تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 خانه دوست کجاست؟" در فهرست برترین‌های منتقد معروف بریتانیایی
فیلیپ فرنچ منتقد نام‌آشنای روزنامه آبزرور چاپ بریتانیا از فیلم سینمایی "خانه دوست کجاست؟" عباس کیارستمی به عنوان یکی از ۱۰ فیلم برتر دهه۱۹۸۰نام برد.

 آبزرور اعلام کرد فرنچ که ۳۰ سال است در این نشریه معتبر مطلب می‌نویسد، در مطلبی که روز یکشنبه منتشر شد فهرستی از ۵۰ فیلم برتر پنج دهه اخیر به انتخاب خود را ارائه داده که در آن نام "خانه دوست کجاست؟" به عنوان یکی از فیلم‌های مطرح دهه ۱۹۸۰ ذکر شده است.

فرنچ ۷۵ ساله درباره فیلم مطرح کیارستمی نوشت: "سینمای ایران به شکلی سخت و سازش‌ناپذیر از راه رسید". "خانه دوست کجاست؟" تولید ۱۳۶۵ با بازی بابک احدپور و احد احمدپور داستان دانش‌آموزی است که سعی دارد دفتر مشق دوستش را به او بازگرداند. فهرست ۵۰ فیلم منتخب منتقد آبزرور به تفکیک دهه به شرح زیر است:

* دهه ۱۹۶۰"روانی" (آلفرد هیچکاک، ۱۹۶۰)
"زندگی شیرین" (فدریکو فلینی،۱۹۶۰)
"ماجرا" (میکل‌آنجلو آنتونیونی، ۱۹۶۰)
"نور زمستانی" (اینگمار برگمان، ۱۹۶۰)
"ژول و ژیم" (فرانسوا تروفو،۱۹۶۲)
"لورنس عربستان" (دیوید لین، ۱۹۶۲)
"پیشخدمت" (جوزف لوزی،۱۹۶۳)
"بانی و کلاید" (آرتور پن، ۱۶۶۷)
"۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی" (استنلی کوبریک، ۱۹۶۲)
"گروه خشن" (سام پکین‌پا،۱۹۶۰)

* دهه ۱۹۷۰"پنج قطعه آسان" (باب رافلسن، ۱۹۷۰)
"اجرای نقش" (نیکلاس روگ، دانلد کامل،۱۹۷۰)
"سولاریس" (آندری تارکوفسکی، ۱۹۷۰)
"اوه مرد خوش‌شانس!" (لینزی آندرسن، ۱۹۷۳)
"وحشت در هنگینگ راک" (پیتر ویر، ۱۹۷۵)
"آلیس در شهرها" (ویم وندرس، ۱۹۷۵)
"آرواره‌ها" (استیون اسپیلبرگ، ۱۹۷۵)
"آنی هال" (وودی آلن، ۱۹۷۷)
"اینک آخرالزمان" (فرانسیس فورد کوپولا، ۱۹۹۷)
"طبل حلبی" (فولکر شلوندورف، ۱۹۹۷)

* دهه ۱۹۸۰

"گاو خشمگین" (مارتین اسکورسیزی، ۱۹۸۰)
"انجل" (نیل جردن، ۱۹۸۲)
"گاندی" (ریچارد آتن‌بورو، ۱۹۸۳)
"آشوب" (آکی‌را کوروساوا)
"لباس‌شویی زیبای من" (استفن فریرز، ۱۹۸۵)
"مخمل آبی" (دیوید لینچ، ۱۹۸۶)
"ماموریت مذهبی" (رولند جافی، ۱۹۸۶)
"امید و افتخار" (جان بورمن، ۱۹۸۷)
"خداحافظ بچه‌ها" (لویی مال، ۱۹۸۷)
"خانه دوست کجاست؟" (عباس کیارستمی، ۱۹۸۷)

دهه۱۹۹۰
"بازیگر" (رابرت آلتمن، ۱۹۹۲)
"روز طولانی به پایان می‌رسد" (ترنس دیویز، ۱۹۹۲)
"وداع با محبوبم" (چن کایگه، ۱۹۹۳)
"بقایای روز" (جیمز آیوری، ۱۹۹۳)
"داستان عامه‌پسند" (کوئنتین تارانتینو، ۱۹۹۴)
"ملکه راهزن" (شکار کاپور،۱۹۹۴)
"سرزمین و آزادی" (کن لوچ، ۱۹۹۵)
"رازها و دروغ‌ها" (مایک لی، ۱۹۹۶)
"مخمصه" (مایکل مان،۱۹۹۵)
"همه چیز درباره مادرم" (پدرو آلمودوار، ۱۹۹۰)

دهه ۲۰۰۰
"یادگاری" (کریستوفر نولان، ۲۰۰۰)
"پنهان" (میشائل هانکه، ۲۰۰۵)
"کوهستان بروکبک" (آنگ لی، ۲۰۰۵)
"زندگی دیگران" (فلوریان هنکل فن دونرسمارک، ۲۰۰۶)
"پرچم‌های پدران ما" (کلینت ایستوود، ۲۰۰۶)
Bamako (عبدالرحمن سیساکو، ۲۰۰۰۶)
"پیرمردها کشوری ندارند" (جوئل و ایتن کوئن، ۲۰۰۷)
"خون بپا می‌شود" (پل تامس اندرسن)
"راتاتوی" (براد برد، جان پینکاوا، ۲۰۰۷)

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 شبکه ورزشی به پروژه جدید ردفورد پیوست
 
واحد فیلم شبکه ورزشی ESPN در فیلم زندگینامه‌ای جکی رابینسن اولین بازیکن آمریکایی آفریقایی‌تبار لیگ حرفه‌ای بیسبال آمریکا با ستاره قدیمی سینما همکاری می‌کند.

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد رابرت ردفورد این فیلم سینمایی را که هنوز عنوانی برای آن مشخص نشده است تهیه و خود در آن نقش‌آفرینی می‌کند.



این فیلم زندگینامه‌ای درباره جکی رابینسن، نخستین بازیکن آمریکایی آفریقایی‌تبار لیگ حرفه‌ای بیسبال و رابطه او با برنچ ریکی، مدیر تیم بیسبال بروکلین داجرز با بازی ردفورد است که با نادیده گرفتن موانع نژادی سال‌های ۱۹۴۰ با بازیکن سیاهپوست قرارداد امضا کرد.

رابینسن اولین بار در ۱۹۴۷ برای داجرز بازی کرد و به این شکل به چند دهه جدایی بازیکنان سفیدپوست و سیاهپوست لیگ بیسبال پایان داد. پروژه ردفورد اولین فیلمی نیست که درباره این بازیکن بیسبال ساخته می‌شود. رابینسن که در ۱۹۲۷ درگذشت، در دهه ۱۹۵۰ در "داستان جکی رابینسن" بازی کرد.

فیلم جدید با رضایت همسر او ریچل ساخته می‌شود. این پروژه را تامس کارتر کارگردانی می‌کند و بازیگر نقش رابینسن هنوز مشخص نشده است. ردفورد به زودی در فیلم "قدم زدن در بیشه‌زار" به کارگردانی بری لوینسن که اقتباسی از سفرنامه پرفروش بیل برایسن است، نقش‌آفرینی می کند.

بازیگر و کارگردان ۷۲ ساله کالیفرنیایی سال ۲۰۰۷ فیلم سیاسی "شیرها برای بره‌ها" را با بازی تام کروز و مریل استریپ روی پرده داشت که در گیشه شکست خورد. ردفورد سال ۱۹۸۱ برای فیلم "مردم عادی" برنده اسکار بهترین کارگردانی شد و سال ۱۹۹۵ نیز برای فیلم "مسابقه پرسش و پاسخ" نامزد دریافت جایزه این بخش بود.

او سال ۱۹۷۴ برای فیلم سینمایی "نیش" نامزد اسکار بهترین بازیگر شده بود. "رودخانه‌ای از میان آن می‌گذرد" ، "نجواگر اسب"  و "افسانه بگرونس"  از دیگر فیلم‌های ردفورد در مقام کارگردان است.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 پروژه جدید فن تریر در آلمان ساخته می‌شود
فیلمساز سرشناس دانمارکی تابستان امسال فیلم سینمایی جدید خود "ضدمسیح" را با سرمایه ژرمن‌ها در آلمان می‌سازد.

 ورایتی اعلام کرد "ضدمسیح" لارس فن تریر داستان زوجی است که برای رهایی از غم از دست دادن فرزند خود به کلبه‌ای در میان بیشه‌زار پناه می‌برند.



