تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 بازیگر فیلم‌های برگمان به ملاقات او رفت
ایوا دالبک، بازیگر و نویسنده سوئدی که در بسیاری از فیلم‌های اول اینگمار برگمان نقش‌آفرینی کرد، روز هشتم فوریه در ۸۷ سالگی درگذشت.

نیویورک تایمز اعلام کرد به گفته توماس لامپل پسر دالبک مادرش بر اثر عوارض ناشی از یک عفونت درگذشت. لامپل گفت او از سال‌ها قبل مبتلا به بیماری آلزایمر بود.



ایوا دالبک در صحنه‌ای از فیلم "لبخندهای یک شب تابستان"

دالبک سال۱۹۲۰در استکلهلم به دنیا آمد و از اوایل سال‌های ۱۹۴۰ به عنوان بازیگر وارد سینما شد. در دوران جنگ جهانی دوم در مدرسه بازیگری تئاتر سلطنتی دراماتیک در استکهلم تحصیل کرد و بعدها برای دو دهه همزمان با حضور در سینما در تئاتر نیز فعال بود.

او سال‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ از محبوب‌ترین بازیگران سوئد بود، اما با بازی در نقش اصلی تعدادی از فیلم‌های برگمان از جمله "اسرار زنان" ۱۹۵۲، "درس عشق" ۱۹۵۴، "لبخندهای یک شب تابستان" ۱۹۵۵، "رویاها" ۱۹۵۵ و "در آستانه زندگی" ۱۹۵۸ در سطح بین‌المللی به شهرت رسید. دالبک آخرین بار در ۱۹۶۴ در "همه این زن‌ها" با فیلمساز فقید سوئدی همکاری کرد.

او در دهه ۱۹۶۰ در کنار بازیگری به نویسندگی روآورد و دهها رمان نوشت. دالبک سال ۱۹۷۰ با بازی در فیلم دانمارکیTintomare در کنار بریت اکلند دیگر ستاره مطرح سوئد برای همیشه با سینما خداحافظی کرد. او سال ۱۹۵۸ در کنار دیگر بازیگران فیلم "در آستانه زندگی" شامل بی‌بی آندرسون و اینگرید تولین برنده جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم کن شد.

دالبک در ۱۹۶۱برای کار خود در چند نمایشنامه جایزه یوجین اونیل را دریافت کرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه سی ام بهمن 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 شمارش معکوس برای معرفی برندگان اسکار
پس از سه ماه جدال تلخ و با پایان اعتصاب نویسندگان آمریکا که صنعت سرگرمی را در این کشور تهدید کرد، اکنون هالیوود برای تجلیل از ستارگان خود آماده می‌شود.

 رویترز اعلام کرد یکشنبه آینده (۲۴ فوریه) هشتادمین جوایز سالانه آکادمی با حضور ستاره‌هایی مانند جرج کلونی و کیت بلانشت روی فرش قرمز بیرون کداک تیه‌تر لس آنجلس برگزار می‌شود تا بزرگترین رویداد سینمایی سالانه هالیوود شکل بگیرد.



جورج کلونی می تواند شگفتی بزرگ مراسم اسکار باشد  

روز یکشنبه با آراء حدود ۵۸۰۰عضو رای‌دهنده آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، برندگان جوایز اسکار سال ۲۰۰۸ مشخص می‌شوند و جان استیوارت مجری مراسم امسال امیدوار است بتواند با همکاری نویسندگان تازه‌نفس که پس از سه ماه سر کارهای خود بازگشته‌اند، تماشاگران را تا پایان مراسم سه ساعته که به طور مستقیم از شبکه ABC پخش می‌شود، سرگرم کند.

گیل کیتز تهیه‌کننده پخش تلویزیونی اسکار با اشاره به اعتصاب نویسندگان گفت: "اکنون ما اینجاییم. پس از یک زمستان طولانی، بهار آمد و اکنون تابستان. سه ماه هولناک را پشت سر گذاشتیم." حدود ۱۰۵۰۰ عضو انجمن نویسندگان آمریکا در اعتراض به کم بودن سهم خود از فروش در رسانه‌های جدید از پنجم نوامبر اعتصاب کردند و با این کار فصل جوایز سینمایی امسال را که از دسامبر آغاز شده و تا۲۴فوریه ادامه دارد، به هم ریختند.

مهمانی‌ها و مراسمی که هر سال برای تجلیل از فیلم‌ها و سازندگان آن برگزار می‌شد، یا لغو یا به شکلی کاملا متفاوت برگزار شد. در ماه ژانویه مراسم همیشه پرزرق و برق گلدن گلوب تنها در حد یک نشست خبری برگزار شد و تنها یک چهارم از ۲۰ میلیون تماشاگر همیشگی خود را داشت. اما بالاخره اعتصاب یک هفته پیش به پایان رسید تا همه و بخصوص برگزارکنندگان اسکار نفسی راحت بکشند.

ناظران اسکار پیش‌بینی می‌کنند امسال در بعضی بخش‌ها اتفاقات عجیب و غریب بیفتد و جایزه به کسی برسد که کمتر انتظارش می‌رود. تام اونیل کارشناس قدیمی اسکار از وبسایت TheEnvelope.com گفت: "بعضی وقت‌ها دست‌اندرکاران هالیوود برای رای دادن به دل خود رجوع می‌کنند فقط به این خاطر که به ما یادآوری کنند دل هم دارند."

"پیرمردها کشوری ندارند" برادران کوئن در بخش بهترین فیلم جلوتر از باقی نامزدهاست، چرا که جوایز اصلی هر چهار انجمن تهیه‌کنندگان، کارگردانان، بازیگران و نویسندگان را به عنوان شاخص اصلی برای موفقیت در آکادمی برده است. اما کارشناسان حس می‌کنند تریلر حقوقی "مایکل کلیتن" بخاطر محبوبیت جرج کلونی ستاره فیلم حرف برای گفتن داشته باشد، همین طور کمدی "جانو" که تنها فیلم فهرست نامزدهاست که بیش از ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشته است.

درام نفتی "خون بپا می‌شود" پل تامس اندرسن که مکاشفه‌ای در فساد ناشی از قدرت پول است و رومانس "تاوان" دیگر نامزدهای بخش بهترین فیلم هستند. در بخش بهترین بازیگر مرد، دانیل دی ـ لوئیس که در "خون بپا می‌شود" نقش یک جوینده نفت را بازی می‌کند، حرف اول ابن بخش را می‌زند، اما ناظران اسکار می‌گویند بخت جرج کلونی خیلی هم کم نیست. جانی دپ برای "سوئینی تاد"، تامی لی جونز برای "در دره الله" و ویگو مورتنسن برای "قول‌های شرقی" دیگر نامزدها هستند.

یک بازیگر بریتانیایی دیگر در بخش بهترین بازیگر زن پیشتاز است. جولی کریستی برای بازی در نقش یک زن مبتلا به آلزایمر در فیلم "دور از او" بازیگر محبوب فصل جوایز بود. اما ماریون کوتیلارد فرانسوی برای "زندگی به رنگ صورتی" و الن پیج بازیگر جوان فیلم "جانو" را هم نباید از نظر دور داشت. کیت بلانشت برای "الیزابت: عصر طلایی" و لورا لینی برای "سویج‌ها" دیگر نامزدهای این بخش هستند.

در بخش اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد و زن نیز خاویر باردم اسپانیایی برای حضور در نقش یک آدمکش بیرحم در "پیرمردها کشوری ندارند" و تیلدا سوئینتن برای بازی در نقش یک وکیل فریبکار در "مایکل کلیتن" بختی بیشتر برای دریافت جایزه دارند.

در نهایت در بخش بهترین کارگردان این طور به نظر می‌رسد که برادران جوئل و ایتن کوئن برای "پیرمردها کشوری ندارند" رقبای خود را شامل جولین اشنیبل برای "زنگ شیرجه و پروانه"، جیسن ریتمن برای "جانو"، تونی گیلروی برای "مایکل کلیتن" و پل تامس اندرسن برای "خون بپا می‌شود" کنار بزنند و جایزه این بخش را به خانه ببرند.

صرف نظر از اینکه یکشنبه آینده (دوشنبه صبح به وقت ایران) چه کسانی برنده شوند یا ببازند، برگزارکنندگان جوایز آکادمی از یک چیز خوشحالند: امسال نیز نمایش اسکار برگزار می‌شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه سی ام بهمن 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 وزارت اطلاعات تكثير غير مجاز «سنتوري» را پيگيري مي‌كند

 

 

 به گفته دبير «ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي»، مكاتباتي با دادستاني، نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات براي پيگيري موضوع تكثير غير مجاز فيلم«سنتوري» انجام شده است.

