تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 سينما گران مشغول كارند
واروژ كريم مسيحي
فيلم برداري مجدد پروژه جديد خود، با عنوان «ترديد» را آغاز كرد. فيلم برداري «ترديد» چندي بود كه به سبب بيماري «واروژ كريم مسيحي»، متوقف شده و به حالت تعليق درآمده بود. وي اظهار داشت: «با توجه به مدت زمان اندكي كه به آغاز جشنواره فيلم فجر باقي مانده است، به جرأت مي توانم بگويم كه «ترديد» به جشنواره امسال نمي رسد و در اين رويداد سينمايي، حضور نخواهد داشت. من چون نمي خواهم اين فيلم را با شتابزدگي بسازم، اشتياق چنداني هم براي حضور در اين جشنواره ندارم.» ترانه عليدوستي، مهتاب كرامتي، بيتا فرهي، جمشيد هاشم پور، داود رشيدي، بهرام رادان، محمدرضا فروتن و جمشيد مشايخي، در «ترديد» ايفاي نقش مي كنند. «كريم مسيحي» ١٧ سال پيش، فيلم مطرح و ماندگار «پرده آخر» را ساخته است.

محمدجواد كاسه ساز 
فيلم برداري فيلم جديد خود، با نام «سياهي روشن است» را به پايان رساند. وي بخشي از راش هاي اين فيلم را، براي «جكي چان» ارسال كرده است، تا او مشاور تدوين صحنه هاي رزمي فيلم شود. اين فيلم در ايران و خارج از كشور، جلوي دوربين رفته است. «جكي چان» نيز با اين پيشنهاد، موافقت كرده است. «سياهي روشن است» به احتمال فراوان، در جشنواره فجر امسال حضور خواهد داشت.

 لادن مستوفي
بازي خود، در فيلم «خواب زمستاني» را به پايان رساند. اين فيلم كه كارگرداني آن را «سيامك شايقي» برعهده دارد، هم اكنون مرحله تدوين، توسط «ژيلا ايپكچي» را پشت سر مي گذارد. به جز لادن مستوفي، فاطمه معتمدآريا، پگاه آهنگراني، شاهرخ فروتنيان، عمار تفتي، فرشيد منافي، مجيد زارع كار و آزيتا حاجيان از ديگر بازيگران «خواب زمستاني» هستند. اين فيلم، به ماجراي سه خواهر از سه نسل متفاوت مي پردازد كه درگير مشكلاتي مي شوند. 

مسعود آب پرور 
تصويربرداري پروژه جديد خود، با نام «خشاب خالي »را آغاز كرد. اين فيلم قرار است از يكي از شبكه هاي تلويزيون پخش شود. «خشاب خالي» براساس فيلم نامه اي از «آرش قادري» نوشته شده و مضموني پليسي و جنايي دارد. لاله اسكندري، كاوه سماك باشي، مجيد مشيري، محمدرضا داوودنژاد، شبنم مقدمي، آرش تاج و سعيد دوستي در «خشاب خالي» ايفاي نقش خواهند كرد.

 اكبر عبدي
با فيلم تلويزيوني «جاده آسمان» به كارگرداني كامبيز كاشفي، دي ماه ميهمان قاب شيشه اي مي شود. تهيه كننده اين فيلم، «مهدي گلي زاده» است. «جاده آسمان» داستان پسري را روايت مي كند، كه آرزوي قهرماني در مسابقات اتومبيل راني را در سر دارد. به جز اكبر عبدي، نيكو خردمند، كاظم بلوچي، زويا امامي، فاطمه طاهري، كاظم هژيرآزاد و بابك حميديان در اين فيلم به ايفاي نقش پرداخته اند.

فاطمه گودرزي
پنجم دي ماه با فيلم «رز سرخ»، به كارگرداني «رضا رئيسي» به شبكه دوم سيما مي آيد. اين فيلم درباره بازماندگان جنگ استو سرنوشت زني به نام عطيه (با بازي فاطمه گودرزي) را روايت مي كند كه همسرش، در جريان دفاع مقدس مفقود شده است. اسماعيل داورفر، توفان مهرداديان، بهروز قادري و عليرضا احتساب از ديگر بازيگران «رز سرخ» هستند.