فیلمنامه را فن تریر به همراه آندرس توماس ینسن فیلمنامه‌نویس هموطن ۳۶ ساله خود نوشته و یک استودیو آلمانی برای ساخت فیلم مبلغی حدود ۴/۱ میلیون دلار سرمایه‌گذاری می‌کند. "ضدمسیح" اولین فیلم بلند فن تریر پس از "رئیس همه" است که سال ۲۰۰۶ ساخته شد.

فیلمساز سرشناس دانمارکی در دو سال اخیر به خاطر افسردگی شدید قادر به کار کردن نبود و اوایل پارسال در گفتگو با یک روزنامه دانمارکی به این مسئله اذعان کرد. فن تریر ۵۲ ساله گفته بود این افسردگی او را "مثل یک صفحه خالی" کرده است.

سازنده فیلم‌های "شکستن امواج"، "رقصنده در تاریکی" و "داگویل" به خاطر قواعد خاص فیلمسازی موسوم به دگما شهرت دارد که در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت و با استفاده از دوربین روی دست، پرهیز از صداگذاری و نورپردازی سعی داشت از شیوه‌های معمول فیلمسازی فاصله بگیرد.

فن تریر در ۱۹۹۱ با فیلم "اروپا" برنده سه جایزه از جمله جایزه هیئت داوران جشنواره فیلم کن شد و در ۱۹۹۶برای "شکستن امواج" جایزه بزرگ هیئت داوران این جشنواره را برد. فیلمساز صاحبنام دانمارکی سال ۲۰۰۰ با "رقصنده در تاریکی" جایزه نخل طلا کن را از آن خود کرد. او از دیگر جشنواره‌های معتبر سینمایی نیز جوایز بسیار دریافت کرده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 آغاز فصل جدید زنان در سینمای ایران
اکران سال جدید سینمای ایران از جهت نگاه به نوع حضور زنان و نقش‌آفرینی بازیگران در کاراکترهای زنانه می‌تواند فصلی جدید را در سینمای ایران رقم بزند.

 همانطور که در گمانه‌زنی‌های اکران نوروز پیش‌بینی می‌شد اکران نوروز ۸۷سینماهای کشور متأثر از حضور پررنگ و برجسته زنان در خانه و خانواده و اجتماع ایرانی است.

گرچه برخی تغییرات در فهرست فیلم‌های به نمایش درآمده صورت گرفت و جابجایی‌هایی انجام شد، ولی این تغییرات نتوانستند حضور پیش‌بینی شده برای زنان در سینمای ایران را به حاشیه ببرند و به گفته دیگر فیلم‌های جایگزین هم زن‌محور بودند. با این مقدمه می‌توان به آسیب‌شناسی حضور زن در اکران نوروز پرداخت. اکرانی که می‌تواند فصلی جدید را در سینمای ایران باز کند.



به همین سادگی

گرچه به نظر می‌آید زنان تصویر شده در سینمای ایران امروز در موقعیتی تثبیت‌شده قرار دارند و حضور کمی و کیفی آنها قابل بررسی و تحلیل است، اما این جایگاه آسان به کف نیامده و به گفته بهتر زنان مسیری پرپیچ و خم و دشوار را طی کرده‌اند تا قابلیت‌های خود را به مخاطبان و بیشتر از همه به سینماگران اثبات کنند.

در واقع زنان سینمایی صبری بسیار را متحمل شدند تا جذابیت‌های بالقوه خود را ورای چهره کلیشه‌ای که در دهه ۶۰ از آنها باب شده بود، به فعلیت برسانند و زمینه اعتماد کردن سینماگران به خودشان را فراهم کنند. زنانی که در دهه ۶۰عمده حضورشان در سینما برای غذا پختن، رخت شستن و مهمتر از همه غر زدن بود. زنانی که گاه تنها یک تصویر مجازی بودند برای امید داشتن مرد به بازگشت از زندان، جبهه، سفر و زنانی که راهی برای گذر از حاشیه‌ها نداشتند.

در دهه ۷۰بود که زیبایی و جذابیت‌های ظاهری زنان نه به عنوان یک پدیده منفی و عامل اغواکننده بلکه به عنوان یک موهبت زیبایی‌شناسانه دیده شد و توانست بر پرده عریض به تصویر درآید و "عروس" سردمدار نگاه ستایشگر به زیبایی‌های ذاتی زنانه بود. بازیگرانی که به خاطر داشتن بهره‌ای از زیبایی در این سال‌ها از سینما کنار گذاشته شده بودند، از دهه ۷۰ تصویرگر کاراکترهای زنی شدند که به تدریج در حال گستردگی و بسط بودند.

اما از آنجا که رهایی پس از محدودیت همواره یک هرج و مرج ناخواسته به دنبال دارد،‌ پس از این دوره چهره زن که یکباره از حاشیه به متن آورده شده بود رنگی از تصاویر تکراری در نقش‌های تکراری به خود گرفت. در این دوره با تعدد نقش‌آفرینی زنان در نقش‌هایی چون زن خیابانی، قاچاقچی، اغواگر، معتاد و ... به تدریج زیبایی‌شناسی برآمده از آسیب‌شناسی نقش برای انتخاب بازیگر از میان رفت.

پس از این بود که بازیگران جوان و زیبا که به گونه مصنوعی یا ذاتی به زیبایی آنها دامن زده شده بود، بر پرده سینما ظاهر شدند و دیگر چرایی حضور یک بازیگر در نقشی خاص مفهوم نداشت بلکه این خطوط چهره و نزدیک بودن به سلیقه گیشه بود که بازیگر را برای حضور در نقش یک کاراکتر انتخاب می‌کرد نه چیز دیگر.

گذر از این دوران برزخ و حائل و رسیدن به تصویری متعادل از حضور زنان بر پرده سینما در دهه ۸۰ هم با آزمون و خطا طی شد و به نظر می‌آید قرار است سال ۸۷سرآغاز فصلی جدید برای حضور زنان در سینمای ایران باشد. فصلی که علاوه بر نگاه آسیب‌شناسانه به حضور زن در خانواده و اجتماع به نوعی حضوری معقولانه‌تر از بازیگران زن در نقش کاراکترهای نمایشی را به همراه دارد.

زن دوم

"به همین سادگی" رضا میرکریمی را می‌توان یکی از برجسته‌ترین تصاویر زن در اکران نوروز ۸۷ و حتی سینمای ایران دانست. تصویری جزئی‌نگرانه از قشر زنان خانه‌دار که سینمای ایران کمتر به دلمشغولی و دغدغه‌های خاص آنان پرداخته است. زنان خانه‌دار در سینمای ایران همواره به عنوان سنگ صبور و غمخوار به تصویر درآمده‌اند، بدون آنکه زوایای پنهان، تنهایی، دلزدگی و چه بسا تردیدهای آنها راهی به پرده نقره‌ای داشته باشد.

"به همین سادگی" برشی از زن خانه‌دار ایرانی را بزرگنمایی می‌کند که شاید برای خود این قشر هم دیدن آن مانند سرک کشیدن به یک منطقه غیرمجاز محسوب شود. مگر یک زن / مادر خانه‌دار خوب و فداکار می‌تواند دلزده شود، تردید کند و تصمیم به ترک بگیرد؟ مگر ترک کردن جزو کنش‌های غیرمجاز برای کسی نیست که باید ستون و تکیه‌گاه خانه و خانواده باشد و همواره چراغ خانه را برای بازگشت مرد روشن نگه دارد؟ مگر یک مادر می‌تواند از وظایف از پیش تعیین شده‌اش استعفا کند؟

"به همین سادگی" می‌گوید همه اینها امکان دارد و اگر برای سینمای ما تازگی دارد شاید به این خاطر است که هیچوقت دوست نداشته‌ایم این تصویر کلیشه‌ای را بشکنیم و به زن / مادر به عنوان انسانی از گوشت و پوست و استخوان نگاه کنیم. هنگامه قاضیانی که تا به حال حضوری با این کمیت و کیفیت نداشته، از بازیگران جدید است که در این امتحان مهم نمره قبولی می‌گیرد.

قاضیانی با فاصله گرفتن از جذابیت‌های بالقوه ظاهری خود تا جای ممکن به تصویر دلزدگی زنی غرق شده در مناسبات روزانه نزدیک می‌شود و این فرورفتن را با خطوط چهره، سکوت و غمی فروخورده به درون شخصیت رسوب می‌دهد. زنی که در انتها هر چند تن به ماندن و ادامه دادن این دور تسلسل روزانه می‌دهد، اما همچنان غیرقابل پیش بینی و دست نیافتنی می‌ماند.