 

 

«ابراهيم داروغه‌زاده»‌  گفت: در راستاي فعاليت‌هاي بسيار خوبي كه درنيروي انتظامي، قوه قضائيه و اتحاديه تهيه كنندگان در يكسال گذشته و در تعامل با معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي مبارزه با سرقت فيلم هاي سينماي ايران داشته‌اند، برخورد با عوامل تكثير و توزيع غير مجاز فيلم سينمايي «سنتوري» را در جهت احقاق حقوق مادي و معنوي تهيه‌كنندگان و كارگردان محترم فيلم مذكور از يكسو و مديريت سينماي كشور و كليت سينماي ايران از سوي ديگر، با شدت و حدت تمام از طرف ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي ادامه خواهيم داد.
دبير ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي و سمعي و بصري ادامه داد: با فعاليت اين ستاد در معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري در يك سال گذشته امنيت خاطر قابل قبولي براي اهالي خوب و صبور سينماي ايران ايجاد شده بود كه متأسفانه با توزيع غير مجاز فيلم «سنتوري» كه از طريق يك فعاليت اينترنتي خارج از كشور انجام شده بود، اين فضاي امن بار ديگر از سوي دشمنان سينماي ايران تهديد شده است و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، نيروي انتظامي و قوه قضائيه وظيفه خود مي‌دانند كه با عوامل اين حركت ناشايست ضدفرهنگي تا احقاق حقوق همه خسارت‌ديدگان اعم از تهيه كنندگان و عوامل فيلم و همچنين مديريت سينماي كشور، مردم و مهم‌تر از همه، حريم فرهنگي كشور، برخورد قاطع نمايند.
وي تصريح كرد: در همين راستا مكاتباتي از طرف دبيرخانه ستاد با دادستاني و نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات انجام شده است كه موضوع از طرف اين عزيزان در حال پيگيري است.
داروغه‌زاده افزود: خوشبختانه با هوشياري و عنايت همكاران در پليس امنيت نيروي انتظامي و اتحاديه تهيه كنندگان تاكنون توانسته‌ايم از تكثير و توزيع گسترده اين فيلم در سطح كشور تا ميزان زيادي جلوگيري نمائيم.
وي در پايان به فارس گفت: اميدواريم با كمك و همياري تمامي دست‌اندركاران و همچنين اصحاب رسانه و مطبوعات و اهالي خوب سينما، اين مشكل با حداقل خسارت اقتصادي، سياسي و فرهنگي به شكل قابل قبولي حل و فصل شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 دبیر جشنواره فیلم فجر:فعلاازپاسخ‌گويي شرمنده‌ام!

 

 دبير جشنواره بيست و ششم فيلم فجر ضمن بيان ارزيابي خود از اين جشنواره و پاسخ به برخي انتقادات در زمينه مميزي و داوري‌ها، توصيه‌هايي را نيز به معترضاني كه از زاويه «ارزش‌مداري» به نقد جشنواره مي‌پردازند، ارائه كرد.

«مجيد شاه‌حسيني» دبير بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر،  ضمن تشريح دستاوردهاي اين دوره از جشنواره به برخي پرسش ها پاسخ داد.
وي در ابتدا  درمورد ويژگي‌هاي جشنواره بيست و ششم, گفت: يكي از ويژگي‌هاي اين دوره از جشنواره، توجه بيشتر به محتوا بود و در اين دوره ، تلاش شد تا معيارهاي فرهنگي نظام جمهوري اسلامي ايران مدنظر قرار بگيرد و فكر مي‌كنيم در اين زمينه گام هاي رو به جلو برداشته‌ايم.
شاه‌حسيني افزود: البته منظورم اين نيست كه در دوره‌هاي گذشته گامي در اين راستا برداشته نشده، بلكه برداشتن گام‌هاي ديگري به جلو، به معني تكميل حركت‌هاي قبلي است.

* سليقه مردم ما نسبت به آثار ارزشي و ديني متعالي‌تر شده است
مجيد شاه‌حسيني در بخشي از اين گفت‌وگو،  در زمينه برخي انتقادات نسبت به عدم حضور فيلم‌هاي ارزشي در جشنواره امسال، گفت: به نظرم دوستان منتقد در اين زمينه يا احترام ما را زيادي نگه داشته‌اند يا قصد دارند در آِينده درددل كنند! چون تا اين ساعت من چيزي در اين خصوص نشنيده‌ام! اما جداي از اين، آنچه مسلم است امسال فيلم‌هايي با محتواي فاخر و ارزشي در جشنواره داشتيم كه بسياري از آن ها , آثاري قابل اعتنا بودند و جوايز مهمي را نيز به خود اختصاص دادند.
وي افزود: البته سليقه مردم ما نسبت به آثار ارزشي و ديني متعالي‌تر شده و هر كار ساده‌اي، يا هر پيام صريح و مستقيمي نمي‌تواند تاثير زيادي بر آن ها داشته باشد.
شاه‌حسيني در واكنش به برخي اعتراض‌ها در اين زمينه از جانب سينماگران كه نمونه‌اش را در آئين «تجلي اراده ملي» شاهد بوديم، گفت: ما هر نوع اثر ارزشي را پاس مي‌داريم. خيلي از صاحبان آثار معترض به داوري , آثار خود را با پول فارابي ساخته‌‌اند و ما افتخار مي‌كنيم كه بودجه فارابي در ساحت هاي ارزشي، ملي، اعتقادي و ميهني هزينه شده است. اما حكايت ما به حكايت معلمي مي‌ماند كه شاگردانش واجد توانايي‌هاي متفاوت‌اند و در يك مسابقه‌ قصه‌نويسي يا نمايشنامه‌نويسي، ذوق، استعداد و قوت قلم شاگردانش متفاوت است و طبعا نمره دانش آموزانش هم متفاوت خواهد بود. اما او همه را علي‌السويه دوست دارد و به همه مهر مي ورزد.
وي ادامه داد: در جشنواره فيلم فجر, هيچ كس در پايان رقابت نمي‌تواند اعتراض كند كه چرا اثر ارزشي من را نديده‌ايد، نتايج داوري حاكي از آن است كه در اين رويداد آثار ارزشي ديده شده اند و اين مساله نشان مي‌دهد كه چنين رويكردي در جشنواره وجود داشته است، حالا اگر متاسفانه مطلب را اينقدر شخصي و فردي ببينيم كه بگوييم آثار ديگر اصلا ارزشي نيستند، يعني  بخواهيم در قدرت قلم و انشاي ساير همكلاسي‌ها تشكيك كنيم، به زعم من اين مساله بايد به وجدان گوينده و انصاف او واگذار شود.

* با كنار گذاشتن دغدغه‌هاي فردي به افزايش كيفي فيلم‌هاي ارزشي توجه كنيد
وي تصريح كرد: اگر آثاري كه امسال در جشنواره فيلم فجر عرضه شده‌اند، تاثيري در مخاطب ايجاد كردند و تماشاگر با ديدن اين مجموعه ، احساسي ديني و ناشي از اعتقاد قلبي به يك مرام، تفكر و ايده يافت (احساسي كه بعد از انقلاب اسلامي ايران شكل گرفته و روحي است كه امام خميني (ره) به كشور ما دميد)، به باور من جشنواره فيلم فجر به وظيفه اصلي خود عمل كرده است.
شاه‌حسيني افزود: ‌اينجاست كه بايد ببينيم آيا مخاطب به اين باور مشترك نزديك‌تر شده است؟ آيا رنگ و بوي فرهنگ بعد از انقلاب, بر جانش نشسته است؟ آيا عطر حماسه و ايثار بر جانش نشسته است؟ اگر اين اتفاق افتاده، ما حق نداريم به نيابت از مردم، بياييم قضاوت كنيم و چون فيلمي را نمي‌پسنديم يا فيلم ديگري را مي‌پسنديم، بگوييم اين فيلم اثري ارزشي نيست!
اين مدير سينمايي گفت: در اين زمينه البته طراز و معيار ما نيستيم بلكه افراد ديگري هستند كه در اين زمينه تخصص دارند. اصولا در هيچ مسابقه‌اي شركت كنندگان در مسابقه حق داوري ندارند. يعني اگر ما به مسابقه تن مي‌دهيم، حق داوري نداريم. حتي خوب است طرفداران طرف هاي مسابقه دهنده هم جزو داوران نباشند تا اين داوري در نهايت بي‌طرفي اتفاق بيفتد. آنچه مسلم است من فكر مي‌كنم جشنواره بيست و ششم از نظر نوع توجه به آثار ارزشي سر بلند است و اگر هر كسي به هر دليل فكر مي‌كند اثري ارزشي ساخته كه به حد كفايت ديده نشده، بايد بگويم اولا هيات داوران در انتخاب‌هاي خود آزاد است و ثانيا آنها به جز محتوا به ساختار آثار نيز توجه مي كنند.
وي يادآور شد: يك اثر خوب مثل يك مظروف خوب, بايد در يك ظرف عالي عرضه شود و بحث قالب و محتوا در سينما جايگاه ويژه اي دارد. بنا براين صرف اين جمله كه "من قضاوت داوران را نمي‌پسندم"، دليل نمي‌شود كه ما به اين قضاوت اعتراض كنيم و خداي ناكرده راي ايشان را تخطئه كنيم. چرا كه اصولا نفس پركردن فرم شركت در جشنواره، يعني اين كه ما به اين داوري تن داده‌ايم و اين داوري را پذيرفته‌ايم و پذيرفته‌ايم كه انسان‌هاي صالحي قرار است، فيلم‌ها را داوري كنند.
دبير جشنواره بيست و ششم فيلم فجر افزود: از انصاف به دور است با گفتن اين جمله كه "در پايان نتيجه آن چيزي نبود كه من مي‌خواستم"، در نيت، تخصص و دانش سينمايي داوران، تشكيك كنيم. البته بنده در فرآيند داوري هيچ نقشي نداشتم اما به عنوان دبير جشنواره موظف هستم از حيثيت اخلاقي، هنري و اعتبار تخصصي داوران‌ جشنواره دفاع كنم.
شاه‌حسيني گفت: برخي از فيلمسازان به جاي اين كه اصرار كنند آثار برگزيده ضعيف‌تر از فيلم‌هاي ما بود!، خوب است تلاش كنند تا بر نقاط قوت كار خود را (كه حتما وجود دارد)، بيفزايند و كيفيت كار خود را به حدي برسانند كه داوران متخصص به آن مهر تاييد بزنند.
وي افزود: در جشنواره امسال، حتي در بخش مسابقه بين‌الملل هم آثاري ارزشي جوايزي گرفتند.
وي در پايان گفت: من به ‌دوستان معترض و علاقه‌مند به ساحت سينما توصيه مي‌كنم كه اگر دغدغه محتوا دارند، اين شرايط را قدر بدانند اما اگر دغدغه فردي دارند، فعلا در پاسخ‌گويي شرمنده‌ام!

