تصویر می‌کشد و ماجرای شازده احتجاب آخرین بازمانده قاجارها را روایت می‌کند که در نهایت خبر مرگ خود را از پیشکارش می‌شنود.

"شازده احتجاب" در سومین جشنواره بین‌المللی فیلم تهران جایزه بهترین فیلم را گرفت و جمشید مشایخی، فخری خوروش، نوری کسرایی، ولی شیراندامی، حسین کسبیان، فیروز بهجت‌محمدی، پروین سلیمانی و... در این فیلم فرمان‌آرا ایفای نقش کردند. "سایه‌های بلند باد" سال 1357 با بازی فرامرز قریبیان تولید و سعید نیکپور تولید شد و در جشنواره کن هم شرکت کرد.

 

اما احتمالا خود کارگردان هم نمی‌توانست پیش‌بینی کند که برای ساختن فیلم بعدی خود باید بیش از دو دهه صبر کند. فرمان‌آرا که با پیروزی انقلاب مدتی را خارج از ایران سپری کرده و ترجیح داده بود در آمریکا و کانادا فیلم نسازد، به ایران بازگشت و سال 1378 "بوی کافور، عطر یاس" را کلید زد.

فیلم همان سال در هجدهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و در 10 رشته نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد. ضمن اینکه توانست در هفت رشته از جمله بهترین فیلم، کارگردان، بازیگر مکمل زن، فیلمبرداری و موسیقی متن سیمرغ بلورین را از آن خود کند. "بوی کافور، عطر یاس" در چهارمین جشن خانه سینما هم درخشید و دو تندیس گرفت.

چهارمین فیلم فرمان‌آرا از جشنواره‌های برلینة استانبول و مونترال به ترتیب جایزه نتپک، جایزه فیپرشی و جایزه بزرگ هیئت داوران را برد. "بوی کافور، عطر یاس" داستان فیلمسازی است که به تازگی به ایران بازگشته و قصد دارد به سفارش تلویزیون ژاپن مستندی درباره آداب و رسوم پس از مرگ ایرانیان بسازد.

فرمان‌آرا دو سال بعد "خانه‌ای روی آب" را ساخت که در بیستمین جشنواره فیلم فجر نامزد پنج سیمرغ بلورین شد و هر پنج جایزه را در رشته‌های بهترین فیلم، بازیگر نقش اول و مکمل مرد (رضا کیانیان و عزت‌الله انتظامی)، بازیگر نقش مکمل زن (بهناز جعفری) و بهترین طراحی صحنه را برد. برخی ارجاعات سیاسی از نکات حاشیه‌ای "خانه‌ای روی آب" بود.

"یک بوس کوچولو" ششمین فیلم فرمان‌آرا است که سال 1384 ساخته شد و مهمترین حاشیه آن این بود که پائیز پارسال اعلام شد در مراحل تولید این فیلم داربست‌های مربوط به مرمت مقبره کورش باز و به بخشی از آن آسیب وارد شده است. گرچه در نهایت مشخص نشد ماجرا از چه قرار است و آیا فرمان‌آرا و گروه تولید او مقصر بوده‌اند یا نه.

درباره فیلم:

"خاک آشنا" محصول 1386 و داستان هنرمندی (رضا کیانیان) است که در گریز از هیاهو به روستایی در کردستان پناه برده و مشغول خلق آثار هنری است. ورود خواهرزاده جوان او به روستا در کنار وقایعی که آنجا رخ می‌دهد، باعث تغییری شگرف در زندگی مرد می‌شود و او را وامی‌دارد در شیوه زندگی خود بازنگری کند.

بابک حمیدیان، مریم بوبانی، بیتا فرهی، رویا نونهالی، نیکو خردمند، هدایت هاشمی، رعنا آزادی‌ور، فرزین صابونی و... از دیگر بازیگران "خاک آشنا" هستند که با وقفه‌ای دو ساله روی پرده سینماهای تهران رفته و فروش روزهای اول آن نشان می‌دهد مخاطبان چندان از تازه‌ترین فیلم فرمان‌آرا استقبال نکرده‌اند.

"خاک آشنا" همان سال به دلایلی از حضور و نمایش در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر بازماند، اما سال 1387 در دوره دوازدهم جشن بزرگ سینمای ایران ـ آن هم بدون داشتن پروانه نمایش عمومی ـ شرکت کرد و در 12 رشته نامزد دریافت تندیس خانه سینما شد. در واقع داوران جشن بی‌مهری جشنواره فجر را با این تعداد نامزدی جبران کردند.

هفتمین فیلم فرمان‌آرا در پنج رشته ـ از جمله بهترین کارگردانی ـ تندیس خانه سینما را برد و پس از یکسال کش و قوس سرانجام رنگ پرده را به خود دید. این فیلم دی‌ماه پارسال پروانه نمایش گرفت و پخش آن به هدایت فیلم سپرده شد. مصطفی شایسته هم همان زمان گفت: در حال بررسی شرایط و زمان مناسب اکران فیلم هستیم.

حاشیه‌ها و نقل قول‌ها:

نام "خاک آشنا" در میان فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره بیست و ششم فیلم فجر بود، اما به گفته فرمان‌آرا مسئولا‌ن شرط حضور فیلم را در جشنواره حذف صحنه‌ای از فیلم قرار دادند که از نظر او رکن فیلم بود؛ صحنه‌ای که نامدار پس از شنیدن خبر مرگ دوستش بر پله‌ها می‌نشیند و از ته دل گریه می‌کند.

فرمان‌آرا همان زمان تایید کرد به خاطر نپذیرفتن این شرط "خاک آشنا" از جشنواره حذف شده است: فیلم از چند هفته‌ گذشته آماده‌ نمایش بود و نظر به اینکه در حذف یک سکانس به توافق نرسیدیم، اجازه‌ شرکت در جشنواره داده نشد ... تماس گرفتند که یک سکانس اساسی از فیلم خود را دربیاورم تا در جشنواره اجازه‌ نمایش بگیرد. اما ترجیح دادم این کار را نکنم.

حاشیه‌های فیلم به همین جا و جا ماندن از قافله فیلم فجر ختم نشد و کمتر از 9 ماه بعد در دوازدهمین جشن خانه سینما حضور "خاک آشنا" در میان فیلم‌های حاضر در جشن شائبه‌ساز شد. معمول جشن خانه سینما این است که فیلم‌های دارای پروانه نمایش، حاضر در جشنواره و اکران‌شده در جشن داوری می‌شوند، اما فیلم فرمان‌آرا بدون این موارد داوری شد و جایزه هم برد.

امین تارخ دبیر جشن دوازدهم همان زمان به مهر گفت: آثاری که برای رقابت در جشن برای داوران به نمایش درآمده‌اند مشکل قانونی ندارند. تاکید می‌کنم تنها فیلم‌هایی در جشن شرکت می‌کنند که پروانه نمایش دارند یا در یک جشنواره معتبر داخلی حضور داشته‌اند. جشن خانه سینما صنفی است و ما ترجیح می‌دهیم وارد مناسبات غیر صنفی نشویم.

 

در مقطعی دیگر گفته شد محمدمهدی عسگرپور مدیر عامل خانه سینما مجوز نمایش این فیلم‌ها را برای هیئت داروان جشن خانه سینما گرفته و داوران به آنها رای نخواهند داد. اما اعلام فهرست نهایی نامزدهای جشن خانه سینما نشان داد علاوه بر نمایش "خاک آشنا"، "کتاب قانون" و "صد سال به این سال‌ها"، این فیلم‌ها مورد قضاوت قرار گرفته و نامزد نیز شده‌اند.

محمود اربابی، مدیر کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد، هم در واکنش به این اقدام خانه سینما به مهر گفت: قانون جشن خانه سینما برخلاف آن چیزی است که در حال حاضر اتفاق افتاده است، از همین رو برگزارکنندگان جشن خود باید پاسخ دهند که چرا چنین کرده‌اند.

در هر حال، "خاک آشنا" اواخر شهریورماه 1387 در جشن دوازدهم خانه سینما خوش درخشید و چند ماه بعد ـ زمستان 87 ـ از اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد پروانه نمایش گرفت تا گفته یکی از مدیران خانه سینما به حقیقت بپیوندد که گفته بود: این فیلم‌ها در آستانه گرفتن پروانه نمایش هستند!

فرمان‌آرا در تازه‌ترین اظهار نظر خود به مناسبت اکران "خاک آشنا" گفته است: گرچه در فیلم مسایلی درباره ارتباط نسل جوان و قدیمی جامعه هنوز وجود دارد. اما با برخی حذفیات فیلم مانند عکسی شده که چشم‌هایش را درآورده‌اند. هویت شخصیت‌های فیلم به نوعی گم شده، اما من امیدوارم مردم و تماشاگران خود این موارد را در ذهنشان جایگزین کنند.

پیشنهاد:

"خاک آشنا" همزمان با فیلم‌های "دلخون"، "کیش و مات" و "پستچی سه بار در نمی‌زند" به نمایش عمومی درآمده و پیش‌بینی می‌شود در رقابت برای فتح گیشه قافیه را به رقبای خود واگذار کند. جمعه گذشته فیلم فرمان‌آرا در حالی به فروش 6.5 میلیون تومانی رسید که "کیش و مات" جمشید حیدری همان روز 16 میلیون تومان فروخت.

اگر دنبال فیلمی می‌گردید که پر از ستاره چشمنواز باشد و داستانش را هم بتوان تا حدودی از همان صحنه‌های ابتدایی حدس زد، "خاک آشنا" آن نیست که شما دنبالش هستید. نه کیانیان و نونهالی و حمیدیان ستاره پولسازند نه فرمان‌آرا فیلمسازی که از عناصر تماشاگرپسند استفاده کند. "خاک آشنا" فضایی شبیه دیگر آثار فرمان‌آرا دارد و تماشای آن تا پایان حوصله می‌خواهد.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ترافیک بازیگران در خیابان تلویزیون
 
احمد صبریان

در سال های اخیر بنا به دلایل مختلف، بسیاری از بازیگران سینما مسافر دیار تلویزیون شده اند. آن ها که با نقش آفرینی های درخشان، توجه تماشاگران و منتقدان را به خود جلب می کردند، این روزها از این شبکه به آن شبکه سیما می روند. از بازیگران پیشکسوت گرفته تا نسل میانی سینما و بازیگران جوانی که هنوز، تازه طعم بازتاب تصویرشان بر پرده سینما را چشیده اند.

شاید یکی از دلایل اصلی این رویکرد، مخاطبان انبوه و میلیونی تلویزیون است. بینندگانی که راحت تر از تماشاگران سینما، بازیگران را نقد و بررسی می کنند و سخت گیری چندانی، در این ارزیابی از خود نشان نمی دهند، شاید هم دشواری های کار در سینما، اکران دیرهنگام آثار سینمایی و رکود تولید در سینمای ایران، برخی از بازیگران سینما را، به این صرافت انداخته است که با حضور و بازی در فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی، از دوران طولانی مدت بیکاری خود بکاهند. اگرچه برخی از بازیگران تلویزیون نقش آفرینانی هستند که هم در سینما سرشان شلوغ است و هم مدام، پیشنهادی تلویزیونی دارند. اما به هر حال در سال های اخیر بیشتر بازیگران سینما، ترجیح داده اند تلویزیون را کانون اصلی فعالیت های خود قرار دهند. اگرچه این روند به سود قاب شیشه ای است، اما هرگز نمی تواند جای خالی پرده سینما را برای این بازیگران پر کند بازیگرانی که در جذب مخاطب بیشتر و افزایش بینندگان تلویزیون تاثیر بسزایی دارند. اما شرایط تلویزیون هم اکنون به گونه ای شده است که به سبب تراکم تولید و کمبود زمان پخش، بسیاری از تولیدات این رسانه هم، باید در نوبت پخش باشد. نگاهی به فعالیت برخی از این بازیگران در تلویزیون خالی از لطف نیست.

کوروش تهامی مسافر یک قطار خاطره انگیز
 
ر فیلم به نمایش درنیامده و بلاتکلیف «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی کیا، بر پرده سینما ببینند، این روزها مشغول بازی در مجموعه تلویزیونی «خسته دلان» به کارگردانی «سیروس الوند» است. وی که پیش از این در فیلم هایی چون «این زن حرف نمی زند»، «شبانه» و «از دوردست» بازی کرده، در مجموعه تلویزیونی چون «زیرتیغ» محمدرضا هنرمند نیز ایفای نقش داشته است.وی درباره این سریال به خراسان می گوید: «خسته دلان» روایت مسافران قطاری است که هر یک با سرنوشتی که دارند، بخشی از داستان این مجموعه را در طول مسافرت رقم می زنند.در این سریال در کنار بازیگران مشهوری چون داوود رشیدی، مسعود رایگان، آناهیتا نعمتی، حسین یاری، علی نصیریان، پردیس افکاری، سعید پیردوست و ابراهیم آبادی ایفای نقش می کنم. سیروس الوند کارگردان فیلم هایی چون «یک بار برای همیشه»، «مزاحم»، «برگ برنده»، «تله»، «دست های آلوده» و «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» است. کوروش تهامی فیلم های «نسل جادویی»، «آن مرد می آید» و «شبانه» را آماده نمایش دارد.

الهام حمیدی و بازتاب تصویری زندگی یک خلبان مبارز
 
 الهام حمیدی نامش با فیلم سینمایی «خیلی دور خیلی نزدیک» سیدرضا میرکریمی، در محافل و جشنواره های سینمایی بر سر زبان ها افتاد. وی پس از آن نیز در فیلم هایی چون «دلداده»، «محیا» ، «سرگیجه»، «شهر آشوب»، «بچه های ابدی» و سریال «یوسف پیامبر» بازی کرد. وی در گفت وگو با خراسان اظهار می دارد: این روزها به شدت درگیر بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی «یدا... صمدی» هستم. سریالی که به دلیل مشکلات متعدد از سال ۷۰ متوقف شده بود، اما با ۸ بار بازخوانی فیلم نامه در ۳ سال گذشته، سرانجام جلوی دوربین رفت. «شوق پرواز» روایت گر زندگی سرلشکر خلبان «عباس بابایی» است که هنگام بازگشت از یک ماموریت هوایی، به شهادت رسید. وی می افزاید: «در این سریال ۱۳ قسمتی با بازیگران صاحب نام دیگری چون شهاب حسینی، افسانه بایگان، ستاره اسکندری، مهران رجبی، حسن جوهرچی، سعید نیک پور و بهمن زرین پور هم بازی هستم.» یدا... صمدی ساخت فیلم هایی چون «اتوبوس»، «معجزه خنده»، «سارای»، «ساوالان» و «شهر آشوب» را در کارنامه کارگردانی خود دارد. الهام حمیدی فیلم «ملک سلیمان» شهریار بحرانی را، در نوبت نمایش دارد.

فریبا کوثری با «دلنوازان» می آید
 
 فریبا کوثری که تماشاگران سینما بازی های تاثیرگذارش را در فیلم های سینمایی «دندان مار» مسعود کیمیایی و «خسوف» زنده یاد رسول ملاقلی پور به خاطر دارند، بازی در سریال تلویزیونی «بانو» به کارگردانی فرید سجادی حسینی را به پایان رساند. وی درباره این مجموعه تلویزیونی می گوید: «این سریال که برای پخش از شبکه سوم سیما آماده شده است داستان زنی را روایت می کند که پس از سال ها به شهری برمی گردد که مردمانش تصوری نادرست از او در ذهن دارند اما وی می خواهد این تصور اشتباه را از ذهن آنان پاک کند.»فریبا کوثری که بهار امسال با فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی، میهمان سالن های سینما بود، در مجموعه های تلویزیونی «معصومیت از دست رفته» داوود میرباقری و «بی صدا فریاد کن» مهدی فخیم زاده بازی کرده است. وی اظهار می دارد: در سریال «بانو» بازیگران دیگری چون داریوش ارجمند، سیاوش تهمورث، ساره بیات، کاوه خداشناس، زهرا سعیدی و مینا جعفرزاده نیز حضور دارند.

هم چنین مجموعه تلویزیونی «دلنوازان» به کارگردانی «حسین سهیلی زاده» را، آماده نمایش دارم. این سریال قرار است هر شب از شبکه سوم سیما، پخش شود. سیاوش خیرآبی، شاهرخ استخری، زهره فکورصبور و پرویز فلاحی پور، از جمله بازیگران «دلنوازان» هستند.

مهدی هاشمی از قصه ها و واقعیت ها می گوید
 
 مهدی هاشمی پس از پایان پخش سریال «اشک ها و لبخندها»، به کارگردانی «حسن فتحی» بیکار ننشست. اگرچه این سال ها کمتر در عرصه سینما به نقش آفرینی پرداخته است، اما پیشنهادهای خوب تلویزیونی را، رد نمی کند. وی به تازگی بازی در فیلم تلویزیونی «قصه ها و واقعیت ها» به کارگردانی «حجت قاسم زاده اصل» را به پایان رساند. وی در این باره می گوید: «این فیلم درباره آدم هایی است که قرار است نیم ساعت دیگر بمیرند اما خودشان، از مرگشان اطلاعی ندارند.» مهدی هاشمی که بازی های خوبش در فیلم های سینمایی «همسر»، «معجزه خنده»، «دو فیلم با یک بلیت» و «زرد قناری» در خاطر مانده، در سریال هایی چون «هزاران چشم»، «روزگار قریب» کیانوش عیاری و «افسانه سلطان و شبان» نیز بازی کرده است. هاشمی اضافه می کند: امین زندگانی، مجید مشیری، آتنه فقیه نصیری، امیرحسین مدرس، شبنم معززی و علی صالحی، از دیگر بازیگران فیلم تلویزیونی «قصه ها و واقعیت ها» هستند. به زودی نیز در فیلم سینمایی «پری دریایی» به کارگردانی همسرم «گلاب آدینه» به ایفای نقش می پردازم. رویا نونهالی، شهاب حسینی و جمشید هاشم پور نیز در این فیلم حضور خواهند داشت.

بیژن امکانیان از ناگفته های جنگ می گوید
 
 بیژن امکانیان که زمانی در بیشتر فیلم های سینمایی نقش اول جوان این آثار را بازی می کرد، پس از یک دوره کم کاری دیگربار به عرصه سینما برگشته است.

فیلم های «تقاطع» ابوالحسن داوودی، «قلقلک» و «غروب شد بیا» ازجمله آثاری است که در چند سال اخیر با بازی وی بر پرده سینما آمده است. امکانیان که بازی در فیلم هایی چون «گل های داوودی»، «دبیرستان»، «سربازهای جمعه»، «نابخشوده» و... را در کارنامه دارد، می گوید: «به زودی با فیلم تلویزیونی «یکی از میان ما» به کارگردانی «حبیب بهمنی»، میهمان شبکه دوم سیما می شوم. این فیلم در قالب داستانی جذاب به بیان برخی ناگفته ها و زوایای پنهان دوران دفاع مقدس می پردازد.»وی می افزاید: بابک انصاری، امیرحسین مدرس، اسماعیل سلطانیان و علی صالحی از دیگر بازیگران این فیلم تلویزیونی هستند. به تازگی نیز بازی در فیلم سینمایی «زیر آب» به کارگردانی «سپیده فارسی» را به پایان رسانده ام. این فیلم هم اکنون مراحل فنی را پشت سر می گذارد تا برای نمایش عموم آماده شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چرخ تولید در سینمای ایران به آهستگی می‌چرخد
 
در فاصله کمتر از 200 روز مانده به برگزاری بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر‌ چرخ تولید در سینمای ایران به آهستگی می‌چرخد.

 در ماههای اخیر تولید فیلم‌های سینمایی متاثر از شرایط اجتماعی روندی آهسته پیدا کرده است. کمتر پروژه‌ای در بخش خصوصی کلید خورده و حتی تولید فیلم‌هایی که در مراحل فنی هستند، به کندی پیش می‌رود. این وضعیت نگرانی‌هایی را برای برگزاری جشنواره بیست و هشتم به وجود می‌آورد و وضعیت این دوره را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد.

بنیاد سینمایی فارابی به تازگی فهرستی از تولیدات سینمای ایران در مراحل مختلف منتشر کرده که در این فهرست 47 فیلم مراحل مختلف تولید را پشت سر می‌گذارند و به زودی آماده نمایش می‌شوند. این آمار در نگاه اول امیدوارکننده است، اما باید در نظر گرفت که تمام این آثار در جشنواره بیست و هشتم روی پرده نمی‌روند.

آناهیتا نعمتی و مصطفی زمانی در فیلم سینمایی "آل"

بخشی از این آثار قابلیت نمایش در جشنواره را ندارند و بخشی به خواست و سلیقه تهیه‌کننده و کارگردان پیش از جشنواره و در زمان مناسب اکران عمومی می‌شوند، بخش دیگری در مسیر پر پیچ و خم فنی به نتیجه مطلوب نمی‌رسند و به جشنواره نمی‌رسند.معمولا فیلم‌‌هایی که در نیمه دوم سال تولید می‌شوند کمتر فرصت حضور در جشنواره را پیدا می‌کنند. پس می‌توان پیش‌بینی کرد که تولیداتی که در نیمه اول امسال کلید خورده‌اند بخش قابل توجهی از سهم جشنواره را به خود اختصاص دهند.

از میان این فیلم‌ها "فرزند صبح" بهروز افخمی، "پاداش" کمال تبریزی  و "ملک سلیمان" شهریار بحرانی سال گذشته تولید شده‌اند و قرار بود در جشنواره بیست و هفتم شرکت کنند، اما برای نمایش آماده نشدند. هشت فیلم سینمایی از میان تولیدات امسال برای نمایش در جشنواره مناسب نیستند و اگر فرصت پیش بیاید،قبل از جشنواره بیست و هشتم اکران عمومی می‌شوند.

فیلم‌های سینمایی "گل بارون" شاهین باباپور، "زندگی شیرین" قدرت‌الله صلح‌میرزایی، "در شب عروسی" رضا قهرمانی، "شیر و عسل" آرش معیریان، "لج و لجبازی" سیدمهدی برقعی، "وقتی که دزد بودم" شهرام شاه‌حسینی، "غریبه‌ای در شهر" جهانگیر جهانگیری و "خانواده ارنست" محسن میردامادی گزینه‌های مناسبی برای نمایش در جشنواره نیستند و برای مخاطب انبوه ساخته شده‌اند.

از این فهرست 39 فیلم بخت بیشتری برای حضور در جشنواره و رقابت در بخش‌های مختلف بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر را دارند. "فرزند صبح"، "پاداش"، "ملک سلیمان"، خیابان بیست و چهارم" سعید اسدی، "نفوذی" جمال شورجه، "یک گزارش واقعی" داریوش فرهنگ، "نظام از راست" محمد ورزی، "سفر مرگ" حسن آقاکریمی، "شکارچی" رفیع پیتز، "چهل سالگی" علیرضا رئیسیان"، "زندگی با چشمان بسته" رسول صدرعاملی، "کیمیا و خاک" عباس رافعی و "رز سفید" کامران قدکچیان

"شب واقعه" شهرام اسدی، "حوالی اتوبان" سیاوش اسعدی، "بیداری" فرزاد موتمن، "نیش و زنبور" حمیدرضا صلاحمند، "سن پترزبورگ" بهروز افخمی، "پسر آدم، دختر حوا" رامبد جوان،"نخودی" جلال فاطمی، "آناهیتا" عزیزالله حمیدنژاد، "پرواز مرغابی‌ها" علی شاه‌حاتمی، "لالایی" منیژه حکمت، "عصر روز دهم" مجتبی راعی، "باغ قرمز" امیر سمواتی، "زخم شانه حوا"

حسین قناعت، "آل" بهرام بهرامیان، "همبازی" غلامرضا رمضانی، "خواب‌های دنباله‌دار" پوران درخشنده، "راه آبی ابریشم" محمد بزرگ‌نیا،"تهران در جستجوی زیبایی" مهدی کرمپور، داریوش مهرجویی و سیف‌الله داد، "بی‌خوابی" محمدجعفر باقری‌نیا، "راند هفتم" سامان استرکی، "جایی نزدیک زمین" مهدی رحمانی و "پرسه در مه" بهرام توکلی آثاری هستند که قابلیت نمایش در جشنواره را دارند و در مراحلی هستند که حضورشان در جشنواره طبیعی به نظر می‌رسد.

در این روزها فیلمسازانی هم ترجیح می‌دهند پس از تغییر مدیران فرهنگی و شروع فعالیت دولت جدید، فیلم تازه‌شان را کلید بزنند. ابراهیم حاتمی‌کیا، رخشان بنی‌اعتماد، رضا میرکریمی، تهمینه میلانی، احمدرضا درویش، مجید مجیدی و... فیلمسازانی هستند که می‌توانند با حضورشان به جشنواره گرما و شور بیشتر بدهند، اما به نظر نمی‌رسد برنامه‌ای برای جشنواره بیست و هشتم داشته باشند.

شاید بهتر است بپذیریم که آسمان جشنواره بیست و هشتم کمتر ستاره دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه سوم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فراز و نشیب ممیزی در سینمای ایران
 
 
احمد صبریان

سینمای ایران در هر دوره از حیات پرفراز و نشیب خود، با مسائل و مشکلات فراوان و خاصی مواجه بوده است. از نبود فیلم نامه های منسجم و متون قابل اعتنا گرفته، تا کمبود تجهیزات فنی، سالن های نامناسب نمایش فیلم، اکران محدود فیلم های فرهنگی، هجوم یک باره کمدی های سطحی و سخیف بر پرده سینما و... . یکی از مشکلاتی که از ابتدای پیدایش سینما تاکنون، بسیاری از فیلم سازان با آن دست و پنجه نرم کرده اند، مسئله «نظارت و ممیزی» آثار سینمایی است. معضلی که گاه به توقیف کامل برخی فیلم ها و تولیدات سینمایی انجامیده است. متاسفانه نظارت و ممیزی نیز در هر مقطع زمانی و با روی کارآمدن مدیران و سیاست گذاران جدید، شکلی دیگر به خود گرفته است. هفته گذشته «مصطفی آل احمد» نسبت به ممیزی هایی که برای نمایش عمومی فیلمش، در نظر گرفته شده است واکنش نشان داد.