"زن دوم" سیروس الوند را از وجه زاویه نگاه به زن دوم در سینمای ایران باید از معدود آثار پیشرو دانست. زن دوم که همواره با نوعی روحیه تجاوزگری و سلطه‌طلبی به تصویر درمی‌آید، در "چهارشنبه سوری" هویتی ویژه پیدا کرد و آسیب‌شناسی شد. نقشی که پانته‌آ بهرام با ایفای آن و قرار گرفتن در تقابل با زن اول (هدیه تهرانی) کلیشه کهنه‌اش را شکست و آن را احیا کرد.

سکانس تنهایی زن هنگامی که مرد او را در خیابان پیاده می‌کند و ترقه چهارشنبه سوری زیر پایش منفجر می‌شود از لحظات حسی است که برای کلیشه‌زدایی از چهره زن دوم طراحی شده است. "چند روز بعد" نیکی کریمی هم دیگر فیلمی است که چهره مخدوش زن دوم را تعدیل کرد.

نکته جالب دیگر در این فیلم حضور کریمی در نقشی مشابه با "زن دوم" است که حتی موقعیت محوری هم این قرابت را تشدید می‌کند. در این فیلم هم زن دوم وقتی با بازگشت زن اول مواجه می‌شود، چند روز را در تردید برای ماندن یا رفتن بسر می‌برد. همه فیلم بسط پیدا کرده در همین چند روز که زن با روال روزمره زندگی و حضوری که بر زندگی‌اش آوار شده، چگونه مواجه می‌شود.



دایره زنگی

در "زن دوم" با انتخاب زاویه دید زن دوم در موقعیتی که زن اول پس از سال‌ها قصد بازگشت دارد، به نوعی روحیه تجاوزگری بیشتر منتسب به زن اول می‌شود. فیلم مرثیه‌ای برای از دست رفتن عشق است که در مقابل تعهد کم می‌آورد و در این میان شخصیت‌پردازی خاص زن دوم به این وجه کمک می‌کند، هر چند در همه لحظات پرداختی متعادل ندارد.

به عنوان مثال شخصیت مهتاب را به دلیل داشتن نقطه‌نظراتی جسورانه و پیگیری آنها در زندگی‌اش می‌توان به نوعی دارای حریم شخصی دانست که معمولاً از کاراکتر کلیشه شده زن دوم بعید به نظر می‌آید. انتخاب جسورانه او برای ترک مرد و وانهادن زندگی برای زن اول و فرزندش بر اساس جهان‌بینی تعریف شده برای وی تازگی دارد و نوعی احیاگری برای این کاراکتر است.

"دایره زنگی" پریسا بخت‌آور را نیز باید واجد نگاهی فراگیر و متنوع به زن دانست که البته به مدد حضور کاراکترهای متعدد امکانپذیر شده است. طراحی یک آپارتمان به عنوان اشلی کوچک از اجتماع این امکان را ایجاد کرده که زنان از قشرهای مختلف مجال حضور پیدا کنند و در عین حال در تعامل با یکدیگر و مردان اطرافشان قرار بگیرند.

زن سنتی، زن امروزی،‌ زن روشنفکر، زن ساده‌نگر، زن ابزاری و ... که در رأس همه آنها شیرین به عنوان کاراکتر محوری حضور دارد که همه ماجرا بر اساس حرکت او شکل می‌گیرد. باران کوثری در نقش دختری که از ابتدا تا انتهای فیلم نقش دختری ساده و معصوم را بازی می‌کند که می‌خواهد پول تعمیر خودرو پدرش را یکروزه به دست آورد، به نوعی برآمده از نگاهی رئال به حضور دختران جوان در جامعه روز است.

دختری که با یک چرخش روایتی معلوم می‌شود که از ابتدا در حال فریب دادن اطرافیانش و سرکار گذاشتن پسران جوان بوده تا روزش را با ماجرایی جدید به شب برساند و در پایان چنته‌اش را از اندوخته‌های روزانه پر کند و در انتظار فردایی باشد که او را در مسیری جدید با ماجرایی جدید قرار دهد. شیرین هر چند دختری کم سن و سال است اما تکیه حساب‌شده بر وجوه زنانه او که به گونه‌ای ناخودآگاه پرداخته شده، به تصویری نزدیک به واقعیت از نسل بی‌هویت و بی‌ریشه کنونی می‌انجامد.

حضور باران کوثری در نقش این کاراکتر با توجه به نیازی که به دامن زدن به این معصومیت تا نزدیک به پایان بوده، انتخابی مناسب است. هر چند حضور گوهر خیراندیش در نقش مادر سنتی و بهاره رهنما، نیلوفر خوش‌خلق، نگار فروزنده، اکرم محمدی و ... در طیف‌های مختلف زنان این فیلم همه به یک نسبت موثر واقع نشده و تنها حضور متفاوت رهنما در نقش شاعری که توهم مهم بودن دارد و با شبکه‌های لس آنجلسی در ارتباط است، برجسته‌ترین حضور این فهرست بلندبالاست.



مجنون لیلی

"مجنون لیلی" قاسم جعفری را باید از حیث نگاهی نوستالژیک به عشق‌های اساطیری واجد امتیاز دانست. اما این امتیاز کمتر به شخصیت‌پردازی زن در این فیلم وارد شده و آنچه به عنوان زن محوری این فیلم و زنانی که به صورت ایستگاهی به آنها رجوع می‌شود، ترسیم شده چهره‌ای تیپیک از زن است.

پروانه کاراکتر زن محوری است که جستجوی او برای رسیدن به الگویی امروزی از عشق‌های اساطیری او را واجد یک تعریف و پرداخت تازه نمی‌کند، چون این ویژگی در شخصیت‌پردازی او لحاظ نشده بلکه تنها به عنوان یک پیشینه در گذشته او حضور دارد که یک جعبه قدیمی را از اجدادش به ارث برده و در جستجو برای پیدا کردن آن به نمونه امروزی عشق اساطیری می‌رسد.

حضور الناز شاکردوست در این نقش هم نه تنها از معدود انتخابات ممکن نیست بلکه حضور هر بازیگر دیگر را در این نقش قابل تصور می‌کند. حرفه دندانپزشکی پروانه هم تنها یک بهانه غیردراماتیک برای صحنه‌هایی است که فرهاد (محمدرضا گلزار) با دندان‌درد ساختگی به مطب بیاید و دیالوگ‌هایی بی‌ربط و شعاری بین آنها رد و بدل شود.

زنان فرعی هم که در رد و بدل شدن هدیه روز عشق به آنها گذری کوتاه زده می‌شود، چیزی جز تیپ‌های آشنا تک سکانسی نیستند که برای آنها شناسنامه‌ای در نظر گرفته نشده و تنها حضوری باری به هر جهت برای پر کردن عرض قصه‌ای دارند که قرار است به واسطه تجربه‌های عشقی متفاوت در انتها به تعبیری جدید از عشق در دنیای بحران زده امروز بینجامد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 راکی بهترین فیلم ورزشی تاریخ سینما شد
فیلم سینمایی "راکی" به کارگردانی جان جی. اویلدسن و بازی سیلوستر استالونه در یک نظرسنجی اینترنتی به عنوان بهترین فیلم ورزشی تاریخ سینما برگزیده شد.

 ورلد اینترتینمنت نیوز اعلام کرد "راکی" که سال ۱۹۷۶ برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردان شد و در هفت رشته دیگر هم نامزد این جایزه معتبر بود، در نظرسنجی سایت سینمایی www.lovefilm.com با کسب ۲۰ درصد آرا بالاتر از تمام فیلم‌های ورزشی تاریخ سینما ایستاد.

رده دوم انتخاب بهترین فیلم ورزشی به کمدی "رقابت سرد" Cool Runnings به کارگردانی جان ترتلتاب محصول ۱۹۹۳رسید که درباره تلاش واقعی نخستین تیم لوژسواری تاریخ جامائیکا برای رسیدن به بازی‌های المپیک زمستانی است. "عزیز میلیون دلاری" کلینت ایستوود هم در این نظرسنجی سوم شد. این فیلم سال ۲۰۰۴چهار جایزه اسکار برد.

"جری مگوایر" کامرون کرو محصول سال ۱۹۹۶ با بازی تام کروز و "گاو خشمگین" مارتین اسکورسیزی محصول ۱۹۸۰ با موضوع ورزش مشتزنی و حضور رابرت دنیرو در نقش اصلی مشترکا چهارم شدند. "جری مگوایر" که در پنج رشته نامزد اسکار بود در نهایت یک جایزه برد و "گاو خشمگین" هم از هشت نامزدی تنها در دو رشته برنده اسکار شد.