* در حوزه‌هاي محتوايي ترجيح‌ مي‌دهيم مردم در مورد جشنواره قضاوت كنند
مدير عامل بنياد سينمايي فارابي ادامه داد: نوآوري در جشنواره‌اي كه 26 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، تداوم داشته و اجراهاي مختلفي را تجربه كرده، كار آساني نيست اما ارتباط با مخاطب در جشنواره اخير، يكي از نشانه‌هاي موفقيت در طراحي مسير جديد است. در حوزه‌هاي محتوايي نيز ما ترجيح‌ مي‌دهيم مردم خوب كشورمان كه فيلم‌ها را ديده‌اند، در مورد جشنواره قضاوت كنند، اما در مجموع معتقدم كه در نگاه مديريتي جشنواره اخير، از اين حيث كه رويكرد مردم و خانواده‌ها به سينما مثبت تر شده، توفيق داشته‌ايم.
چرا كه وقتي مخاطبان بالقوه سينماي كشور -كه برخي سالي يك بار به سالن سينما مي روند- از سالن‌ هاي سينمايي جشنواره فيلم فجر راضي بيرون آيند، ما به بخشي از وظايف خود در حد مقدوراتي كه در اختيار داشتيم، عمل كرده‌ايم، از اين منظر عملكرد جشنواره بيست و ششم در ساحت‌هاي محتوايي، به يقين دو گام رو به‌جلو بوده، اما بهتر است اجازه بدهيد اين مساله را مردم خوب كشور، ارزيابي كنند و منتظر بازخوردها باشيم.
شاه حسيني ادامه داد: در حوزه ساختاري و در نحوه اجرا، اين جشنواره ويژگي‌هاي خاص خود را داشت. يعني در دوره اخير با تفكيك بخش مسابقه بين‌الملل از مسابقه سينماي ايران, كار بزرگي صورت گرفت . رويكردي كه تا به حال بارها به آن فكر شده بود و به طرق مختلف، كساني به آن انديشيده بودند اما هيچ‌وقت به مرحله اجرا نرسيده بود و بايد توجه داشت كه اجراي اين طرح در جشنواره بيست و ششم ، كار شجاعانه‌اي بود كه نشان داد تفكيك بخش مسابقه سينماي بين الملل از سينماي ايران، مي‌تواند چقدر در كاركرد جشنواره فيلم فجر، موثر باشد. در اين راه، فيلم‌هاي خارجي - كه با تلاش سالانه و پيگير، زمينه حضور آن ها در جشنواره فراهم مي‌شود- تحت‌الشعاع فيلم‌هاي ايراني قرار نگرفتند و مخاطبان جشنواره، اين فرصت را داشتند كه از هر دو گروه آثار مسابقه سينماي ايران و جهان بهره ببرند.
شاه حسيني گفت: دستاورد ديگر اين دوره از جشنواره، اين بود كه با تفكيك منطقي بخش ملي و بين‌المللي، فاصله اي مناسب بين برگزاري جشنواره فجر و جشنواره مشابه جهاني ديگري كه خيلي نزديك به ما برگزار مي‌شد (جشنواره برلين)، ايجاد شد و اين امكان فراهم شد تا داوران و ميهمانان ما بتوانند در هر دو جشنواره شركت كنند و از اين رهگذر، امسال بهره‌مند از طيف وسيع‌تر و معتبرتري از داوران بين‌المللي بوديم و فكر مي‌كنم نوع داوري‌ها و قضاوت‌ها ، نشان مي‌دهد كه فرآيند داوري جشنواره بيست و ششم فيلم فجر، كاملا بيطرفانه، منصفانه و هنرمندانه صورت گرفت و نتايجي كه امسال به‌دست آورديم، حاصل اين انصاف، اعتدال و تخصص هنري داوران است.
وي تصريح كرد:‌ من همه اين‌ها را جزو ويژگي‌هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر مي‌دانم و يقين دارم به همان اعتبار كه 26 منزل پيموده‌ايم و هنوز به كمال مطلوب نرسيده‌ايم، ان شاءالله در سال بعد، جشنواره گام هاي بيشتري به جلو بردارد و در سال‌هاي بعد نيز مسير طي شده ، كامل شود.

* سهل‌گيرانه‌ترين مميزي در سينماي ايران اعمال مي‌شود
دبير بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، در ادامه اين گفت‌وگو، در پاسخ به پرسش فارس در زمينه شائبه‌هاي اعمال مميزي از سوي دبيرخانه جشنواره, اظهار داشت: هيچ‌گونه مميزي از سوي بنياد سينمايي فارابي و دبيرخانه جشنواره فيلم فجر نسبت به هيچ فيلمي اعمال نشد، چون وظيفه ما مميزي نيست و شوراي تخصصي اداره نظارت و ارزشيابي سينماي حرفه اي اين وظيفه را بر عهده دارد.
شاه‌حسيني گفت: به عنوان يك مدرس دانشگاه، نظرم را درباره بحث مميزي بارها گفته‌ام. در يكي از بولتن‌هاي جشنواره فيلم فجر مصاحبه اي دارم با عنوان "سينما يكي از اركان امنيت ملي است" و در قالب آن، به طور مفصل نظر آكادميك و دانشگاهي خودم را نسبت به مقوله اصلاحات فيلم در همه كشورهاي دنيا، در تاريخ سينما و متدهاي اعمال علمي و دقيق آن در سينماي جهان , ارائه داده‌ام. در اين مقاله همچنين به بحث Rating در سينماي دنيا كه يك مميزي كاملا علمي است و در كشور ما هنوز اعمال نمي شود، پرداخته شده است.
وي ادامه داد: من تعجب مي‌كنم چرا كساني تصور مي‌كنند در كشور ما مميزي با شدت بيشتري نسبت به ديگر كشورها اعمال مي‌شود، در صورتي كه شوراي تخصصي اداره نظارت و ارزشيابي شايد يكي از سهل‌گيرانه‌ترين طرق مميزي را كه عمدتا مبتني بر عرف جامعه است، اعمال مي‌كند. اگر در فيلم‌هاي خارج از كشور، يك صحنه تزريق مواد مخدر وجود داشته باشد، آن فيلم درجه R مي‌گيرد و گروه كثيري از مخاطبين بالقوه اين فيلم، ديگر اجازه ديدنش را ندارند يا اگر در فيلمي خشونت يا مسائل ضداخلاقي و برهنگي موجود باشد، مميزي در همه دنيا طبق اصول آكادميك و علمي اعمال مي‌شود و اين يك واقعيت سينماي دنيا است.
وي گفت: يك مميز فيلم در هر كجاي دنيا، دو وظيفه اصلي دارد؛ يك، حفظ حقوق معنوي هنرمند و دو، حفظ حقوق معنوي بيننده. مميز ميان اين دو ايستاده و كارش مثل مسئولان سازمان ملي استاندارد در كشور ما است. چرا كه مميزان و متخصصين سازمان استاندارد هم از باب حفظ حقوق مصرف كننده و به قصد ترويج توليد داخلي، تمام كالاهايي را كه قرار است مورد استفاده مصرف‌كننده قرار گيرد، مميزي مي‌كنند.

* شركت در يك جشنواره بين‌المللي تعهداتي دارد
دبير جشنواره بيست و ششم در بخش ديگري از اين گفت‌وگو اظهار داشت: مسائلي كه مطرح شد از جنبه‌هاي مميزي علمي به شمار مي رود و من از فعاليت همكارانم در اداره نظارت و ارزشيابي اطلاع دارم كه آن ها نيز براساس راي شوراي تخصصي خود، به همين نحوه رفتار مي‌كنند. اما اين كه متكفل اين بحث در جشنواره فيلم فجر، دبيرخانه جشنواره باشد، اصلا اينگونه نيست چون جشنواره فيلم فجر مجال اين كار را ندارد. اصولا بنياد سينمايي فارابي و دبيرخانه جشنواره فجر، شان اجرايي دارد و ما متكفل بحث مميزي نبوده‌ايم كه بخواهيم پاسخگوي اين فرآيند باشيم.
وي افزود: دبيرخانه جشنواره فيلم فجر تا دقيقه آخر تلاش مي‌كند تا فيلم‌هايي را كه فرم شركت در جشنواره فيلم فجر را پر كرده‌اند، به مسابقه سينماي ايران برساند تا مخاطبان فرصت تماشاي اين آثار را از دست ندهند. حال اگر فيلمي به جشنواره نرسد، دو دليل بيشتر ندارد. يا از نظر فني آماده نشده و فيلم كامل نيست كه چند فيلم امسال به اين دليل نرسيدند و ديگر اين كه، به دليل عدم اعمال نكات اصلاحي كه اداره نظارت و ارزشيبابي ارائه داده، (يا فيلمساز محترم چنين اراده‌اي نداشته يا به هر دليل زمان اعمال اين تغييرات را كافي ندانسته) فيلم به دست ما نرسيده است.
شاه‌حسيني گفت: جالب است بدانيد برخي فيلم‌هايي كه امسال به جشنواره نرسيدند اما در بخش مسابقه حضور داشتند، تا روز آخر در جدول نمايش قرار داشتند و ما به صورت روزانه آثار ديگري را جايگزين آن ها مي‌كرديم. يعني به صراحت اعلام نكرديم كه اين آثار به صورت قطعي, به جشنواره نمي‌آيند بلكه در بولتن گفته شد كه تا روز آخر منتظر اين فيلم‌ها خواهيم ماند و مانديم.
وي گفت: امسال هم تعداد كثيري از فيلم‌ها، طبق ضابطه‌اي كه هر جشنواره بين‌المللي دنبال مي‌كند، عمل كردند. يعني هر صاحب فيلمي كه به يك جشنواره بين‌المللي مي‌رود و فرم شركت در آن رويداد را پر مي‌كند، تعهداتي را جهت حضور در آن جشنواره متقبل مي‌شود. امسال هم كساني بودند كه به اين تعهدات در جشنواره فجر عمل كردند، زحمت فراوان كشيدند، فيلم‌هايشان به موقع رسيد و فيلم را در معرض تماشاي مردم گذاشتند.
دبير جشنواره بيست وششم فيلم فجر، ادامه داد: با همه اين اوصاف، اگر به هر دليلي فيلمي به جشنواره نرسيده است، بايد از خود فيلمسازان محترم سئوال شود كه علت آن چه بوده؟ صاحبان فيلم در پاسخ به اين سوال در اولويت قرار دارند.
وي تاكيد كرد: دبيرخانه جشنواره فيلم فجر امسال هيچ فيلمي را مميزي نكرد چون نه وظيفه‌اش اين بود و نه وقت اين كار را داشت و خوشحاليم كه توانستيم با همه اين اوصاف، فيلم‌هاي زيادي را براي مردم خوب كشورمان به‌نمايش درآوريم.