 مهدي فخيم زاده
به سبب بازنويسي نگارش فيلم نامه «بازپرس»، از پذيرفتن پيشنهادهاي سينمايي پرهيز مي كند. تاكنون بيش از ٥ بار فيلم نامه سريال تلويزيوني «بازپرس»، كه قرار است «فخيم زاده» آن را كارگرداني كند، بازنويسي شده است. وي مي گويد: «تاكنون تنها ١٠ قسمت از فيلم نامه اين سريال نوشته شده است. به همين سبب، نتوانستم به پيشنهاد كارگرداني و بازي در پروژه هاي سينمايي جواب مثبت بدهم.» سريال «بازپرس» در ٣٠ قسمت ساخته مي شود كه مضمون آن، درباره پرونده هاي نيروي قوه قضاييه است. اين مجموعه تلويزيوني، زمستان سال جاري جلوي دوربين مي رود.

 پارسا پيروزفر 
بازي خود در مجموعه تلويزيوني «در چشم باد»، به كارگرداني مسعود جعفري جوزاني را به پايان رساند.فيلم برداري بخش جنگي اين سريال تاريخي، هم اكنون در دكورهاي شهرك سينمايي دفاع مقدس در حال انجام است. تهيه كننده اين سريال (عباس اكبري)، از محمود پاك نيت و محمدرضا هدايتي، به عنوان بازيگران جديد «در چشم باد» نام برد. در اين مجموعه تلويزيوني شقايق فراهاني، پارسا پيروزفر، اكبر عبدي، سام درخشاني، رويا تيموريان، شبنم قلي خاني، مسعود رايگان و بسياري ديگر از بازيگران مطرح سينما و تلويزيون ايفاي نقش دارند.

سيدضياءالدين دري
توليد پروژه تلويزيوني «كلاه پهلوي» را، به سبب بازنويسي فيلم نامه و ساخت دكورهاي جديد متوقف كرد. وي هم اكنون، مشغول بازنويسي متن اين مجموعه است. زمان آغاز فيلم برداري دوباره «كلاه پهلوي»، هنوز مشخص نشده است. قرار است ١٠ بازيگر جديد، به گروه بازيگران اين سريال اضافه شوند.شقايق فراهاني، ماه چهره خليلي، امين حيايي، جمشيد شاه محمدي، صالح آقاميرزايي، گوهر خيرانديش، آناهيتا همتي، داريوش كاردان، رضا فياضي و بهاره افشار در «كلاه پهلوي» بازي دارند.

رضا اعظميان
پيش توليد مجدد فيلم جديد خود به نام «كارناوال مرگ» را به تعويق انداخت. اين فيلم كه در مرحله فيلم برداري متوقف مانده، به سبب توافق نداشتن نهايي ميان تهيه كننده و كارگردان، همچنان بلاتكليف مانده است. بيش از ٧٠ درصد فيلم برداري «كارناوال مرگ» انجام شده است اما ادامه روند فيلم برداري، اكنون با مشكل بودجه، كمبود زمان و نبود هماهنگي ميان عوامل توليد مواجه شده است.فرامرز قريبيان، بهرام رادان، الناز شاكردوست، ليلا زارع، فرهاد قائميان، حسين سحرخيز، روشنك عجميان و ژاله علو، در «كارناوال مرگ» به ايفاي نقش پرداخته اند.

 عبدا... باكيده
قصد دارد فيلم سينمايي «سربازان جهاني»را با مضمون دفاع مقدس و با حضور بازيگران خارجي در فرانسه مقابل دوربين ببرد. در اين فيلم كه درباره هشت سال دفاع مقدس است، بازيگران يوگسلاوي، فرانسوي و ايتاليايي به ايفاي نقش مي پردازند.

 عليرضا داوودنژاد
از تاييد فيلم نامه پروژه جديد خود، با عنوان «چشمه» توسط بنياد سينمايي فارابي خبر داد. وي اظهار داشت: «اين فيلم نامه با استقبال مسئولان بنياد سينمايي فارابي مواجه شد، اما هنوز هيچ اقدامي براي توليد آن انجام نشده است.» داوودنژاد فيلم نامه «چشمه»را براساس دست نوشته هاي شهيد «احمدرضا احدي» به نگارش درآورده است. داوودنژاد به احتمال فراوان، امسال با فيلم «تيغ زن» در جشنواره فيلم فجر حضور خواهد داشت.رضا عطاران، لادن مستوفي، رضا داوودنژاد، علي صادقي، مهرداد نوذري و فرزانه ارسطو از جمله بازيگران فيلم «تيغ زن» هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رضا عطاران راهی فرانسه شد

رضا عطاران به عنوان دیگر بازیگر ایرانی فیلم سینمایی «هفت و پنج دقیقه» امروز صبح برای حضوردر پروژه اخیر محمد مهدی عسگرپور راهی فرانسه شد.