فیلم‌های ششم تا دهم نظرسنجی انتخاب بهترین فیلم‌های ورزشی تاریخ سینما عبارتند از "میدان رویاها" فیل آلدن رابینسن با موضوع بسکتبال، "سفیدپوستان نمی‌توانند بپرند" ران شلتن باز هم با موضوع بسکتبال، "ارابه‌های آتش" هیو هادسن درباره دو و میدانی، "فرار به سوی پیروزی" جان هیوستن با موضوع فوتبال و "کدی‌شک" هارولد رمیس درباره گلف.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 اسکار هشتاد و یکم تحت تاثیر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
نامزدهای هشتاد و یکمین دوره جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی به دلیل همزمانی با آغاز کار رئیس جمهور جدید آمریکا پنجشنبه ۲۲ ژانویه ۲۰۰۹(سوم بهمن) اعلام و مراسم اعطاء جوایز اسکار یکشنبه ۲۲ فوریه (چهارم اسفند) برگزار می‌شود.

 ورایتی اعلام کرد اسامی نامزدهای جوایز اسکار به رسمی قدیمی حدود چهار هفته قبل از مراسم در یک روز سه‌شنبه اعلام می‌شود، اما از آنجا که سه‌شنبه ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ (یکم بهمن) روز آغاز به کار رئیس جمهور جدید آمریکاست، مسئولان آکادمی اسکار تصمیم گرفتند اعلام نامزدها را با دو روز تعویق به پنجشنبه بیندازند.

برابر با تقویم اعلام شده از سوی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، برگه‌های رای‌گیری هشتاد و یکمین دوره اسکار روز ۲۶دسامبر (ششم دی) ارسال می‌شود و اعضاء آکادمی باید تا ساعت پنج عصر ۱۲ ژانویه (۲۳ دی) برگه‌های خود را بازگردانند.

پس از اعلام نامزدها در روز۲۲ ژانویه، برگه‌های رای‌گیری نهایی ۲۸ژانویه (نهم بهمن) برای اعضا ارسال خواهد شد و اعضاء آکادمی باید حداکثر تا ساعت پنج عصر ۱۷ فوریه (۲۹ بهمن) آراء خود را برای تعیین برندگان اسکار امسال اعلام کنند.

ضیافت ناهار نامزدهای اسکار هشتاد و یکم روز دوم فوریه (۱۴بهمن) و جوایز دستاورد علمی و فنی هفت فوریه (۱۹ بهمن) اعطا می‌شود. هشتاد و یکمین دوره جوایز آکادمی روز ۲۲ فوریه (چهارم اسفند) در کداک تیه‌تر لس آنجلس برگزار و به طور زنده از شبکه ABC پخش می‌شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رضا ميركريمي: مهم‌ترين حادثه‌ي «به‌همين سادگي» سوختن چند بادمجان است!

رضا ميركريمي، سينما و رسانه را از نظر فرهنگي فقير دانست و عدم حمايت سرمايه‌گذاران از فيلم‌هاي فرهنگي‌ كه انديشه‌يي محكم پشت آن‌هاست را از مواردي برشمرد كه در نهايت موجب نزول سطح فرهنگي مخاطب مي‌شود.

 كارگردان «به همين سادگي» كه در نشست نقد و بررسي اين فيلم در فرهنگسراي هنر سخن مي‌گفت، مخاطبان اين گونه فيلم‌ها را پشتوانه‌يي محكم براي اين نوع سينما دانست وافزود: فروش اين فيلم با سه فيلم ديگري كه همزمان با آن اكران شده و هر سه از ويژگي هنرپيشگان بهره مي‌گيرند، به اين موضوع گواهي مي‌دهد كه بينش عده‌يي كه شعور مخاطب را پايين حس مي‌كنند، بينش نادرستي است.

در اين نشست شادمهر راستين ( فيلمنامه نويس) و هنگامه قاضياني ( بازيگر) هم رضا ميركريمي را همراهي مي‌كردند.

ميركريمي « به همين سادگي» را سخت‌ترين تجربه كاريش برشمرد و افزود: محوريت داستان ورود به دنياي يك زن و روزمرگي و تكرار و معمولي بودن آن است، اين در حالي است كه علي‌رغم سهم زياد اين قشر در جامعه اين موضوع در ادبيات و سينماي ما كمتر مورد توجه قرار گرفته است.

اين كارگردان توجه به غفلت و بي‌توجهي را وجه مشترك اكثر كارهايش دانست و اعتنا به يكديگر را به عنوان تكليفي دانست كه به دست فراموشي سپرده شده و هدفش از ساخت اين فيلم را حساس كردن افراد به دنياي اطرافشان برشمرد.

ميركريمي «به همين سادگي» خالي از هرگونه حادثه خارق‌العاده‌اي است، تصريح كرد‌: بهره‌مندي از داستاني پر حادثه يا تعداد زيادي از هنرپيشه مي‌تواند كمكي باشد در جهت اينكه كارگردان نقاط ضعف فيلم را پشت آنها پنهان كند. اما در اين فيلم كه شايد مهمترين حادثه آن سوختن چند بادمجان باشد، به مخاطب فرصت داده مي‌شد تا به ابعاد مختلف فيلم از جمله طراحي صحنه، نورپردازي، ميزانسن و ... توجه كند بنابراين اگر كمترين اشتباهي در اين مورد صورت بگيرد، كارگردان مخاطب خود را از دست خواهد داد و به همين دليل ساخت اين فيلم براي من تجربه بزرگي بوده است.

او با بيان اينكه قبل از ساخت اين فيلم عده‌اي، او را از ساخت چنين فيلمي نهي كردند، گفت: بايد اعتراف كنم توجه مردم به اين فيلم اعتماد به‌نفس خوبي در من ايجاد كرده است و ثابت كرد كه حتي مي‌توان از مسائل عادي و روزمره تاثيرات شگرفي گرفت و مي‌توان دلتنگي و درونيات و معضلات روحي افراد را به تصوير كشيد، هر چند كه انتقال اين دلتنگي به مخاطب كار بسيار سختي است.

اين كارگردان قضاوت شتابزده مردم را از ديگر دلمشغولي‌هاي خود در ساخت اين فيلم برشمرد و گفت: البته اين نگراني در آثار ديگرم هم تا حدي وجود داشته است و در اين فيلم نيز سعي كرده‌ام بگويم برخي بحران‌ها بي‌دليل بزرگ شده‌اند و شايد از دلايلي مثل بي‌اعتنايي منشعب شده باشند.

كارگردان « به همين سادگي» همچنين عنوان كرد: در ابتدا قصد داشتيم فيلم را به دو بخش تقسيم كنيم. در نيمه دوم فيلم يك روز از زندگي مرد خانه را نيز به تصوير كشيم اما بعدها به اين نتيجه رسيديم كه تا نقطه پايان قسمت اول مي‌تواند به تنهايي كفايت كند و احتياج به نيمه دوم ندارد و شايد نيمه دوم خود دستمايه فيلم ديگري باشد.

اين كارگردان، پايان اين فيلم را نيز به نوعي شبيه به پايان « زير نور ماه » دانست و گفت: با ساخت « به همين سادگي» سعي كرده‌ام در ذهن مخاطب اين سوال را ايجاد كنم كه ‌آيا در زندگي‌هايي هم كه هيچ نشاني از بحران در آن‌ها ديده نمي‌شود، با يك بحران مواجه هستيم؟

او ديگر ويژگي‌هاي مثبت اين فيلم را عدم ارايه آدرسي مشخص يا واقعيتي حتمي دانست و اين ويژگي را از مواردي دانست كه باعث مي‌شود عده بيشتري از مردم با فيلم همزادپنداري كنند.

هنگامه قاضياني هم نگاه، جستجو و تلاش بازيگر براي شناخت نقش را از وظايف هر بازيگري برشمرد و افزود: تفاوت‌هاي زيادي بين شخصيت خودم و طاهره وجود داشت و عواملي چون سكوت طاهره و شنيده‌هايش مبني بر دقت و سخت‌گيري كارگردان را از دشواري‌هاي ايفاي اين نقش بود.

او در رابطه با سكوت طاهره و سختي به تصوير كشيدن آن نيز گفت: روزه‌هاي سكوتي كه قبلا گرفته بودم، در ايفاي اين نقش بسيار موثر بود و كمك كرد بتوانم اين سكوت را به تصوير بكشم.