* داوران تخصصي و قدرتمند جشنواره، هيچ دخالتي را از جانب هيچكس نپذيرفتند
مجيد شاه‌حسيني در ادامه، درباره علت‌هاي توفيق داوران اين دوره از جشنواره و نقش نگاه تخصصي در قضاوت آنها، گفت: هيات داوران جشنواره فيلم فجر، در همه لايه‌ها (از داوران بخش هاي مستند, داستاني، فيلم بلند و كوتاه تا سينماي بين‌الملل و مسابقه سينماي ايران) يكي از قوي‌ترين و تخصصي‌ترين هيات‌هاي ادوار مختلف جشنواره بوده‌اند و من اين مساله را ضمن احترام به همه هيات‌هاي داوري پيشين، عرض مي‌كنم. امسال از معدود سال‌هايي بود كه ما چهار كارگردان متخصص و زبده، از چهار نسل فيلمسازي كشور را در مسابقه سينماي ايران داشتيم، همچنين يكي از زبده‌ترين تهيه كنندگان سينماي ايران و يكي از تواناترين منتقدين را در اختيار داشتيم و تيم خيلي خوبي را در هيات داوران گرد هم آورده بوديم كه نتايج داوري آن ها در مراسم اختتاميه مورد رضايت مخاطبان قرار گرفت.
وي افزود: البته چنين بدنه تخصصي و قدرتمندي، هيچ دخالتي را از جانب هيچكس نمي‌پذيرد و به همين دليل ،‌ نه وزير محترم ارشاد، نه معاونت محترم سينمايي و نه دبير جشنواره فيلم فجر، نه مي‌خواستند و نه مي‌توانستند در راي هيات داوران دخالتي داشته باشند.
شاه‌حسيني ادامه داد: اتفاقا داوري جشنواره امسال نشان داد كه اگر در داوري بحث‌هاي تخصصي مبتني بر مباحث تخصصي و اصول زيبا شناختي سينمايي صورت بگيرد، به نوعي حق به حق‌دار خواهد رسيد. البته در سال‌هاي قبل هم تا حد زيادي چنين تلاشي صورت گرفته بود.

* وجود منتقدان بركت جشنواره فيلم فجر است
وي درباره برخي انتقادها از داوري جشنواره اخير، گفت: امسال با توجه به حجم فيلم‌هاي رسيده، انتخاب و داوري فيلم‌ها، حساس‌تر شده بود چرا كه از بين ۱۰۵ اثر داوطلب حضور در بخش مسابقه سينماي ايران، بايد ۲۴اثر برگزيده شوند و تعدادي هم به بخش فيلم اولي‌ها و ساير قسمت هاي غير رقابتي بروند. حال از بين اين‌ها، مگر چند فيلم نامزد سيمرغ مي‌شوند؟ نهايتا مگر چند سيمرغ به آثار برگزيده‌, تعلق مي‌گيرد؟ فقط ۱۶ سيمرغ! طبعا جشنواره مي‌تواند به تعداد آثار شايسته‌اي كه واجد ويژگي‌هايي بودند ولي سيمرغ به آن ها تعلق نگرفته، منتقداني داشته باشد كه وجود اين منتقدين، نيز بركت جشنواره است نه نقطه ضعف آن. منتقداني كه جشنواره فجر را دوست داشته و دريافت سيمرغ براي آن ها مهم بوده است ، آن هم نه وجه مادي جايزه سيمرغ بلورين، بلكه آن ها دوست داشتند كه آثارشان در اين ارزيابي هنري بيشتر ديده شود.
شاه‌حسيني ادامه داد: توصيه‌ من اين است كه جامعه سينمايي كشور، بهتر است علمي بودن داوري جشنواره فيلم فجر را حداقل در اين دوره، به رسميت بشناسد و تنها راه تعالي ما نيز احترام به آراي داوران است. چنانچه در مسابقات ورزشي هم ورزشكاران ما فهميده‌اند كه بايد به راي داور احترام بگذارند تا موفق شوند. حال در جشنواره فيلم فجر , ما با يك هيات داوري از بهترين متخصصين سينماي كشور سرو كار داريم كه اتفاقا از نظر نوع‌نگاه اجتماعي، فرهنگي و سياسي، هنرمنداني كاملا آزاد , متفاوت و با انديشه هاي متنوع هستند. وقتي اين هيات متخصص گرد هم مي آيند، تنها نقطه اشتراك‌ آن ها تخصص سينمايي ايشان است. در حقيقت، اين زبان ‌سينمايي، زبان مشتركي است كه هيات داوران با آن تكلم مي‌كند.
وي افزود: امسال داوران جشنواره بيست و ششم با سطح برجسته علمي و تخصصي خود، موفق شدند در نهايت بي طرفي، انصاف و عدالت، آرايي را ارايه دهند كه هر انسان‌ منصفي مي‌تواند به دقيق بودن آن ها پي‌برد.

* اميدواريم در سال بعد بتوانيم از شرمندگي سيمرغ بخش اقتباسي درآييم
دبير جشنواره بيست وششم، در بخش ديگري از سخنان خود،‌ درباره عدم اهداي دوباره سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه اقتباسي كه در مقررات جشنواره به آن اشاره شده، اظهار داشت: سياست بنياد سينمايي فارابي اين بوده كه با تشكيل يك شوراي اقتباس زمينه تقويت سينماي اقتباسي را فراهم كند، چون معتقديم هيچ كشوري در دنيا بدون پشتوانه ادبياتي، صاحب سينمايي برجسته و جهاني نمي‌شود.
وي تصريح كرد: البته ادبيات نمايشي ما هنوز به آن بن‌مايه هاي دراماتيك نرسيده كه بتواند اساس شكل گيري يك سينماي مستقل باشد. ولي در همين حد، نيز مي‌تواند قابل استفاده باشد، ضمن اين كه ما ادبيات نمايشي دنيا را پيش رو داريم كه مي‌توانيم با بازنويسي برخي از داستان ها , زمينه بومي كردن آن ها را فراهم كنيم، همچنين بايد از اساطير كهن سرزمين خود بهره بيشتري گيريم.
مديرعامل بنياد سينمايي فارابي، گفت: در مجموع اهداي سيمرغ بهترين فيلمنامه اقتباسي، كار سختي است و عدم اهداي اين جايزه در دو سال اخير , به نوعي نشان دهنده دغدغه‌هاي موجود است . البته امسال هم آثاري داشتيم كه در عنوان بندي آن ها به اقتباس از آثار ادبي اشاره شده بود, اما بر اساس نظر تخصصي هيات داوران، اين آثار در حدي نبودند كه برنده سيمرغ بهترين فيلمنامه اقتباسي باشند و اميدواريم كه در سال بعد بتوانيم از شرمندگي اين سيمرغ هم درآييم!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خواب‌آورترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شد
فیلم برنده اسکار "گمشده در ترجمه" ساخته سوفیا کوپولا در نظرسنجی از بیش از ۲۰۰۰ مرد و زن بریتانیایی به عنوان خسته‌کننده‌ترین و خواب‌آورترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شد.

 آنانووا اعلام کرد "گمشده در ترجمه" با بازی بیل موری و اسکارلت جوهانسن در این نظرسنجی با ۲۳ درصد بیشترین آراء را از آن خود کرده و به عنوان فیلمی که با بیشترین احتمال بیننده خود را به خواب می‌برد، انتخاب شده است.



بیل موری در صحنه‌ای از فیلم "گمشده در ترجمه"

این فیلم داستان یک بازیگر آمریکایی شناخته شده است که در برابر دریافت دستمزدی هنگفت می‌پذیرد در آگهی تبلیغاتی یک شرکت ژاپنی بازی کند. او در ژاپن با زنی تنها آشنا می‌شود و میان این دو پیوندی دور از ذهن شکل می‌گیرد. کوپولا سال ۲۰۰۴ برای "گمشده در ترجمه" برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شد.

رده دوم فهرست ملال‌آورترین فیلم‌های تاریخ با ۱۸ درصد آراء از آن "جنگ‌های ستاره‌ای: اپیزود یک ـ تهدید شبح" جرج لوکاس شد که اولین فیلم سه‌گانه جدید مجموعه موفق "جنگ‌های ستاره‌ای" بود. این نظرسنجی را "سایلنت‌نایت" بزرگترین تولیدکننده تخت خواب در بریتانیا انجام داده است.