فیلم «پوسته» که نخستین فیلم بلند سینمایی «آل احمد» است، پیش از این در جشنواره فیلم فجر سال گذشته به نمایش درآمد. اما اکنون برای نمایش عمومی، با اصلاحیه های متعددی مواجه شده است. «آل احمد» اصلاحیه های وارد شده به این فیلم را غیرمعمول و کلی می داند و معتقد است: من فیلمی با موضوعی کاملا فلسفی ساخته ام. چون معتقدم که فیلم ساز، دغدغه های مهم تری از پرداختن به مسائل سیاسی روزمره دارد. در حقیقت سانسور و ممیزی، در راستای حفظ منافع ممالک مختلف صورت می گیرد، نه در رد مسائل تئوریک و نظری. وی بیان می کند: فیلم سازان ایرانی انتظار دارند کارشناسان اداره ارزشیابی و نظارت، هر فیلمی را در سبک و سیاق خاص آن، بررسی کنند نه این که همه چیز از نظر سیاسی ارزیابی شود. چگونه می شود فیلم نامه ای که بارها خوانده و فیلمی که بارها دیده شده است، به یک باره با ممیزی تازه ای روبه رو شود. من در چنین تصمیم گیری هایی، ردپای یک جریان پنهانی را می بینم. به نظر می رسد اداره نظارت و مسئولان فرهنگی، با نوعی ترس و واهمه از برخورد برخی تهیه کنندگان -که می کوشند به برخی آثار انگ بزنند- با آثار سینمایی مواجه می شوند. بی شک تا زمانی که این واهمه از بین نرود، نمی توانیم با آثار سینمایی برخوردی واقع گرا داشته باشیم.

سامان سالور کارگردان فیلم هایی چون «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» و «ترانه تنهایی تهران» است. آثاری که با وجود نمایش در جشنواره های معتبر جهان و کسب جوایز فراوان از محافل سینمایی کشورهای مختلف، هنوز امکان نمایش عمومی در ایران را نیافته است.

وی درباره سیاست های ممیزی و نظارت در سینمای ایران به خراسان می گوید: به نظر می رسد محدودیت های جدیدی دارد به سینمای ایران تحمیل می شود. محدودیت هایی که بی شک برای بسیاری از فیلم سازان، موانع زیادی ایجاد می کند. این مرزبندی ها، کار را برای کارگردانان سینما دشوار می سازد. در نتیجه همین ممیزی ها و نظارت های سلیقه ای و شخصی بیش از دو سال است که ما در مهم ترین مراکز سینمایی، جشنواره های معتبر جهانی و محافل سینمایی کشورهای مختلف، نمایندگان قابل اعتنایی نداریم. تجربه ثابت کرده است که سیاست های سلیقه ای مسئولان فرهنگی و سینمایی، هیچ گاه نتیجه خوبی را به همراه نداشته است. وی می افزاید: انگار آن ها از خاطر برده اند که پرچم ایران را در بیشتر مواقع، سینمای ایران در جهان برافراشته است. فیلم هایی که همواره باعث حفظ آبروی سینمای ایران، در جهان شده است. به گمان من دیگر نباید به برخی فیلم ها، این انگ را زد که فقر را بزرگ نمایی می کنند. یا فیلم سازان را متهم کرد که در آثارشان سیاه نمایی می کنند. چرا که معتقدم این حرف ها و شعارها، دیگر خیلی نخ نما و کلیشه ای شده است. بیشتر فیلم سازان ما به خوبی خط قرمزها را می شناسند. اگرچه شاید برخی آثار این گونه بوده اند اما نمی توان این موضوع را به کلیه آثار سینمایی تعمیم داد. بدین معنا که بگوییم کلیه فیلم هایی که در جشنواره های خارجی موفق بوده و درخشیده اند، مصالح عمومی کشور را زیر سوال برده اند. به گمان من فیلم هایی که زبان بین المللی شان را پیدا کرده و از استانداردهای سینمایی لازم برخوردار است، هم مورد توجه جشنواره های خارجی قرار می گیرد و هم نماینده حفظ هویت و اعتبار سینمای کشور است.

کمال تبریزی کارگردان آثاری چون «لیلی با من است»، «مهر مادری»، «یک تکه نان» و «همیشه پای یک زن در میان است»، از جمله فیلم سازانی است که یکی از آثار وی -«مارمولک»- چند سال پیش برای نمایش عمومی دچار ممیزی شد.

وی درباره نحوه نظارت و ممیزی در سینمای ایران معتقد است: قوانینی همانند آن چه در ایران اعمال می شود، در سراسر جهان وجود دارد. در صورتی که این قوانین نباشد، بی شک دچار هرج و مرج می شویم. وی به ایرنا می گوید: ما قوانین را خوب می نویسیم اما در اجرای آن، با مشکلات بسیاری روبه رو هستیم. مشکل اصلی ما، تفسیر قوانین است. هنگامی که نظارت و ممیزی -که در شکل قانونی اش پسندیده است- با توجیه و تفسیر، پای خود را از حد قانون فراتر می گذارد، مشکلات بیشتر خود را نشان می دهد.

ابوالفضل جلیلی از کارگردانانی است که بیشتر آثار وی هنوز به دلایل مختلف، پروانه نمایش عمومی دریافت نکرده است. فیلم های جلیلی از جمله «رقص خاک»، «دت یعنی دختر»، «ابجد»، «یک داستان واقعی» و... با این که در جشنواره های معتبر جهانی به نمایش درآمده و جوایز بسیاری را، برای سینمای ایران به ارمغان آورده است، اما هنوز امکان نمایش در ایران را نیافته است. جلیلی درباره نحوه نظارت و ممیزی در سینمای ایران نظر دیگری دارد. وی در گفت وگو با خراسان اظهار می دارد: ما درباره ممیزی، قانون مدونی نداریم. بیشتر قوانین ما در این باره، سلیقه ای است. به جرأت می توان گفت حتی تعریفی هم از «نظارت و ممیزی» نداریم. برخی مسئولان سینمایی هم بیش از آن که نگران جامعه و شرایط اجتماعی باشند، نگران موقعیت شخصی خود هستند. به نظر من ممیزی باید باشد، اما در حد قانونی و نهادینه شده ای که در همه عرصه ها هم وجود دارد. مثلا در اقتصاد اگر قوانین مالیاتی نباشد، هرج و مرج می شود. در حوزه سینما هم باید قوانینی وجود داشته باشد. اما قوانین مدونی که آدم هایی متخصص و کارشناس، روی آن کار کرده باشند. این قانون نباید با تغییر سیاست ها و مدیران، تغییر کند.

محمد رسول اف نیز از کارگردانانی است که نخستین ساخته اش به نام «جزیره آهنی»، هنوز امکان نمایش عمومی در سینماهای کشور را پیدا نکرده است. وی در این باره اظهار می دارد: فضا در مورد «جزیره آهنی» روشن نیست و تاکنون نیز پاسخ واضحی، به پرسش های من درباره وضعیت این فیلم داده نشده است. حتی برای برگزاری نمایش خصوصی این فیلم، با مشکلاتی روبه رو بوده ام. البته هر آن چه تاکنون در مورد این فیلم بیان شده، شفاهی بوده است. با آن که مرجع اصلی صدورپروانه نمایش فیلم ها، اداره ارزشیابی و نظارت است اما گاه افرادی می خواهند فراقانونی عمل کنند. من با نظارت و ممیزی مخالف نیستم، چون معتقدم یک اثر هنری، نباید مصالح عمومی کشور را تهدید و موجبات بحرا ن های اجتماعی را فراهم کند. اگر ممیزی بدون حب و بغض و قانونی و به دور از سلیقه های شخصی باشد، باید آن را پذیرفت. اما مشکل این است که در سینمای ایران نظارت و ممیزی، بیشتر براساس مصالح شخصی و نگرش ها و ایده های شخصی و سلیقه ای صورت می گیرد.

خسرو سینایی نیز با انتقاد از ممیزی سلیقه ای فیلم ها و سریال های تلویزیونی و برخورد نامناسب با سینماگران می گوید: من هنوز خاطره تلخی از ممیزی فیلم «عروس آتش» در پخش تلویزیونی آن دارم. وی جرح و تعدیل و ممیزی یک اثر را، توهین آمیزترین برخورد با یک اثر هنری می داند. سینایی معتقد است: فیلم ها و آثاری که از تلویزیون پخش می شود، مجوزهای لازم را برای نمایش از نهادهای مربوطه و وزارت ارشاد گرفته است. پخش کامل یک فیلم یا اثر سینمایی در تلویزیون، در حقیقت نگه داشتن حرمت خالق آن است و هرگونه جرح، تعدیل، ممیزی و نظارت سلیقه ای، بی حرمتی به اثر و خالق آن است.

محمود اربابی (مدیرکل ارزشیابی و نظارت معاونت سینمایی وزارت ارشاد)، هدف از نظارت و ممیزی در سینمای ایران را چنین بیان می کند: هر فعالیتی که در سینما انجام می شود، برای این که نسبت خود را با گذشته، حال و آینده بداند، نیازمند بازنگری و ارزشیابی است. نظارت کمک می کند تا این مسیر به درستی طی شود و در نهایت ما به اهداف از پیش تعیین شده برسیم. چنان چه رسیدن به این اهداف ممکن نشد، موارد و عواملی که باعث این اتفاق شده است -ممیزی و نظارت- بررسی می شود.

وی در گفت وگویی  تصریح می کند: سینمای ایران باید در فرآیند فرهنگی جامعه، نقشی موثر و تعیین کننده داشته باشد. بی شک برای تحقق این هدف، باید مکانیزمی حاکم باشد تا این مسیر را مورد ارزیابی قرار دهد. قصد و غرض اداره کل ارزشیابی و نظارت، بررسی و نظارت بر فرآیند به وقوع پیوستن اقداماتی است که می تواند ما را به هدف اصلی برساند. اربابی معتقد است: مهم ترین وجه کار ارزشیابی و نظارت، توجه به حرفه ای بودن حرکت در سینماست. تطبیق برآیند فعالیت های سینمایی با قوانین را، مسئولان اداره نظارت باید انجام دهند. کار این اداره، نظارت بر خروجی مجموعه سینماست. وی درباره تغییر قوانین ممیزی با تغییر مدیران سینمایی اظهار می دارد: این مسئله کاملا طبیعی است. نمی توان انتظار داشت که مدیران تغییر نکنند. همان گونه که فیلم سازان تغییر می کنند، مدیران هم در حال تغییر هستند. من ضمن این که می پذیرم آدم ها با هم متفاوتند، اما به این مسئله هم اعتقاد دارم که آدم ها در اداره نظارت و ارزشیابی تنها در حد قانون با یکدیگر تفاوت دارند. بی تردید نگارش قوانین فرهنگی با متر و معیار دقیق، کار بسیار دشواری است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه سی ام تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خسروشکیبایی خالق شخصیت‌هایی ماندگار و بی‌بدیل در سینمای ایران بود
پرونده سینمایی زنده‌یاد خسرو شکیبایی بخشی از حرفه و مهمترین بخش کارنامه بازیگری است که شخصیت‌هایی ماندگار و تکرارنشدنی در سینمای ایران به یادگار گذاشت.

 مرحوم شکیبایی در سال‌های آخر زندگی در آثاری ایفای نقش کرد که در شان او نبود، انبوه فیلم‌های تلویزیونی و آثاری که کارگردان‌هایشان چهره‌های شناخته‌شده نبودند و تنها برگ برنده‌شان این بود که شکیبایی در آنها بازی می‌کرد. دیدن بازیگر محبوبمان در قاب‌های زشت و بدقواره این فیلم‌ها و تلاش او برای گرما دادن به این آثار غمگین‌کننده بود.

ستاره بزرگ و محبوب سینمای ایران با انبوهی از نقش‌های تکرارنشدنی و ماندگار در تاریخ سینما در آثاری بازی می‌کرد که نه تنها به اعتبار و منزلت حرفه‌ای او نمی‌افزود، بلکه خاطره نقش‌آفرینی‌های درخشانش در "هامون"، "کیمیا"، "پری"، "سارا" و... را کمرنگ می‌کرد. شکیبایی بازیگری بزرگ و تکرارنشدنی بود که می‌توانست با حضورش مقابل دوربین به هر اثر انرژی بدهد و ضعف‌های آن را بپوشاند.

 

زمانی که سلامت بود هر نقش را به اتفاقی تازه در کارنامه‌اش تبدیل می‌کرد، مهم نبود در فیلم داریوش مهرجویی بازی می‌کند یا مجموعه‌ای تلویزیونی. مهم این بود که با هوشمندی ویژگی‌های هر نقش را درک می‌کرد و می‌کوشید حضوری باورپذیر داشته باشد. استفاده درست از صدا و میمیک و لحن خاصش تاثیرگذار و دوست‌داشتنی بود.

شکیبایی که سال‌ها در تئاتر بازیگری را تجربه کرده بود، در میانسالی به شهرت و محبوبیت رسید. 45 ساله بود که در "هامون" بازی کرد اما جوانتر به نظر می‌رسید و تا سال‌های آخر همچنان این ویژگی را حفظ کرده بود. گرچه هرگز سیمای ستاره‌ها را نداشت، اما عملا سال‌ها ستاره سینمای ایران بود و نامش عده‌ زیادی را به سالن‌های سینما می‌آورد.

بسیاری از بازیگران همدوره‌اش دوست داشتند مقابلش نقش‌آفرینی کنند و بیشترآنها از این تجربه‌ها خاطره‌های خوش داشتند. اما با دانستن همه این ویژگی‌ها بازی در فیلم‌های سینمایی "دلشکسته"، "نسکافه داغ داغ"، "دایناسور" و فیلم‌های تلویزیونی "مسافر" و "سومین روز پس از مرگ" را توجیه نمی‌کند.

بازیگری که در شرایط سخت در "اتوبوس شب" و "چه کسی امیر را کشت؟" حضوری درخشان داشت و بازی خاطره‌انگیزش در "شب" ماندگار است، می‌توانست گزیده‌کارتر بماند و خود را هزینه هر کارگردان تازه‌کار نکند.  دیدن شکیبایی درهم شکسته و خسته روی پرده اندوهی عمیق داشت، اما توانایی‌های شکیبایی تمام نشده و حتی تحلیل نرفته بود و این فیلم‌ها بودند که برای او کوچک شده بودند.

روزی روزگاری

تصویر خسرو شکیبایی در مجموعه تلویزیونی "روزی روزگاری" دوست‌داشتنی است، تصویری که کمک کرد این ستاره محبوب سینما برای مخاطب عام شناخته شود. "روزی روزگاری" اتفاقی بود که شکیبایی نیاز داشت تا تبدیل به بازیگر محبوب مردم شود و فراتر از هواداران "هامون" علاقمندانی پیدا کند.

او در سال‌هایی که برای مخاطب سینما شناخته شده بود در "روزی روزگاری" مقابل دوربین رفت. فضای متفاوت مجموعه و جذابیت نقش مرادبیک بستری فراهم کرد تا قابلیت‌های شکیبایی بیشتر دیده شود. کارنامه تلویزیونی او به "روزی روزگاری" ختم نمی‌شود. زمانی که با "خانه سبز" به تلویزیون برگشت در اوج محبوبیت بود. سیمای مرد خانواده، رمانتیک و احساساتی را که در سینما هم تجربه کرده بود با خود به تلویزیون آورد.

شخصیتی شیرین و دوست‌داشتنی که تکرار هامون و هیچ نقش دیگری نبود، "خانه سبز" بدون او، بدون صدا و نگاههای گرمش قابل تصور نیست. مجموعه هنوز و در دیدارهای مکرر تاثیرگذار است و دیدن شکیبایی با آن لبخندهای دوست‌داشتنی باور مرگ این ستاره را سخت می‌کند.

"سرزمین سبز" به اندازه "خانه سبز" موفق نبود، لحظه‌های گرمی داشت اما کامل و بی‌نقص نبود و تکرار جذابیت‌های "خانه سبز" اشتیاقی در بیننده برنمی‌انگیخت. "در کنار هم" اما تصویر دوست‌داشتنی ستاره شیرین را کامل می‌کرد. آمیزه ویژگی‌های مثبت و منفی که شکیبایی استاد خلق‌شان بود در نقش وکیل این مجموعه به چشم می‌خورد. او این تجربه را در "کاکتوس" هم داشت.

اما بازی در مجموعه‌های "بوی گل‌های وحشی" و "آواز مه" در کارنامه شکیبایی نمره منفی محسوب می‌شود. بازی در آثاری غریب و پر از ایراد که بازیگران در آنها حضوری تاثیرگذار و باورپذیر نداشتند. بازیگری که کارنامه تلویزیونی درخشانی داشت، در دهه 80 با رونق ساخت فیلم تلویزیونی در آثاری مقابل دوربین رفت که در شان او نبودند.

سه دهه متفاوت

خسرو شکیبایی در سه دهه 60، 70 و 80 سینمای ایران حضوری پررنگ داشت. اما کارنامه سینمایی‌اش در این سال‌ها یکسان نبود. دهه 70 پربارترین دوره کاری این بازیگر محبوب است. دوره‌ای که درخشش در "هامون" فضایی برای کار و تجربه کردن نقش‌های متفاوت برای او به وجود آورد و شکیبایی در دوره‌ای درخشان بخت همکاری با کارگردان‌های شاخص سینمای ایران را به دست آورد.

در این دوره او بازیگری است که هم محبوبیت و اقبال مخاطب را دارد و هم به دلیل توانایی و قابلیت‌هایش می‌تواند با کارگردانان طراز اول سینما همکاری کند. شکیبایی نقش‌های متفاوت کارنامه‌اش را در این مقطع بازی کرد، نقش‌هایی که تا سال‌ها در خاطر دوستدارانش ماند.

بازی در مجموعه‌های "روزی روزگاری" و "خانه سبز" و فیلم‌های "یکبار برای همیشه"، "عاشقانه"، "پری"، "کیمیا"، "سارا"، "بانو" و "خواهران غریب" در این سال‌ها نشان می‌دهد شکیبایی چهره‌ای قابل اعتماد برای سینمای روشنفکری و هنری بوده و به همین میزان برای مخاطب عام هم جذاب و دوست‌داشتنی است؛ در میانسالی که با معیارهای رایج ستاره‌ها همخوان نیست.

اما چه کسی می‌تواند بگوید حرکات و لحن و صدای شکیبایی در "خانه سبز"، "عاشقانه"، "کیمیا" و "خواهران غریب" برای مخاطب شیرین و دوست‌داشتنی نبوده است؟ به اندازه کدام ستاره جوان آن سال‌ها نقش‌های متفاوت به او پیشنهاد می‌شد. دهه 60 شکیبایی با پدیده‌ای مانند "هامون" کشف می‌شود.

او که سال‌ها روی صحنه تئاتر بود و در فیلم‌هایی هم بازی کرده بود، با فیلم مهرجویی برای مخاطب شناخته شد. دهه 60 با "خط قرمز" برای شکیبایی آغاز شد همکاری با مسعود کیمیایی که در آن سال‌ها مهمترین فیلمساز سینمای اجتماعی بود می‌توانست زمینه دیده شدن این بازیگر بزرگ را فراهم کند اما اکران نشدن این فیلم کشف شکیبایی را به تاخیر انداخت.

او در این فاصله در فیلم‌هایی مقابل دوربین رفت که هیچکدام آثار شاخصی نبودند اما چهره و نام شکیبایی را معرفی کردند. با نگاه دوباره به این آثار می‌توان قابلیت‌ها و استعدادهای او را درک کرد. بازیگر میانسالی که مخاطب نمی‌شناختش اما جنس بازی و قدرتش مقابل دوربین تاثیرگذار بود.

شکیبایی در "شکار"، "دزد و نویسنده" و "رابطه" بارقه‌ای از نبوغش در بازیگری را عیان کرد اما زمان لازم بود تا او با نقش هامون در سینمای ایران جاودانه شود. در همین دوره است که شکیبایی در تئاتر تلویزیونی "مدرس" بازی می‌کند. "مدرس" با شکیبایی ماندگار شده و جز او و آن مونولوگ تکرارنشدنی مخاطب از این تئاتر تلویزیونی چیزی به خاطر نمی‌آورد.

دهه 80 دوران پرفراز و نشیب کارنامه شکیبایی ثبت شده است. دورانی که با مرگ ستاره ناتمام می‌ماند اما تصویری که از این سال‌ها در ذهن می‌ماند تصویر ستاره‌ای است که همچنان محبوب و قابل اعتماد است، هر چند درخشش و اوج روزهای گذشته را ندارد. ستاره‌ای که محبوبیت و توانایی‌اش را در آثاری هدر می‌دهد که در حد و اندازه او نیست.

شکیبایی در این سال‌ها نقش‌هایی بیادماندنی در "کاغذ بی‌خط"، "ستاره‌ بود"، "سالاد فصل"، "حکم"، "چه کسی امیر را کشت؟" و "رئیس"، "اتوبوس شب" و "شب" بازی کرد. اما بخش قابل توجه کارنامه کاری شکیبایی در این سال‌ها به انبوه فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی برمی‌گردد.

پرونده سینمایی شکیبایی در اوج به پایان نرسید، اما او همچنان بازیگری محبوب بود. بازیگری که حضورش در یک فیلم نازل تلویزیونی عده زیادی را پای تلویزیون می‌نشاند تا نشانه‌هایی از بازیگر محبوبشان بیابند. بازیگری که سینمای ایران هرگز او را فراموش نمی‌کند. بازیگری که از صحنه تئاتر به سینما آمد تا نقش‌هایی را جان بدهد و در حافظه مردم یک سرزمین حفظ شود.

 

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کم توجهی رسانه ملی به رویدادهای ادبی- هنری
 
احمد صبریان

«ادبیات و هنر» در بیشتر کشورهای جهان، به عنوان پشتوانه ای فرهنگی، همواره مورد توجه سیاست گذاران، نهادهای دولتی و رسانه های خصوصی یا وابسته به دولت بوده است. اگر با نگاهی بدون حب و بغض بخواهیم نقش رادیو و تلویزیون را در تقویت پایه ها و بنیادهای ادبی و هنری کشورهای شرق و غرب بررسی کنیم، بی تردید این نکته برایمان آشکار خواهد شد که این دو عرصه مهم و سرنوشت ساز همپای مقوله های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی برای دولتمردان و بنگاه های دولتی و خصوصی، رسانه های تصویری و شنیداری، مطبوعات و نشریات جایگاه ویژه خود را دارد. بدین معنا که اگر یک حادثه، رخداد و اتفاق سیاسی در کشورهای غربی یا شرقی کانون توجه قرار می گیرد و رسانه ها بخشی از مهم ترین بخش های خبری خود را به بازتاب این رویداد اختصاص می دهند، به همان اندازه نیز در انتشار و بازتاب وسیع، گسترده و جهانی رویدادهای فرهنگی، هنری و ادبی اهتمام فراوان دارند. پایگاه های اینترنتی خبری، نشریات و مطبوعات، رادیو، تلویزیون و شبکه های ماهواره ای نیز در این شرایط، با اختصاص مهم ترین بخش خود به مرور سرفصل های اخبار، اتفاق ها و رویدادهای ادبی- هنری، به بازتاب این جریان های فرهنگی می پردازند. بی تردید در دنیای معاصر به سبب مشکلات فراوانی که برای مردم وجود دارد، رسانه های تصویری جایگاهی فراتر از نشریات و رسانه های نوشتاری و مکتوب یافته اند. اگر امروز ما جزئی ترین اخبار ادبی- هنری جهان را بر تلکس های خبری، سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای پی گیری می کنیم، نشان از سیاست های ویژه و منحصر به فرد آن ها، در انتقال، بازتاب و بررسی شرایط ادبی- هنری جامعه خویش به جهانیان دارد. بی شک با توجه به طیف انبوه مخاطبان و در اختیار داشتن رسانه های پیشرفته خبری، می توان ثانیه به ثانیه از اخبار و رویدادهای سیاسی، اقتصادی، ادبی، هنری و اجتماعی آن ها آگاه شد. اگر امروز رخدادهای ادبی و هنری غرب با سرعتی فزاینده و در شمارگان بالا به اطلاع مخاطبان جهانی می رسد باید آن را مرهون سیاست های منسجم دانست که به منظور معرفی، شناسایی و تسلط ادبی و هنری آن ها بر دیگر کشورها پایه ریزی شده است. البته اگر وجه اطلاع رسانی این قضیه را نیز از نظر دور نداشته باشیم، باید اعتراف کرد که جهان ادبیات و هنر برای آن ها به همان میزان ارزشمند و مهم است که رخدادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برایشان در کانون توجه قرار می گیرد. اما متاسفانه ما با وجود برخورداری از ادبیات، هنر و فرهنگ گرانسنگ و دیرینه پایمان، هنوز سهم چندانی در رسانه های تصویری خود نداریم. صدا و سیما به عنوان رسانه ملی چنان در انتشار و بازتاب مهم ترین رخدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی رویه ای افراطی را پیش گرفته که چندان جایی برای اطلاع رسانی اخبار ادبی- هنری باقی نمانده است. اگر بخش های مختلف خبری صدا و سیما را در نظر بگیریم به این حقیقت تلخ می رسیم که سهم ادبیات و هنر کشور در این رسانه و بازتاب رخدادهای هنری و ادبی و اطلاع رسانی آن به مخاطبان مشتاق چنان اندک است که گاه مایه تاسف اهالی فرهنگ، ادب و هنر را فراهم می کند. در شرایطی که برای کوچک ترین موضوع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میزگردهای کارشناسی تشکیل داده می شود و با حضور صاحب نظران به بحث و تبادل نظر می پردازند، برای مهم ترین رخداد ادبیات و هنر کشور اگر به نظر آنان قابل طرح باشد، در حد یک خبر کوتاه و گذرا به آن بسنده می شود. شمار اندک برنامه ها و جنگ های ادبی، هنری، سینمایی، نبود میزگردهایی درخصوص مباحث ادبیات و هنر، اختصاص نیافتن شبکه ای به پخش، بررسی و نقد رویدادهای هنری- ادبی و... آن هم با توجه به نقش مهم، سرنوشت ساز و تاثیرگذار ادبیات و هنر بر تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. به راستی چند درصد از مخاطبان ادبیات، فرهنگ و هنر، جدیدترین و مهم ترین رخدادهای این عرصه را از طریق رسانه ملی پی گیری می کنند؟ در حالی که بیشتر نشریات و مطبوعات با اختصاص صفحه ای خاص به این موضوعات و نیز در نظر گرفتن ستون های خبری ویژه در بازتاب اخبار هنری، ادبی و سینمایی کشور تلاش شایان توجه و درخور تقدیری دارند، بی توجهی رسانه ملی به مسائل مهم این عرصه، جز این که اعتبار خود را به عنوان یک رسانه فراگیر و ملی زیر سوال ببرد و موضع مخالف خود را با ادبیات و هنر آشکار کند، پیامد دیگری به همراه ندارد. به راستی چند درصد از اخبار روزانه صدا و سیما به انتشار و بازتاب رخدادهای ادبی- هنری اختصاص دارد؟ چند درصد از اخبار مهمی که روزانه در نشریات و مطبوعات کشور به چاپ می رسد، از طریق رسانه ملی به گوش مخاطبان می رسد؟ تا چه میزان این رسانه در تعالی عرصه های ادبی و هنری کشور -به جز در ایام مناسبتی- که آن هم در حد یک اشاره کوتاه بوده، کوشیده است؟ شمار برنامه های تخصصی و میزگردهای ادبی- هنری و حضور صاحب نظران عرصه ادبیات و هنر در رسانه ملی تا چه حد است؟