شادمهر راستين فيلمنامه‌نويس هم با اشاره به توصيه‌هايي كه مبني بر عدم ساخت اين فيلم به آن‌ها شده بود‌، گفت: شايد بعد از ساخت آثاري مثل «‌خيلي دور خيلي نزديك» بهترين كار اين بود كه ميركريمي از اعتماد به نفس بدست آمده از آن‌ها استفاده كند و به اين نوع سينما برسد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رضا میرکریمی: «به همین سادگی» سخت‌ترین آزمون زندگی ام بود
رضا میرکریمی در نشست نقد و بررسی فیلم "به همین سادگی" گفت : من فیلم‌های زیادی نساخته‌ام اما اگر هر یک از فیلم‌هایم را به یک سوال امتحانی تشبیه کنم "به همین سادگی" سخت‌ترین آزمون زندگی ام بود.
   نشست نقد و بررسی فیلم "به همین سادگی"  ۲۵ فروردین پس از نمایش فیلم در باشگاه سینمایی تهران با حضور رضا میرکریمی (کارگردان)، هنگامه قاضیانی (بازیگر)، شادمهر راستین (فیلمنامه‌نویس) و آنتونیا شرکا (منتقد) برگزار شد.
بنابراین گزارش انتونیا شرکا در ابتدای نشست با اشاره به شجاعت فیلم به عنوان نکته باارزش گفت :"به همین سادگی" به درونیات یک زن می‌پردازد. بزرگترین ویژگی‌ای که این فیلم دارد شجاعت است،این فیلم بدون موسیقی، نریشن و با دیالوگ کم زندگی یک روز یک زن خانه‌دار را به تصویر می‌کشد. که می‌دانم ریسک بزرگی است چون سوژه به لحاظ دراماتیک زیاد جذاب نیست و به همین دلیل انتخاب شجاعانه‌ای است.
وی ادامه داد: فیلم‌های قبلی میرکریمی به لحاظ ساختار خیلی با این فیلم متفاوت بود. در این فیلم ما با زنی روبرو هستیم که زیاد حرف نمی‌زند و ما نمی‌توانیم بفهمیم دلهره و اضطرابش برای چیست. ورود به دنیای زن از جانب یک مرد کار دشواری است. کم نبودند مردهایی که وارد این دنیا شدند و نتوانستند حق مطلب را ادا کنند.
شرکا افزود:برای من به عنوان یک زن به همین سادگی فیلم مایوس‌کننده‌ای است، در این فیلم آن تصویری را از زن می‌بینیم که مورد پسند همه است. در حالی که انتظار داریم دلشوره‌های کاراکتر فیلم با انتخاب و تصمیم جدیدی به سرانجامی برسد ، اما او در موقعیت قبلی خود می‌ماند و این چیزی است که به لحاظ مضمونی من را مجاب نکرد.
شادمهر راستین فیملنامه نویس "به همین سادگی" با اشاره به نگارش نسخه های مختلف فیلمنامه این کار گفت: وقتی فیلمنامه این فیلم نوشته شد ۱۰ نسخه با خودکار قرمز کپی شد و میرکریمی آنها را به ۱۰ نفر از بزرگان سینما داد که بخوانند و نظرشان را بگوید اما به جز یک نفر همه گفتند این فیلم را نساز چون شکست بزرگی می خوری.
راستین ادامه داد: حتی زمانی که فیلمنامه را می‌نوشتیم هربار که احساس می‌کردیم قصه جلو نمی‌رود می‌خواستیم از نریشن استفاده کنیم. اما در نهایت به نظرم این کار تجربه جدیدی بود.
هنگامه قاضیانی که برای بازی در نقش "طاهره" به عنوان بهترین بازیگر جشنواره بیست وششم شناخته شد در مورد چگونگی نزدیک شدنش به نقش‌ طاهره گفت: یکی از وظایف بازیگر نگاه، جستجو و شناخت است، من تمام نوستالژی‌های طاهره را درک می‌کردم اما به طور کل خیلی از من دور بود. رسیدن به طاهره برایم خیلی سخت بود. فیلمنامه این فیلم قبل از کار فقط 2 ساعت دست من بود. بنابراین با توضیحاتی که آقای میرکریمی و راستین به من دادند سعی کردم حس‌اش کنم و چیز دیگری که برای رسیدن به این نقش خیلی برایم سخت بود لهجه ترکی طاهره بود. چون هیچ آشنایی با این زبان نداشتم.
در ادامه جلسه رضا میرکریمی با اشاره به پروسه سخت تولید "به همین سادگی" گفت: این فیلم برخلاف اسمش به همین سادگی ساخته نشده است، مسیر طولانی‌ای طی شد تا کار به این مرحله رسید. من فیلم‌های زیادی نساخته‌ام اما اگر هر یک از فیلم‌هایم را به یک سوال امتحانی تشبیه کنم؛ به همین سادگی سخت‌ترین آزمون بود.
کارگردان" به همین سادگی" ادامه داد: این فیلم برخلاف اسمش "به همین سادگی" ساخته نشد و مسیری طولانی‌ طی شد تا کار به این مرحله رسید. وقتی یک ماجرای پرتنش را تعریف می‌کنیم مثل خیانت، جنایت و... موقعیتی فراهم می‌شود که مخاطب تحت تاثیر قرار بگیرد و کارگردان در چنین شرایطی می‌تواند ضعف کارگردانی‌اش را بپوشاند. حتی استفاده از سوپراستار هم به کارگردان کمک می‌کند که کاستی‌های فنی را بپوشاند.
میرکریمی در خاتمه اظهار داشت: وقتی فیلمی تهی از این مولفه‌هاست کافی است کوچکترین اشتباهی بکنید تا تماشاگر را از دست بدهید. این فیلم از این جهت برای من تجربه بسیار بزرگی بود
|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 همیشه پای یک زن در میان است پرفروش ترین فیلم سینمای87 خواهد بود

 

 محسن علی اکبری تهیه کننده فیلم "همیشه پای یک زن در میان" است گفت: با توجه به اینکه فیلم دراوایل تابستان و در گروه سینما قدس اکران می شود از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که این فیلم پرفروش ترین فیلم اکران سال ۸۷ خواهد بود.

 