استیون سیمپسن مدیر این کمپانی گفت: "از حضور بسیاری از فیلم‌های شناخته شده و برنده جایزه در این فهرست شگفتزده شدیم. تردیدی نیست که این نظرسنجی بحث میان طرفداران سینما را در پی دارد." فهرست ۱۰ فیلم خسته‌کننده سینما به شرح زیر است:

"گمشده در ترجمه" با ۲۳ درصد، "تهدید شبح" با ۱۸ درصد، "درخشش ابدی یک ذهن پاک" (میشل گوندری، ۲۰۰۴) با ۱۴ درصد، "آسمان وانیلی" (کامرون کرو، ۲۰۰۱) با ۱۳ درصد، "یک ذهن زیبا" (ران هوارد، ۲۰۰۱) با ۱۰ درصد، "بقایای روز" (جیمز آیوری، ۱۹۹۳)با هشت درصد، "کوکب سیاه" (برایان دی پالما، ۲۰۰۶) با هفت درصد، "رمز داوینچی" (ران هوارد، ۲۰۰۶) با چهار درصد و "بیمار انگلیسی" (آنتونی مینگلا، ۱۹۹۶) با سه درصد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 استالونه دنباله "صخره‌نورد" را می‌سازد
سیلوستر استالونه در ادامه حضور مجدد در نقش‌های قدیمی این بار در فیلمی به نام "سد" نقش خود را در فیلم موفق "صخره‌نورد" ساخته رنی هارلین تکرار می‌کند.

 شینهوا اعلام کرد بازیگر و فیلمساز ۶۱ساله آمریکایی برای حضور مجدد در نقش شخصیت گیب واکر با مسئولان استودیو فیلمسازی سونی در حال مذاکره است.



پوستر فیلم "صخره‌نورد"

فیلم حادثه‌ای "صخره‌نورد" با بازی استالونه، جان لیتگو و مایکل روکر سال ۱۹۹۳ با بودجه‌ای در حدود ۷۰ میلیون دلار ساخته شد و در سطح جهانی بیش از ۲۵۰ میلیون دلار فروخت. استالونه در این فیلم نقش یکی از اعضاء گروه نجات کوهنوردان را بازی می‌کند که با یک گروه تبهکار که هواپیمایی حامل میلیون دلار پول را دزدیده‌اند درگیر می‌شود.

فیلم حادثه‌ای "صخره‌نورد" با استقبال گسترده منتقدان نیز رو به رو شد و موفقیت آن نقشی مهم در احیاء موقعیت کاری استالونه داشت، با این حال فیلم نامزد دریافت جایزه تمشک طلایی بدترین فیلم شد. ضمن اینکه نام آن به عنوان پرهزینه‌ترین صحنه بدلکاری در هوا در کتاب رکوردهای گینس ثبت است. سایمن کرین بدلکار برای عبور بین دو هواپیما در ارتفاع ۱۵ هزار پایی، یک میلیون دلار دستمزد گرفت.

استالونه سال ۲۰۰۷"راکی بالبوا" ششمین فیلم مجموعه "راکی" را ساخت که به لحاظ تجاری به موفقیت زیادی دست یافت. فیلم در داخل آمریکا ۸۰ میلیون دلار و در سطح بین‌المللی ۱۵۰ میلیون دلار فروخت. او در حال حاضر "رمبو" چهارمین فیلم مجموعه "رمبو" را روی پرده دارد. بازسازی فیلم موفق "آروزی مرگ" با بازی چارلز برانسن از دیگر پروژه‌های استالونه است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ساز ناکوک بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر
مرور فیلم‌های بخش مسابقه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر تفاوت سطح فاحش مضمون و مولفه‌های سینمای حرفه‌ای را در بین آنها برجسته می‌کند؛ فیلم‌هایی که چون سازی ناکوک فهرست نهایی آثار بخش سودای سیمرغ را ناهماهنگ کرده است.

 مروری کوتاه بر فیلم های ایرانی شرکت کننده در بخش سودای سیمرغ: مسابقه سینمای ایران در چنین روزهایی که جشنواره فیلم فجر رونق خود را از دست داده، می تواند تحلیل های کاربردی تری را در پی داشته باشد.

از ۲۳ فیلم معرفی شده این بخش برای رقابت نهایی جز "خاک آشنا" بهمن فرمان‌آرا، همه آثار به نمایش درآمدند. نکته جالب اینکه از پنج فیلم ذخیره معرفی شده با توجه به تکمیل این فهرست هیچکدام مورد داوری قرار نگرفت و فقط در بخش فیلم‌های اول و خارج از مسابقه به نمایش درآمدند. البته از میان فیلم‌های ذخیره "هر شب تنهایی" رسول صدرعاملی و "قرنطینه" منوچهر هادی به نمایش خود نرسیدند.

نکته ای دیگر درباره این فهرست که پس از دیده شدن آثار پررنگ شده و خودنمایی می کند، تفاوت سطح فاحش از نظر مضمون و همینطور مولفه‌های سینمای حرفه ای در بین فیلم های این بخش است. این تفاوت سطح هم در بین آثار فیلمسازان باتجربه به چشم می خورد و هم در مقام قیاس با فیلم های اولی که به بخش مسابقه راه پیدا کرده اند.



به همین سادگی

حضور فیلم های ضعیف چون "احضارشدگان"، "محیا" و ... در بین آثار فیلمسازان باتجربه و فیلم اولی‌هایی مثل "ستایش" در این فهرست سئوال برانگیز است. علاوه بر اینکه جای خالی فیلم اولی‌هایی چون "تنها دو بار زندگی می‌کنیم" و فیلم های بخش مهمان مانند "همخانه" در این فهرست به شدت حس می‌شود. آثاری که شاید می‌توانستند حداقل در فهرست نامزدهای رشته های مختلف لحاظ شوند.

"آتش سبز" دومین فیلم مستندساز قدیمی محمدرضا اصلانی است. او که "شطرنج باد" را سال ۵۵ ساخته بود، پس از آن به مستندسازی روی آورد و در عین حال فیلمنامه "صبح روز چهارم"، "تنگنا" و "باغ سنگی" را هم نوشت. "آتش سبز" بر اساس افسانه کهن "سنگ صبور" نوشته شده و یکی از بحث برانگیزترین فیلم های جشنواره بود که البته توانست لوح سپاس و پلاک طلایی سیمرغ از نگاه ملی را در بخش سودای سیمرغ: مسابقه سینمای ایران به خود اختصاص دهد.

فیلم با وجود وامدار بودن به ادبیات و افسانه های کهن، فیلمنامه ای محکم و قابل بحث ندارد و بیش از هر چیز مدیون حضور بازیگران برجسته و البته تصویرسازی است که به عکس پهلو می زند. قصه فیلم در بخشی اعظم مبهم است و چینش و نوع روابط به واسطه چند پاره بودن روایت های هفت گانه فیلم، نامشخص. فیلمی که برجسته ترین ویژگی آن پرداختن به فرهنگ و گذشته ایران باستان است که البته نمی تواند جوابگوی یک فیلم سینمایی با زمانی بیش از تایم متعارف باشد.

"آن مرد آمد" دومین فیلم حمید بهمنی پس از "آخرین نبرد" است که سال۷۶ ساخته شد که هر دو در ژانر دفاع مقدس قرار می گیرند. فیلم بر اساس طرح اولیه ای از بهمنی، به قلم شادمهر راستین ثبت شده و کارگردان این فیلم وقفه برای ساخت را مرهون دولت قبل می داند.

فیلم با نمایش در آخرین روز جشنواره یعنی دوشنبه ۲۲ بهمن (همزمان با اختتامیه جشنواره)، فرصت دیده شدن از سوی اصحاب رسانه را از دست داد. هر چند گفته می شود به درخواست کارگردان فیلم در این سانس به نمایش درآمده و البته در داوری بخش های مختلف هم کاندیدایی از آن حضور نداشت.

"آواز گنجشک‌ها" هفتمین فیلم سینمایی مجید مجیدی است. فیلمساز / بازیگری که با "بدوک" و "پدر" خوش درخشید و با "بچه‌های آسمان" و "رنگ خدا" مرزهای جهانی را پیمود و توانست چهره‌ای جدید از سینمای ایران به جهان معرفی کند. "بچه‌های آسمان" تنها فیلم ایرانی بود که به فهرست پنج فیلم نامزد اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان هم راه پیدا کرد.

فیلم با روایت داستانی ساده و البته کم کنش، می تواند دنیای خانواده محوری را که حاشیه نشین هستند به نحوی باورپذیر خلق کند. "آواز گنجشک ها" به نوعی پیوند مناسب مفهوم و استعاره با زبان سینما در کارنامه مجیدی است. فیلمی که می تواند در فضایی رئال، مولفه های فیلمسازی، روایی و ... را تکامل بخشد و در عین حال مخاطب را با خود همراه کند.

فیلم در پنجاه و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم برلین مورد توجه قرار گرفت و موفق به کسب خرس نقره ای بهترین بازیگر مرد برای رضا ناجی شد. بازیگری که در بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر هم نامزد شد ولی سیمرغ به امین حیایی برای فیلم "شب" تعلق گرفت!

"احضارشدگان" ششمین ساخته بلند سینمایی معیریان، در ژانر وحشت تولید شده است. معیریان فیلمهای سینمایی "تیک آف"، "کما"، "شارلاتان"، "چپ دست" و "آنکه دریا می رود" را در کارنامه دارد و در دومین جشنواره سراسری فیلم پلیس عنوان بهترین فیلم بخش مسابقه را به خود اختصاص داد.

فیلمی که همانطور که از آن برمی آمد خارج از روند فیلمسازی معیریان نبود و نشانه ای از تئوری های بلندبالایی که وی در دانشگاه تدریس می کند، نداشت. فیلمی که به جهت پرداخت انجام شده به جای وحشت و ترس آفرینی، در سکانس هایی کمدی بود و حضورش در بخش مسابقه سینمای ایران سئوال برانگیز!

"استشهادی برای خدا" ششمین فیلم بلند سینمایی علیرضا امینی پس از "نامه باد"، "کنار رودخانه"، "دانه های ریز برف"، "زمان می ایستد" و "فقط چشمهاتو ببند" است. فیلمی که قبل از آغاز جشنواره حرف های بسیاری درباره آن مطرح شد که همگی گویای متفاوت شدن آن در کارنامه مهجور امینی بود.