اگر بخواهیم با آمار و ارقام درصدد پاسخ گویی به این پرسش ها برآییم، شاید حسرت دیگری در دلمان جا خوش کند و آه از نهادمان برآید. اما آنچه مسلم است این است که رسانه ملی به عنوان رسانه ای فراگیر که وظیفه آن اطلاع رسانی، برنامه سازی های متفاوت در عرصه های مختلف، تنویر افکار عمومی و فراهم کردن بستری لازم برای حضور بیشتر فرهیختگان و صاحب نظران است، در عرصه ادبیات و هنر نتوانسته است نقش تاثیرگذار خود را به انجام رساند. در حالی که جزئی ترین خبر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بارها و بارها در بخش های مختلف خبری رادیو و تلویزیون و در ساعات مختلف از شبکه های مختلف پخش می شود. مهم ترین اخبار عرصه ادبیات و هنر در کنداکتور پخش این رسانه جایی ندارد. درشرایطی که برای هر موضوع پیش پا افتاده و بارها مطرح شده ای، مصاحبه، گزارش، میزگرد و نقد برگزار می شود، کمتر شبکه ای درخصوص ادبیات و هنر کشور به برنامه سازی می پردازد.این حقیقت تلخ زمانی بیشتر آزاردهنده می شود که همین اخبار در شبکه های مختلف ماهواره ای خارج از کشور به نحو گسترده ای پوشش می یابد و با تهیه گزارش های مختلف سعی در جذب مخاطبان عرصه ادبیات و هنر ایران به خود را دارند. در حالی که شبکه های بی.بی.سی، سی.ان.ان، یورو نیوز، العالم، بلومبرگ، الجزیره و زی. اد.اف با برگزاری دوسالانه هنری ونیز و حضور پررنگ هنرمندان ایرانی، بخش مهمی از برنامه های بخش فرهنگی خود را به بازتاب این رویداد، گفت وگو با هنرمندان ایرانی و نمایش آثار هنرمندان ایرانی در این رخداد معتبر بین المللی اختصاص می دهند، شبکه های مختلف تلویزیون ایران بدون هیچ اشاره ای به چنین رخداد مهم و بحث برانگیزی، به پرکردن آنتن های خود با برنامه های سیاسی و اقتصادی می پردازند. زمانی که فروش آثار هنری ایران در حراج «ساتبی» خبرنگاران شبکه های مختلف را به این محل می کشاند که با تهیه گزارش های تصویری و صوتی ناخواسته به مطرح کردن نام ایرانیان بپردازند، با هیچ گونه بازتاب تصویری و شنیداری از این خبر مهم در رسانه های ملی مواجه نمی شویم. اگر مدیران، مسئولان و سیاست گذاران رسانه ملی به این حقیقت برسند که زیربنای توسعه ملی، توجه به پایه های فرهنگی از جمله ادبیات، هنر و سینمای کشور است، بی شک به این عرصه سرنوشت ساز اهمیت بیشتری می دهند. هنگامی که هم زمان با بزرگ داشت فردوسی در ایران خبرنگار شبکه «ART» به میان صاحب نظران و فردوسی شناسان از کشورهای مختلف می رود و با تهیه گزارش هایی از آذربایجان، ارمنستان، ایتالیا، آلمان، روسیه، ترکیه به بازتاب تصویری حضور تندیس های فردوسی در این کشورها می پردازد، صدا و سیمای ما از پوشش خبری  همایش ها، سخنرانی ها و میزگردهایی که در همین خصوص در کشورمان برگزار می شود، پرهیز می کند. انگار باید بپذیریم که آن ها برایمان دایه مهربان تر از مادرند.بی شک با استمرار چنین روندی دور از ذهن نیست که به سبب بی توجهی رسانه ملی به عرصه ادبیات و هنر در وجوه گوناگون خبری، تحلیلی، نقد و بررسی، در آینده ای نه چندان دور، نسل آینده کشور باید حتی نام مفاخر ادبی و هنری کشورش را، از زبان گویندگان شبکه های مختلف ماهواره ای بشنود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه هفتم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 تولید انبوه فیلم های تلویزیونی کیفیت فدای کمیت
 

رونق و تولید انبوه فیلم های ۹۰ دقیقه ای با جذب کارگردانان سینما ابتدا به حمایت تلویزیون از سینما تعبیر شد، اما این روند در طول زمان تغییر کرد و اکنون تولید فیلم های تلویزیونی با توجه به کاهش کیفیت این فیلم ها و رکود فیلم سازی، تهدیدی برای سینما محسوب می شود.

تولید فیلم های تلویزیونی در سال های اخیر رونق داشته و سازمان صدا و سیما، از طریق خط تولید وسیعش نیازهای خود به پخش و نمایش فیلم های سینمایی را تامین کرده است. ساخت فیلم های ۹۰ دقیقه ای در این سبک و شیوه می تواند پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد.

بازاری که تلویزیون برای فعالیت سینماگرانی فراهم کرده که به دلیل شرایط بحرانی سینما، نمی توانند فرصت کار داشته باشند، فریبنده و جذاب است. میزان دستمزدها با توجه به زمان کوتاه تولید این فیلم ها در تلویزیون بسیار بالاست و سینماگران از فعالیت در تلویزیون استقبال می کنند.تعداد قابل توجهی از بازیگران که دیگر نمی توانند نقش های اصلی در سینما بازی کنند، پای ثابت فیلم های تلویزیونی هستند و به برکت تولید این آثار همچنان به عنوان بازیگر فعالیت می کنند. اما نظارت محدود بر تولید این آثار و شتابی که بر ساخت آن ها حاکم است، باعث شده بیشتر فیلم های تلویزیونی با اشکال ها و نواقص ساختاری فاحش روبه رو باشد.بیشتر این آثار که نام کارگردان های گمنام و جوان را بر پیشانی دارد، به سیاه مشق هایی می ماند که نمایش آن از شبکه های پربیننده تعجب برانگیز است. ساخت فیلم های تلویزیونی می تواند عرصه ای برای آموختن و تجربه کردن کارگردان های جوان باشد تا با هزینه ای کمتر و در زمانی محدود الفبای سینما را بیاموزند. این عرصه که می تواند زمینه رشد و بالندگی نسل تازه ای از فیلم سازان را فراهم کند، به دلیل نیاز شبکه ها به پخش فیلم و تولید پرشتاب برنامه، به مسابقه ای برای پر کردن آنتن تبدیل شده است.نمایش فیلم های تلویزیونی با کیفیت های نازل در حالی که بسیاری از فیلم های سینمایی نمی تواند روی پرده برود، سوال برانگیز است. اگرچه تعدادی از این فیلم ها نام سازندگانشان را بر سر زبان انداخت، اما این جریان پس از مدتی به دلایل مختلف از جمله نیاز شبکه ها به پخش برنامه در ساعت های بیشتر، به شکلی ادامه پیدا کرد که کیفیت قربانی کمیت شد.فیلم های تلویزیونی در شرایط فعلی، پاسخ گوی نیاز مخاطب جدی و منتقدان نیست اما هدف پر کردن آنتن را تامین کرده است. در هفته تعداد قابل توجهی از این فیلم ها از شبکه های مختلف روی آنتن می رود و اخبار ساخت این آثار در شکل وسیع منتشر می شود. سهم سینمای ایران از رسانه ملی محدود شده است اما سینماگران در تلویزیون، مشغول ساخت فیلم و مجموعه هستند.دستمزدهایی که برای تولید فیلم و مجموعه به سینماگران داده می شود، آن قدر وسوسه کننده است که بازیگران ترجیح می دهند عطای حضور در سینما را به لقایش ببخشند. بیشتر تهیه کنندگان بخش خصوصی نیز از بالا بودن دستمزدها در تلویزیون ناراضی هستند و معتقدند که تلویزیون بازار سینما را به هم ریخته است.فیلم تلویزیونی پدیده ای منحصر و محدود به شبکه های داخلی نیست، شبکه های مختلف خارجی هم فیلم تولید و پخش می کنند و با هزینه ای کمتر از بودجه یک فیلم سینمایی تلاش می کنند بخشی از نیاز مخاطب به دیدن فیلم را تامین کنند، اما آن چه در شبکه های داخلی اتفاق می افتد گاهی جز نمایش خامی، بی تجربگی و سطحی نگری نیست.تهیه کننده فیلم سینمایی «آل» دلیل بی توجهی منتقدان را به فیلم های تلویزیونی، فقدان انگیزه هنری در ساخت این آثار دانست.

 

 

 

علی معلم  گفت: تا زمانی که فیلم های ۹۰ دقیقه ای بی برنامه و بی کیفیت ساخته می شود و در جلب توجه مخاطبان و منتقدان توفیقی کسب نمی کند، نباید توقع داشت منتقدان این آثار کم اهمیت و بی محتوا را ارزیابی و بررسی کنند.وی افزود: در سال های اخیر شاهد تولید انبوه فیلم های تلویزیونی بوده ایم و این تولیدات به نوعی زنگ تفریح، عرصه ای برای بخت آزمایی و منبع درآمدی برای افراد شاغل در این حرفه تبدیل شده و از نظر ساختار بی ارزش و از جنبه زیباشناسی با مشکل روبه روست و با کارکردهای مشخص و زمان دار ساخته می شود.معلم گفت: در صورتی که هدف تولید فیلم های ۹۰ دقیقه ای را ایجاد زمینه اشتغال برای فیلم سازان بدانیم، این پروژه با موفقیت روبه رو بوده و اگر به دنبال دستاوردی دیگر بوده ایم، باید بدانیم این پروژه با شکست مواجه شده است.وی گفت: رسانه ملی بهتر است با مشخص کردن اهدافی برای خود و با شرایط گذاری وارد جریان تولید در بخش خصوصی شود و از طریق سرمایه گذاری در آن بخش، تغذیه ای مناسب با استانداردهای قابل قبول برای مخاطبان خود به ارمغان آورد.کارگردان فیلم تلویزیونی «پدر کاغذی» نیز ضعف مدیریت نیروی انسانی را عامل اصلی افت کیفیت فیلم های تلویزیونی دانست.علیرضا اسحاقی گفت: با توجه به این که نویسندگان و کارگردانان به طور مستقیم با ذائقه تماشاچی در تماس و بر آن تاثیرگذار هستند، در ساخت برنامه ها و فیلم های تلویزیونی مهم ترین عامل، چیدمان درست گروه پروژه است که باید دارای تجربه و تخصص باشند.کارگردان فیلم سینمایی «تله روباه» ادامه داد: زودبازده بودن به کار لطمه می زند و این که تلویزیون خوراک می خواهد توجیه مناسب و پذیرفتنی برای ساخت فیلم های تلویزیونی طی چند روز، با عوامل غیرحرفه ای و با بودجه اندک نیست.وی افزود: فیلم های تلویزیونی معمولا در ۲۰ روز ساخته می شود و در این مدت کوتاه نباید انتظار یک تولید قابل قبول را داشت. متاسفانه به سابقه عوامل در تولید این فیلم ها اهمیت داده نمی شود، صدابردارها بوم من هستند، دستیاران تصویربردار تصویربرداری می کنند، دستیارهای کارگردان، کارگردانی می کنند، عوامل غیرحرفه ای پول کم می گیرند و حاصل کار هم قابل دفاع نیست.اسحاقی تاکید کرد: تلویزیون عرصه ای برای تربیت نیروی انسانی نیست و بهتر است با به وجود آوردن شرایط و امکانات برای دانشجویان این حرفه مسئولیت را به دانشگاه ها واگذار کنیم و فراموش نکنیم اگر به روند تولید و ارائه آثار ضعیف و کم بار ادامه دهیم، مخاطبان قربانیان این بازی خواهند بود.کارگردان فیلم سینمایی «چپ دست» نیز درجه بندی فیلم های ۹۰ دقیقه ای براساس کیفیت را برای برآورد بودجه ضروری دانست.آرش معیریان گفت: تلویزیون به عنوان رسانه ای که با سلیقه جمعی و عام روبه روست اطلاعات تربیتی، اخلاقی و رفتاری را به مخاطبان منتقل می کند، وظیفه مهمی در قبال مردم دارد و فقط به سرگرم کردن مخاطب نمی پردازد.وی درباره کیفیت این فیلم ها گفت: متاسفانه درجه بندی کیفی برای این آثار وجود ندارد و به هر اثر بدون توجه به این که در چه گونه ای ساخته می شود، بودجه ثابت تعلق می گیرد. اگر آثار با توجه به سابقه کارگردان و تهیه کننده و در مرحله عقد قرارداد و تصویب درجه بندی شود و بودجه هایی متناسب با درجه تعیین شده برآورد و ارائه شود با ارتقای کیفیت این آثار مواجه می شویم.رضا درستکار نیز بی توجهی به کیفیت فیلم های تلویزیونی را عامل اصلی ضعف های تکنیکی و ساختاری این آثار دانست.این منتقد و روزنامه نگار گفت: فیلم های ۹۰ دقیقه ای به دلیل محدودیت بودجه و زمان با سرعت بالایی ساخته می شود و این مسئله به کیفیت این آثار لطمه وارد می کند. هر اثری در تاریخ هنر برای ماندگار شدن باید کیفیت گرا و مطابق با مبانی و موازین زیباشناسی باشد، فیلم های ۹۰ دقیقه ای از این قاعده مستثنا نیست و اگر فیلم هایی براساس قواعد و اصول رایج در دنیا ساخته شود حتما با استقبال مخاطبان و منتقدان مواجه می شود.درستکار درباره پایین بودن کیفیت فیلم های تلویزیونی گفت: مهم ترین عامل افت کیفیت این آثار، سفارشی بودن آن هاست. تلویزیون به عنوان متولی اصلی این عرصه، تولید فیلم های ۹۰ دقیقه ای را جدی نگرفته و به این ترتیب موجب پایین آمدن کیفیت این آثار شده است. کیفیت این فیلم ها برای مدیران شبکه ها اهمیت ندارد و به دنبال پر کردن آنتن هستند.وی افزود: برای افزایش کیفیت فیلم های تلویزیونی و سینمایی باید شرایطی فراهم شود که رابطه بین منتقدان به عنوان نماینده افکار عمومی و وجدان بیدار جامعه با مدیران رسانه و سینما رابطه ای سالم و پویا باشد و اعتماد متقابل میان آن ها به وجود آید. نقد سازنده می تواند مسیر کارگردان ها را برای ساخت آثاری قابل دفاع هموار کند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه پنجم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 هرگز تاریخ راجعل نکرده‌ام
حسن هدایت در یکی از شش فیلم مجموعه "بازیگران عصر جدید" زندگی میرزاده عشقی را به تصویر می‌کشد.

حسن هدایت در این باره گفت: مجموعه "بازیگران عصر جدید" به تهیه‌کنندگی محمود رضایی شامل شش فیلم تلویزیونی است که به سفارش سیمافیلم می‌سازم. نگارش فیلمنامه‌ها هم به عهده خودم است. تاکنون دو فیلمنامه این مجموعه را نوشتم و کد تولید هم دریافت کردند. طرح سه فیلمنامه دیگرهم به سیمافیلم ارائه کرده‌ام.

وی در ادامه افزود: محوریت این فیلم‌های تلویزیونی وقایع و شخصیت‌های تاریخ معاصر است. پیش تولید فیلم تلویزیونی "مرگ یک شاعر" بر مبنای زندگی میرزاده عشقی شروع شده و به زودی کلید می‌خورد. بعد از تولید "مرگ یک شاعر"، فیلم 90 دقیقه‌ای "جدایی" را می‌سازم. این فیلم به مسائل جدایی فوزیه همسر اول محمدرضا پهلوی می‌پردازد. فرهاد مافی مدیریت تصویربرداری پروژه "بازیگران عصر جدید" را به عهده دارد.

این کارگردان درباره اینکه تحقیقات این پروژه چه قدر زمان برد، گفت: معمولاً همزمان با انجام کار مشغول تحقیقات هستم و به تاریخ معاصر هم اشراف دارم. بعد از توافق با مسئولان سیمافیلم برای به تصویر کشیدن چند شخصیت و وقایع تاریخ معاصر در قالب یک مجموعه شامل چند فیلم 90 دقیقه‌ای داشتیم، کار پروژه "بازیگران عصر جدید" را شروع کردم.

هدایت درباره وفادار بودنش به مستندات تاریخی در پروژه "بازیگران عصر جدید" افزود: همیشه سعی کردم به مستندات تاریخ وفادار باشم و هیچ وقت سلایق شخصی خود را وارد کار نکردم. درست نیست وقایع تاریخی را مخدوش کنیم و هرگز علاقمند به جعل تاریخ نبوده‌ام.

نام اصلی میرزاده عشقی سید محمدرضا کردستانی بود. او دوازدهم جمادی‌الاخر سال ۱۳۱۲ هجری قمری مطابق ۲۰ آذرماه ۱۲۷۳خورشیدی و سال ۱۸۹۴ میلادی به دنیا آمد. او "اپرای رستاخیز شهریاران ایران" را در استانبول نوشت. این منظومه اثر مشاهدات آواز ویرانه‌های مدائن هنگام عبور از بغداد و موصل به استانبول بوده ‌است. او در سال 1333 روزنامه عشقی را در همدان منتشر کرد.

شاید شعرهای عشقی به علت عمر کوتاه شاعریش هیچ گاه مجال پخته شدن پیدا نکردند، اما صراحت لهجه، نکته‌بینی و تحلیل بسیار فنی او درباره تحولات سیاسی و اجتماعی دوره خودش بسیار مشهود است. به عقیده بسیاری از مورخان عشقی از مهم‌ترین روشنفکران مولود روشنگری پس از مشروطه بود.

عشقی، زبانی آتشین و نیش‌دار داشت. او ۱۲ تیر ماه ۱۳۰۳ شمسی در تهران هدف گلوله افراد ناشناس قرار گرفت و در ۳۱ سالگی چشم از جهان فرو بست.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه دوم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 تولید انبوه فیلم‌های تلویزیونی و فرصت اندک پخش
 
 
 

تلویزیون در چند سال اخیر با پیش گرفتن روندی جدید، در ساخت مجموعه های روتین، برنامه های طنز، مسابقات و سرگرمی ها و تله فیلم ها، تلاش کرده است با استفاده از فرصت های مناسب و بهره گیری از امکانات لازم، بر شمار مخاطبان شبکه های مختلف خود بیفزاید. البته با بررسی عملکرد و مرور فعالیت های این رسانه -به ویژه در عرصه تولید و ساخت فیلم های تلویزیونی- می توان این تلاش ها را تا حد زیادی کارآمد و مثبت ارزیابی کرد. جذب کارگردانان حرفه ای سینما، بهره گیری از عوامل فنی و بازیگران نام آشنا، تشکیل گروه های حرفه ای در زمینه فیلم نامه نویسی، در اختیار داشتن شبکه های مختلف با رویکردهای گوناگون و... سبب شد تا تلویزیون با ساخت و تولید انبوه فیلم هایی با مضامین مختلف انتظار مخاطبانش را تا حد زیادی برآورده سازد.هرچند از جهاتی این رویکرد و رشد فزاینده آن، تهدیدی برای سینمای کشور به شمار می آید.

به هر حال روزی نیست که خبر آغاز تولید یک فیلم تلویزیونی بر تلکس خبرگزاری ها و نشریه ها منتشر نشود. اما آن چه در عرصه ساخت تله فیلم ها حائز اهمیت است، رشد کمی این تولیدات و کمبود زمان برای پخش آن هاست. به گونه ای که هم اکنون روند تولید فیلم های تلویزیونی به گونه ای است که بیشتر آن ها، پس از گذشت مدت زمان نسبتا طولانی از پایان تولید، هنوز در نوبت پخش قرار دارند و منتظرند تا پروانه ورود به قاب شیشه ای را بگیرند؛ میهمانانی که به سفارش میزبان دعوت شده اند اما هنوز کارت دعوتی، برایشان نیامده است. در فرصتی کوتاه به مرور فیلم هایی پرداخته ایم که در انتظار روانه شدن بر آنتن پخش به سر می برند، یا در نیمه راه تولید می باشند. البته در این میان فیلم هایی را هم که قرار است به زودی به کاروان آثاری بپیوندند که در صف پخش نوبت گرفته اند، از قلم نینداخته ایم. بی تردید چنان چه در سیاست های تلویزیون در زمینه پخش، تجدید نظرهای لازم صورت نگیرد، دور از ذهن نیست که کارگردانان فعال سینما، که در حال حاضر تلویزیون را برای فعالیت انتخاب کرده اند، بازیگرانی که با تلویزیون قرارداد بسته اند، عوامل فنی در عرصه تدوین، فیلم برداری، ساخت موسیقی و... امیدهایی را که به قاب شیشه ای بسته بودند، نقش بر آب ببینند و به خانه اصلی خود -سینما- بازگردند. بی تردید روند تولید و پخش فیلم های تلویزیونی با حضور کارگردانان و بازیگران حرفه ای سینما، تاثیر بسزایی در جذب مخاطب دارد. اما به شرطی که مدیران رسانه ملی، نسبت به سیاست های پخش اهتمام بیشتری داشته باشند.

عبدالحسین برزیده که در عرصه کارگردانی سینما فعالیت دارد، پس از ساخت مجموعه مناسبتی «مثل هیچ کس»، فیلم تلویزیونی «چیزی شبیه معجزه» را، پس از پایان مراحل فنی، برای پخش به سیمافیلم تحویل داده است. این فیلم تلویزیونی که نخستین تجربه «برزیده» در این عرصه می باشد، داستان سه خانواده است که در یک مجتمع مسکونی زندگی می کنند و هر یک با مفهوم «مرگ»، «زندگی» و «برزخ»، دست به گریبان هستند. احمد نجفی، مهسا کرامتی، سحر زکریا، شهرام پوراسد و ابراهیم برزیده از جمله بازیگران «چیزی شبیه معجزه» هستند. این فیلم برای پخش از شبکه سوم، تهیه و تولید شده است. برزیده کارگردانی فیلم های «دکل» و یک اپیزود از «قصه های شهر جنگی» را، در کارنامه سینمایی خود دارد.

 مسعود آب پرور که کارگردانی فیلم های سینمایی «قتل آنلاین» و «ساعت ۲۵» را در کارنامه دارد، ساخت فیلم تلویزیونی «سکو» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آماده پخش از یکی از شبکه های سیماست، داستان مهندس جوانی را روایت می کند که در مناقصه و طراحی و ساخت سکوی نفت، با چند شرکت معتبر بین المللی رقابت می کند. زیبا بروفه، ناصر ممدوح، بهمن دان، میرطاهر مظلومی، صدیقه کیانفر و سیروس کهوری نژاد، در تله فیلم «سکو» به ایفای نقش پرداخته اند.

کیانوش عیاری کارگردان صاحب نام سینما که سال گذشته، مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» وی از سیما پخش شد، این بار به عنوان تهیه کننده فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» به قاب شیشه ای بازگشته است.

«محمد قاسمی» به عنوان کارگردان «از یاد رفته»، در این فیلم داستان جوانی را به تصویر کشیده است که در روزهای پایانی خدمت سربازی، با پیرزنی مواجه می شود که خانواده اش را گم کرده است. وی تلاش می کند این پیرزن را به نوه اش برساند.

مهران رجبی، معصومه اسکندری، محمدرضا داوودنژاد، علی طالب لو، یوسف خداپرست و مصطفی اعلایی، از جمله بازیگران فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» هستند که در نوبت پخش قرار دارد.

علیرضا امینی کارگردان فیلم های سینمایی «نامه های باد»، «زمان می ایستد» و «استشهادی برای خدا»، دومین فیلم تلویزیونی خود پس از «تلخون» را، با عنوان «بند آخر» برای بازبینی و قرار گرفتن در نوبت پخش به شبکه اول سیما تحویل داده است. «بند آخر» روایت گر داستان زندگی چهار مجرم است که بر اثر یک حادثه، از زندان فرار می کنند. نیما شاهرخ شاهی، بهزاد خداویسی، امیرحسین رستمی، بابک مرادی و سیامک جعفری در این فیلم حضور دارند.

شاهرخ دولکو نیز ماه گذشته مراحل فنی نخستین فیلم تلویزیونی خود را با عنوان «بازگشت»، برای پخش تحویل شبکه یک سیما داده است. داستان این فیلم درباره مردی است که به او هفت روز مهلت داده می شود، تا از زندان خارج شود و مدرک بی گناهی خود را بیاورد. حسین یاری، آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، سعید ابراهیمی فر، رسول توکلی، قربان نجفی، مریم سلطانی و لیلا ارجمند، در تله فیلم «بازگشت» حضور دارند. تهیه کننده این فیلم «عباس رافعی» است که کارگردانی فیلم های سینمایی «راز مینا»، «پروانه»، «آفتاب بر همه یکسان می تابد» و «کیمیا و خاک» را در کارنامه اش دارد.

سعید ابراهیمی فر کارگردان فیلم های سینمایی «مواجهه»، «تک درخت ها» و «نار و نی»، ساخت فیلم تلویزیونی «ایران بیست سال بعد» را به پایان رسانده و این فیلم آماده پخش شده است.

داستان این فیلم که به سفارش شبکه اول در تهران جلوی دوربین رفت، درباره زنی به نام «شیرین» است که از آمریکا به ایران آمده، تا سهم خود را از شرکت آجرسازی پدرش دریافت کند. مهدی پاکدل، قاسم زارع، نازنین فراهانی و مهدی عبادتی، در تله فیلم «ایران بیست سال بعد» ایفای نقش کرده اند.