علی  اکبری با اعلام این مطلب افزود: این موضوع که "همیشه پای یک زن در میان است" پرفروش ترین فیلم سال ۸۷ بشود کامل قابل پیش بینی است اما اینکه بتواند رکود فروش را بشکن به هیچ وجه قابل انتظار نیست.
وی ادامه داد: برای اینکه بخواهیم یک فیلم را به عنوان پرفروش ترین فیلم ایرانی معرفی کنیم نباید به شرایط فعلی اکران توجه کرد، بسیاری از فیلم ها در زمان خود فروش بسیار بسیار خوبی داشتند که باید در انتخاب نام پرفروش ترین فیلم به این نکته توجه کرد که در چه سالی و در چه شرایطی اکران شده است
.
علی اکبری در ادامه با اشاره به شرایط فعلی حاکم بر اکران فیلم ها گفت: در حال حاضر راهکار جدیدی برای رفع مشکلات اکران به ذهن نمی رسد مگر اینکه یک فکر برای احداث سانس های جدید جدی صورت گیرد و تنها با تعداد سالن زیاد می شود در خصوص ظرفیت های اکران صحبت کرد
.
تهیه کننده فیلم " آن مرد آمد" درخصوص زمان اکران این فیلم نیز گفت: اکران "آن مرد آمد" را با توجه به موضوع خاص آن در زمان هفته جنگ پیش بینی کرده ایم و در واقع شهریور ماه بهترین زمان برای اکران "آن مرد آمد" خواهد بود
.
وی ادامه داد: اینگونه فیلم ها باید در گروه خاص و با تعداد کم سالن سینما اکران بشود و گروهی متشکل از پنج سینما برای اکران "آن مرد آمد" مناسب خواهد بود
.
تهیه کننده "همیشه پای یک زن در میان است" با اشاره به قاچاق سی دی های دو فیلم پرفروش سال گذشته "اخراجی ها" و" آتش بس" و اقداماتی که برای جلوگیری از این اقدام در خصوص این فیلم صورت گرفته اظهار داشت: ما تا امروز سعی کرده ایم به هیچ وجه حتی برای کارهای خودمان از فیلم کپی ویدئویی نگیریم و از نگاتیو استفاده می کنیم و به هر حال این مشکلی است که در سینمای ایران اتفاق افتاده است و نمی شود یک شخص خاص را مسوول دانست و تهیه کنندگان برای مقابله با این اقدام می توانند سعی کنند تا زمان اکران کپی ویدئویی از فیلم گرفته نشود
.
این تهیه کننده سینما با اشاره به سایر فیلم های در دست تولید خود گفت: فیلم "کتاب قانون" به کارگردانی مازیار میری را در حال حاضر در دست تهیه دارم که فیلمبرداری آن به اتمام رسیده است و با توجه به موضوع خاص آن پیش بینی می شود این فیلم نیز یکی از پرفروش ترین های اکران سال 87 باشد
.
علی اکبری ادامه داد: تاکنون ۴۰ درصد از مونتاژ فیلم توسط محمدرضا موئینی به پایان رسیده است و برای ساخت موسیقی آن با محمدرضا علیقلی به توافق رسیده ایم
.
تهیه کننده "کتاب قانون" با تایید تغییر نام این فیلم گفت: نام کتاب قانون به زودی تغییر خواهد کرد و فیلم با نام جدید روانه اکران خواهد شد اما به دلیل اینکه نام هایی که به ما اعلام شده زیاد است فعلا نمی توانیم نام نهایی و قطعی آن را اعلام کنیم
.
وی با اشاره به زمان اکران "کتاب قانون" اظهار داشت: فکرمی کنم قبل از اوایل پاییز و در واقع در اکران پاییزی سینما "کتاب قانون" به نمایش در خواهد آمد
.
علی اکبری در ادامه افزود: با توجه به اینکه امسال سی امین سالگرد پیروزی انقلاب است خارج از تمامی مسایل و شعارزدگی ها علاقه مندم فیلمی را در ارتباط با ریشه یابی پیروزی انقلاب بسازم و در حال حاضر به دنبال فیلمنامه ای خوب در این خصوص هستم و یک فیلم را هم درخصوص سینمای کودک تهیه خواهم کرد
.
محسن علی اکبری در خاتمه اظهار داشت: فیلمی دیگر که قصد تولید آن را دارم فیلم زندگی حضرت ابوطالب(ع) است که در حال حاضر در مرحله نگارش فیلمنامه است و به دلیل اینکه پروژه بسیار سخت و بزرگی است یک فیلمنامه متفاوت توسط گمینی، هاشم زاده و گرشاسبی نوشته شده است و به احتمال فراوان محمد رحمانیان فیلمنامه نهایی را خواهد نوشت که کارگردانی این پروژه نیز بر عهده احمدرضا گرشاسبی خواهد بود
.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ابوالفضل جلیلی: زرین دست پله های ترقی اش را خودش ساخته است
 ابوالفضل جلیلی در باره فیلم مستند "جادوگر"ساخته رضا درمیشیان که درباره علیرضا زرین دست ساخته شده گفت : زرین دست پله های ترقی اش را خودش ساخته است .
درمیشیان در این مستند با بسیاری از هنرمندان وکارگردانان سینمای کشورمان درباره زرین دست به گفتگو می نشیند وآنها در خصوص شیوه کار علیرضا زرین دست و شخصیت او می گویند.
ابراهیم حاتمی کیا وجود چنین فیلمبرداری در کشور را جزء افتخارات سینمای ایران می داند. حاتمی کیا دراین فیلم به اختلاف خود با زرین دست در فیلم بوی "پیراهن یوسف" درسالهای دور اشاره کرد و گفت شاید علت اصلی اختلاف ما این بود که به دلیل یک چشمی بودن دوربین تنها یک نفرپشت دوربین قرار می گرفت و اگر دوربین جای دو چشم بود شاید هیچگاه بین ما اختلاف به وجود نمی آمد.
علیرضا زرین دست دراین فیلم در مورد اختلافش با حاتمی کیا می گوید که اشتباه از او بوده وحاتمی کیا در پاسخ به این رفتار خاضعانه زرین دست تشکر می کند.
ناصر تقوایی با اشاره به خلاقیت های زرین دست در نورپردازی در سینما می گوید:" او در ذهنش به شکل خلاقی منبع نوری را ایجاد می کند و این منبع نور در کار فیلم سازی بسیارموثر است
سیف الله داد از دیگر کارگردانانی است که در این فیلم حضور دارد. اودرباره همکاری زرین دست در فیلم باز مانده می گوید :ایشان وقتی داستان فیلم بازمانده راخواند متوجه شد که با فضای متفاوتی نسبت به کارهایی که تا آن زمان انجام شده برخوردار است.
در ادامه صحنه هایی از بازی تنیس امین حیایی و زرین دست پخش می شود که یکی از بخش های جذاب این مستند است . در این قسمت حیایی می گوید:" زرین دست دل جوانی دارد و همین باعث موفقیت اوست.
محمدرضا هنرمند ازخاطرات و تجربیات اولیه فیلم سازیش می گوید و اشاره می کند که اولین تجربه فیلم سازیش با زرین دست بوده .او از کمک های زرین دست و مرحوم رسول ملاقلی پور یاد می کند و اینکه در ابتدا نمی دانسته باید با فیلمبرداران با واژه هایی چون "دوربین و کات"صحبت کند اما زرین دست با بزرگواری او را متوجه می کند.
در ادامه هنرمند به مخالفت مخملباف با فیلمبرداری زرین دست در فیلم محمدرضا هنرمند اشاره می کند که گفته بوده " من نمی گذارم کسی که فیلمبردار فیلم های قبل از انقلاب بوده هم اکنون هم فیلمبرداری کند " و در ادامه هنرمند توضیح می دهد، زرین دست بعدها فیلمبردار چندین فیلم مخملباف شد!!
ابوالفضل جلیلی نیز در این فیلم اشاره می کند زرین دست هیچگاه دیگران را نردبان خود نکرده و پله های ترقی اش را خودش ساخته است.
عزت الله انتظامی ومهناز افشار نیز در این فیلم در مورد مهارت وموفقیتهای زرین دست می گویند.
مسعود کیمیایی در این فیلم، زرین دست را هنرمند خلاقی معرفی می‌کند که عشق و علاقه بیش از حد او به سینما باعث موفقیتش شده است .
تهمینه میلانی نیز بی عدالتی در جشنواره ها نسبت به زرین دست را یادآور می شود و می گوید که" درجشنواره فجرهمیشه به متوسط ها بیشتر اهمیت داده اند."
در این فیلم ، زرین دست خودش به همکاری با کیارستمی اشاره می کند و اینکه کیارستمی از او درخواست کرده بود تا در فیلم کلوز آپ فیلمبرداری غیر زرین دستی کند.
علیرضا داوود نژاد نیز در این فیلم از خاطرات خود با زرین دست می گوید
|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 طراحی یک تصادف برای حرکت جعبه هدیه

نگاهی به فیلم  "مجنون لیلی"
فیلم سینمایی "مجنون لیلی" قاسم جعفری که بر اکران سینماهاست، امتیاز ورود به شیوه تازه روایت را تنها به عنوان یک امتیاز بالقوه حفظ کرده و نمی‌تواند در وجوه مختلف فیلم هم این تازگی را وارد کار کند.

 جعفری در پنجمین فیلم سینمایی خود ضمن توجه همیشگی به مسائل روز جوانان برای ساخت فیلمی جوان‌پسند با ستارگان متعدد، نگاهی تازه به ساختار قصه و شیوه‌های روایت را وارد کار کرده که در کارنامه او سابقه چندانی ندارد.

توجه به ساختار اثر و فاصله گرفتن از شیوه‌های متعارف قصه‌گویی در سینمای این فیلمساز آشنا تلویزیون می‌تواند به نوعی آشنازدایی تعبیر شود که حرکت بر مسیر تکرارها را واجد تازگی می‌کند. اما این حرکت تنها به عنوان یک امتیاز بالقوه در فیلم باقیمانده یا اینکه توانسته به فعلیتی هر چند کمرنگ برسد؟

این شیوه روایت هر چند در سینمای جعفری تازگی دارد، ولی از ساختارهای آشنای روایتی در سینما و تلویزیون ایران است که از فرط تکرار کارکرد خود را از دست داده و به نوعی برای مخاطب هم کدگذاری آشنا دارد. این وجه به نوعی چرخش محوری در طول فیلم را برای مخاطب قابل پیش‌بینی کرده و به این ترتیب کارکردی که قرار است از این چرخش نصیب وی شود، از پیش لو رفته است.

انتخاب یک روز خاص و شناسنامه‌دار معاصر به عنوان محور اصلی فیلم که تاکنون به آن پرداخته نشده نیز از نقاطی است که از لحاظ مضمونی فیلم را واجد تازگی می‌کند. روز ولنتاین که تا چندی پیش در سطح جامعه هم بروز نداشت، با تمهیدات خاص جعفری اجازه حضور بر پرده سینما را پیدا کرده و محور پیگیری مخاطب را بر دنبال کردن یک هدیه روز عشق در طول یک صبح تا شب قرار داده است.

فیلمساز با تکیه بر عشق‌های اساطیری ایرانی که البته فقط در دیالوگ‌های پرگو برجسته شده، استارت ماجرا را بر مبحثی چالش برانگیز در عشق‌های امروزی قرار داده و در میان فراگیری عشق‌های سطحی و کوتاه‌مدت، دو قهرمان اصلی را در جستجوی رسیدن به ریشه‌ عشق‌های اساطیری و افسانه‌ای قرار می‌دهد.