امینی در این فیلم می تواند پیوندی مناسب بین مهارتهای تکنیکی و روایی ایجاد کند و سوژه ای جذاب را محور کار قرار دهد. تسلط بر فیلمنامه ای به نسبت محکم، بازی های درخشان بازیگران در نقش های مکمل و اول و ... برخی از ویژگی هایی هستند که "استشهادی ..." را از فیلم های قبلی و به نمایش درنیامده امینی متمایز کرده و مورد توجه مخاطب و هیئت داوران هم قرار گرفتند.

انتخاب محسن طنابنده به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل بخش مسابقه سینمای ایران و انتخاب فیلم به عنوان اثر برگزیده جوایز بخش بین‌الادیان و چند نامزدی مجموعه موفقیت های "استشهادی برای خدا" در بیست و ششمین جشنواره فیلم هستند. فیلمی که به نوعی توانست امینی را دوباره احیا کند.

"انعکاس" چهارمین فیلم رضا کریمی پس از "عشق + 2"، "هزاران زن مثل من" و "تب" است. او که تجربه دستیاری کارگردانی دارد، فیلمنامه اغلب کارهایش را به نگارش درآورده اما فیلمنامه این کار را محمدهادی کریمی نوشته است. فیلم از حضور بازیگران چهره سینمای ایران بهره می برد و مثلث عشقی را بدل به چندضلعی غریب می کند که خروج از کلاف سردرگم آن فیلمساز را هم دچار مخاطره کرده است.

کریمی در "تب" هم دچار مشکل داستانگویی بود. فیلم های او خوب آغاز می شوند، چینش اولیه جذاب و کنجکاوی برانگیز است ولی در ادامه تفریط او در دادن اطلاعات، مخاطب را دچار سردرگمی می کند و در نهایت روابط تو در توی فیلم تنها با یک تمهید معنوی باز می شوند. هر چند چنین رویکردی آنقدر از جنس آدمهای قصه دور است که نمی تواند به عمق وارد شود و در سطح یک تمهید کارکردی برای نمایشی بی ضرر از خیانت چند زوج باقی می ماند.



در میان ابرها

"باد در علفزار می‌پیچد" نهمین فیلم خسرو معصومی و تکمیل کننده سه گانه اوست. "رسم عاشق کشی" و "جایی در دورست" دو فیلم اول این سه گانه هستند که با مولفه های عشق و قاچاق چوب و طبیعت بکر شمال، بدل به آثاری شدند که همگان سینمای معصومی را با این شاخصه ها شناختند و دوست داشتند.

فیلم با توجه به این مولفه ها، چینشی آشنا دارد و ورود شخصیت خیاط و شاگردش به قصه همانند "جایی در ..." طراحی شده است. تمهید ورود دو غریبه به روستا برای انجام کاری در ارتباط با ازدواج که زمینه ای برای رویارویی دو عاشق می شود. اما مشکل فیلم از جایی ناشی می شود که در ادامه و بسط این رابطه و موانعی که این عشق تازه یافته را تهدید می کند، دچار سردرگمی شده و به همین جهت دست به طراحی کنش و واکنش و ماجراهایی زده که تنها برای رسیدن به پایان محتوم فیلم و زندانی شدن شوکا در تنه درخت است.

"به همین سادگی" پنجمین ساخته سیدرضا میرکریمی است که آثاری شاخص چون "زیر نور ماه" و "خیلی دور، خیلی نزدیک" را در پرونده دارد. فیلم به جهت ورود نگاهی جزئی نگرانه به حضور زن سنتی در اجتماع، جایگاهی ویژه در پرونده میرکریمی دارد که بخش اعظم این امتیاز از حضور شادمهر راستین فیلمنامه نویس مشترک کار است.

"به همین سادگی" با کمترین بهره از اصول آشنای درام پردازی، یک روز به ظاهر آرام زنی خانه دار را بزرگنمایی کند. ذره بینی که به مخاطب لایه های پنهان و درونی روزمره این زن را برجسته می کند، بدون آنکه وی را مجبور به توضیح درونیاتش کند. در واقع پاسخی محض برای غم فروخورده طاهره و سکوت و سکون او وجود ندارد و همین وجه است که می تواند درد درون او را در اشکی که به سرعت پاک می شود، به معرض نمایش بگذارد.

فیلمنامه "به همین سادگی" در بخش مسابقه سینمای آسیا و سینمای ایران، سیمرغ بلورین را به خود اختصاص داد، در کنار انتخاب به عنوان بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول زن در بخش مسابقه سینمای ایران و بهترین کارگردانی بخش مسابقه سینمای آسیا. اکران نوروزی این فیلم در سینماها هم قطعی شده است.

"پرچم‌های قلعه کاوه" چهارمین فیلم بلند سینمایی محمد نوریزاد پس از "همه با هم"، "انتظار" و "شاهزاده ایرانی" است. در این فیلم یکی از مقاطع حمله مغول‌ها به ایران به تصویر کشیده شده و داستان شخصی به نام کاوه محوریت پیدا می کند که در قلعه خود در نزدیکی مرزهای خراسان به همراه پنج فرزندش در برابر مغول‌ها مقاومت می‌کند. فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه را به خود اختصاص داد.

"تولدی دیگر" ششمین فیلم سینمایی عباس رافعی پس از "راز مینا"، "پروانه ای در باد"، "آیه های زمینی"، "راه طی شده" و "آفتاب بر همه یکسان می تابد" است. فیلم درباره ملوانی جوان به نام زهیر که برای یافتن کار همسرش را در لبنان رها می کند و زمانی که می شنود در جنوب لبنان جنگ شده، به کشورش بازمی گردد. پروژه "تولدی دیگر" نخستین همکاری مشترک بخش خصوصی فیلمسازی ایران و لبنان محسوب می شود. سرمایه گذاری فیلم را شبکه الکوثر انجام داده و تهیه کننده عباس رافعی است.

"جعبه موسیقی" چهارمین فیلم سینمایی فرزاد موتمن پس از "هفت پرده"، "شب‌های روشن" و "باج‌خور" است. کارگردانی تجربه گرا که در هر فیلم، گونه سینمایی خاص را مورد توجه قرار داده و "جعبه موسیقی" حاصل تجربه او در حیطه فیلم های معنوی و معناگراست.

حضور فرشته مرگ که تنها آدمهای نزدیک به مقطع مرگ قادر به دیدن او هستند، تمهیدی کهنه است که فیلم با محوریت آن آغاز می شود و سرانجام کار قابل پیش بینی است. به این ترتیب به نظر می آید بخش میانی و عرض قصه اهمیتی خاص داشته که باعث تجربه یک کار تکراری شده است. اما عرض مسیر هم با حجمی از قصه و شخصیت های فرعی پر شده که به زحمت می توان آنها را در کنار هم پیوند داد. بعلاوه این نکته که به نظر می آید ریتم و جذابیت، مواردی هستند که موتمن در تجربه جدید خود از یاد برده است. فیلم توانست جایزه ویژه بخش بین الادیان در مسابقه بین الملل را به خود اختصاص دهد.

"خواب زمستانی" دهمین فیلم سینمایی سیامک شایقی پس از آثاری چون "در کمال خونسردی" ،"مادرم گیسو"، "شراره"، "باغ فردوس پنج بعداز ظهر" و ... است. فیلمی زنانه درباره زندگی سه خواهر است که با هم زندگی می کنند و درگیر مشکلاتی می شوند. شایقی نام این فیلم را از شعر نیما یوشیج به همین نام انتخاب کرده و آن را برداشتی آزاد از این شعر می داند.

فیلم اولین بخش از سه گانه شایقی است که به نظر می آید زنانه بودن را از حضور سه شخصیت اصلی خود وام گرفته والا در ادامه کمتر به دغدغه ها و دلمشغولی خاص زنان سر و کار دارد. یک خواهر فلج که با مشکلات معلولیت خود دست و پنجه می کند که صرفاً زنانه نیست، یک خواهر حسابدار که در محل کارش چند خواستگار دارد و با این مشکلات عام درگیر است و خواهر سر به هوای سوم که عشق بازیگری دارد و با پسر نجار محل تیک می زند.

این همه دلمشغولی های زنانه در فیلم است که البته برای برجسته شدن آن همه مردان حاضر در فیلم کاراکتری منفعل، سست عنصر، عاشق و ... دارند تا لابد سنگینی حضور زنان به واسطه انفعال آنها برجسته تر شود. فیلم حتی نمی تواند از رابطه این سه خواهر در خانه، تصویری گرم، ملموس و جذاب ارائه دهد و بر جزئیاتی تکیه کرده که ساز خاص خود را می زنند و ناکارآمد هستند.

"شب" ساخته رسول صدرعاملی، قسمت‌ اول "شهری که دوستش می‌دارم" است. صدرعاملی که سه‌گانه "دختری با کفش‌های کتانی"، "من ترانه 15 سال دارم" و "دیشب باباتو دیدم آیدا" را در کارنامه دارد با این فیلم به دغدغه های معنوی و مذهبی خود بخصوص در ارتباط با کرامات امام رضا (ع) برای زائران حرمش می پردازد.

"شب" هر چند توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای امین حیایی به ارمغان بیاورد، ولی از فیلمنامه تا کارگردانی و بازی های آن مورد انتقاد قرار گرفت. فیلمی که از ظرافت نگاه صدرعاملی و فیلمنامه نویسش کامبوزیا پرتوی نشانی نداشت و با رکودی عجیب، از تأثیرگذاری عاجز بود.