سعید ابراهیمی فر پیش از این، فیلم «ماه قرمز» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است.

 بهنام بهزادی کارگردان فیلم سینمایی و تحسین شده «تنها دوبار زندگی می کنیم»، ساخت فیلم تلویزیونی «بغض شیشه ای» را به نیمه رسانده است. این فیلم داستان دختری به نام «خاطره» را روایت می کند. وی به خواستگارش جواب منفی می دهد و سپس، عازم خارج از کشور می شود.

پریوش نظریه، کتانه افشاری نژاد، قاسم زارع، رامین راستاد، علیرضا آقاخانی و پروین امیرحسینی، از جمله بازیگران «بغض شیشه ای» هستند.

«غافل» عنوان فیلمی تلویزیونی است که به کارگردانی «منوچهر هادی»، آماده پخش شده است. این فیلم داستان جوانی را به تصویر می کشد که در آستانه ازدواج، متوجه می شود که برخلاف گفته اطرافیان پدرش نمرده است. محمود پاک نیت، مهوش صبرکن، یوسف تیموری، سپیده خداوردی و دیبا شیرمحمدی در این فیلم بازی کرده اند.

«موش و گربه» به کارگردانی «حسن لفافیان» نیز قرار است از شبکه اول سیما، به روی آنتن پخش رود.

در این فیلم که مضمونی معمایی و پلیسی دارد، آزیتا حاجیان، امیرمحمد زند، مرجان شکوفگی و انوشیروان ارجمند حضور دارند.

 «عزیزی که ناپدید شد» برای پخش از شبکه سوم آماده است. این فیلم به کارگردانی «منوچهر هادی» داستانی اجتماعی دارد و بهنوش طباطبایی، امیررضا دلاوری، علی رزینی و ریما رامین فر، از جمله بازیگران این فیلم هستند.

 «آشیانه ای برای زندگی» نیز مراحل پایانی تدوین را سپری می کند، تا برای پخش از تلویزیون آماده شود. این فیلم که «حمید طالقانی» آن را کارگردانی کرده است، داستان زندگی پیرمردی را بازگو می کند که پس از مرگ همسرش، دچار افسردگی و توهم می شود. زنده یاد خسرو شکیبایی، فریبا متخصص، ابراهیم آبادی، بهزاد رحیم خانی، افشین سنگ چاپ، کیانوش گرامی و کیومرث ملک مطیعی، در «آشیانه ای برای زندگی» ایفای نقش کرده اند.

 «شاهد عینی» به کارگردانی «مهدی گلستانه» و بازی ناصر ممدوح، عبدالرضا اکبری، ستاره اسکندری، حسن جوهرچی، سعید داخ و غزاله جزایری، از دیگر فیلم هایی است که برای پخش از شبکه دوم سیما، در نوبت پخش قرار گرفته است. داستان این فیلم درباره صاحب یک کارخانه است که بر اثر دخالت های دامادش در کار وی، دچار مشکلاتی می شود.

 «داستان دوست» را نیز «سعید عقیقی» منتقد سینما و فیلم نامه نویس، به عنوان نخستین تجربه تلویزیونی اش، آماده پخش کرده است. در این فیلم که روایت دیدار دو برادر پس از سال ها دوری از یکدیگر است، آهو خردمند، فرخ نعمتی، مهدی احمدی، لیلا زارع و محمدرضا افشار نقش آفرینی کرده اند. سعید عقیقی فیلم نامه آثار «هفت پرده»، «شب های روشن» و «صداها»ی فرزاد موتمن را نوشته است.

 «یک بام و دو هوا» به کارگردانی «انوشیروان حداد» و بازی گوهر خیراندیش، محمد مطیع، سیروس ابراهیم زاده و آناهیتا اسماعیل خانی، برای پخش از شبکه سوم سیما، مراحل پایانی خود را پشت سر می گذارد. داستان این فیلم درباره زوجی است که با هم اختلاف دارند، اما موضوعی دوباره آن ها را به هم علاقه مند می کند.

 «سایه های بلند باد» نیز که درباره سرقت ادبی از نویسنده ای فقیر و توطئه هایی است که برای تضییع حقوق وی انجام می گیرد، آخرین مراحل تصویربرداری را پشت سر می گذارد.

سیما تیرانداز، امیریل ارجمند، حمیدرضا پگاه، مهرداد ضیایی، احمد ساعتچیان و نگار عابدی ایفای نقش دارند.

 «تابستان عزیز» نیز مراحل پایانی تدوین را سپری می کند تا روانه آنتن پخش شبکه یک سیما شود. امیرشهاب رضویان که ساخت فیلم های سینمایی «سفر مردان خاکستری»، «مینای شهر خاموش» و «تهران ساعت هفت صبح» را در کارنامه دارد، این فیلم تلویزیونی را کارگردانی کرده است. در نخستین فیلم تلویزیونی رضویان که مضمونی دینی دارد، مهران رجبی، سروش صحت، حمیرا ریاضی، هومن ذبیحی و فریبا آهنگ ایفای نقش کرده اند.

 «سرگیجه» مسعود آب پرور نیز با پایان مرحله میکس، آماده پخش شده است. در این فیلم تلویزیونی که فضایی معمایی- حادثه ای دارد، سیما تیرانداز، محمد حاتمی، بیژن امکانیان، بهناز توکلی و منصور میرزابابایی حضور دارند.

 

جدای از فیلم هایی که تمامی مراحل فنی را پشت سر گذاشته و آماده پخش شده یا در نوبت پخش قرار گرفته اند، برخی فیلم ها نیز مرحله پیش تولید را پیش رو دارند یا به تازگی جلوی دوربین رفته یا قرار است به زودی کلید بخورند.

فیلم های تلویزیونی «دکان های پیامبری» به کارگردانی مهدی علی میرزایی با بازی رامین راستاد، «خانم بزرگ خواب می بیند» به کارگردانی مهرداد متولی و بازی فردوس کاویانی، زهره مجابی، روشنک عجمیان و آتش تقی پور، «کاکوئا»ی اسماعیل فلاح پور با بازی اصغر همت و قاسم زارع، «تنهایی رود» علیرضا رزازی فر با بازی حسن پورشیرازی، «او هیچ گناهی نداشت» داوود اخویان با بازی مجید مظفری و فرخ نعمتی، «بادبادک» حسینعلی لیالستانی، «بهترین چای زندگی» سیروس حسن پور، «سفر سبز» سعید ابراهیمی فر، «کلیه بازیگران عصر جدید» حسن هدایت، «سنگ اول» ابراهیم فروزش، «برندگان» ایرج حبشی، «آبراه» محمد نوریزاد، «موندو»ی شهروز شکورزاده، «پروانه» علیرضا شاه حسینی، «تندباد مایا»ی علی عبدالهی زاده، «راز یک پروانه» مهدی ودادی، «پروانه های آبی عیسی» بیژن شکرریز، «لذت حقیقت» فریدون فرهودی و «بلور باران» به کارگردانی مهدی صباغ زاده، از جمله آثاری است که وارد بزرگراه تولید شده اند. با روند فزاینده تولید فیلم های تلویزیونی، دور از ذهن به نظر نمی رسد که با وجود شبکه های مختلف و در اختیار داشتن امکانات پخش و نمایش، این آثار نیز دچار سرنوشتی مشابه فیلم های سینمایی شود. به گونه ای که شماری از آن ها با وجود گذشت سال ها از تولید و ساخت، هنوز در نوبت اکران قرار دارند؛ یا تعدادی که دیگر هیچ امیدی به هم نشینی با پرده سینما ندارند؛ یا آثاری که به جای سالن های سینما روانه شبکه خانگی شده است. البته هنوز فیلم هایی را که از سال ها پیش در قفسه های وزارت ارشاد دارند خاک می خورند و در بلاتکلیفی به سر می برند باید به این گروه از آثار افزود. خدا کند فیلم های تلویزیونی سرنوشتی چنین تلخ نداشته باشند!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 هنوز تعریف مشخصی از هنر و ادبیات ملی نداریم
 

ادبیات، فرهنگ و هنر ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیبش، برای شکوفایی و بالندگی با چالش ها، دشواری ها ، موانع و گاه نیز بن بست هایی مواجه بوده است. اما خوشبختانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و روی دادن حماسه ای عظیم، سرچشمه ای تمام ناشدنی برای تغذیه فرهنگی، ادبی و هنری فراهم آمد که با استفاده به جا و بهره گیری مناسب از آن، می توان انتظار افقی روشن تر در عرصه ادب و هنر کشور را داشت.

در چند سال اخیر مسئولان و سیاست گذاران فرهنگی- هنری، برای ملی و جهانی شدن سینما، ادبیات و هنر ایران راهکارهایی را در دستور کار خویش قرار داده اند. خط مشی هایی که بی تردید هدف از ارائه آن ها، تجلی «هویت ملی» در آثار ادبی و هنری کشور بوده است. نباید از خاطر برد همان گونه که هویت قومی و جنبه های بومی در عرصه ادبیات، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی و دیگر شاخه های هنری باید حفظ و صیانت شود، به همان میزان نیز باید در اعتلای وجهه ملی و هویت مندی فرهنگ، هنر و ادب ایرانی کوشید. در چند سال گذشته نیز بحث «سینمای ملی»، «ادبیات ملی» و «هنر ملی»، همواره در کانون توجه سیاست گذاران، صاحب نظران و اهالی ادب و هنر کشور بوده است. اما این که چرا با وجود تلاش های گاه و بیگاه هنوز وجهه بومی برخی آثار ادبی و هنری ایران، در مقایسه با ابعاد ملی و جهانی آن پررنگ تر است، نیاز به بررسی و موشکافی بیشتری دارد. بی شک در زمینه اعتلای ادب و هنر ملی ایران، سینما پیشتازتر از دیگر هنرها بوده است. حضور پررنگ سینمای ایران در محافل و مجامع سینمایی جهان، دریافت و کسب جوایز معتبر بین المللی، حضور سینماگران در عرصه های مختلف از جمله در مسند داوری جشنواره های جهانی و درخشش مستمر فیلم های ایرانی در رقابت های بین المللی گواه این ادعاست. اما این که آثار سینمای ایران تا چه میزان توانسته است تصویرگر هویت ملی و ایرانی باشد، نیاز به ارزیابی بیشتری دارد. به ویژه آن که سینمای ایران تاکنون از این فرصت درخشان و طلایی- حضور گسترده در مجامع سینمایی جهان- برای بازتاب، معرفی و اعتلای سینمای ملی، بهره کافی و لازم را نبرده است. ادبیات ایران نیز با توجه به گنجینه های ادبی انکارناپذیر، مفاخر صاحب نام جهانی، آثار ادبی و دوستداران فراوانش در دیگر کشورها، این توانمندی را دارد که برای رقابت و هم تراز شدن با سینما، بیش از این قد برافرازد؛ هرچند که تاکنون با برگزاری همایش های ادبی در خارج از کشور، ترجمه آثار ارزشمند ادبیات کهن به زبان های مختلف، حضور شاعران، نویسندگان و ادیبان در مجامع جهانی به منظور پاسداشت مفاخر ادبی ایران، تجلیل و تقدیر از شخصیت ها و مفاخر ادبی و تلاش در بزرگداشت و نکوداشت آن ها با حضور شخصیت های صاحب نام ادبیات جهان، تلاش شده است تا ادبیات نیز در بازتاب هویت ملی سهیم باشد.ازطرفی نیز هنرمندان شاخه های مختلف به ویژه موسیقی، نقاشی، کاریکاتور، عکس و... در حد توان برای همراه شدن با این جریان تاثیرگذار دست به خلق آثاری زده اند که امروزه در نمایشگاه ها، دوسالانه های هنری، مجامع موسیقی جهان و محافل هنری نام ایران را بر سر زبان ها انداخته است. بی شک نمی توان تلاش سینماگران، اهالی ادب و هنرمندان را در این عرصه پر فراز و نشیب نادیده گرفت. اما نکته اینجاست که متاسفانه هنوز تعریف جامع، صحیح و مشخصی از «سینمای ملی»، «ادبیات ملی» و «هنر ملی» از سوی مسئولان، سیاست گذاران و دست اندرکاران عرصه ادب و هنر کشور، ارائه نشده است. همین نبود تعریف کامل و جامع از یک فیلم ملی، اثر ادبی با هویت و رنگ و بوی ملی و نیز آثار هنری با وجهه ملی سبب شده است که سینماگران، اهالی ادبیات و هنرمندان معیار تعریف شده و خاصی برای پدید آوردن یک اثر ادبی- سینمایی و هنری با هویت ملی نداشته باشند. اگر هویت ایرانی و بازتاب آن در سینما بهره گیری از متون، فیلم نامه ها و به تصویر کشیدن پررنگ فرهنگ و هنر ایرانی باشد، باید گفت در این زمینه کم و بیش آثاری قابل تامل خلق شده است اما هنوز درخصوص ملی بودن و هویت مندی آن اتفاق نظر چندانی وجود ندارد. در عرصه ادبیات نیز با توجه به وجود گنجینه های ارزشمند و رشک برانگیزی چون اشعار فردوسی، خیام، عطار، مولانا، سعدی، حافظ و...، حضور نویسندگان و شاعرانی که در آثارشان می توان سراغ هویت ملی را گرفت، مشارکت صاحب نظران ادبیات ایران در مجامع ادبی بین المللی، برگردان آثار و شاهکارهای ادبی ایران به زبان های زنده جهان و برگزاری نکوداشت ها، هزاره ها و همایش هایی در پاسداشت مفاخر ادبی کشور که شهرت شان، مرزهای ایران را درنوردیده است، تلاش های فراوانی برای ملی شدن ادبیات انجام گرفته است اما هنوز هم بسیاری از مسئولان و صاحب نظران بر این باورند که در جهت اعتلای «ادبیات ملی» گام های اساسی برداشته نشده است. اگر به بخش های دیگر سرزمین هنر ایران هم سری بزنیم، با این حقیقت مواجه می شویم که موسیقی دانان، نوازندگان، خوانندگان، نقاشان، عکاسان و...، هر کدام با خلق آثاری باشکوه که دربرگیرنده هویت ملی ماست به این مهم توجه کافی داشته اند. حضور «استاد شجریان» به عنوان خواننده صاحب سبک ایران در عرصه موسیقی جهان، برگزاری تورهای موسیقی در کشورهای گوناگون، برگزاری نمایشگاه های هنری استاد محمود فرشچیان در کشورهای مختلف جهان، پیروزی عکاسان ایرانی در رقابت های نمایشگاهی و حضور هنرمندان در دوسالانه های بین المللی هنری و...، گواه این ادعاست. بی شک سینماگران، شاعران، مترجمان، نویسندگان و هنرمندان ایرانی تا حد ممکن، برای تجلی و بازتاب فرهنگ و هنر ملی تلاش کرده اند. در بسیاری از موارد نیز نتیجه این تلاش ها با موفقیت های چشمگیر همراه بوده است. اما نکته این که اگر قرار است در عرصه سینما، ادبیات و به طور کلی هنر وجهه ملی در معرض نمایش جهانیان گذاشته شود، مسئولان و سیاست گذاران عرصه ادب و هنر می توانند با ارائه تعریفی جامع و کامل، تبیین و تشخیص معیارها و ملاک های ادب و هنر ملی، ارائه راهکارهای لازم برای جهان شمولی بیشتر فرهنگ و هنر ملی ایران و حمایت آنان از هنرمندان برای تحقق این هدف ملی- میهنی، موانع بسیاری از پیش روی دوستداران فرهنگ و هنر ایران بردارند. مسئولانی که در سخنان، بیانیه ها، اظهارنظرها و دیدارهایشان با اهالی ادب و هنر بر سینما، ادبیات و هنر ملی تاکید می  ورزند، بهتر نیست که خود پرچمدار این نهضت جریان ساز باشند؟ به این معنا که با تصویب اساسنامه ای درخصوص ویژگی ها و شاخصه های فرهنگ و هنر ملی نگذارند تلاش های پراکنده سینماگران اهالی ادب و دیگر هنرمندان، ناخواسته به بیراهه رود؟ در آن صورت می توان امید داشت که در آینده ای نه چندان دور، جهان نه تنها با ادبیات، سینما و هنر بومی ایران آشنایی پیدا می کند بلکه آن را جزئی از فرهنگ و هنر ملی ایران می داند. چنان چه معیارها و ملاک های مشخص و مدونی برای یک اثر «سینمای ملی»، «ادبیات ملی» و «هنر ملی» تعریف و تبیین شود، بی تردید سینماگران، ادب دوستان و اهالی هنر هم چون گذشته در رشد، شکوفایی و اعتلای فرهنگ و ادب و هنر ایرانی تمام توان خود را به کار خواهند گرفت. همان گونه که در عرصه تجلی هنر و ادب بومی ایران رتبه قبولی گرفته اند؛ باشد که در آینده ای نه چندان دور سینمای ملی، ادبیات ملی و هنر ملی معرف و تجلی گر فرهنگ و هنر ایران در سراسر جهان باشد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خسرو معتضد: ۲۰ هزارفیلم و مجموعه تلویزیونی می توان از تاریخ ایران ساخت
 

۲۰ هزار فیلم و مجموعه تلویزیونی با تکیه بر تاریخ ایران می توان ساخت و این کارها می توانند براساس سوژه ها و شخصیت هایی ساخته شوند که بسیاری از ایرانیان حتی نام آن ها را نشنیده اند.خسرو معتضد تاریخ نگار کشورمان در گفت وگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که کشور ما در کدام بخش ها می تواند وارد جذابیت های فیلم و مجموعه سازی شود که به عنوان یک اعتماد به نفس ملی از آن یاد شود، خاطرنشان کرد: ایران مثل ققنوس است؛ ققنوس پرنده ای مثل سیمرغ اسطوره ای است؛ آتش می گیرد، می سوزد و همه فکر می کنند تمام شده است، اما یک باره از بین آتش پرنده سالم و کامل و بسیار سرحال ظاهر می شود؛ ایران، ققنوس و پرنده ای اساطیری است که می سوزد و دوباره ظاهر می شود؛ حتی مناظر سوختن و شکستن ایران از نظر درس غیرت و شرفی که به ایرانیان می دهد و این که احساس کنند همیشه در معرض خطر بوده اند و دوباره سربلند کرده اند، خیلی ارزش دارد. این مسائل افتخارآمیز است اما متاسفانه ما این ها را در فیلم ها و سریال ها به مردم نمی گوییم؛  چرا که دانش و اطلاعش را نداریم و وقت هم نداریم.وی در بخشی از این گفت وگو به سوژه هایی که فیلم ها و سریال های تلویزیونی می توانند به آن ها بپردازند، اشاره کرد و گفت: از پیدایی ایران در عرصه جهان شروع کنیم،از اسطوره شناسی میتیولوژی بی نظیر ایران که بسیار غنی تر از یونان است و بسیار انسانی تر و تفاهم آمیزتر و مدنی تر از آن است آغاز کنید. از آغاز و زندگی نیاکان شروع کنید؛ ما براساس داستان های قدیمی ایران و شاهنامه فقط به تنهایی حدود ۶ تا ۷ هزار سریال می توانیم تولید کنیم.وی ادامه داد: نابود کردن امپراتوری وحشی و جنایتکار «آشور»، خود یک موضوع مهم است؛ ببینید «هوخشتره» چه نابغه ای بوده است. زندگی آخرین پادشاه مادر آژیتاک، ماندانا (مادر کوروش) و غیره را ببینید چقدر قشنگ است؛ داریوش کبیر خودش شگفت انگیز است. او امپراتوری ۵ میلیون کیلومتر مربعی تاسیس کرده است. روابط ایران و یونان خیلی جذاب است. چرا باید فیلم «۳۰۰» را بسازند و این مزخرفات و مهملات را بگویند؛ خوشبختانه شنیدم یونانی ها هم این فیلم را تحریم کردند؛ چرا که اسکندر را همجنس باز نشان داده و البته واقعیت هم داشته است؛ یونانی ها می گفتند چون در این فیلم به اسکندر توهین شده است، هر سینمای یونان این فیلم را اکران کند، مردم می ریزند آن جا را به هم می زنند.

قهرمانان جالب شاهنامه
 
وی ادامه داد: شاهنامه که جای خود دارد، داستان سیاوش را روس ها تهیه کرده بودند که خیلی جالب بود. البته رستم را چندان که باید و شاید درست تصویر نکرده بودند؛ چرا که چشمش مورب و مغولی بود. قهرمانان شاهنامه بسیار قشنگ و جالب هستند. گیو، طوس، رستم، سهراب و اسفندیار، به آسمان رفتن کیکاووس همه را می توان به تصویر کشید. این ها همه افسانه های میتیولوژی ایران است. در دوره هخامنشیان اگر پایانش فساد است، ولی زندگی اشرافی داشتند؛اکتشافات جغرافیایی می کردند؛ سیلاخوس از طرف خشایارشاه دور آفریقا می چرخد.این مورخ درباره دیگر سوژه هایی که می توان در سریال های تلویزیونی به تصویر کشید، اظهار کرد: در دوره اشکانیان ایران با روم طرف می شود.

 

 

 

عشق و عاشقی ایرانی ها با رومی ها، ملکه ایتالیایی (موزا) در دربار ایران حوادث جالبی را رقم می زند؛ این ها مطالعه و سواد می خواهد که کارگردانان ما انجام نمی دهند.این مورخ در ادامه بیان سوژه هایی که می توان در فیلم ها و سریال ها به آن ها پرداخت، به دوران بعد از تاریخ اسلام اشاره کرد و گفت: بعد از تاریخ اسلام هم وضعیت همین طور بوده است؛ خوب است بدانیم که «یعقوب لیث» چه کسی بوده است؛ من کتاب «مرد آویز» را نوشته ام و خود گیلانی ها خبر نداشتند؛ او فردی قهرمان بوده که تا نزدیک بغداد رفته است.

شما می دانید چه کسی دین شیعه را در ایران گسترش داد؟ هیچ کس نمی داند؛ احمد معزالدوله (از خاندان ماهی گیر بویه دیلمی)؛ او از گیلان رفت و بغداد را گرفت و آنان را وادار کرد که علم علویان را برافرازند. آیا این ها را آقایان و کارگردانان و محققان می دانند؟! سلسله دیلمی بودند که شیعه را رواج دادند. چند شب پیش تلویزیون باکو فیلمی سراسر دروغ و بی معنی درباره بابک خرمدین قهرمان اردبیل به نمایش گذاشت و آن را قهرمان استقلال کشور آذربایجان(!) نامید که واقعا متاثر شدم که همه قهرمانان کشورمان را می دزدند و به نام خود مصادره می کنند.این نویسنده کتاب های تاریخی در عین حال گفت: درباره دوره صفویه، تلویزیون ایران دو-سه سریال تهیه کرد که واقعا خوب بود. اما متاسفانه سریالی مانند «شیخ بهایی» همه اش در اتاق می گذشت و نمی دانم چرا این سریال این قدر ضعیف شد.این تاریخ شناس معاصر ادامه داد: همین طور شما می آیید تا دوره نادرشاه؛ نادرشاه یک پهلوان است. وقتی شما سابقه افغان را نشان می دهید، مردم می فهمیدند امنیت نداشتن یعنی چه؟! وقتی آدم زیاد مرفه باشد، از صبح تا شب بخورد و بیاشامد و موادمخدر مصرف کند، این گونه می شود که ۱۲تا۲۰هزار افغانی می آیند و پایتخت ۸۰۰هزار نفری را می گیرند. به خدا همه این چیزها را می توان در فیلم ها و سریال ها درست کرد. اما متاسفانه می گویند سه ماهه فیلم و سریال بساز.