فرهاد (محمدرضا گلزار) و پروانه (الناز شاکردوست) زوج محوری فیلم هستند که قرار است این کمبود توجه به مفهوم واقعی عشق را در نسل جوان تأمین کنند. اما در اولین گام این سئوال بی‌جواب می‌ماند که بر اساس چه کد شخصیتی، پیشینه و ... پروانه و فرهاد این نیاز را احساس می‌کنند و در جایگاه عاشقان معاصر قرار می‌گیرند؟ آیا پروانه با داشتن یک جعبه قدیمی از اجدادش که روز عشق هدیه داده شده، می‌تواند وامدار عشق اساطیری و احیاکننده آن در زمان حال باشد؟

ضمن اینکه آشنایی پروانه و فرهاد با گونه‌ای از تصادف و اتفاق در لحظه دیدار اتفاق می‌افتد که بیش از عشق اساطیری یادآور عاشق شدن در یک نگاه است! فیلم در بخش ابتدایی عرض مسیر را بر برجسته کردن رابطه میان فرهاد و پروانه قرار داده، اما در این مقطع هم چیزی جز پیگیری‌های معمول، حرف‌های شعارگونه و البته شعرخوانی نمی‌تواند جنس این رابطه را متفاوت جلوه دهد و نکته‌ای تازه در بر داشته باشد.

در همین مقطع ابتدایی نویسنده و فیلمساز به بهانه‌های مختلف تلاش کرده‌اند ساختار روایت خطی را شکسته و نوعی حرکت در زمان و مکان را طراحی کنند که نیاز آن مشخص نیست. به این ترتیب که ابتدا چند نما از بخش میانی فیلم که پروانه در تردید  برای گرفتن جواب آزمایش خون به سر می‌برد و ... نشان داده می‌شود و پس از آن آشنایی او و فرهاد به تصویر در‌می‌آید.

این از پیش دانستن برای مخاطب نه امتیازی دارد و نه تعلیق یا کارکردی فراتر پیدا می‌کند جز سردرگمی در پیگیری روند ماجرا. در ادامه هم آشنایی این دو جوان و رد و بدل شدن دیالوگ‌هایی نامفهوم که ملغمه‌ای از شعر و شعار است، به طور موازی به تصویر درمی‌آید که از امتیاز قرینه‌پردازی کلام آنها بی‌بهره است و تنها قرینه‌پردازی تصاویر را در نظر داشته است.

طراحی یک تصادف برای حرکت جعبه هدیه در سطح شهر هم به نظر می‌آید در ادامه روند اتفاقات تصادفی فیلم چندان غریب به نظر نمی‌آید. از این مقطع به بعد نویسنده و فیلمساز تلاش کرده‌اند کاراکترهایی نمونه‌وار از سطح جامعه را در مقابل این هدیه قرار دهند تا به زعم خود برشی آسیب‌شناسانه به جایگاه عشق در سطح جامعه زده باشند.

یک نکته مهم که به نظر می آید سازندگان "مجنون لیلی" می‌توانستند بهره‌ای بیشتر از آن ببرند و بار دراماتیک مقاطع و کاراکترهای بخش میانی را بیشتر کنند، بازی با این مفهوم است که جعبه قدیمی در دست هر فردی که قرار می‌گیرد او را صادق و راستگو می‌کند تا دیگر دروغ نگوید؛ حداقل به عشق‌اش.

این تمهید بالقوه که در فیلم وجود دارد، به اندازه کارکردی که دارد مورد بهره‌برداری قرار نگرفته و در مقاطعی به آن بی‌توجهی شده است. کارکرد برجسته این وجه را می‌توان در آخرین مقطع جابجایی جعبه قدیمی مورد توجه قرار داد که جوانی حاشیه‌نشین (حامد بهداد) با این تصور که جعبه به هر کس هدیه داده شود عاشق‌اش می‌شود، یک شرط‌بندی انتحاری می‌‌کند تا جعبه را به دست آورد.

هر چند در این مقطع هم اشاره نشدن به چرایی پیشنهاد این نوع شرط‌بندی از سوی جوان که حاضر می‌شود روی ریل قطار طناب‌پیچ شود، منطق کلی آن را زیر سئوال برده است. اما طبق معمول حضور گرم بهداد و باوری که او خود از شیوه بازیگری خود به کاراکتر و نقشی که بازی می‌کند می‌بخشد، راه را بر بسیاری از سئوالات منطقی ایجاد شده می‌بندد.

در فاصله صبح تا شبی که جعبه از پروانه و فرهاد جدا می‌شود تا شب در بیمارستان به دستشان برسد، به واسطه دست به دست شدن جعبه افرادی مختلف به تصویر درمی‌آیند که قرار است آسیب‌شناسی عشق در جامعه معاصر را برجسته کنند. اما نکته مهم درباره این کاراکترها این است که بیش از آن که شخصیت‌پردازی شده باشند، برآمده از تیپ‌های آشنای بازیگران و به شدت متکی بر حضور چهره‌های جوان هستند.

نیما شاهرخشاهی، رضا رویگری، یوسف تیموری، السا فیروزآذر، حمید گودرزی و ... کاراکترهایی هستند که تنها به واسطه تیپ‌پردازی خاص محور و بیش از شخصیت‌های پرداخته شده و شناسنامه‌دار مورد توجه قرار گرفته‌اند. خط فرعی مربوط به هر یک از این کاراکترهای فرعی هم بار داستانی در حد همان گذر کوتاه دارد و دیالوگ‌های به شدت سطحی و مستقیم هم جایی برای عمیق شدن این خطوط باقی نمی‌گذارد.

"مجنون لیلی" فیلمی است که امتیاز وارد شدن به حیطه‌های تجربه نشده در کارنامه فیلمساز را تنها به عنوان یک امتیاز بالقوه برای خود حفظ کرده و نمی‌تواند در وجوه مختلف فیلم هم این تازگی را وارد کار کند. فیلم بر مسیری آشنا از بسط جذابیت‌های گیشه‌ای حرکت می‌کند بدون آنکه بتواند اندکی این گرایش را به عمق ببرد.

فیلم سینمایی "مجنون لیلی" با فیلمنامه فرهاد نوری و مسعود صحت سال ۸۶ ساخته شد و اکران نوروز ۸۷سینماهاست. فیلم عاشقانه‌ای شهری است که دو شخصیت اصلی قصه آن فرهاد و پروانه به عنوان نماد عشق‌های اسطوره‌ای در مسیری پرفراز و نشیب کنار هم قرار می‌گیرند، اما روز ولنتاین حادثه‌ای آنها را از هم جدا می‌کند...

گلاره عباسی، احمد پورمخبر، رامین راستاد، ابوالفضل پورعرب و ... دیگر بازیگران "مجنون لیلی" هستند و دیگر عوامل تولید آن عبارتند از علیرضا زرین‌دست مدیر فیلمبرداری، یوسف صمدزاده مدیر تولید، حمید سیفی تدوینگر، فریدون خوشابافرد صداگذار، حسن رحیم‌منفرد و صدیقه صحت سرمایه‌گذاران و ص. صحت مجری طرح.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 توجه ویژه جشنواره کن به سینمای مستقل آمریکا
 
حضور چهره‌هایی مانند شان پن، جیم جارموش و کوئنتین تارانتینو در شصت و یکمین جشنواره فیلم کن از توجه برگزارکنندگان این جشنواره معتبر به سینمای مستقل آمریکا خبر می‌دهد.

در حالی که پیش از این قرار بود نشست مطبوعاتی جشنواره کن ۶۱ روز پنجشنبه ۱۷ آوریل (۲۹ فروردین) برگزار ‌شود، حدود دو هفته پیش اعلام شد مسئولان جشنواره این نشست را روز چهارشنبه ۲۳ آوریل (چهارم اردیبهشت) برگزار می‌کنند. به این ترتیب شایعات درباره قطعی نبودن فهرست نهایی جشنواره امسال خیلی هم بیراه نبوده است.

در فاصله یک ماه به آغاز جشنواره کن، انتخاب شان پن به عنوان رئیس هیئت داوران، تقدیر از جیم جارموش در بخش جنبی دوهفته کارگردانان، برپایی کلاس پیشرفته فیلمسازی کوئنتین تارانتینو، اعلام فیلم‌های بخش جنبی آتلیه، نمایش فیلم‌های برگزیده سال ۱۹۶۸ و نمایش قطعی چند فیلم از جمله جدیدترین اثر استیون اسپیلبرگ تنها اخبار قابل استناد جشنواره امسال بوده است.