فیلمی که نگاهی تخت به آدم هایش دارد و حتی آنها را برای جای گرفتن در ذهن مخاطب به درستی معرفی نمی کند و تنها از حضور بازیگران برجسته در سه نقش اصلی بهره برده که تکیه بر این وجه هم نتوانسته امتیازی برای فیلم بیاورد. وقتی آدمهای یک فیلم در لانگ شات مخاطب قرار می گیرند چطور می توان انتظار داشت، نگرانی، دلمشغولی و تغییر و تحول آنها برای مخاطب مهم جلوه کند؟

"فرزند خاک" با نام قبلی "تلخ عین عسل" سومین تجربه کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر پس از فیلم‌های "نیمه گمشده" و "نبات داغ" است. فیلم با فیلمنامه ای از محمدرضا گوهری امتیاز اولیه و تأثیرگذاری خود را از سوژه ای داغ که به نوعی تابوشکنی از یادگارهای دفاع مقدس است، وام می گیرد.



کنعان

فیلم "فرزند خاک" توانست در بخش مسابقه سینمای ایران سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای مهتاب نصیرپور، جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی و در بخش مسابقه بین الملل بهترین فیلمنامه بخش مسابقه سینمای معناگرا و لوح تقدیر راه انبیا از بخش بین الادیان را به خود اختصاص دهد.

"کنعان" سومین فیلم سینمایی مانی حقیقی پس از "آبادان" و "کارگردان مشغول کارند" در مقام کارگردانی است. فیلمسازی که تجربه نگارش فیلمنامه "چهارشنبه‌سوری" را با همکاری اصغر فرهادی در کارنامه دارد. فیلمی که به زندگی بحران زده یک زوج در آستانه جدایی می پردازد که ورود دو شخصیت جدید این بحران را تشدید می کند.

"کنعان" هر چند مطابق با انتظاراتی که از آن می رفت، مورد توجه قرار نگرفت ولی تجربه ای خاص در حیطه نگارش و کارگردانی است. هر چند ابهام بخشی از ساختار مضمونی و روایی فیلم است، اما تجربه انجام شده در قصه تا حد زیادی ناموفق می ماند. این درست که پاسخ محض ندادن، ذهن مخاطب را برای انتخاب هایی به گستردگی همه امکان های موجود باز می گذارد ولی این نکته را نمی توان فراموش کرد که درام با این حداقل ها پیش نمی رود.

مانی حقیقی در کارگردانی فیلم هم تجربه ای خاص داشته و با تکیه بر نماهای درشت و کلوزآپ، به گونه ای نمادین قصد نزدیک کردن مخاطب به پس ذهن قهرمانان خود را دارد که یکدستی این ساختار در کلیت کار می تواند مورد توجه قرار بگیرد. بخصوص در فیلمی که با همین پس ذهن شخصیت های اصلی خود و البته پس ذهن فیلمساز و نویسنده اش و ... پس ذهن مخاطب کار دارد.

فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران برای بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن مکمل نامزد شده که هیچکدام را به دست نیاورد. موسیقی خاص کریستف رضاعی هم به کلی نادیده گرفته شد تا "کنعان" تنها به دیپلم افتخار جایزه مردمی در بخش بین الملل اکتفا کرده و از ناکامان بزرگ جشنواره بیست و ششم محسوب شود.

"محیا" سومین ساخته خواجویی پس از "خانه ابری" و "سیرک بزرگ"، ملودرامی عاشقانه است. وی علاوه بر کارگردانی این فیلم نویسنده فیلمنامه و تهیه‌کننده آن نیز هست. فیلم قصه آشنای عشق دو جوان است که این بار قرار است تعلق دختر به خانواده ای غسال، به بازخوانی جدید از آن بینجامد.

اما از همان ابتدا با انتخاب بازیگران و حتی زوج های کلیشه ای و آشنا، احتمال نگاه جدید به این رابطه عاشقانه به بن بست می انجامد. زوج آشنای شهاب حسینی و الهام حمیدی بخصوص پس از فیلم "بچه های ابدی" قرار است مخاطب را با خود همراه کنند. اما پرداخت قصه، شخصیت ها و ... به قدری کلیشه ای و برآمده از پیشینه ذهنی مخاطب است که راه به جایی نمی برد.

فیلم در بخش میانی هم ساز ناکوک می نوازد و برای از بین رفتن ترس پزشک جوان از مرده و انجام شرط دختر برای ازدواج (شستن هفت مرده)، وارد محیط روستا، حرف های به اصطلاح فلسفی درباره نزدیکی مرگ و زندگی و ... می شود که اصلاً محلی از اعراب ندارد. بخصوص که پایان زودهنگام فیلم هم با نشان دادن ارواح دو جوان قصد ایجاد تعلیقی ناکارآمد برای مخاطب دارد که به یک شوخی می ماند.

"هامون و دریا" پنجمین فیلم سینمایی ابراهیم فروزش، فیلمساز نام آشنای آثار کودک کانونی است. "کلید"، "خمره"، "مرد کوچک" و "بچه های نفت" فیلم های وی هستند که توانسته اند وجهه جهانی هم برای فروزش کسب کنند. داستان فیلم اقتباسی است از کتاب "هامون و دریا" عباس جهانگیریان درباره نوجوانی دوتارنواز به نام هامون است که همراه مادربزرگش که دختر عمویش، دریا عشقی فرازمینی پیدا می کند و در این راه دچار مخاطراتی می شود.

فیلم از وجه پرداختن به موسیقی نواحی مناطق خراسان اثری قابل تأمل است ولی روایت و داستان پردازی دچار مشکلاتی است. فیلم در بخش میانی خطوط فرعی را وارد روند داستانی می کند که کمیتی خاص را به خود اختصاص می دهند ولی در ادامه کارکردی ندارند. در واقع اگر آزمون عشق هامون در سفر کویری را خط اصلی داستان در نظر بگیریم، قصه دیر آغاز می شود و نمی تواند اوج و فرود خود را از مایه های اصلی داستان به دست آورد.

"همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی پس از آثاری نمونه‌وار چون "لیلی با من است"، "مارمولک"، "گاهی به آسمان نگاه کن" و فیلم‌هایی سفارشی مانند "فرش باد"، "یک تکه نان" و ... است. تبریزی کارگردانی است که هر گاه به خواست خود سراغ مضامین حساس و جسورانه با چاشنی کمدی و طنز رفته، فیلمی موفق در کارنامه خود ثبت کرده است.

"همیشه ..." بر اساس داستان‌های کوتاه کتابی به همین نام از سیدمهدی شجاعی توسط رضا مقصودی و نغمه ثمینی نوشته شده است. فیلمی که با نگاهی خاص به کمدی فانتزی می کوشد مایه های انتقادی و شعاری خود را تعمیق بخشد و بیانیه صادر نکند. فیلم بیش از همه به "گاهی به ..." پهلو می زند و مجموعه ای از کاراکترها و خطوط فرعی متعدد را در خود جای می دهد که البته این تجربه گرایی تبریزی هنوز به بار ننشسته و جای کار دارد. اما همینکه تبریزی نمی خواهد بر مسیر آشنا و تضمین شده کمدی های موفق خود حرکت کند، می توان فیلم را گامی جسورانه در کارنامه او تلقی کرد.

"دیوار" محمدعلی طالبی هم از آثاری بود که در لحظات پایانی به فهرست فیلم های بخش مسابقه وارد شد البته با وساطت مجیدی و میرکریمی. فیلمی درباره مرارت های یک دختر موتورسوار که تنها نقطه امتیاز آن حضور گلشیفته فراهانی در همه صحنه های موتورسواری است. والا فیلم از جهت پرداخت، نگاهی آسیب شناسنانه که از طالبی سراغ داشتیم و ... بیش از آنکه در راستای فیلم های کودک و نوجوان او بگنجد، به فیلم ورزشی "خط پایان" نزدیک است. فیلم سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری را از بخش مسابقه سینمای ایران به خود اختصاص داد.

در فیلم های بخش مسابقه سینمای ایران چهار فیلم اولی هم حضور داشتند که می توان آنها را مورد ارزیابی خاص بخصوص با توجه به آثاری که از ورود به این فهرست بازمانده اند، قرار داد.

"حس پنهان" نخستین ساخته مصطفی رزاق کریمی است که سابقه ساخت فیلم کوتاه و مستند دارد. فیلمی که می کوشد از کلیشه مثلث عشقی تعریفی جدید ارائه دهد ولی در همان آغاز راه باز می ماند. طراحی مشاغلی خاص چون روانپزشکی و مدیر شرکت تبلیغاتی به شخصیت های اصلی زن و مرد و در عین حال حاکمیت فضای یک بیمار روانپریش بر کلیت فیلم، تلاش های نویسنده و فیلمساز برای نو کردن کلیشه ها هستند.

اما اینها فقط تعاریف اولیه هستند و در ادامه کاربردی در عمق روابط جاری ندارند. ارائه تعریفی عام از گرایش مرد به زن دوم، تصویری آشنا از مطب پزشک روانکاو، ... و لحن و پرداختی که در کلیت فیلم یکدست نیست و در لحظاتی رمزآلود و معمایی و در لحظاتی خانوادگی است، مانع از عمیق شدن فیلم می شود. حضور بازیگران مطرح سینمای ایران هم نتوانسته امتیازی خاص به فیلم ببخشد.



آواز گنجشک ها

"در میان ابرها" نخستین فیلم سیدروح الله حجازی با پسزمینه دفاع مقدس است. فیلمنامه را محمدرضا گوهری نوشته که درباره  شکل گیری رابطه یک زن عراقی و مرد ایرانی است. داستان فیلم در زمان جنگ دوم آمریکا و عراق می گذرد که فضایی خاص را در فیلم ترسیم می کند. فیلم موفق شد سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول را از بخش مسابقه سینمای ایران به دست آورد که از سوی برخی به ارجاعات آن به فیلم خارجی "مالنا" اشاره شد.