۸۰۰فیلم و سریال درباره دوره قاجاریه
 
وی گفت: از عباس میرزا می توانید یک قهرمان ملی و اسطوره شجاعت و وطن پرستی بسازید؛او اصلا به قاجاریه ربطی ندارد؛ پدر و پسر و نوه اش آدم های مهمل و قاطی هستند اما عباس میرزا یک موجود فوق العاده است؛ او یک نابغه است؛ در پایان هم از بس غصه می خورد سل می گیرد.این مورخ و تاریخ پژوه ادامه داد: حضور افسران ایتالیایی و روسی در ایران را می توان سریال کرد. ماجراهای جدایی قفقاز از ایران، جنگ هرات، دیوانه ای به نام حاجی میرزا آغاسی، صدراعظم، کشتن قائم مقام به دست محمدشاه که البته می گویند محمدرضا ورزی یک سریال درباره این موضوع تهیه کرده است که من ندیده ام. دوره ناصرالدین شاه فوق العاده است؛البته سریال «امیرکبیر» تهیه شده که بد نبوده است. در سریال دومی که درباره امیرکبیر ساخته شد، نقش ها و عکس ها اشتباه بوده است؛ پرچم ایران بعد از مشروطه سه رنگ بوده است؛امیرکبیر به هیچ وجه پشت میز نمی نشست. وقتی من امیرکبیر را دیدم که پشت میز نشسته است، گفتم یک رایانه و دستگاه تلفن هم روی میزش می گذاشتید بد نبود! امیرکبیر که پشت میز نمی نشست؛ او پشت میزهای کوچک روی زمین می نشست.وی گفت: در مورد سریال «عمارت فرنگی» ورزی، چند پایگاه خبری به من ایراد گرفتند در حالی که من فقط در مورد لباس ها، جایگاه و نشان های آن زمان نظر دادم و سریال با مشورت شخص دیگر بود. ورزی دانش آموخته تاریخ است مشورت هایی با من کرد، اما نگاه او نگاه شخص دیگری است. نکته عجیبی از او شنیدم که محمدعلی شاه را وطن پرست ترین شاه نشان می داد در حالی که او در سال ۱۲۹۰ هنگام مراجعت به ایران خود را به طور رسمی تحت پوشش و حمایت روس ها خواند.خسرو معتضد دوران مشروطه را پر از حادثه دانست و گفت: بعد از مشروطه جنگ اول جهانی آغاز می شود؛ البته همایون شهنواز کارهایی در این دوران کرده که بد نبوده است. در مورد احمدشاه بیشتر سریال های تلویزیونی غلط است. تلویزیون احمدشاه را موجودی معصوم و قانونی و مهربان نشان داده است؛ این درحالی است که این طور نبوده است؛احمدشاه ۱۲زن داشته است. به احمدشاه «احمد علاف و خباز» می گفتند و ملک الشعرای بهار او را هجو کرده است.وی بهترین منابع برای ساخت فیلم و سریال از دوره مغول را نقاشی های ایرانی دانست و افزود: از روی تمام نگارگری ها می توان لباس درست کرد؛ در دوران قاجار هم از زمان ناصرالدین شاه عکس آمده و قبل از آن هم نقاشی بوده که در موزه ها پر است. شما اگر به کاخ گلستان بروید تمام درباریان را کشیده اند اما ما افراد سهل انگار و تنبلی هستیم. کره ای ها که مستعمره چین یا ژاپن بودند از هیچ تاریخ می سازند اما این ها دنبال ساخت سریال حضرت مسیح (ع) هستند و ما می خواهیم کارهای هالیوود دهه ۶۰ و ۷۰ را تقلید کنیم. وی افزود: باید گروهی را برای انتخاب سوژه ها در صدا و سیما تشکیل داد. یک خانمی از طرف سیما فیلم به سراغ من آمد و مذاکراتی شد. در آن زمان فیلم نامه ای هم برایم آوردند که ببینم؛ در آن نشان داده می شد که رضاشاه در سال ۱۳۲۰ اتومبیل جیپ سوار بوده است. به نویسنده و کارگردان گفتم می دانید جیپ در سال ۱۹۴۱ اختراع شده است؟! چه طور رضاشاه سوار جیپ می شد؟! جیپ ۱۹۴۲ و ۴۳ به ایران آمده است. وی درباره سریال تاریخی «در چشم باد» که قرار است جایگزین «یوسف پیامبر(ع)» شود، گفت: هنوز نمی توانم درباره این سریال نظر دهم؛ اما دیدم کارگردان این سریال همان اشتباه علی حاتمی را کرده است. در این سریال هم یک تراموا گذاشته اند و از آن استفاده می کنند. این درحالی است که تراموا در سال ۱۳۰۸ برچیده شد. در دوران جنگ، اصلا ماشین اسبی نبود؛ البته تا سال ۱۳۵۳ در جنوب تهران درشکه بوده است. وی گفت: دوره پهلوی پر از سوژه های سریال سازی است مانند کودتای ۲۸مرداد، زندگی رضاشاه، زندگی مصدق، زندگی ضیاء طباطبایی، زندگی کاشانی، اشغال ایران و ملی کردن نفت.معتضد بار دیگر به دلیل اقبال بینندگان ایرانی به سریال های کره ای اشاره کرد و گفت: سریال ساز کره ای یک دوره حرفه ای دیده است. او می داند که وقتی می خواهی سریال بسازی، اول نمی روی دوربین را بکاری، بلکه اول باید درباره آن دوره تاریخی تحقیق کنی. در حقیقت وقتی می خواهی فیلم تاریخی بسازی، باید در جو آن زمان قرار بگیری.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه بیست و دوم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 گیشه هادرانتظارفرصت طلایی اکران
 
 

نگاهی به فیلم هایی که تابستان میهمان سینما می شوند

 

 

سینمای ایران روزهای پایانی اکران بهاری را، در حالی پشت سر می گذارد که با تمامی فراز و نشیب ها، حواشی، حرف و حدیث ها چند فیلم را روانه سالن ها کرد و البته گیشه موفقی را هم برای خود رقم زد. فیلم های «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی، «بیست» عبدالرضا کاهانی، «سوپراستار» تهمینه میلانی، «حریم» رضا خطیبی، «پاتو زمین نذار» ایرج قادری، «کلبه» جواد افشار، «آخرین ملکه زمین» محمدرضا عرب و...، در حالی آخرین روزهای میهمانی خود را بر پرده سینماهای کشور سپری می کنند که در شرایطی نابرابر، میدان رقابت را به «اخراجی ها۲» واگذار کردند.

بی تردید پخش مستمر و مداوم تیزرهای تلویزیونی، در اختیار گذاشتن سالن های مناسب و کافی و از همه مهم تر جنجال های مطبوعاتی و رسانه ای، «ده نمکی» را یکه تاز بی رقیب اکران بهاری کرد. متاسفانه فیلم هایی که هم زمان با «اخراجی ها۲» بر پرده ها جا گرفتند، با آن که توانمندی های لازم را به لحاظ مضمون، بازیگری و دیگر عوامل تماشاگرپسند داشتند، قربانی سیاست های ناعادلانه اکران شدند. اگرچه فروش میلیاردی «اخراجی ها۲» سرمایه و سود هنگفتی را، به بدنه نحیف اقتصاد سینما تزریق کرد، اما نکته این است که چنان چه هر یک از این آثار، در فرصت مناسب دیگری به نمایش عمومی درمی آمدند، بی تردید این توانایی را داشتند که در ایام مختلف سال، مخاطبان کافی را جذب سالن ها کنند؛ نه آن که با فروشی نه در حد انتظار، بساط خود را از پرده برچینند. به هر حال پس از یک اکران بهاری دلگرم کننده، و در آستانه فرارسیدن تعطیلات تابستانی، با توجه به فیلم هایی که قرار است در این فصل از اکران، -که نزد اهالی سینما فرصتی طلایی به شمار می رود- به نمایش عمومی درآید، می توان روزهایی خوب و پررونق را برای سینمای ایران انتظار داشت. اکران پرسود بهاری نیز بیشتر تهیه کنندگان و کارگردانان را به تلاش واداشته است، تا به هر نحو ممکن آثار تولیدی خود را، در تابستان روانه سالن های سینما کنند.

 

نمايي از فيلم در باره الي

با اعلام اسامی فیلم هایی که میهمان تابستانی پرده های سینما می شوند، می توان به تابستانی خوش و خاطره انگیز، برای سینمای ایران دلخوش داشت. «درباره الی» به کارگردانی اصغر فرهادی، «هرچی تو بخوای» محمد متوسلانی، «امشب شب مهتابه» محمدهادی کریمی، «دلخون» محمدرضا رحمانی، «خرو س جنگی» مسعود اطیابی، «خاک آشنا» بهمن فرمان آرا و «سایه وحشت» عماد اسدی، فیلم هایی است که تلاش می شود با فرارسیدن تابستان، راهی سینماهای کشور شوند و در رقابتی نفس گیر، به اکران تابستانی رونقی خاص دهند.اگرچه هر یک از این آثار ویژگی های مناسب و لازم را برای جذب تماشاگر دارند، اما از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که درام اجتماعی «درباره الی» برنده از پیش تعیین شده این کارزار باشد. جنجال ها و حواشی ایجاد شده درباره این اثر، به هنگام نمایش در جشنواره فیلم فجر سال گذشته نیز این حدس و گمان را، دوچندان می سازد. البته قرار بود «اصغر فرهادی» این فیلم را، نوروز ۸۸ روانه سینماها کند اما با وجود حاشیه هایی که پیش و پس از نمایش جشنواره برایش پیش آمد، تابستان بر پرده می آید. از طرفی «درباره الی» با ربودن خرس نقره ای بهترین کارگردانی جشنواره بین المللی فیلم برلین و نقش آفرینی بازیگران توانمندی چون ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، گلشیفته فراهانی و مریلا زارعی، شانس زیادی برای کسب عنوان «پرمخاطب ترین فیلم اکران تابستان» دارد. با توجه به تجربه موفق نمایش عمومی «چهارشنبه سوری» اصغر فرهادی و کسب عنوان پرفروش ترین فیلم اکران نوروزی، با جرأت می توان گفت «درباره الی» این موفقیت را دیگربار برای وی تکرار خواهد کرد. «محمد متوسلانی» نیز «هرچی تو بخوای» را، که یک کمدی اجتماعی است، از مدتی پیش آماده نمایش کرد. اما شرایط لازم برای اکران آن فراهم نشده بود. لادن مستوفی، مجید صالحی و حسن شکوهی از جمله بازیگران این فیلم هستند که برای تماشاگران سینما، چهره هایی نام آشنا می باشند. فروش خوب و قابل قبول فیلم های «کفش های میرزانوروز» و «دو روی سکه» متوسلانی، این تردید را به یقین تبدیل می کند که وی پس از چند سال دوری از سینما، شاهد گیشه خوبی برای جدیدترین اثرش باشد. «محمدهادی کریمی» نیز برای شرکت در رقابت های اکران تابستانی، با فیلم عاشقانه و جوان پسند «امشب شب مهتابه» به میدان می آید. بازی مهناز افشار و دانیال عبادی و صدای احسان خواجه امیری تا حد زیادی می تواند این امیدواری را به همراه داشته باشد، قشر جوانی که با فیلم «غیرمنتظره» وی ارتباط برقرار کنند، این بار نیز به اشتیاق تماشای اثری دیگر از وی راهی سینما شوند. «دلخون» نیز از دیگر فیلم هایی است که شانس کافی و لازم را برای «دیده شدن» دارد. «محمدرضا رحمانی» البته یک فیلم اکران نشده به نام «ستایش» هم دارد. اما فضای تلخ «دلخون» که یک درام تراژیک اجتماعی است، این توانمندی را دارد که پس از مدت ها خنده، -که «اخراجی ها۲» برای تماشاگران در پی داشت- فضایی متفاوت را بر سالن های سینما حاکم کند. از طرفی حضور بازیگرانی چون حامد بهداد آن هم در نقشی متفاوت- یک قاتل که چندان تعادل روانی هم ندارد- و الناز شاکردوست، از جذابیت های «دلخون» است که همدلی مخاطب را برمی انگیزد. به هر حال باید منتظر بود و دید آیا این فیلم تلخ می تواند در رقابت با درام اجتماعی «درباره الی»، کمدی «هرچی تو بخوای» و عاشقانه «امشب شب مهتابه» سربلند از گیشه درآید. جابه جایی موقعیت یک زوج جوان و ایجاد لحظه هایی کمیک در «خروس جنگی» مسعود اطیابی نیز به خودی خود جذاب و مفرح است. به ویژه آن که این زوج رضا عطاران و مریلا زارعی باشند. علاوه بر رضا عطاران نقش آفرینی «احمد پورمخبر» و «کیانوش گرامی» از دیگر برگ های برنده «خروس جنگی» است. اگرچه «مصائب دوشیزه» فیلم نخست «مسعود اطیابی»، به سبب شرایط نامناسب اکران این فرصت را نیافت که مخاطبان خود را بیابد، اما انگار وی با دستمایه قرار دادن مضمونی جذاب و ایجاد فضایی کمیک در جدیدترین فیلمش قصد آن دارد که یکی از برنده های اکران تابستانی باشد. «سایه وحشت» عماد اسدی نیز با انتخاب گونه سینمای وحشت و فضایی دلهره آور، بی شک طرفداران خود را خواهد یافت. به ویژه آن که دو فیلم «حریم» و «کلبه» -که هم اکنون بر پرده سینما و در حال نمایش است- با اقبال چشمگیر تماشاگران مواجه شده اند. شهاب حسینی، شیلا خداداد و ماه چهره خلیلی از جمله بازیگران نام آشنا هستند که در «سایه وحشت» ایفای نقش کرده اند.از آن جا که گونه وحشت و دلهره به عنوان گونه ای پرطرفدار همواره این جذابیت را داشته است که تماشاگران انبوهی را به سالن های سینما بکشاند، می توان امید داشت که «سایه وحشت» نیز در این آزمون موفق و در اکران تابستانی نمره قبولی بگیرد. اما مهم ترین، بحث برانگیزترین و حاشیه سازترین فیلم اکران تابستان، «خاک آشنا»ی بهمن فرمان آراست. اثری که قرار بود در جشنواره بیست و ششم فجر -زمستان ۸۶- به نمایش درآید. اما اصلاحیه های متعدد که قرار شد بر این اثر اعمال شود و ممیزی های سلیقه ای مسئولان نظارت و ارزشیابی، کارگردان اثر را بر آن داشت تا از نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر، منصرف شود. وی پس از این شرایط نیز سکوت پیشه کرد، تا فرصت مناسبی برای نمایش عمومی اثرش فراهم شود. این فیلم هم چون ساخته پیشین فرمان آرا -یک بوس کوچولو- به واگویی ارتباط نسل جدید و قدیم و نقد آن می پردازد. رضا کیانیان و بابک حمیدیان، ایفاگر نقش های اصلی این اثر هستند. بی شک با توجه به تنوع فیلم های اکران تابستان به لحاظ گونه و مضمون می توان امید داشت که سینمای ایران در تابستان، گرمای این فصل را با استقبال مخاطبان احساس کند. مخاطبانی که بارها این حقیقت را به اثبات رسانده اند که چنان چه اثری به شعور آنان توهین نکرده، آنان را دست کم نگرفته و استانداردهای لازم یک اثر سینمایی را داشته باشد، از آن استقبال می کنند و به تماشای آن خواهند رفت. «درباره الی»، «هرچی تو بخوای»، «امشب شب مهتابه»، «دلخون»، «خروس جنگی»، «سایه وحشت» و «خاک آشنا»، هر کدام با برخورداری از داستان و مضمونی متفاوت،کارگردانانی صاحب نام، بازیگرانی نام آشنا، سبک های سینمایی مختلف و ویژگی های لازم، برای جذب مخاطب لحظه شماری می کنند تا با فرارسیدن تابستان، بر سردر سینماها جا خوش کنند و تعطیلات خوبی را با تماشاگران سینما پیش رو داشته باشند. تعطیلاتی که بخشی از آن، به ضیافت سالن های سینما اختصاص می یابد. البته تمام این پیش بینی های امیدوارکننده زمانی رنگ تحقق و واقعیت می گیرد که شرایط اکران، سالن های مناسب، تیزرهای تلویزیونی و ابزار تبلیغاتی کافی وزمینه یک رقابت سالم و عادلانه برای همه آثار فراهم باشد. اگر جز این باشد می توان گفت از میان آثاری که قرار است گرمابخش اکران تابستان باشد، تنها یکی دو فیلم بازی را به نفع خود تغییر خواهند داد و توانایی های دیگر آثاری که هم زمان با آن ها به نمایش عمومی درمی آید، نادیده گرفته خواهد شد. در این صورت فرصت طلایی اکران تابستان، که بسیاری از فیلم ها در حسرت آن به سر می برند باز هم ناخواسته می سوزد و جز تاسف و حسرت پیامد دیگری برای سینمای ایران به همراه نخواهد داشت. ای کاش این طور نباشد!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 یک مهاجرت اجباری
 
 

نگاهی به رویکرد سینماگران به فعالیت در تلویزیون

 

 

شرایط بحرانی سینمای ایران، تنگناهای اقتصادی در عرصه سینما، محدودیت تولید، شرایط نابسامان اکران، وضعیت مبهم نمایش عمومی برخی از آثار تولیدی، کمبود سالن های نمایش، ممیزی های سلیقه ای، سیاست گذاری های مقطعی در عرصه سینما و... زمینه ای را فراهم کرده تا در چند سال اخیر، برخی از کارگردانان سینما رسانه تلویزیون را، برای فعالیت های خود به سینما ترجیح دهند. البته طی چند سال گذشته نیز مدیران شبکه های مختلف تلویزیون، تلاش کرده اند تا سینماگران را برای ساخت تله فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی به سمت قاب شیشه ای جذب کنند. برخی سینماگران نیز این اتفاق را، به فال نیک گرفتند. اما گروهی از آنان نیز این رخداد را، به سبب اوضاع ناپایدار اقتصاد سینما مقطعی دانستند. اما به هر حال در چند سال اخیر، تولید انبوه فیلم های تلویزیونی و مجموعه ها در شبکه های مختلف سیما، بستری را برای فعالیت کارگردانان و شماری از تهیه کنندگان سینما، فراهم کرده است. اگرچه با بررسی ابعاد و وجوه مختلف این مهاجرت دسته جمعی، می توان به این نتیجه رسید که این رویکرد، پیامدی جز نحیف تر شدن پیکره بیمار سینمای ایران به همراه ندارد. بازیگران و کارگردانان سینما پیش از این، کمتر به سراغ تلویزیون می آمدند. به نوعی می توان گفت که فعالیت و کار در این رسانه ملی را، در حد و اندازه های خود و توانمندی هایشان نمی دانستند.از طرفی نیز شرایط امروز سینما، به گونه ای است که بسیاری از آثار سینمایی هنوز بر پرده نیامده، با سالن های سینما خداحافظی می کنند. در این شرایط شمار بسیاری از کارگردانان و تهیه کنندگان سینما، که مبالغ هنگفتی را برای تولید فیلم هزینه کرده اند به سبب شکست تجاری این آثار در گیشه، دلسرد شده و بیکاری را به فعالیت کم رنگ در عرصه سینما ترجیح داده اند. نتیجه کوتاه مدت این شرایط، ایجاد فرصت های شغلی برای سینماگرانی است که در نتیجه محدودیت تولید و اکران، امکان فعالیت مستمر در سینما را نمی یابند. اما در سال های اخیر بازار پررونق تولید فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی، مجال و فرصتی طولانی مدت را برای ساخت و ساز آثار مختلف، برای سینماگران ایجاد کرده است. از طرفی سیاست گذاری های حمایتی رسانه ملی در تولید فیلم، فضایی رقابتی را با سینما فراهم آورده است. در پی ایجاد این موقعیت، برخی از کارگردانان مطرح و بازیگران محبوب نیز، با دستمزدهای چشمگیر به صدا و سیما دعوت شدند. گاه نیز پیشنهادهای وسوسه کننده برنامه سازان و تهیه کنندگان تلویزیونی، زمینه حضور پررنگ و مستمر آن ها را در شبکه های مختلف فراهم کرده است. این اتفاق بیش از آن که به سود سینماگران تمام شود، به نفع تلویزیون بوده است. در چند سال اخیر کارگردانانی صاحب سبک و نام آشنا، ساخت فیلم ها و مجموعه های گوناگون را برای شبکه های مختلف سیما، برعهده گرفتند.شرایط فیلم سازی و ساختن مجموعه های مختلف نیز به گونه ای بوده است که حتی برخی کارگردانان سخت پسند و گزیده کار، که برای فعالیت در تلویزیون اما و اگرهای بسیاری داشتند، حاضر شدند بخت خود را در این عرصه بیازمایند.

حضور کیانوش عیاری با ساخت مجموعه «روزگار قریب»، ابراهیم حاتمی کیا (خاک سرخ، حلقه سبز)، اصغر هاشمی (یک مشت پر عقاب)، کمال تبریزی (دوران سرکشی، شهریار)، سامان مقدم (پریدخت)، داوود میرباقری (رعنا، امام علی(ع)، معصومیت از دست رفته، مختارنامه)، مهدی فخیم زاده (تنهاترین سردار، ولایت عشق، خواب و بیدار، حس سوم، بی صدا فریاد کن)، بهرام بهرامیان (ساعت شنی)، همایون اسعدیان (روز بی پایان)، احمد امینی (تصویر یک رویا، آخرین شب آرامش، بیگناهان)، حسن هدایت (کارآگاه علوی ۱ و ۲)، محمدرضا هنرمند (کاکتوس، زیرتیغ، آشپزباشی) و... گواه این ادعاست. با ایجاد شرایط مطلوب برای ساخت سریال یا فیلم از سوی تلویزیون، برخی کارگردانان سینما که فعالیت هایشان در این عرصه با محدودیت همراه بود و آثارشان با توجه به مقررات و قواعد حاکم بر تلویزیون، از شبکه های مختلف این رسانه قابل نمایش بود، فرصت فعالیت در جعبه جادویی را یافتند. بی تردید تلویزیون رسانه ای فراگیر با مخاطب عام است و برای جلب رضایت بینندگان، باید قواعد بازی را رعایت کرد به همین سبب وجه سرگرمی سازی در تولیدات امروز تلویزیون پررنگ تر شده است. از طرفی سیاست گذاری های مدیران تلویزیون، برای جذب کارگردانان و سینماگران گاه فضایی را به وجود آورده تا ممیزی ها کمتر و ساده تر شود.

این روزها اغلب کارگردانان سینما در پروژه های مختلف تلویزیونی پشت دوربین هستند. مازیار میری پس از تجربه ساخت یک فیلم تلویزیونی، مجموعه تلویزیونی «گاوصندوق» را کارگردانی می کند. کمال تبریزی مشغول ساخت مجموعه تاریخی «سرزمین کهن» است. سیروس الوند پس از ساخت دو فیلم تلویزیونی، درگیر ساخت سومین فیلم تلویزیونی اش با نام «ساعات ناامیدی» است. منوچهر محمدی، علیرضا رئیسیان، رسول صدرعاملی، کیانوش عیاری و پوران درخشنده نیز به عنوان تهیه کننده، این روزها در تلویزیون به فعالیت مشغول اند.مدیران تلویزیون و تهیه کنندگان رسانه ملی، با فراهم کردن زمینه لازم برای فعالیت سینماگران، تسهیل نمودن مراحل تولید و پرداخت دستمزدهای مناسب و... هیچ دغدغه ای برای سینماگران -که پیش از آن در سینما با آن درگیر بودند- باقی نگذاشتند.بی شک در چنین شرایطی کارگردانان، بازیگران و تهیه کنندگان سینما، ترجیح می دهند از سر ناچاری به سمت تلویزیون کوچ کنند. متاسفانه با توجه به شرایط اقتصادی نامناسب، سینما قدرت رویارویی با چنین رقیب قدرتمندی را هم ندارد. به همین سبب از هم اکنون می توان گفت سینما بازنده بزرگ این بازی است. با مقایسه آمار تولید و نمایش فیلم های تلویزیونی با آثار سینمایی، می شود صدای زنگ خطر را شنید به ویژه آن که نگاه مثبت مدیران تلویزیون، استقبال سینماگران را برای ادامه فعالیت در این رسانه فراگیر فراهم کرده است. اما اگر این روند گسترده هم چنان استمرار داشته باشد، باید تلویزیون را تهدیدی جدی برای سینما به شمار آورد. اگر امروز مدیران سینمایی برای اقتصاد بیمار سینما، کمبود سالن های نمایش، دلگرمی سینماگران برای ادامه فعالیت، ممیزی های سلیقه ای و شخصی، شرایط ناگوار چرخه تولید، وضعیت نامشخص قوانین اکران و... چاره ای نیندیشند، باید در انتظار روزی بود که در گرمای تابستان، از سردی سالن های سینما به خود لرزید!!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 يك نماينده كافي نيست
 

 
نگاهي به حضور كم رنگ سينماي ايران در كن ٢٠٠٩
سينماي ايران تاكنون در بخش هاي اصلي و جنبي جشنواره فيلم كن، حضوري با شدت و ضعف داشته كه همين حضور هم در پي حركت هاي فردي و شكل گيري جريان خاص «فيلم سازي براي جشنواره ها» بوده است.

موج هميشگي و ساليانه حضور سينماي ايران در جشنواره فيلم كن، امسال هم گريبان رسانه هاي داخلي را گرفت و از مدتي پيش زنگ گمانه زني براي حضور سينماگران و فيلم هاي ايراني در جشنواره كن شصت و دوم، به صدا درآمد كه البته با تحليل هاي هميشگي همراه است.

با اين كه چند سالي است سينماي ايران حضوري برجسته و پررنگ در بخش مسابقه جشنواره كن نداشته است، ولي امسال هم اين موج همانند چند سال اخير به راه افتاد كه آيا سينماي ايران به بخش مسابقه كن راه پيدا مي كند؟ جواب از پيش تعيين شده اين پرسش را همه مي دانند؛ آن هم به دو دليل مهم، ولي هم چنان به اين موج مطبوعاتي دامن زده مي شود.

دليل اول تجربه سال هاي اخير سينماي ايران در كن است كه به نداشتن نماينده، در بخش مسابقه عادت كرده ايم (و اين مسئله خود وامدار جرياني چند ساله است). دومين دليل كه به نظر مهم تر مي آيد، اشراف به وضعيت توليد در سينماي ايران به خصوص در مورد فيلم سازاني است كه وجهه اي جهاني دارند.

 پارسال در آستانه كن شصت و يكم كه به حضور فيلم «ترانه تنهايي تهران» ساخته سامان سالور در بخش «دوهفته كارگردانان» انجاميد، به اين نكته اشاره شد كه آثاري از سينماي ايران در اين جشنواره مورد توجه قرار گرفته و به بخش اصلي يا بخش هاي جنبي راه يافته اند كه توليدشان در داخل كشور، خارج از روند معمول و متعارف بوده است.البته مي توان به اين نكته، سرنوشت نهايي اين آثار را هم اضافه كرد. فيلم «طعم گيلاس» عباس كيارستمي كه در دوران طلايي حضور ايران در كن توانست نخل طلاي سال ١٩٩٧ را به خود اختصاص دهد، شرايط توليد خود را در سكوت سپري كرد و اولين نمايش آن هم در جشنواره كن بود.اين جريان به روند پس از اكران فيلم هم سرايت كرد، تا اميدي به نمايش عمومي آن نباشد. سرانجام نيز پس از سال ها در ايام نوروز ٨٨ تلويزيون اقدام به پخش «طعم گيلاس» كرد كه در نوع خود اتفاقي مهم محسوب مي شود.

«خواب تلخ» محسن اميريوسفي هم كه جايزه ويژه هيئت داوران بخش نوعي نگاه كن در سال ٢٠٠٥ را دريافت كرد، هنوز به اكران محدود هم درنيامده است. در اين ميان آثاري چون «زماني براي مستي اسب ها»ي بهمن قبادي و «بادكنك سفيد» جعفر پناهي هم هستند كه توانسته اند به نمايش محدود دست پيدا كنند. فيلم پناهي دوربين طلايي جشنواره كن را در سال ٢٠٠٥ دريافت كرد.

سرنوشت مشترك فيلم هاي ايراني موفق در كن را، مي توان به شرايط توليد آن ها نيز ارجاع داد. بيشتر اين آثار در شرايط نامعمول توليد شده اند كه مي توان اين وجه را، به سكوت خبري در زمان توليد و حتي ساخت فيلم بدون مجوزهاي رسمي و قانوني اضافه كرد. شرايطي كه در نهايت به نمايش افتتاحيه برخي از اين آثار در كن انجاميده است.