 "ایندیانا جونز 4" فیلم افتتاحیه جشنواره کن امسال

شان پن، بازیگر برنده اسکار و کارگردان فیلم تحسین‌شده "درون طبیعت وحشی" که زمانی او را "فرزند ناخلف" هالیوود لقب داده بودند، به رُک بودن و داشتن دیدگاههای سیاسی بسیار شفاف معروف است و کارنامه کاری بسیار موفقی نیز دارد و از این رو به نظر بهترین گزینه برای قرار گرفتن در صدر هیئت داوران معتبرترین جشنواره سینمایی دنیا می‌آید.

جارموش چهره مطرح سینمای مستقل آمریکا و خالق فیلم‌های "قطار اسرارآمیز" و "مرد مرده" امسال در کن و در جریان چهلمین سال برگزاری بخش جنبی دوهفته کارگردانان، جایزه یک عمر دستاورد هنری مربی طلایی سازمان کارگردانان فرانسه را می‌گیرد. این جایزه که سال ۲۰۰۲ خلق شد، برای تقدیر از ابداعات، شجاعت و سازش‌ناپذیری یک کارگردان به او اعطا می‌شود.

جارموش سال ۱۹۸۴ با "عجیب‌تر از بهشت" در بخش دوهفته کارگردانان برنده جایزه دوربین طلایی شد. ژاک روزیه، کلینت ایستوود، نانی مورتی، عثمان سمبنه، دیوید کراننبرگ و آلن کاوالیه از برندگان قبلی مربی طلایی هستند. برنامه‌های بخش دوهفته کارگردانان نیز سه‌شنبه ۲۲ آوریل اعلام می‌شود. بخش هفته منتقدان بین‌المللی نیز ۲۱ آوریل برنامه خود را اعلام می‌کند.

در همین حال پنجشنبه پیش اعلام شد کوئنتین تارانتینو فیلمساز صاحبنام آمریکایی امسال در کن کلاس پیشرفته فیلمسازی برپا می‌کند. این فیلمساز ۴۵ ساله پارسال نیز با فیلم "ضدمرگ" در بخش مسابقه حضور داشت. او سال ۱۹۹۴ برای فیلم "داستان عامه‌پسند" برنده جایزه نخل طلا شد و چهار سال پیش نیز رئیس هیئت داوران کن بود.

سیدنی پولاک، وونگ کار وای، نانی مورتی، استفن فریرز و مارتین اسکورسیزی در سال‌های اخیر کلاس‌های پیشرفته جشنواره کن را برپا کرده‌اند. تارانتینو سازنده فیلم‌های "سگدانی"، "جکی براون"، "بیل را بکش: جلد یک" و "بیل را بکش: جلد دو" است.

در میان فیلم های بخش مسابقه فعلا تنها حضور "سکوت لورنا" برادران داردن قطعی شده که تاکنون دو بار برای "روزتا" و "کودک" جایزه نخل طلا را برده‌اند. ضمن اینکه شاید "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" چهارمین قسمت از مجموعه فیلم‌های ماجراجویانه ایندیانا جونز فیلم افتتاحیه امسال باشد. شصت و یکمین جشنواره فیلم کن از ۱۴ تا ۲۵ مه برگزار می‌شود

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 حاصل عمر بازيگري تئاتر و سينماي ايران

 
فيلم با عنوان يك كالاي فرهنگي بيشترين جذابيت را براي مخاطب فارغ از قصه و كارگرداني از لحاظر بازيگري دارد و حضور هنرمندان توانا و صاحب نام در اين مقوله نقش اساسي دارد، محمد علي كشاورز از بازيگران باسابقه سينما نيز در اين دسته براي مخاطبان سينما مي‌گنجد.

كشاورز با اندوخته‌اي بيش از نيم قرن در حوزه تئاتر، تلويزيون و سينما از بازيگران صاحب سبك است كه حضورش در هر اثر به آن قوت و غنا مي‌بخشد.

بازي پرقدرت و تاثيرگذارش در مجموعه‌هايي نظير هزار دستان ، كمال الملك ، افسانه سلطان و شبان و پدرسالار همچنان پس از سالها در ذهن مخاطبان تلويزيوني زنده و تازه است.

كشاورز ‪ ۲۶‬فروردين ‪ ۱۳۰۹‬در اصفهان متولد شد و از سال ‪ ۱۳۲۷‬با نمايش هياهوي بسيار براي هيچ فعاليت بازيگريش را آغاز كرد و در سال ‪ ۴۳‬با فيلم شب قوزي وارد سينما شد.

اين بازيگر سال ‪ ۴۳‬با موج نو سينماي ايران و همراه با كارگرداناني همچون بهرام بيضايي، فرخ غفاري و داريوش مهرجويي شروع به كار كرد.

به گفته كشاورز، با آمدن اين افراد و كساني كه دانش آموخته رشته سينما دانشكده هنرهاي دراماتيك بودند، ممنوعيت حضور افراد تئاتري براي حضور در سينما و بازي در بعضي از فيلم‌هاي ارزشمند لغو شد و در فيلم شب قوزي به كارگرداني فرخ غفاري حضور پيدا كردم.

وي افزود: بعد از اين فيلم درخشت و آينه به كارگرداني ابراهيم گلستان بازي كردم كه تعدادي از بچه‌هاي اداره تئاتر و افراد ديگري همچون فني زاده، مشايخي، فريد و هاشمي با من همبازي بودند. گلستان از آدم‌هاي باشعور وداستان نويسان و كارگردانان خوبي بود و مستندهاي خيلي خوبي هم مي ساخت كه همكاري با او تجربه خيلي خوبي برايم بود.

كشاورز ايفاي نقش‌هاي ماندگاري را در تاريخ سينما به كارنامه خود اختصاص داده كه مي‌توان به فيلم‌هاي خشت وآينه، آقاي هالو، رگبار، صادق كرده، شطرنج باد، كمال الملك،
مردي كه موش شد، كفش‌هاي ميرزا نوروز ، مادر، پول خارجي، دلشدگان، روز واقعه، ناصرالدين شاه اكتورسينما ، خسوف، زيردرختان زيتون وغزال اشاره كرد.

حضور كشاورز در مجموعه‌هاي تلويزيوني نظير دايي جان ناپلئون، هزاردستان، افسانه سلطان وشبان، سربداران ، گرگ ها، پدرسالار و روشن تر از خاموشي نيز او را در اين عرصه ماندگار كرده است .

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سينماي كودك آدرس ندارد

درحالي مقررات بيست‌ ودومين جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان اعلام مي‌شود كه برخي از سينماگران درباره‌ي وضعيت اينگونه‌ي سينمايي سخن گفتند.

فرشته طائرپور تهيه‌كننده فيلم‌هايي چون «گلنار»، «پاتال» ، «مدرسه پيرمردها»، «پسر مريم» و «يكي بود يكي نبود» درباره‌ي زمان بازگشتش به ساخت فيلم‌هاي براي كودكان گفت: من به سينماي كودك زماني دوباره سلام خواهم كرد كه احساس كنم سينماي كودكي وجود دارد و صاحب يك نشاني شده است. متاسفانه سينماي كودك، فعلا در جامعه‌ي ما چه براي من فيلمساز، چه براي مخاطبان آن، هيچ آدرسي براي مراجعه ندارد.

 غلامرضا موسوي تهيه‌كننده سينماهم يكي از دلايل اصلي برپايي جشنواره‌ها را كمك به گونه‌هاي خاص سينمايي برشمرد و افزود:به نظر مي‌رسد جشنواره كودك روي دست مسوولان سينمايي مانده است و برنامه‌ريزي آن به صورت مستمر نبوده و معمولا مقطعي بوده است.

وي افزود: هميشه نزديك برپايي جشنواره كودك كه مي‌شود مسوولين يادشان مي‌افتد كه فيلم نداريم و اگر گروه‌هاي كودك تلويزيون نباشند و فيلم‌هايي ويديويي كه به سينمايي تبديل مي‌شوند، جشنواره بدون فيلم ايراني مي‌ماند.

او در عين حال سينماي كودك و نوجوان را يكي از مهم‌ترين گونه‌هاي سينمايي برشمرد و گفت: طبق گفته مسوولين بايد به بهترين شكل توليد را داشته باشيم، اما متأسفانه در توليد و پخش اين آثار حمايتي صورت نمي‌گيرد و آن‌هايي هم كه ساخته مي‌شوند به جاي براي كودك، درباره كودك است و اين قشر را به سينما نمي‌آورد.

موسوي ادامه داد: بايد برنامه‌ريزي باشد تا كودكان و نوجوانان كه اكثريت جامعه ما را تشكيل مي‌دهند به سمت سينما آمدن ترغيب شوند.