"ستایش" اولین ساخته محمدرضا رحمانی است. فیلم با پسزمینه دفاع مقدس، داستان آشنای کشف هویت است که بیش از همه به فیلم "کیمیا" احمدرضا درویش ارجاع می دهد. اما این بار ماجرا از نقطه نظر دختری که تازه می فهمد به پدر و مادری عراقی تعلق دارد، روایت می شود.

فیلم علاوه بر اینکه از نقطه نظر ستایش موقعیت او را ترسیم می کند، در اندک لحظه های حسی فیلم که باید مخاطب با تنهایی و سکوت کاراکترها همذات پنداری کند متوسل به نریشن شده که در مجموع کار را بدل به اثری پرگو کرده و از برقرار کردن ارتباط حسی با مخاطب خود عاجز. بعلاوه اینکه حضوری نه چندان گرم از بازیگری جوان است که در "دیشب باباتو دیدم آیدا" و "تقاطع" خوش درخشید، خاطره اسدی.

"سهم گمشده" نخستین فیلم حسن نجفی، محصول مشترک سازمان توسعه سینمایی سوره حوزه هنری و شبکه جهانی سحر است با بازیگرانی از کشور آذربایجان. فیلم روایتگر داستان پسربچه‌ای آذربایجانی است که والدینش پس از اظهار ناامیدی از مداوای بیماری لاعلاج وی، تصمیم می‌گیرند فرزندشان را برای شفا گرفتن به امامزاده‌ای در ایران بیاورند. فیلمی که با نمایش در سانس نامناسب فرصت دیده شدن بهتر را از دست داد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 عليرضا داودنژاد:شنيدن اين خبر چه احساسي را در شما برمي‌انگيزد ؟
داريوش مهرجويي را بسياري از ما مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه فيلم‌سازي پيشگام و اثرگذار و تعيين‌كننده در شكل‌گيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشه‌هاي وارداتي پرپر مي‌زد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به‌ندرت فرصت مي‌يافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.

عليرضا داودنژاد در ادامه‌ي يادداشتهايش پيرامون شگردشناسي دشمنان سينماي ايران، همزمان با عرضه‌ي نسخه‌ي قاچاق "سنتوري آورده است:« آيا سينماي ايران دشمن دارد؟ چه كسي دشمن سينماي ايران است؟ علت اين دشمني چيست؟

آن‌چه را مي‌توان دشمني با سينماي ايران خواند بيش از آن‌كه ناشي از اميال و اراده‌هاي شخصي باشد، وابسته به گرايشاتي است كه در حوزه "قدرت" به مفهوم معاصر آن قابل تعريف است. نفس قدرت امري گريزپا و معمولا به دور از دسترس عقل پژوهشگر است و آن‌چه را ما در قلمرو واقعيات‌ روزمره مي‌توانيم به معاينه دريابيم، بيشتر مربوط به نحوه موضع‌گيري در مقابل قدرت و شيوه‌هاي برخورد با آن است. مثلا در ايران رويكرد اغلب حاكمان به موضوع قدرت حاكي از گرايش آن‌ها به سلب اختيار از اراده عمومي و انحصار قدرت به صورتي متمركز در دست پادشاه بوده است؛ و اين درست برعكس آن‌چيزي است كه ما در بعد از انقلاب از امام (ره) ديديدم و آن تمايل به توزيع قدرت در بين همه آحاد ملت بود. اين امام (ره) است كه فرديت انساني را در گرو باور او به استقلال وجودي از ديگران مي‌داند و كليد اين استقلال را در عبوديت براي خداوند يكتا تعريف مي‌كند.»

وی معتقد است: «در واقع اراده‌هاي ميليتاريستي كه از مالكيت كمپاني‌هاي اسلحه‌سازي نشأت مي‌گيرند و منافع خود را در آتش‌افروزي و سلطه‌جويي به دست مي‌آورند جهان را در انحصار تصميمات و علايق خود مي‌خواهند و "بايد" و "نبايد"‌هاي حاكم بر مناسبات انساني را بر همين پايه طراحي، تعريف و ترويج مي‌كنند. گرايش قدرت‌هاي ميليتاريستي به‌غلبه بر امر "سفارش" در توليدات فرهنگي از همين خاستگاه سرچشمه مي‌گيرد. آن‌چه "چارلي چاپلين" را در آمريكا مغضوب قدرت‌هاي انحصارطلب كرد، آزادگي اين هنرمند و گرايش او به احترام براي بني‌ نوع بشر بود. چنان‌كه "براندو" نيز در هاليوود مغضوب واقع شد، چراكه از تنوع فرهنگي دفاع مي‌كرد و ضمن مخالفت با براندازي فرهنگ‌هاي بومي با كليشه‌هاي جعلي ميليتاريستي در معارضه و كشمكش بود.»

داودنژاد نوشته است: «براي پي‌بردن به راز تولد و مرگ سينماهاي ملي در همه‌جاي جهان مي‌توان از همين زاويه به ماجرا نگريست. آن‌چه سينما مي‌تواند در حوزه‌هاي فرهنگي انجام دهد و با اغراض جهان سلطه در تعارض است، راه‌دادن به حيات واقعي تاريخي ملت‌ها در قلمرو توليد كالاهاي فرهنگي است.

ملتي كه بتواند آدم‌ها، روابط، برخوردها، حوادث و جريانات بومي خود را به طرزي زنده در آثار ديداري شنيداري بازسازي و ثبت نمايد و نظام ارزشي خود را نه فقط در قالب‌هاي نظري و فلسفي بلكه به‌صورت عمل زنده فردي و اجتماعي ارايه نمايد، در واقع گرماي حيات انساني را ضمانت تأثيرگذاري و بقاء و دوام فرهنگي خود قرار مي‌دهد و به اين ترتيب بديهي است كه دشمني سلطه‌جويان را برمي‌انگيزد و محكوم به مبارزه‌اي تمام‌عيار و همه‌جانبه و هميشگي با توطئه‌هاي آشكار و پنهان سلطه‌گران و سلطه‌مداران مي‌شود. اگر كساني هستند كه اين‌گونه توطئه‌ها را درنمي‌يابند بهتر است نگاهي به تاريخ بيندازند و به عيان مشاهده كنند كه چگونه سينماهاي بومي و ملي در شمال آفريقا و كشورهاي خاورميانه تا تركيه و ايران پامي‌گيرد و به محض رونق و تلألو توسط حكومت‌ها و مديريت‌هاي وابسته به مسير ركود و ورشكستگي و انقراض كشانده مي‌شود.»

داودنژاد آورده است: «گرايش به تمركز و انحصار در قدرت هيچ‌ پايگاه مستقلي را در قلمرو توليد فرهنگي تاب نمي‌آورد. مگر آن‌كه آن را با لطائف‌الحيل به انفعال و تقليد بكشاند و از اين طريق محصولات آن را خنثي، بي‌اثر و محروم از مخاطب كند.

واداركردن دولت‌ها، جناحات و مديريت‌هاي وابسته به ورشكست‌كردن توليد فرهنگي داخلي و راه بازكردن براي محصولات وارداتي چاره ناگزيري است كه جهان سلطه پيشاروي خود مي‌يابد و براي دسترسي به آن از هيچ‌گونه تلاش، سرمايه‌گذاري، بي‌رحمي و توطئه فروگذاري نمي‌نمايد.»

داودنژاد بيان كرد: «خانه‌نشين‌كردن‌ نيروهاي خوش‌قريحه و متخصص و خلاق، جدايي‌انداختن بين زندگي بومي و فيلم داخلي، سخت‌كردن امر توليد فيلم، كاهش پشتيباني رسانه‌اي و تبليغاتي، عقب‌ نگاه‌داشتن سخت‌افزاري، واگذار كردن بازارهاي ويدئويي و تلويزيوني و ماهواره‌اي به آثار خارجي و بالاخره غلبه‌بخشيدن به سلطه فيلم‌هاي خارجي در تالارهاي نمايش داخلي روندي قابل شناسايي است كه براي به زمين ‌زدن هنر و سينما در هر كشور مبتكر و خلاقي توسط سلطه‌جويان طراحي و اعمال شده و مي‌شود.»

اين كارگردان معتقد است: «ملتي كه آواي خوش ندارد، به زيبايي سخن نمي‌گويد، روياهاي شيرين و دست‌يافتني نمي‌آفريند، نور و سايه روشن و رنگ نمي‌فهمد، طراحي و معماري نمي‌شناسد و بالاخره از ايجاد تنوع در آيين‌هاي اجتماعي عاجز است، به فقر هنري و فرهنگي مبتلا مي‌شود و چاره‌اي جز انفعال و تقليد و تسليم در مقابل سلطه‌جويان پيدا نمي‌كند.

به اين ترتيب ما مي‌توانيم عملكرد افراد، گروه‌ها و مديريت‌ها را در شيوه برخورد آن‌ها با توليد كالاهاي فرهنگي داخلي ارزيابي كنيم و عواقب و آثار اين عملكردها را در ارتباط با منافع و مصالح ملي بسنجيم و دربيابيم.»

كارگردان مصائب شيرين نوشته است: «آيا جرياناتي كه فيلم‌سازان نخبه ما را نشانه مي‌گيرند و بي‌اعتنا به شخصيت، عواطف و عمر محدود آن‌ها براي خدمت به سرزمين خويش هرگونه ضربه‌اي را نثار روح و روان و داشته‌هاي آ‌ن‌ها مي‌نمايند، در جرگه دشمنان هنر و فرهنگ اين سرزمين تعريف نمي‌شوند و دانسته و نادانسته آب به آسياب قدرت‌هاي سلطه‌جو نمي‌ريزند و در جهت براندازي فرهنگي اين مملكت گام برنمي‌دارند؟ داريوش مهرجويي را بسياري از ما مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه فيلم‌سازي پيشگام و اثرگذار و تعيين‌كننده در شكل‌گيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشه‌هاي وارداتي پرپر مي‌زد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به ندرت فرصت مي‌يافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.