امسال هم سينماي ايران در جشنواره كن شصت و دوم، حضوري كم رنگ (هم چون چند سال اخير) در بخش هاي جنبي دارد كه هم چون سال گذشته مي توان آن را به حركت هاي فردي فيلم سازان تعبير كرد. اما نكته پررنگ، نهادينه شدن اين روند توليد خارج از مسير قانوني است كه اين آثار را به توليدات زيرزميني معروف كرده است.فيلم «كسي از گربه هاي ايراني خبر نداره» بهمن قبادي از ايران، يكي از فيلم هاي بخش «نوعي نگاه» جشنواره كن شصت و دوم است. فيلمي درباره دختر و پسري جوان كه پس از آزادي از زندان، مي كوشند يك گروه موسيقي تشكيل دهند. حامد بهداد، نگار شقاقي و اشكان كوشافر بازيگران اين فيلم هستند كه بر مبناي فيلم نامه اي از قبادي و به تهيه كنندگي خود او ساخته شده است.

البته بهمن قبادي پيش از اين، با فيلم هاي «زماني براي مستي اسب ها» و «آوازهاي سرزمين مادري ام»، در بخش «دو هفته كارگردانان» و «نوعي نگاه» جشنواره كن حضور داشته است. وي حتي از اين جشنواره جوايز ويژه اي هم دريافت كرده است. اين سابقه در كنار داوري وي در بخش دوربين طلايي كن، مي تواند او را به سينماگري نام آشنا، براي مسئولان، مديران و برگزاركنندگان اين جشنواره بدل كند. فيلم جديد بهمن قبادي در شرايطي توليد شده و به عنوان نماينده سينماي ايران، به جشنواره كن راه پيدا كرده است كه خبري از توليد آن، در هيچ يك از رسانه هاي رسمي كشور منتشر نشد. در حقيقت فيلم «چه كسي از گربه هاي ايراني خبر نداره؟» بدون مجوز توليد و ساخت رسمي و قانوني توليد شد. در چنين موقعيتي كه به نظر مي رسد شيوه فيلم سازي زيرزميني، در حال تبديل شدن به يك جريان در سينماي ايران است مي توان موضع خنثي و انفعال نهادهاي رسمي را نيز مورد توجه قرار داد. در واقع سكوت وزارت ارشاد، معاونت سينمايي و امور بين الملل بنياد سينمايي فارابي كه متولي حضور فيلم هاي ايران در جشنواره هاي جهاني هستند، مي تواند سوال برانگيز و يكي از دلايلي باشد كه سبب نهادينه شدن اين جريان جديد در سينماي ايران است. در اين ميان رويكرد جشنواره كن به توليدات زيرزميني، رويكردي خاص بوده است. جشنواره فيلم كن جز بخش مسابقه اصلي، بخش هاي جنبي، نوعي نگاه، دو هفته كارگردانان، هفته منتقدان و سينه فونداسيون را هم دارد كه هر سال، جوايزي به آثار برگزيده در هر يك از اين بخش ها اهدا مي كند. سينماي ايران تا چند سال پيش در بخش هاي مختلف اين جشنواره حضوري فعال داشته و حتي در دوران اوج خود، توانسته است جوايزي هم از اين بخش ها نصيب خود كند. اگرچه چند سالي است اين حضور از بخش هاي اصلي، به بخش هاي جنبي تقليل يافته و جايزه اي پربار به همراه نداشته است. اما بايد پذيرفت همين نكته هم، پيامد حركت فردي فيلم سازان است كه اين روزها به شكل گيري جريان فيلم سازي خارج از روال قانوني و به اصطلاح زيرزميني انجاميده است.

سينما و سينماگران ايراني از ابتداي حضور خود در جشنواره كن يعني از سال ١٩٦١ تاكنون، ٥٨ حضور در اين رويداد داشته كه البته ٦ فيلم ساخته كارگردان هاي ايراني اما محصول كشورهاي ديگر بوده است. ٤٤ سينماگر ايراني تاكنون در جشنواره كن حضور داشته اند كه عباس كيارستمي با ٨ فيلم و محسن مخملباف با ٥ فيلم، بيشترين حضورها را داشته اند.

هم چنين هشت داوري و ١٦ جايزه براي سينماگران ايراني، در طول ٤٦ سال حضور سينما و سينماگران ايران در جشنواره كن به دست آمده است.

محمد اطيابي نيز پس از اعلام فيلم هاي بخش مسابقه كن ٢٠٠٩ و غيبت سينماي ايران در اين بخش از جشنواره معتبر كن

گفت: حضور بهمن قبادي در بخش نوعي نگاه و شهرام عليدي در بخش هفته منتقدان به عنوان دو كارگردان ايراني با حضور يك فيلم از كردستان عراق و يك فيلم از ايران جاي خوشحالي دارد. هرچند سينماي ايران پتانسيل بالاتري دارد.

او در عين حال با اين كه امسال، سال عجيبي در جشنواره كن است، ادامه داد: حضور در كن سرنوشت اقتصادي خيلي از فيلم ها را رقم خواهد زد. تقويم توليد را در سينماي جهان، جشنواره كن عوض كرده است. واقعيت اين است كه صنعت سينما در مقطع كنوني با توليد فيلم در تعداد زياد، كيفيت بالا و اسامي بزرگ به جشنواره كن سرازير شده است. اما اين كه چه فيلمي و با چه مشخصاتي به جشنواره كن ارائه مي كنيم، جاي بررسي و كارشناسي دارد.

اين كارشناس امور بين الملل سينماي ايران گفت: سينماي ايران براي ارائه مناسب فيلم هايش به جشنواره كن، به مناسبات حرفه اي تري نياز دارد. تهيه كننده و پخش كننده ها فيلم هايشان را ارائه مي كنند، ولي در مناسبات حرفه اي، فيلم ها به شكل ديگري ديده مي شوند. وقتي دو هزار فيلم به هيئت انتخاب كن ارائه مي شود، اعضاي هيئت انتخاب نمي توانند تمامي فيلم ها را ببينند.

فيلم هايي كه شناخته شده نيستند يا توسط كمپاني معروفي ارائه نشده اند، توسط هيئت انتخاب ديده نمي شوند. بلكه يكي از اعضا آن فيلم ها را مي بيند و اگر آن فيلم را مناسب تشخيص بدهد، به ديگر اعضاي هيئت انتخاب هم پيشنهاد مي كند كه آن فيلم را ببينند.

او با تاكيد بر اين كه، مناسبت حرفه اي در سيستم پخش بين المللي ما وجود ندارد، تصريح كرد: ما در عرصه بازاريابي جهاني دچار مشكلات زيادي هستيم و رسانه ها فقط در مقطع خاصي به اين موضوع توجه مي كنند. بنابراين بايد مسئله را جدي تر بگيريم و نياز است يك ميزگرد بابت حضورهاي جهاني سينماي ايران داشته باشيم.

اين در حالي است كه چندي پيش خبرگزاري فارس اعلام كرد كه نام پنج فيلم «وقتي همه خوابيم» بهرام بيضايي، «بيست» عبدالرضا كاهاني، «ترديد» واروژ كريم مسيحي، «عيار ١٤» پرويز شهبازي و «حيران» شاليزه عارف پور، به عنوان گزينه هاي اصلي حضور در بخش اصلي كن مشخص شده است. سينماي ايران در حالي وارد سال جديد شده است كه سال ٨٧ را، با موفقيت هاي بسيار بزرگ و پررنگي به پايان رساند.

اما به نظر بسياري از كارشناسان در ميان توليدات سينمايي ايران در سال گذشته، فيلم هايي كه قابل رقابت در جشنواره هاي مختلف باشند، به چشم نمي خورد.

به همين سبب شانس بالايي را، براي حضور پررنگ سينماي ايران در بخش اصلي جشنواره كن پيش بيني نمي كردند. با توجه به صحبت هاي جسته و گريخته اي كه از زبان مسئولان بنياد سينمايي فارابي شنيده مي شود، مي توان چنين نتيجه گرفت كه مسئولان بنياد فارابي نيز اين احتمال را جدي گرفته اند. به همين سبب امسال قصد دارند با اخذ سياست هايي جديد، حضور پررنگ تري را در بازار فيلم كن تجربه كنند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ١٠٠ فيلم ايراني در برزخ بلاتكليفي
 
 

پرونده توليد سينماي ايران در سال ٨٨، با صدور پروانه ساخت براي چهار فيلم «بخشكي شانس» به كارگرداني «كاظم راست گفتار»، جايي نزديك زمين (مهدي رحماني)، كيفر (حسن فتحي) و بعدازظهر سگي (مصطفي كيايي) گشوده شد سينمايي كه در پيچ و خم مشكلات اقتصادي، كمبود تجهيزات فني، بحران مخاطب، فيلم نامه هاي نه چندان استخوان دار، كمبود سالن هاي نمايش، سياست گذاري هاي مقطعي و... مي رود تا فصلي جديد را آغاز كند. بي ترديد سينماي ايران با وجود مشكلات فراواني كه پشت سر گذاشته و فراز و نشيب هايي كه پيش رو دارد، هم چنان در عرصه توليد پويا و فعال است. عرصه اي كه اكثر محصولات آن نيز به سبب مواجهه با بن بست هاي فراوان، مجال خودنمايي، جاي گرفتن بر پرده نقره اي و اكران عمومي را نمي يابند.پرونده توليد سينماي ٨٨ در حالي گشوده مي شود كه كمبود سالن سينما و متناسب نبودن ميزان توليد آثار سينمايي با ظرفيت نمايشي كشور،هم چون زخم كهنه اي است كه هر از گاهي سر باز مي كند. تدوين آيين نامه هاي مختلف، گروه بندي سالن هاي نمايش فيلم براي پوشش دادن مناسب اكران و استفاده از حداكثر امكانات موجود، راهكارهاي گوناگوني بوده اند كه در چند سال اخير از سوي مسئولان و دست اندركاران، براي نمايش تعداد فيلم هاي بيشتر در سالن هاي سينما به كار گرفته شده است. اما نكته مهم اين است كه پيشي گرفتن توليد از فرآيند نمايش، همواره براي سينماي ما دردسرساز بوده است. زيرا با روند فزاينده توليد، هنوز آثاري هستند كه يا مجال اكران عمومي نيافته اند و يا زمان كافي، براي ديده شدن نداشته اند. چند روز پيش خبرگزاري مهر، گزارشي درباره توليدات سينمايي ايران در سال ٨٧ منتشر كرد كه نشان گر اين بود كه شماري از فيلم هاي توليد شده سال گذشته -٣٠ فيلم- هم چنان پشت خط اكران مانده اند.برخي از اين آثار نيز هنوز در مراحل مختلف فني قرار دارند، اما با بررسي اجمالي توليدات سال هاي گذشته، مي توان به اين حقيقت تلخ رسيد كه اين تعداد فيلم، تنها در سال گذشته توليد شده و مجال نمايش عمومي را نيافته اند در حالي كه با مروري بر فيلم هاي توليدي چند سال گذشته وجه پررنگ اين فاجعه فرهنگي بيشتر نمايان مي شود.پرونده توليد سينماي ٨٨ درحالي گشوده مي شود كه كارنامه پرشماري از توليدات سينمايي سال هاي اخير، كه در بايگاني سينما هم چنانخاك مي خورند، هنوز به جريان نيفتاده است.بي شك پس از سال ها سياست گذاري هاي متفاوت در عرصه اكران، مسئولان و دست اندركاران بايد به ظرفيت نمايشي كشور آگاه بوده و توليدات سينمايي را، با توجه به امكانات نمايشي و تعداد سالن هاي كشور و نيز زمان مقرر براي اكران فيلم ها، تنظيم نمايند در اين صورت است كه ديگر براي پاك كردن صورت مسئله، نشاني اشتباه نخواهند داد. سينماي ايران در حالي ٣٠ فيلم توليد شده سال گذشته را، در عرصه نمايش بلاتكليف دارد كه نه ٣٠ فيلم كه حدود صد فيلم، پشت خط اكران صف كشيده اند.جالب اين كه شوراي صنفي نمايش قرار است آيين نامه جديد اكران را تدوين كند اما تكليف اين صد فيلم، هم چنان نامشخص و مبهم است. اوايل سال گذشته «محمود اربابي»، مديركل نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي اعلام كرد كه: «برخلاف سال هاي گذشته كه ايجاد فرصت، براي پررونق شدن اكران و پرمخاطب شدن فيلم ها در اولويت بوده، قرار است برنامه جديدي در اكران پيگيري شود كه براساس آن، فرصت اكران براي فيلم هاي بيشتري فراهم شود در اين صورت كم تر فيلمي در انتظار دستيابي به فرصت نمايش عمومي خواهد بود.» با نگاهي به توليدات سال هاي گذشته به اين حقيقت ناخوشايند مي رسيم كه هنوز صد فيلم از سال هاي گذشته -به استثناي توليدات سال ٨٧ و فيلم هايي كه هم اكنون مراحل فني را پيش رو دارند- در حسرت ديدن رنگ پرده سينماهاي كشور به سر مي برند. از مجموع ٣٨ فيلمي كه ازجشنواره بيست و ششم فيلم فجر آماده اكران بودند، تنها ١٧ فيلم روانه اكران شدند. در اين ميان فيلم هايي چون باد در علفزار مي پيچد (خسرو معصومي)، سبز كوچك (غلامرضا رمضاني)، نشاني (فريدون حسن پور)، مصاحبه (بهرام كاظمي)، مجرم (اصغر نصيري)، آن مرد آمد (حميد بهمني)، هامون و دريا (ابراهيم فروزش)، شب (رسول صدرعاملي)، چراغي در مه (پناه برخدا رضايي)، شب حورا (شهاب ملت خواه)، تولدي ديگر (عباس رافعي) و... هنوز امكان نمايش عمومي را نيافته اند. همچنين تعداد ٢٢ فيلم كه از جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر، آماده اكران هستند هنوز به نمايش عمومي درنيامده اند.آثاري چون محافظ (محمدجواد كاسه ساز)، بالاتر از آسمان (فريدون حسن پور)، دختر ميليونر (اكبر خامين)، هرشب تنهايي (رسول صدرعاملي)، هرچي تو بخواي (محمد متوسلاني)، ارتفاع ٤٥/٦ (سيامك شايقي)، كتاب قرمز (مزدك ميرعابديني)، مقلد شيطان (افشين صادقي) و... فيلم هاي زيادي نيز از سال هاي گذشته پشت خط اكران باقي مانده اند. از اين صد فيلمي كه هنوز به اكران درنيامده اند، برخي شان با اين كه پروانه نمايش گرفته اند تكليف نمايش آن ها هم چنان مبهم است و در برزخ بلاتكليفي به سر مي برند. فيلم هايي چون :باز هم سيب داري (بايرام فضلي)، تك درخت ها (سعيد ابراهيمي فر)، آدم (عبدالرضا كاهاني)، فرود در غربت (سعيد اسدي)، كوچه هاي باريك (علي زماني عصمتي)، خواب ليلا (مهرداد ميرفلاح)، حافظ (ابوالفضل جليلي)، رامي (بابك شيرين صفت)، نسل جادويي (ايرج كريمي)، چشم هايت را ببند و شليك كن (عليرضا اميني)، مثل يك قصه (خسرو سينايي)، گزارش مريم (اسماعيل براري)، ژاني گه ل (جميل رستمي)، پايان راه (افسانه منادي)، گاهي واقعي (رامين لباسچي)، شهرت (ايرج قادري)، حيات (غلامرضا رمضاني)، ايران سراي من است (پرويز كيمياوي)، سبيل مردونه (جواد اردكاني)، من و دبورا (سيدضياءالدين دري)، آن سه (نقي نعمتي)، تصميم كبري (سيروس حسن پور)، قفل ساز (غلامرضا رمضاني)، ستاره مي شود (فريدون جيراني)، سفره ايراني (كيانوش عياري)، ستاره بود (فريدون جيراني)، ساكنين سرزمين سكوت (سامان سالور)، عصر جمعه (مونا زندي)، شاهزاده ايراني (محمد نوري زاد)، دلبران (ابوالفضل جليلي)، پرونده هاوانا (عليرضا رئيسيان)، زمان مي ايستد (عليرضا اميني)، گل يا پوچ (ابوالفضل جليلي)، بيدار شو آرزو (كيانوش عياري)، مواجهه (سعيد ابراهيمي فر)، شبانه (كيوان علي محمدي و كيوان بنكدار)، يادداشت بر زمين (علي محمد قاسمي)، هفت پرده (فرزاد موتمن)، گفت وگو با سايه (خسرو سينايي)، شوريده (محمدعلي سجادي)، دم صبح (حميد رحمانيان)، راه طي شده (عباس رافعي)، سوگند (شاپور قريب)، شاعر زباله ها (محمد احمدي)، تردست (محمدعلي سجادي)، نگاه (سپيده فارسي)، او (رهبر قنبري)، پل سيزدهم (فرهاد غريب)، باباعزيز (ناصر خمير)، آواي جبرئيل (سيروس رنجبر)، رقص با رويا (محمود كلاري)، جمشيد و خورشيد (بهروز يغمائيان)، يك قدم تا خدا (علي عطشاني)، گناه من (مهرشاد كارخاني)، قناري (جواد اردكاني)، آن كه دريا مي رود (آرش معيريان)، يك شب (نيكي كريمي)، تسويه حساب (تهمينه ميلاني)، چند كيلو خرما براي مراسم تدفين (سامان سالور)، آنجا (عبدالرضا كاهاني)، خواب تلخ (محسن اميريوسفي)، جزيره آهني (محمد رسول اف)، سفر به هيدالو (مجتبي راعي)، رأي باز (مهدي نوربخش)، صحنه هاي خارجي (عليرضا رسولي نژاد)، به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتمي كيا)، دايره (جعفر پناهي)، ترانه تنهايي تهران (سامان سالور)، طلاي سرخ (جعفر پناهي)، ١٠ (عباس كيارستمي)، نيوه مانگ (بهمن قبادي)، آفسايد (جعفر پناهي)، باد ما را خواهد برد (عباس كيارستمي)، استشهادي براي خدا (عليرضا اميني)، تنها دوبار زندگي مي كنيم (بهنام بهزادي)، در ميان ابرها (سيدروح ا... حجازي)، جعبه موسيقي (فرزاد موتمن)، انتهاي زمين (ابوالفضل صفاري)، ستايش (محمدرضا رحماني)، روايت هاي ناتمام (پوريا آذربايجاني)، ماه وش (محمد درمنش)، صدسال به اين سال ها (سامان مقدم)، بازي خطرناك (حسن هدايت)، آتشكار (محسن اميريوسفي)، زمزمه بودا (حسين قاسمي  جامي)، دايناسور (پرويز شيخ طادي)، روابط (ايرج كريمي)، ماه قرمز (سعيد ابراهيمي فر)، به خاطر خواهرم (حجت ا... سيفي)، ابجد (ابوالفضل جليلي)، كارناوال مرگ (رضا اعظميان)، دوست داشتن را هجي كن (ابراهيم فروزش)، چشمك (جهانگير جهانگيري)، ملك سليمان (شهريار بحراني)، نطفه شوم (كريم آتشي)، پوسته (مصطفي آل احمد)، پاداش (كمال تبريزي) و كتاب قانون (مازيار ميري).به اعتقاد بسياري از كارشناسان و صاحب نظران سينما، تنها راه برون رفت از مشكل موجود در حوزه اكران، توجه و رويكرد جدي دولت در بهينه سازي ظرفيت نمايشي كشور، اجراي برنامه بازسازي و بهسازي سالن هاي سينما و احداث سالن هاي جديد در قالب پرديس هاي سينمايي در نقاط مختلف شهرهاي كشور است. از طرفي نيز بايد اين نكته را مدنظر داشت كه تجربه ثابت كرده است تدوين آيين نامه ها به ويژه در حوزه اكران، بدون در نظر گرفتن برنامه اي اصولي- علمي و مبتني بر داشته هاي موجود و تعامل با نهادهاي مرتبط با سينماي كشور، امكان پذير نيست. سرنوشتي كه اكنون براي آيين نامه اكران ٨٨ رقم خورده، چندان خوشايند نمي نمايد. گذشت حدود يك ماه از سال جديد و تشكيل نشدن شوراي صنفي نمايش، نامشخص بودن جدول اكران، بي اعتنايي تدوين كنندگان آيين نامه اخير اكران به منافع برخي صنوف هم چون سينماداران، دامنه دار شدن اختلاف ميان تهيه كنندگان سينما و اصرار كانون كارگردانان براي به كرسي نشاندن عقايد و نظراتشان در شوراي صنفي نمايش، اوضاع را بيش از پيش پيچيده تر، نگران كننده تر و بغرنج تر ساخته است.اكنون بايد منتظر ماند و ديد كه آيا آيين نامه اكران ٨٨ و سياست هاي اداره كل نظارت و ارزشيابي، درخصوص باز كردن گره كور اكران، مي تواند سرنوشت فيلم هايي را كه دارند در برزخ بلاتكليفي دست و پا مي زنند، به اتفاقي خوشايند پيوند بزند يا نه. بي شك تشديد اختلافات، تشكيل نشدن شوراي صنفي نمايش، ساز ناكوك سينماداران به سبب نپذيرفتن آيين نامه جديد اكران و چند پارگي ميان صنف تهيه كنندگان تجربه اي تلخ و زمينه اي براي بروز اختلافات آينده ميان اهالي سينماي كشور فراهم مي نمايد. بايد پذيرفت كه سينماي ايران پس از اين همه سال كه در بستر احتضار افتاده است، ديگر توان «آزمون و خطا»، به ويژه در حوزه اكران را ندارد، اين طور نيست؟!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 بازيگران جوان ميدان را در دست گرفته اند
 
 

 
با استناد به حضور برجسته بازيگران در فيلم هاي اكران بهار، مي توان امسال را براي بازيگران جوان سينما متفاوت و متكي بر ويژگي هاي كيفي آن ها دانست.با گذشت بيش از سه هفته از اكران نوروزي ٨٨، چهره اي برجسته و تاثيرگذار از حضور بازيگران در سينماي ايران ثبت شده است.
اين در حالي است كه تنها چهار فيلم در گروه هاي پنج گانه سينمايي اكران شده است و ثبت اين چهره از بازيگران، مي تواند اهميت اين حضور را دوچندان كند. به خصوص با توجه به اين كه در دو فيلم حضور بازيگران با دريافت جايزه بيست و هفتمين جشنواره فجر برجسته تر شده است.با اين تحليل مي توان اكران نوروز ٨٨ را واجد تشخص در ارزش گذاري، به جايگاه بازيگران سينماي ايران دانست. به خصوص كه همواره مقوله بازيگري در سينماي ايران و اكران هاي پررونق، از وجه كمي مورد توجه قرار مي گيرد تا كيفي. با اين مقدمه مي توان سال ٨٨ را براي بازيگران سينما متفاوت و متكي بر ويژگي هاي كيفي دانست. اين در شرايطي است كه خود اين قشر هم درصدد نهادينه كردن اين وجه از خود باشند. سينماي ايران نوروز ٨٨ را، با اكران فيلم هاي «سوپراستار»، «بيست»، «وقتي همه خوابيم» و «اخراجي ها٢» آغاز كرد كه بيشتر از وجه بازيگري مورد تحليل قرار مي گيرد. علاوه بر آن مي توان وجوه كمي و كيفي حضور بازيگران را در اين چهار فيلم، در كنار هم بررسي كرد.«سوپراستار» تهمينه ميلاني دو حضور برجسته از بازيگران را ثبت كرده است كه در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر هم مورد توجه قرار گرفت. «شهاب حسيني» در حالي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را از بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ) جشنواره به خود اختصاص داد كه تاكنون موفق به كسب اين جايزه نشده بود.«شهاب حسيني» در «سوپراستار» با ايفاي نقش يك ستاره سينماي رو به زوال كه از روزهاي اوج فاصله گرفته و درگير حاشيه هاي سياه شهرت شده است، چهره يك ستاره به انتهارسيده را با تكيه بر يك مولفه ثبت مي كند.هر چند مهم ترين جايزه بازيگري جشنواره هاي داخلي به وي اختصاص يافت، اما نمي توان از اين نكته صرف نظر كرد كه بازي اغراق شده او، به شدت يادآور نقش آفريني اش در نقش جوان بسيجي فيلم «رستگاري در هشت و بيست دقيقه» سيروس الوند است.در واقع مشابهت اين دو نقش در اغراق زدگي است. حسيني در بيست و ششمين جشنواره فجر ديپلم افتخار بازيگري را براي بازي در فيلم «محيا» به خود اختصاص داد كه در نقش يك پزشك جوان عاشق كه از مرده ها مي ترسد، ظاهر شده است.وقتي حسيني را با نقش احمد فيلم «درباره الي» اصغر فرهادي به ياد مي آوريم كه در همين دوره از جشنواره به نمايش درآمد، به اين نتيجه مي رسيم كه وي، توانايي ايفاي نقش هاي مختلف را با تكيه بر توانايي هاي خود دارد. در واقع مرز بازي زيرپوستي و دروني و نقش آفريني اغراق شده در كارنامه حسيني قابل رديابي است، اما اين سليقه جشنواره اي است كه بازي اغراق شده او را درشت نمايي مي كند.«فتانه ملك محمدي» بازيگر نقش دختر نوجوان «سوپراستار» كه قرار است بازيگر به انتها رسيده را متحول كند، نخستين تجربه نقش آفريني را از سر گذراند. اين نقش براي او ديپلم افتخار بهترين بازيگر زن از بخش بين الملل جشنواره فجر را به همراه داشت كه مي تواند به چهره جديد وي و جذابيت هاي بالقوه نقش بازگردد.در واقع بخش عمده جذابيت نقش آفريني ملك محمدي در اين اثر يادآور نخستين حضور بسياري از بازيگران زن سينما در سنين نوجواني است. پگاه آهنگراني، ترانه عليدوستي، باران كوثري و... از جمله اين بازيگران هستند كه نخستين بازي آن ها، تحت تاثير تازه بودن چهره و نقش هايشان بوده است.«بيست» عبدالرضا كاهاني هم حضوري متفاوت و خاص از بسياري از بازيگران چهره سينما را ثبت كرده است. «مهتاب كرامتي» با ايفاي نقش «فيروزه» كه شخصيتي متفاوت و دور از انتظار را، از وي ثبت مي كند، تجربه اي خاص و چالش برانگيز را از سر گذراند.وي با شكستن قالب شخصيتي و فيزيكي خود و كمترين تكيه بر ديالوگ، چهره اي خاص از زني بي سرپرست و بدون پشتوانه ثبت مي كند كه همين تفاوت ها، نگاه داوران بيست و هفتمين جشنواره فجر را جلب كرد. دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن هم حاصل اين تجربه گرايي كرامتي است كه تاكنون جايزه اي از جشنواره فيلم فجر دريافت نكرده بود.«عليرضا خمسه» هم با فاصله گرفتن از انتظار تماشاگر، ايفاگر شخصيتي جدي با نقص فيزيكي است كه توانايي هاي جديد از وي را تصوير مي كند. كسب سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل مرد از جشنواره فجر پارسال نيز حاصل همين تفاوت ها بود كه از چشم داوران دور نماند.در فيلم «بيست» پرويز پرستويي، فرشته صدرعرفايي، حبيب رضايي و مهران احمدي هم حضوري متفاوت از ديگر نقش آفريني هاي خود دارند. در واقع فهرستي از بازيگران برجسته و حرفه اي سينماي ايران كه در سطح بازيگري خود تغيير ايجاد كرده اند، از امتيازات مهم «بيست» است.«وقتي همه خوابيم» بهرام بيضايي هم نقش آفريني خاص از فهرست پرتعداد بازيگرانش ثبت مي كند. مژده شمسايي، شقايق فراهاني، مجيد مظفري و... از بازيگراني هستند كه در فيلم بيضايي حضوري متفاوت و تاثيرگذار دارند. ضمن اشاره به اين نكته كه حسام نواب صفوي با نقش آفريني در «وقتي همه خوابيم» و «اخراجي ها٢» به عنوان پركارترين بازيگر اكران نوروز ٨٨ معرفي مي شود.«اخراجي ها٢» مسعود ده نمكي نيز ادامه نقش و شخصيت بازيگرانش در «اخراجي ها» است كه اكبر عبدي، كامبيز ديرباز، امين حيايي، نيوشا ضيغمي، نگار فروزنده، ارژنگ اميرفضلي و محمدرضا شريفي نيا از آن جمله هستند. حسام نواب صفوي با نقش آفريني در نقش يك اسير لمپن كه مانند ديگر نقش ها پيشينه ندارد، نوروز ٨٨ را با دو نقش طنز در دو شخصيت متفاوت و دور از هم پشت سر گذاشت.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و نهم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 اين فيلم ها براي كه ساخته شده است؟
 

 
بررسي گزارش توليد سينماي ايران در اسفند ٨٦ و ٨٧ نشان مي دهد بسياري از فيلم هاي آماده نمايش همچنان پشت خط اكران مانده و چند فيلم نيز در مراحل مختلف فني متوقف شده و غيرفعال است.
 در آخرين گزارش فارابي از توليدات سينماي ايران در سال ٨٧ كه يازدهم اسفندماه اعلام شد ٧٤ فيلم در مراحل مختلف توليد قرار داشت.براساس اين گزارش چهار فيلم (پاداش، ملك سليمان، فرزند صبح و نظام از راست) در مرحله صداگذاري و هشت فيلم (طلا و مس، در شب عروسي، بيداري، وقتي كه دزد بودم، لالايي، محاكمه در خيابان، پسر آدم، دختر حوا و چهل سالگي) در مرحله تدوين است.همچنين ١٦ فيلم (نفوذي، حوالي اتوبان، شكارچي، معبد جان، بي خوابي، عصر روز دهم، دنياي شيرين، شب واقعه، آناهيتا، يك گزارش واقعي، راه آبي ابريشم، تهران تهران، خيابان بيست و چهارم، كيميا و خاك، نويسنده و سفر مرگ) در مرحله فيلم برداري و ٤٦ فيلم در مرحله پيش توليد است.با توجه به پايان فيلم برداري فيلم هاي شكارچي، آناهيتا، سفر مرگ، تهران تهران، يك گزارش واقعي، نفوذي، حوالي اتوبان، معبدجان، دنياي شيرين، خيابان بيست و چهارم، كيميا و خاك و نويسنده، اين آثار مرحله فيلم برداري را پشت سر گذاشته است و در اولين گزارش توليد سال ٨٨ در مراحل مختلف فني قرار مي گيرد.همچنين با ادامه فيلم برداري فيلم هاي سن پترزبورگ، عصر روز دهم، راه آبي ابريشم، زندگي با چشمان بسته، شب واقعه و كليد خوردن فيلم «آل» در فروردين ماه، به نظر مي آيد در گزارش توليد آتي كه اوايل ارديبهشت اعلام مي شود، اين آثار هم به مراحل جديد راه يابد.با توجه به اين كه گزارش توليد امسال به زودي اعلام مي شود، مي توان بين اين فهرست در سال ٨٦ و ٨٧ و همچنين نخستين گزارش توليد اعلام شده در سال ٨٧ مقايسه اي انجام داد. اين بررسي علاوه بر مقايسه آماري مي تواند به نامشخص ماندن سرنوشت برخي آثار در اين ميانه بينجامد.در آخرين گزارش توليد سال ٨٦ تعداد ١٤١ فيلم سينمايي داراي پروانه ساخت در مراحل توليد و پيش از توليد سينماي ايران قرار داشت. از ميان اين آثار ٩ فيلم اكران شده و توليد ٤٨ فيلم به پايان رسيده است. ضمن اين كه ٨ فيلم در مرحله صداگذاري، ١٢ فيلم در مرحله تدوين، ١٥ فيلم در مرحله فيلم برداري و ٥٤ فيلم در مرحله پيش توليد قرار داشت.به خاطر خواهرم، هرچي تو بخواي، زن ها فرشته اند، تلافي، شبي در تهران، سبز كوچك، سه زن، خواستگار محترم، تسويه حساب، هميشه پاي يك زن درميان است، به همين سادگي، در مه بخوان (بالاتر از آسمان)، ماه وش، حس پنهان، آتشكار، محيا، خواب ليلا، جعبه موسيقي، آتش سبز، هم خانه، استشهادي براي خدا، مجرم، باد در علفزار مي پيچد و ديوار از فيلم هايي بود كه توليد آن به پايان رسيده بود.خاك آشنا، در ميان ابرها، زن دوم، حقيقت گمشده، چراغي در مه، فرزند خاك، آن مرد آمد، كنعان، تنها دوبار زندگي مي كنيم، دايره زنگي، انعكاس، هر شب تنهايي، صد سال به اين سال ها، خواب زمستاني، ستايش، قرنطينه، ريسمان باز، آواز گنجشك ها، مجنون ليلي، سرزمين جنوبي، كتوني سفيد، دوست داشتن را هجي كن، باآبرو و شب حورا نيز ازجمله ٤٨ فيلمي بود كه توليد آن به پايان رسيده بود. با توجه به اكران فيلم هاي زن ها فرشته اند، تلافي، شبي در تهران، سه زن، خواستگار محترم، هميشه پاي يك زن در ميان است، به همين سادگي، حس پنهان، محيا، آتش سبز، همخانه، ديوار، زن دوم، حقيقت گمشده، فرزند خاك، كنعان، دايره زنگي، انعكاس، خواب زمستاني، قرنطينه، ريسمان باز، آواز گنجشك ها، مجنون ليلي و كتوني سفيد در سال ٨٧ ، تعداد ٢٤ فيلم آماده از پارسال پشت خط اكران مانده است.همچنين فيلم هاي بازي خطرناك، تيغ زن، موش، زمزمه بودا و قند تلخ در مرحله صداگذاري و فيلم هاي چهره به چهره، نيلوفر و فرزند صبح در مرحله تدوين و صداگذاري قرار داشت كه از ميان آن ها «تيغ زن» اكران و «موش» وارد شبكه نمايش خانگي شد و در نهايت ٦ فيلم همچنان به نمايش درنيامد.از ميان فيلم هايي كه در مرحله فيلم برداري قرار داشت نيز تنها فيلم هاي دعوت و سوپراستار اكران شد و ١٩ فيلم صندلي خالي، نامزد آمريكايي من، هفت و پنج دقيقه، يك وجب از آسمان، يك اشتباه كوچولو، چشمك، صداها، كارناوال مرگ، ملك سليمان، پنالتي، در شب عروسي، حيران، پاداش، زادبوم، عيار ١٤، كتاب قانون، پوسته، مانگديم و تاكسي نارنجي، از گزينه هاي بالقوه اكران عمومي به شمار مي رود.در نخستين گزارش توليد سال ٨٧ كه دوم ارديبهشت ماه اعلام شد ٩١ فيلم سينمايي داراي پروانه ساخت، در مراحل توليد و پيش توليد سينماي ايران قرار داشت. از ميان اين آثار «محافظ» آماده نمايش، «١٠ رقمي» در مرحله صداگذاري، «دعوت»، «حيران»، «كتاب قانون»، «صداها»، «عيار ١٤» و «سوپراستار» در مرحله تدوين و فيلم هاي «پاداش»، «كارناوال مرگ»، «ملك سليمان»، «زادبوم» و «دلداده» در مرحله فيلم برداري و تدوين هم زمان به سر مي برد.تا اول ارديبهشت ٨٧ توليد فيلم هاي پاتو زمين نذار، تلخ و شيرين، پنالتي و پوسته به پايان رسيد و فيلم هاي در شب عروسي، مي زاك، لالايي، تاكسي نارنجي، نطفه شوم، ترديد، قصه عشق، مانگديم، كودك و فرشته و زخم شانه حوا در مرحله فيلم برداري و ٦٤ فيلم نيز در مرحله پيش توليد قرار داشت. از ميان آثار اشاره شده نيز فيلم هاي «١٠ رقمي»، «دعوت»، «سوپراستار» و «دلداده» به نمايش درآمد و بقيه آثار، هم چنان به دلايل مختلف پشت خط اكران قرار دارد.با مقايسه بين اين فهرست و آخرين گزارش توليد سال ٨٧ نيز مي توان به اين نتيجه رسيد كه فيلم هاي «پاداش»، «ملك سليمان» و «فرزند صبح» هم چنان در مرحله صداگذاري و «لالايي» در مرحله تدوين به سر مي برد. به اين ترتيب همچنان تكليف فيلم هاي آماده نمايش نامشخص و نامعلوم است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و نهم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فیلم بیضایی در مرز 200 میلیون تومان / "اخراجی‌ها 2" دو میلیارد فروخت
رسیدن "وقتی همه خوابیم" به مرز 200 میلیونی و فروش دو میلیارد تومانی "اخراجی‌ها 2" در تهران با بیشترین مخاطب روزانه از مهمترین نکات فروش در هفته سوم فروردین 88 هستند.
"وقتی همه خوابیم" دهمین فیلم بهرام بیضایی در مقام نویسنده و کارگردان پس از "سگ‌کشی" است. در این فیلم در فیلم که مسائل پشت صحنه سینمای ایران می‌پردازد. مژده شمسایی، علیرضا جلالی‌تبار، مجید مظفری، شقایق فراهانی، هدایت هاشمی، افشین هاشمی و حسام نواب‌صفوی نقش‌آفرینی می‌کنند.

این فیلم در بیست و هفتمین جشنواره فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مخاطبان در بخش بین‌الملل، سیمرغ بلورین بهترین تدوین و همچنین طراحی صحنه و لباس و چهره‌پردازی را از بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) دریافت کرد.



وقتی همه خوابیم

"وقتی همه خوابیم" از چهارشنبه 28 اسفند 87 در گروه سینما قدس اکران شد و پس از 23 روز نمایش در 17 سینما 000/500/192 تومان فروش داشته است. این فیلم با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، 96250 تماشاگر داشته است. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم حدود 4185 نفر بوده و 246 مخاطب روزانه در هر سینما برای "وقتی همه خوابیم" ثبت می‌شود.

"بیست" سومین فیلم عبدالرضا کاهانی پس از "آن جا" است. این فیلم درباره یک تالار پذیرایی است که تعدادی کارگر در آن مشغول به کارند و وابستگی عاطفی و کاری به تالار دارند. تالار قرار است 20 روز دیگر تعطیل شود و آنها در روزهای باقیمانده باید تلاش کنند این اتفاق نیفتد.

مهتاب کرامتی، پرویز پرستویی،علیرضا خمسه، حبیب رضایی، مهران احمدی و فرشته صدرعرفایی بازیگران، کاهانی و حسین مهکام فیلمنامه‌نویس، مسعود سلامی مدیر فیلمبرداری، شیما منفرد تدوینگر و منشی صحنه، عباس رستگارپور صدابردار، مهران احمدی دستیار کارگردان و برنامه‌ریز، سلیمان علیمحمد سرمایه‌گذار، عباس درخشنده و جمهور شکیبا مدیران تولید و پوران درخشنده تهیه‌کننده فیلم هستند.

"بیست" در بیست و هفتمین جشنواره فجر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن و مرد مکمل برای مهتاب کرامتی و علیرضا خمسه و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را به کاهانی اختصاص داد. این فیلم از چهارشنبه 28 اسفند 87 در گروه سینما عصر جدید اکران شد و پس از 23 روز نمایش در 20 سینما 000/200/189 تومان فروش کرده است.

این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 94600 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. تماشاگران روزانه فیلم 4113 نفر و مخاطب روزانه در هر سینما 206 بوده است.

"سوپراستار" یازدهمین فیلم تهمینه میلانی پس از "تسویه‌حساب" است. این فیلم داستان یک ستاره سینما به نام کورش است که با دختر نوجوانی از طرفدارانش برخورد می‌کند که مدعی است دختر ناخواسته او است. شهاب حسینی، فتانه ملک‌محمدی، فریبا کوثری، نسرین مقانلو، افسانه بایگان، رضا رشیدپور، السا فیروزآذر و لیلا زارع از بازیگران فیلم هستند.

از دیگر عوامل می‌توان به میلانی فیلمنامه‌نویس بر اساس رمانی از هرمان هسه، محمد نیک‌بین تهیه‌کننده، حسین ابوالصدق صداگذار و ناصر چشم‌آذر آهنگساز اشاره کرد. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد برای شهاب حسینی از بخش سودای سیمرغ و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن برای فتانه ملک‌محمدی از بخش بین‌الملل بیست و هفتمین جشنواره فجر از جوایز این فیلم هستند.

این فیلم از چهارشنبه 28 اسفند 87 در گروه سینما آزادی اکران شد و پس از 23 روز نمایش در 24 سینما 401 میلیون تومان فروخته است. با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، 200500 تماشاگر این فیلم را دیده‌اند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم 8717 نفر بوده که 363 مخاطب روزانه در هر سینما برای "سوپراستار" ثبت می‌شود.

"اخراجی‌ها 2" دومین ساخته مسعود ده‌نمکی و دنباله فیلم پرفروش "اخراجی‌ها" است. این فیلم به تهیه‌کنندگی حبیب‌الله کاسه‌ساز داستان اسارت همرزمان مجید سوزوکی را به تصویر می‌کشد و در بیست و هفتمین جشنواره فجر جایزه ویژه هیئت داوران بخش نگاه نو را به خود اختصاص داد.

جواد رضویان، کامبیز دیرباز، شیلا خداداد، امیریل ارجمند، اکبر عبدی، مهران رجبی، امین حیایی، نگار فروزنده، نیوشا ضیغمی، ارژنگ امیرفضلی، حسام نواب‌صفوی، منوچهر آذر، محمدرضا و مهراوه شریفی‌نیا، شهره لرستانی، مینا جعفرزاده،  لیلا بلوکات از بازیگران و بهزاد مصلحی تدوینگر فیلم هستند.

"اخراجی‌ها 2" از چهارشنبه 28 اسفند 87 در گروه سینما استقلال اکران شد و پس از 23 روز نمایش در 29 سینما 000/000/352/2 تومان فروش کرده است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 1176000 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه "اخراجی‌ها 2" 51130 نفر و تعداد مخاطب روزانه این فیلم در هر سینما 1763 نفر بوده است.



 

"کینه 2" ساخته تاکشی شیمیزو محصول سال 2006 آمریکا و اثری در ژانر دلهره، تعلیق و وحشت است. فیلم داستان زنی جوان است که در توکیو اسیر نفرینی اسرارآمیز می‌شود که در قسمت نخست فیلم بر سر خواهرش آمده بود. شیمیزو این فیلم را بر اساس فیلمنامه استفن ساسکو ساخته و سارا میشل گلار، امبر تامبلین، ادیسون چن و آریل کبل بازیگران فیلم هستند.

"کینه 2" که از چهارشنبه 28 اسفند 87 اکران شده پس از 23 روز نمایش به صورت تک سانس در دو سینما 000/500/15 تومان فروش کرده است.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مجيد مجيدي:رسانه‌های غربی پیشینه غنی ایران را نادیده می‌گیرند
کارگردان فیلم سینمایی "آواز گنجشک‌ها" ـ که این روزها در آمریکا اکران شده ـ می‌خواهد فیلم‌های او تصویری متفاوت از آنچه رسانه‌های غربی از ایران ترسیم کرده‌اند به تماشاگران نشان بدهد.

 خبرگزاری فرانسه اعلام کرد فیلم جدید مجیدی از جمعه پیش در آمریکا اکران و با استقبال منتقدان روبرو شده است.

مجیدی با اشاره به اینکه می‌خواهد با فیلم‌های خود تصویری متفاوت از آنچه در رسانه‌های غربی از ایران ترسیم می‌شود، به تماشاگران نشان بدهد، گفت: تصویر رسانه‌های خبری غرب از ایران اشتباه است.

 

 

او که در جمع خبرنگاران سخن می‌گفت، افزود: رسانه‌های غربی می‌کوشند به همه چیز از جنبه سیاسی نگاه کنند و ملتی با چنین پیشینه تاریخی و فرهنگ غنی را نادیده بگیرند و به تصویر ایران در دنیا لطمه بزنند.

مجیدی ادامه داد: سینمای ایران می‌کوشد این تصویر را درست کند و تصویر واقعی ایران و مردم ایران را نشان بدهد.

"آواز گنجشک‌ها" از سوم آوریل به طور محدود در آمریکا اکران شد و در هفته اول اکران حدود 12 هزار دلار فروش داشت. رضا ناجی برای این فیلم سال 2008 جایزه خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره برلین را از آن خود کرد.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و دوم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مسعود ده نمكي: محتاج نان سينما نيستم
 

اگر قصد پول درآوردن داشتم، راه هاي آسان تر فراواني وجود داشت. سينما شغل من نيست و بيش از آن كه از سينما درآمد داشته باشم در آن هزينه مي كنم.اين كه بخواهم بگويم سينما منبع درآمد من است و محتاج نان آن هستم، درست نيست. سينما براي من ابزاري است تا به واسطه آن ديدگاه هايم را بيان كنم.مسعود ده نمكي با گذشت بيش از ١٨ روز از آغاز اكران «اخراجي ها٢» و فروش ميلياردي اين فيلم با بيان اين مطلب گفت: مطمئن بودم تمام آن هايي كه «اخراجي ها١» را ديدند، به تماشاي «اخراجي ها٢» مي روند.

 

 

 او همچنين اميدوار است، اگر نسخه قاچاق فيلم درنيايد، تا بيش از پنج ميليارد تومان بفروشد.به گزارش ايسنا، كارگردان فيلم پرفروش «اخراجي ها٢» در يك نشست خبري گفت: هجوم سونامي وار جمعيت براي خودم هم غيرمنتظره بود. از ابتدا پيش بيني مي كردم كه «اخراجي ها» بااستقبال خوبي مواجه شود، اما به ميزان آن فكر نكرده بودم.وي معتقد است: عمليات سازمان يافته اي به منظور ضربه زدن به فيلم طراحي شده بود. عملياتي كه به مراتب فراتر از حد قاچاق سنتي بود. آن عده كه به نوعي خود را پدرخوانده سينما مي دانند، سعي دارند تا از بيرون براي سينما تصميم بگيرند و حداقل در مورد اين فيلم بايد بگويم كه آن ها نمي خواهند كه يك فيلم دفاع مقدس و ارزشي طلايه دار تاريخ سينماي ايران باشد.وي در پاسخ به اين سوال كه به نظر مي رسد «اخراجي ها٢» نسبت به فيلم قبلي از اثرگذاري كم تري برخوردار است و روند فروش اين فيلم را مي توان منوط به اخراجي ها١ به حساب آورد، گفت: به لطف خدا كارهاي من در زمينه هاي مختلف از روزنامه نگاري گرفته تا فيلم هاي مستند و سينمايي هيچ گاه كم مخاطب نبوده است.مسعود ده نمكي بيان كرد: هنر «اخراجي ها» در عبور نكردن از خطوط قرمز است. چرا كه اگر كسي حدود اين خط قرمزها را نشناسد، فيلم او يا توقيف مي شود و يا بخشي از مخاطبان خود را از دست مي دهد. اما بررسي مخاطبان اين فيلم نشان مي دهد كه «اخراجي ها» همان قدر كه در شهرهاي مذهبي مانند قم و مشهد مخاطب داشته است در شهرها و مناطق ديگر نيز تماشاگر دارد.وي گفت: در «اخراجي ها١» مبناي بنده عرفاني و اخلاقي بود. اما در فيلم دوم در پي ايجاد نوعي شور و هيجان و حسي مشترك در هجو دشمن و ايجاد وحدت ملي بودم. تفاوت ديگر اين دو فيلم هم در اين است كه «اخراجي ها١» با كمدي شروع مي شود و تراژيك تمام مي شود. اما «اخراجي ها٢» تراژدي شروع مي شود و با هيجان تمام مي شود. در كل نيز پيام اين دو فيلم متفاوت است و قرار نيست كه با يكديگر مقايسه شوند.مسعود ده نمكي درباره بازتاب هاي مختلفي كه اين فيلم در ميان منتقدان و رسانه ها داشته است، گفت: منتقدان و روشن فكران بسيار خوب اين فيلم را درك كرده اند چرا كه آن ها فهميدند كه «اخراجي ها» به خال زده است و با زبان طنز حرفي جدي مي زند.ده نمكي الگويش را در نگارش فيلم نامه «مثنوي معنوي» دانست و توضيح داد: مثنوي مفاهيم عميق را به شوخي مي كشد و بعد در نهايت به نتيجه گيري اخلاقي مي پردازد. حال چگونه است كه هيچ گاه كسي نمي گويد كه شوخي هاي مولانا دم دستي است، اما مي گويند كه شوخي ها و طنز «اخراجي ها» اين گونه است؟وي عنوان كرد: در «اخراجي ها٢» علاوه بر قشرهاي قبلي به مسيحيان و اقليت هاي مذهبي و حتي جاسوسان نيز پرداخته ايم، تا نشان دهيم كه تنها نسبت به يك طبقه اجتماعي مسئوليت نداريم. از سويي ويژگي ديگر اخراجي هاي ١ و ٢ اين است كه هر دوي اين فيلم ها برگرفته از واقعيات هستند و ناگفته هاي جنگ را با زباني ساده تر و قابل قبول براي مخاطب عام بيان مي كنند.به هر حال ما با مخاطبان دهه ٨٠ مواجهيم. مخاطبي كه علي رغم هزينه هاي ميلياردي به سراغ سينماي جنگ نمي رود.ده نمكي در ادامه گفت: مسلما به هيچ كس باج نمي دهم قطعا براي اين وارد سينما نشده ام تا حرف هايي را مطرح كنم كه روشن فكرها براي من كف بزنند. من حرف هاي نسل خود را بازگو مي كنم. در اين راه هم دست هركس را كه به من كمك كرد مي بوسم و معتقدم كه منتقدان هم حق انتقاد دارند. اما چرا اين افراد به شعور مخاطب توهين مي كنند؟وي از جشنواره فجر و برخورد آن با «اخراجي ها٢» گلايه كرد و گفت: در اين جشنواره هر بلايي كه دلشان خواست بر سر اين فيلم آوردند. من هم هيچ حرفي نزدم و همه چيز را به زمان اكران فيلم واگذار كردم.مسعود ده نمكي مطرح كرد: در اين فيلم حرف هايي را به تصوير كشيده ام كه از بيست سال پيش در دلم مانده بود. داستان افرادي كه هيچ گاه به جنگ نرفتند و ماندند تا پست ها را اشغال كنند. اكنون نيز اين افراد خود را در فيلم مي بينند و به همين دليل است كه به آن معترض هستند. وي افزود: اگر اين فيلم شعاري باشد، طبيعتا بايد مخاطب را پس بزند. من براي خنداندن ديگران فيلم نساخته ام و قصد انتقال پيام داشته ام. حال ممكن است كه عده اي احساس كنند كه ميزان پيام هايي كه در اين فيلم مطرح شده زياد است اما به شخصه سعي كرده ام كه حتي هنگامي كه شعاري مطرح مي كنم، در كنار آن به جنبه هاي طنز نيز بپردازم و معتقدم كه حتي شعارها نيز به خدمت طنز فيلم درآمده است.ده نمكي درباره حمايت ويژه شخص وزير ارشاد از اين فيلم و آمدن به پشت صحنه آن هم پاسخ داد: حمايت هاي ايشان بيشتر حمايت معنوي و لطف بود.او با يادآوري صحبت رئيس رسانه ملي افزود: آقاي ضرغامي سينماي دفاع مقدس را بعد از «اخراجي ها» دانسته اند. خود من نيز معتقدم كه «اخراجي ها» يك تابو را شكسته و پس از آن ديگر نمي توانيم يك جانبه به انسان هاي دوران جنگ بنگريم.

بايد قبول كنيم ديگر دوران شعار دادن به سرآمده و نمي توانيم تنها از پيروزي بگوييم و دشمن را ضعيف و خود را قوي فرض كنيم.او در پاسخ به اين كه عده اي شريفي نيا را نوعي كارگردان مخفي «اخراجي ها» مي دانند، اظهار كرد: اين گونه صحبت ها نوعي فرافكني است. «شريفي نيا» از مهره هاي اصلي اخراجي ها است. اما اگر واقعا چنين اعتقادي دارند پس چرا نمي گويند كه «اخراجي ها» فيلمي قوي است، چرا كه اگر شريفي نيا بخواهد فيلم بسازد قطعا فيلم قوي تري خواهد ساخت من فكر مي كنم اين مطلب هم از ديگر پارادوكس هاي مطالبي است كه مطرح مي شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه بیست و یکم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 نبض گيشه ها در نوروز تند مي زند

 

احمد صبریان

پرونده فيلم فجر كه بسته مي شود، بسياري از سينماگران، تهيه كنندگان و سينماداران به سبب تدارك ديدن اكران نوروزي، جنب و جوش خاصي دارند. همواره گونه، شرايط و سرانجام فروش فيلم هايي كه در ايام نوروز بر پرده سينماهاي كشور مي رود، اهميت خاص و ويژه اي دارد. زيرا از يك سو برخي فيلم هايي كه در جشنواره فيلم فجر به نمايش درمي آيد، بي درنگ مجال نمايش پيدا مي كند و از سوي ديگر نيز با توجه به پخش برنامه هاي متنوع تلويزيوني در تعطيلات نوروزي، حدس و گمان ها براي ميزان استقبال تماشاگران از فيلم هاي نوروزي افزايش مي يابد.تجربه نشان داده است، فرجام فروش فيلم هايي كه براي نمايش عمومي در سينماها -آن هم در ايام نوروز- انتخاب مي شود، تاثير به سزايي در انتخاب و گزينش نمايش آثار سينمايي در سال هاي آينده دارد. به عنوان نمونه آثار گونه هاي «كمدي» و «ملودرام» در نوروز، تماشاگران بيشتري را به سالن هاي سينما مي كشاند. در حالي كه آثار سينماي اجتماعي، سينماي مخاطب خاص و سياسي، چندان به مذاق تماشاگران اين فصل خوش نمي آيد.

امسال نيز هم چون سال هاي پيش، فيلم هاي خاصي، براي نمايش نوروزي سينماها انتخاب شده است. آثاري كه ميزان استقبال و توفيق آنان در گيشه، مي تواند سرنوشت اكران تابستان را نيز تحت تاثير قرار دهد. با نگاهي به فهرست فيلم هايي كه قرار است نوروز ٨٨، ميهمان سالن هاي سينما شود، درمي يابيم كه اين آثار با توجه به تنوع مضامين، جوايزي كه در جشنواره فيلم فجر امسال دريافت كرده اند و حاشيه هاي جذاب شان، اين توانايي را دارند كه مخاطبان را، به سالن هاي تاريك سينما كشانده و رونق بخش اكران نوروز امسال باشند. از زمان برگزاري جشنواره بيست و هفتم فجر و حتي پيش از آن، سخن از اكران احتمالي چند فيلم در نوروز ٨٨ درميان بود. اما از آن جا كه به رسم سال هاي گذشته و با توجه به تغيير جدول اكران، هنوز فهرست نهايي فيلم هايي كه احتمال مي رفت آغازگر فصل سينمايي ٨٨ باشد قطعي نشده بود، نمي شد درباره اكران نوروزي حكم نهايي صادر كرد. اما اكنون با توجه به انتخاب آثار و قطعيت نمايش آن ها در بهار ٨٨ مي توان چشم انداز اكران نوروزي را مورد بررسي قرار داد.در بررسي اين آثار سينمايي، بايد به تنوع مضموني، بازتاب نمايش آن ها در جشنواره فيلم فجر، تناسب موضوع فيلم ها با ايام تعطيلات نوروزي و رقابت آثار سينمايي با برنامه هاي تلويزيون - كه در اين ايام به گونه اي گسترده به پخش فيلم هاي ايراني، خارجي و مجموعه هاي گوناگون مي پردازد- توجه داشت.

شبانه روز- اميد بنكدار و كيوان علي محمدي

 اين فيلم با توجه به فهرست پرشمار بازيگران نامدار و ستاره هاي سينما، حال و هواي عاشقانه اثر، تنوع خطوط روايي براي درگير كردن سلايق مختلف و البته ساختار تصويري و خاص، تا حدي مي تواند تماشاگر را به سالن ها دعوت كند. حضور بازيگراني چون نيكي كريمي، مهتاب كرامتي، مهناز افشار، پارسا پيروزفر -آن هم پس از چند سال دوري از سينما- محمدرضا فروتن، حامد بهداد -به ويژه با گريمي خاص و نقشي متفاوت- حميدرضا پگاه و... از جمله برگ هاي برنده

شبانه روز» است.

 

 

 

بازتاب هاي جشنواره اي اين فيلم، كه مورد توجه نسبي منتقدان و مخاطبان قرار

 گرفت، جوايزي كه از جشنواره بيست و هفتم فجر گرفت و حاشيه هاي ايجاد شده، تماشاگر را به تماشاي اين فيلم فرامي خواند. كسب سيمرغ بلورين بهترين فيلم برداري براي «مرتضي پورصمدي»، نامزد شدن در بخش بهترين چهره پردازي و طراحي صدا نيز از ديگر نقاط قوت «شبانه روز»، براي اكران نوروزي است.از طرفي نمي توان تجربه تهيه كننده فيلم -جمال ساداتيان- را در اكران موفق نوروزي فيلم هاي «دايره زنگي» و «چهارشنبه سوري» ناديده گرفت. اتفاقي كه مي تواند در مورد «شبانه روز» هم تكرار شود.«شبانه روز» اين توان را دارد كه با تغيير ذائقه مخاطبان و ارزش دادن به فرصتي كه با آن ها سهيم مي شود، پايه گذار يك گيشه مناسب، براي فيلمي ساختارمند باشد.

درباره الي- اصغر فرهادي

 چهارمين فيلم اصغر فرهادي با توجه به سخنان وي و تهيه كننده فيلم، در جلسه مطبوعاتي كه پس از بازگشت آن ها از برلين برگزار شد، حاشيه ساز شد.خبر توقيف فيلم، بازي گلشيفته فراهاني و پي گيري وزير ارشاد براي نمايش اين فيلم در جشنواره فجر، به خودي خود مي تواند انگيزه هاي لازم را، براي تماشاي فيلم نزد مخاطب ايجاد كند.حاشيه هاي ايجاد شده و روندي غيرمعمول كه «درباره الي» براي حضور در جشنواره امسال پشت سر گذاشت -تا بدان جا كه رئيس جمهور و وزير ارشاد را به تعامل كشاند- به اندازه كافي كنجكاوي برانگيز است.

 اما مهم اين است كه «درباره الي» برخلاف ديگر فيلم ها، در حد حاشيه باقي نماند

و بازتاب نمايش آن در جشنواره نشان داد كه ويژگي هاي لازم را، براي جذب و

 

 

درگير كردن تماشاگر دارد. كسب خرس نقره اي بهترين كارگرداني از جشنواره فيلم برلين، دريافت سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني از جشنواره امسال و دريافت سيمرغ فيلم برگزيده تماشاگران -به طور مشترك با فيلم «بي پولي»- از ديگر امتيازهاي اين فيلم به شمار مي رود. حضور جمعي از بازيگران حرفه اي كه در اين فيلم درخشيده اند، هم چون گلشيفته فراهاني، شهاب حسيني، مريلا زارعي، صابر ابر، ترانه عليدوستي، رعنا آزادي ور، احمد مهران فر و نخستين نقش آفريني «ماني حقيقي» و «پيمان معادي»، از ديگر برگ هاي برنده «درباره الي» است.

علاوه بر فيلم نامه روان و خوش ريتم اثر، كارگرداني سنجيده و فيلم برداري چشمگير، فضاي دلهره آور و تعليقي فيلم را نيز بايد به امتيازات «درباره الي» افزود كه بي شك، مخاطب را به تماشاي آن ترغيب مي كند.

اخراجي ها٢ - مسعود ده نمكي

دومين فيلم مسعود ده نمكي با توجه به حاشيه ها و جنجال هاي ايجاد شده، در طول ساخت و استمرار آن به هنگام نمايش در جشنواره فجر، به احتمال فراوان شانس زيادي براي توفيق در گيشه نوروز ٨٨ دارد. به ويژه اين كه كارگردان آن از هنگام كليد خوردن اين پروژه به نمايش نوروزي آن تاكيد داشت. قراري كه به نظر مي رسد، از پيش تعيين شده باشد. «اخراجي ها٢» با تكيه بر سابقه خوش اكران نوروزي «اخراجي ها» در سال گذشته، از همان آغاز براي كارگردان به منزله حركت در مسيري امتحان پس داده بود. البته تجربه هم نشان داده است كه هيچ چيز، نمي تواند پيش بيني هاي كارگردان را نقض كند.

 البته حضور بازيگران «اخراجي ها» به جز «كامبيز ديرباز» و اضافه شدن

 

 

جمعي ديگر از بازيگران ازجمله «حسام نواب صفوي» به گروه «اخراجي ها٢»، از گزينه هاي لازم براي جذب مخاطب است. «اخراجي ها٢» با يدك كشيدن عنوان «نخستين پروژه دنباله دار سينماي ايران»، فروش يك ميلياردي «اخراجي ها»، دريافت جايزه ويژه هيئت داوران بخش «نگاه نو» جشنواره و حركت در مسير حاشيه ها و حرف و حديث ها، شايد ركورد فروش فيلم قبلي كارگردان -اخراجي ها- را بشكند.

وقتي همه خوابيم- بهرام بيضايي

 دهمين فيلم بهرام بيضايي كه از گزينه هاي قطعي اكران نوروزي است، به سبب دوري هفت ساله بيضايي به عنوان كارگرداني خوش فكر، گزيده كار و صاحب نام، مخاطبان عام و خاص را جذب سالن هاي سينما خواهد كرد. اتفاقي كه براي فيلم پيشين وي «سگ كشي» افتاد و آن را، در سكوي نخست پرفروش ترين هاي سال قرارداد. «بهرام بيضايي» از جمله كارگرداناني است كه نامش در عرصه هاي مختلف، مي تواند براي همگان جذاب و ترغيب كننده باشد.

حاشيه هاي جشنواره اي فيلم «وقتي همه خوابيم» و بازتاب نمايش آن -به ويژه در

 

 

 

ميان منتقدان- فضايي ايجاد كرد كه در مطبوعات و رسانه ها از اين فيلم بسيار گفته شود و در حقيقت موج سازي كند. در اين ميان بايد به مولفه هاي غيرحاشيه اي فيلم از جمله مضمون جذاب فيلم كه نمايش پشت صحنه سينماي ايران است -آن هم با نگاه طنز خاص بيضايي- نقش آفريني متفاوت مژده شمسايي، حسام نواب صفوي و شقايق فراهاني، جلسه مطبوعاتي حاشيه ساز فيلم و نگاه ويژه و خاص بيضايي به سينما نيز اشاره كرد. كسب سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران بخش بين الملل جشنواره فجر، دريافت سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس براي «ايرج رامين فر» و «آتوسا قلم فرسايي» در بخش مسابقه سينماي ايران و واكنش منفي و همراه با حب و بغض منتقدان نسبت به فيلم، تماشاگر سينما -به ويژه سينماي بيضايي- را به پي گيري و تماشاي جديدترين اثر وي تشويق مي كند. بي ترديد «وقتي همه خوابيم» يكي از برگ هاي برنده اكران نوروز ٨٨ به شمار مي رود.

سوپراستار- تهمينه ميلاني

 نهمين فيلم تهمينه ميلاني، از جمله آثاري است كه از هم اكنون مي توان موفقيت آن را در گيشه تضمين شده دانست. بي ترديد تماشاي فيلمي با مضمون پشت صحنه سينماي ايران و محور قرار دادن زندگي يك ستاره سينما، به خودي خود جذاب است. به ويژه آن كه ميلاني در اين فيلم، با پرداخت سنجيده و موزون زمينه مناسبي را، براي ارتباط لازم مخاطب عام و خاص با اثرش ايجاد كرده است.

 رويكرد جديد ميلاني به مضموني جديد، پرهيز از موضع گيري هاي فمينيستي،

 

 

 

 

سكوت وي در نشست مطبوعاتي فيلمش پس از نمايش در جشنواره، قرار گرفتن فيلم در بخش مسابقه آثار معناگرا، دريافت ديپلم افتخار بهترين بازيگر زن براي «فتانه ملك محمدي» و كسب سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد براي «شهاب حسيني» از جمله امتيازات «سوپراستار» به شمار مي رود. حاشيه هاي جنجال برانگيز فيلم و حضور بازيگراني چون نسرين مقانلو، فريبا كوثري، ليلا زارع، السا فيروزآذر و ورود به حاشيه هاي سياه و خاص زندگي يك ستاره سينما، از جمله مواردي است كه مي تواند اكران نوروزي موفقي را، براي «سوپراستار» به همراه داشته باشد و گيشه اي مناسب را براي جديدترين اثر ميلاني رقم بزند.

بيست- عبدالرضا كاهاني

 اگر «بيست» بدون مشكل، هياهو و جنجال بر پرده هاي سينما بيايد، نخستين فيلم «كاهاني» است كه رنگ پرده را به خود مي بيند. وي پيش از اين، دو فيلم «آدم» و «آنجا» را كارگرداني كرده است. كاهاني با محور قرار دادن مضموني اجتماعي و ملموس و بهره گيري از حضور بازيگران حرفه اي تلاش كرده است، تا در جديدترين ساخته اش با مخاطب عام تر ارتباط بي واسطه تري برقرار كند.

 

 

 

حضور بازيگراني چون پرويز پرستويي، مهتاب كرامتي، حبيب رضايي، عليرضا خمسه و فرشته صدرعرفايي، دريافت سيمرغ بلورين بازيگري براي نقش آفريني هاي متفاوت مهتاب كرامتي و عليرضا خمسه، واكنش تقريبا مساعد منتقدان پس از نمايش جشنواره اي فيلم و بازي و گريم متفاوت مهتاب كرامتي و عليرضا خمسه از جمله امتيازات فيلم «بيست» به شمار مي رود. «بيست» در مقايسه با ديگر گزينه هاي اكران نوروز ٨٨، چندان جاي مانور ندارد. اما چنان چه تبليغات كافي و اطلاع رساني مناسب براي فيلم انجام گيرد، مي توان به فروش و توفيق اين فيلم در نوروز ٨٨ اميد داشت. به ويژه آن كه اين فيلم به سبب حال و هوا و فضاي حاكم بر آن، پس از نمايش در جشنواره بازتاب مطبوعاتي چنداني هم نداشت.

....................................................................................

به هر حال امسال هم، فيلم هايي به صف اكران نوروزي سينماها پيوسته است كه امتيازات، مولفه ها، مشخصه ها و عناصر جذاب، كافي و لازم را، براي ترغيب تماشاگر به پي گيري و تماشاي اين آثار سينمايي دارد.

چنانچه شرايط مناسب از جمله در اختيار قرار دادن تعداد سالن هاي كافي، اكران هم زمان فيلم ها در تهران و شهرستان ها و پخش تيزرهاي تلويزيوني كافي براي اين فيلم ها فراهم شود، مي توان چشم انداز روشني را براي اكران نوروزي پيش بيني كرد. در غير اين صورت بايد حسرت روزهاي خوش گذشته را، كه گيشه هاي سينما در نوروز با فيلم ها طراوت و شادابي بهار را تجربه مي كردند بر دل داشت. شما جز اين فكر مي كنيد؟

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چهره‌های سال 87 سینمای ایران
 
بازیگران پرکار و برگزیده، فیلمسازان جوان و پیشکسوت با جوایز معتبر از جشنواره‌های داخلی و خارجی و سینماگران فعال چهره‌های شاخص سینمای ایران در سال 87 بودند.

 دومین بخش از مرور سینمای ایران در سال 87 به چهره‌های برجسته در عرصه‌های مختلف اختصاص پیدا کرده است. چهره‌هایی از میان کارگردانان که از وجوه مختلف و چه بسا متفاوت به جایگاه سینمای ایران در این سال اعتباری خاص دادند.

در این فهرست فیلمسازانی با وجهه جهانی در کنار پیشکسوتانی که پس از سال‌ها حضور خود را در عرصه فعالیت ثبت کردند، دیده می شوند. در این میان فیلمسازان جوان نیز که جرقه‌های حضوری درازمدت و بادوام را می‌دهند سهمی عمده را به خود اختصاص داده‌اند.



هر چند می‌توان از هنرمندان عرصه‌های مختلف چون بازیگری، فیلمنامه‌نویسی، فیلمبرداری و ... نیز نام برد که توانسته‌اند وجهی از تخصص خود را در سینمای امسال و فیلم‌های اکران شده و به نمایش درآمده در جشنواره‌ها پررنگ کنند.

به این ترتیب زوج پرکار بازیگری فصل بهار؛ نیوشا ضیغمی و حمید گودرزی، فصل تابستان؛ گلشیفته فراهانی و محمدرضا فروتن و پاییز؛ پگاه آهنگرانی، شهاب حسینی و محمدرضا فروتن بودند که به واسطه فیلم‌هایی که روی اکران داشتند جزء پرکاران هر فصل قرار گرفتند.

در فصل زمستان نیز به واسطه برگزاری بیست و هفتمین جشنواره فجر بازیگرانی که بیشترین تعداد فیلم را داشتند، پرکارترین‌ها بودند. مهتاب کرامتی و محمدرضا فروتن بازیگرانی بودند که به ترتیب با چهار و پنج فیلم پرکارترین‌ها بودند. به این ترتیب فروتن با پرکاری در فصل‌های تابستان، پاییز و زمستان به نوعی چهره بازیگری برگزیده سال محسوب می‌شود.

محمدرضا فروتن امسال فیلم‌های "زن دوم"، "خاک سرد"، "حس پنهان"‌، "کنعان" و "دعوت" را بر اکران سینماها داشت و در جشنواره فجر نیز با "پستچی سه بار در نمی‌زند"،‌ "شبانه‌روز"،‌ "عیار 14"، "پای پیاده" و "می‌زاک" حضور داشت. وی اجرای مراسم افتتاحیه جشنواره فجر را نیز بر عهده داشت که حضورش را پررنگ‌تر کرد.

در میان بازیگران لیلا حاتمی و شهاب حسینی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد و زن جشنواره فجر را گرفتند که می‌تواند حضور آنها در سال 87 را برجسته‌تر کند. همانطور که مهتاب کرامتی و علیرضا خمسه نیز سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل را به خود اختصاص دادند.

از میان نویسندگان نیز فرید مصطفوی با دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه از بیست و هفتمین جشنواره فجر به نوعی حضور فیلمنامه‌نویسان مستقل را در سال 87 نهادینه کرد.

 

 

 

اصغر فرهادی از کارگردانانی است که فعالیت‌های او در سال 87 به نوعی برجسته و تأثیرگذار بود. این کارگردان امسال در مقام نویسنده فیلم‌های "دایره زنگی" و "کنعان" را روی اکران داشت و در حال ساخت چهارمین فیلم خود "درباره الی" بود. فرهادی با پایان ساخت این فیلم را به طور همزمان به جشنواره فجر و جشنواره برلین ارائه داد که البته با حاشیه‌هایی همراه بود.

اما بالاخره با برطرف شدن حاشیه‌های ایجاد شده فیلم فرهادی در هر دو عرصه رقابت کرد و دست پر بازگشت. "درباره الی" سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را از بخش سودای سیمرغ (مسابقه سینمای ایران) و خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی را از پنجاه و نهمین جشنواره برلین گرفت و این فیلمساز را خوش‌آتیه‌ترین کارگردان سال 87 معرفی کرد.

عباس کیارستمی امسال با اجرای نخستین اپرای خود در جشنواره هنرهای شاعرانه شهر اکس ان پرونس فرانسه فصلی تازه را در فعالیت‌هایش رقم زد. وی در این جشنواره اپرای معروف "زن‌ها همگی همان‌جورند" موتزارت را روی صحنه برد و اجرای صحنه‌ای او با واکنش‌های مختلف همراه بود.

آخرین ساخته کیارستمی "شیرین" به بخش خارج از مسابقه شصت و پنجمین جشنواره فیلم ونیز راه پیدا کرد و جایزه افتخار فیلمساز را دریافت کرد که به استادان به‌گزین دنیای سینما تعلق می‌گیرد. همچنین جدیدترین اثر او که یک اینستالیشن چندرسانه‌ای به نام "نگاهی به تعزیه" است در جشنواره ادینبورگ افتتاح ‌شد.

این فیلمساز نخستین جام جهان‌نما را در جشن مستقل فیلم کوتاه از انجمن فیلم کوتاه خانه سینما دریافت کرد و پروژه بین‌المللی وی؛ "رونوشت برابر اصل" با حضور ژولیت بینوش و فرانسوا کلوزه به دلیل تراکم زمانی این دو بازیگر، همچنان در پیش‌تولید به سر می‌برد. کیارستمی قرار است چهارمین کارگاه آموزش فیلمسازی خود را نیز برگزار کند.

بهمن فرمان‌آرا هر چند امسال موفق نشد جدیدترین فیلمش، "خاک آشنا" را به نمایش دربیاورد و اقداماتی برای تولید پروژه‌های جدید انجام داد که به قطعیت نرسید، اما به واسطه اخباری مبنی بر اجرای نمایش "مردی برای تمام فصول" نقطه عطفی در کارنامه خود ثبت کرد.

این نمایشنامه نوشته دیوید بولت قرار است با حضور بازیگران برجسته سینما چون عزت‌الله انتظامی، رضا کیانیان، هدیه تهرانی، آتیلا پسیانی، بابک حمیدیان و ... در تالار وحدت اجرا شود. هر چند این اجرا به دلایلی به تعویق افتاد، اما آخرین خبرها حاکی از آن است که "مردی برای تمام فصول" فرمان‌آرا به اجرای عمومی خواهد رسید.

رضا میرکریمی درسال 87 اولین پروانه ساخت صادر شده را به خود اختصاص داد. هر چند "یک حبه قند" به دلیل از دست دادن فصل هنوز به تولید نرسیده، اما پروژه "ماه در آب" که اقتباسی از داستان سیاوش و رستم و سهراب شاهنامه است به عنوان یک تولید مشترک قرار است به مرحله ساخت برسد. 

فیلم "به همین سادگی" نیز موفق شد جایزه جرج طلایی بهترین فیلم و جایزه منتقدین سی‌امین جشنواره فیلم مسکو را به خود اختصاص دهد. میرکریمی در سال 87 جای خود را در ریاست خانه سینما به محمدمهدی عسگرپور داد. 

بهروز افخمی امسال سکان پروژه‌های مختلف را در تلویزیون به دست گرفت، در حالیکه فیلم سینمایی "فرزند صبح" را که چند سالی است در مرحله ساخت دارد نتوانست به بهانه سی سالگی انقلاب به جشنواره فجر برساند. افخمی همچنین توانست گزینه قطعی کارگردانی پروژه "سن پترزبورگ" شود که با فیلمنامه‌ای از پیمان قاسمخانی و بازی وی در روزهای پایانی سال کلید می‌خورد. افخمی مجموعه "عملیات 125"، فیلم تلویزیونی "یازده دقیقه و سی ثانیه" و ... را امسال به مرحله تولید رساند.

عبدالرضا کاهانی امسال توانست با فیلم "آن جا" اسکندر طلایی بهترین فیلم جشنواره تسالونیکی را دریافت کند و پروانه ساخت فیلم سومین را نیز بگیرد. "بیست" با حضور در جشنواره بیست و هفتمین فجر توانست حضوری درخشان را از این فیلمساز ثبت کند که دیپلم افتخار بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مکمل زن و مرد برای مهتاب کرامتی و علیرضا خمسه را به همراه داشته باشد.

 

مجید مجیدی و ابراهیم حاتمی‌کیا از فیلمسازان نسل اول انقلاب بودند که سال 87 موقعیتی مشترک داشتند. فیلم جدید هر دو امسال به اکران عمومی درآمد و "آواز گنجشک‌ها" و "دعوت" توانستند حضور این دو فیلمساز را پس از چند سال ثبت کنند. البته هر دو در طول سال روی خط اظهار نظر درباره مسائل مختلف سینمای ایران بودند که به نوعی حضورشان را برجسته‌تر کرد. 

سعید سهیلی و پریسا بخت‌آور به جهت کارگردانی دو فیلم که امسال از مرز فروش یک میلیارد تومان گذشت توانستند نام خود را در فهرست چهره‌های سال 87 ثبت کنند. "چارچنگولی" و "دایره زنگی" به ترتیب پاییز و بهار 87 به اکران عمومی درآمده و در کنار "توفیق اجباری"، "اخراجی‌ها" و "آتش بس" به باشگاه فیلم‌های یک میلیاردی پیوستند.  

از فیلمسازانی که ساخت فیلم جدیدشان سال 87 را واجد اعتباری خاص کرد می‌توان به فهرستی خاص اشاره کرد. بهرام بیضایی با "وقتی همه خوابیم"، واروژ کریم‌مسیحی با "تردید"، تهمینه میلانی با "سوپراستار"، حمید نعمت‌الله با "بی‌پولی"، امید بنکدار و کیوان علیمحمدی با "شبانه‌روز" و شهرام مکری با "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" از جمله این فیلمسازان بودند که ترکیبی از پیشکسوت‌ها و جوان‌ها را شکل می‌دهند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه شانزدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 حضور نمایندگان اسکار در تهران به رشد سینمای ایران کمک می کند
 
رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران حضور تعدادی از اعضای آکادمی اسکار در ایران را کمک به رشد و اعتلای سینمای ایران دانست.

علیرضا رئیسیان درباره حضور این گروه در ایران  گفت: این اتفاق به خودی خود مسئله‌ای بسیار مهم در بحث رشد سینمای داخلی و ارتباط با مهمترین بخش سینمای دنیاست.

فرهاد توحیدی در کنار فرانک پیرسون و فیل آلدن رابینسن فیلمنامه‌نویسان برنده و نامزد اسکار

او در مورد میزان آشنایی این میهمانان با سینمای ایران گفت: گویا قبل از حضور این افراد در ایران هماهنگی‌هایی شده بود تا آنان تعدادی از فیلم‌های مهم سینمای ایران را ببینند و با آثار کارگردانان صاحبنام آشنا شوند. به همین خاطر گروه حاضر نسبت به فضای سینمای ایران بیگانه نیستند و می‌دانند فضای سینمای ما در چه حال و هوایی است.

رئیس کانون کارگردانان درباره برنامه‌های خانه سینما برای این گروه گفت: خانه سینما برنامه‌هایی خوب و مناسب برای گروه طراحی کرده، اما تصور می‌کنم اگر نشستی مشترک هم برای فیلمبردارها، تدوینگران، آهنگسازان و طراحان صحنه برگزار می‌شد، اتفاقی خوب بود. البته برنامه کنونی هیئت مدیره خانه سینما دارای بهترین بخش‌ها برای تبادل نظرات و اطلاعات است.

رئیسیان همچنین درباره تاثیر حضور این گروه بر داوری‌های جشن خانه سینما گفت: این گروه ملاقاتی با اعضای تدوین اساسنامه جشن خانه سینما دارد تا به این شکل تجربیات خود را با ما در میان بگذارند و تصور می‌کنم این تبادل نظرات مثبت و ثمربخش باشد.

سید گنیس رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی و تعدادی از اعضای آکادمی اسکار برای شرکت در سمینارهای تخصصی در خانه سینما به ایران سفر کرده‌اند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
 
بالا