این در حالی است که عطاران هنوز در پروژه «صندلی خالی» سامان استرکی مقابل دوربین نرفته و طبق برنامه ریزی هایی که به انجام رسیده، قرار است پس از بازگشت از لیون فرانسه در این فیلم به ایفای نقش بپردازد.
در سایت "سیما فیلم" آمده «هفت و پنج دقیقه» مضمونی اجتماعی دارد و بر اساس فیلمنامه ای از فرهاد توحیدی و همکاری اریک مارتن ساخته می شود، داستان زندگی زنی و مردی را روایت می کند که به واسطه مهاجر بودن اتفاقاتی برایشان رخ می دهد که آنها را به دو راهی مرگ و زندگی می کشاند
.
در این فیلم همگی بازیگران فرانسوی هستند و تنها دو بازیگر مرد آن که کیانیان و عطاران نقش آنها را ایفا می کنند، پس از گذشت چند هفته از شروع فیلمبرداری آن در لیون فرانسه، فردا از ایران به گروه ملحق خواهند شد
.
اما بازیگران فرانسوی «هفت و پنج دقیقه» تام نوامبر، ایزابل پاسکو، لیندا بوئنی، سونیا سوری، ملینا مورس، میشل بئاتکریکس، سوفیان ساتو، مروان مکتوف، ویکتور براتوویک هستند
.
از عوامل ایرانی این فیلم می توان به هدیش بیگدلی شاملو به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز، نسیم ریاضی دستیار دوم کارگردان، سارا امینیان منشی صحنه، مریم تخت کشیان عکاس، محمود کلاری مدیرفیلمبرداری، محمد ابراهیمیان ورنامخواستی دستیار فیلمبرداری، ناصر بیگ زاده، عاطف امیری و بهمن نادیاب گروه فیلمبرداری، کوهیار کلاری نورپردازی، عباس رستگارپور صدابردار، وحید حاجیلویی دستیار صدا، علی عابدینی طراح گریم، ملک جهان خزاعی طراح صحنه و لباس، سعید بهنام مدیر تولید و افسانه فراهانی روابط عمومی اشاره کرد
.
این فیلم را که محصول مشترک شرکت فرون تیر فرانسه و مؤسسه فرهنگی هنری آفتاب نگاران و سیمای مهر است، محمدرضا تخت کشیان تهیه می کند. قرار است که با توافقات انجام شده، بازی بازیگران ایرانی این فیلم طی دو هفته آینده به پایان برسد که با این حساب، عطاران و کیانیان هر یک می توانند به پروژه های دیگر خود چون «صندلی خالی» و«با ما شوخی نکنید» نیز برسند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 لاله اسکندری در "جرایم الکترونیک "

مسعود آب پرور پس از ساخت فیلم تلویزیونی «خشاب خالی» سریال «جرایم الکترونیک» را با نقش آفرینی لاله اسکندری می سازد.

به گزارش  سایت "سیما فیلم" این کارگردان که صبح دیروز فیلم تازه اش را در مقر اصلی نیروی انتظامی تهران بزرگ و حوالی ایستگاه متروی میرداماد کلید زد، تا کنون 6 قسمت از نگارش فیلمنامه «جرایم الکترونیک» را به پایان برده و آن را برای بازخوانی و تصویب به مرکز سیما فیلم تحویل داده است.

 

به گفته وی 7 قسمت باقیمانده آن نیز مراحل پایانی نگارش خود را پشت سر می گذارند که قرار است پس از یک رتوش نهایی ارائه شود.
آب پرور که فیلمنامه این سریال را با همکاری یک تیم علاقه مند به موضوع جرایم اینترنتی و تحقیق در این زمینه به نگارش در آورده، امیدوار است که تا قبل از پایان سال جاری بتواند پیش تولید آن را آغاز کند
.
این کارگردان که انگیزه اولیه ساخت مجموعه «جرایم الکترونیک» را در زمان ساخت فیلم سینمایی خود با نام «قتل آن لاین» قصد دارد در آن به جرایم رایانه ای که به موضوعاتی چون تلفن همراه، بلوتوث، کلاهبرداری های اینترنتی، جاسوسی و... بپردازد که داستان های مجزایی را شامل می شود، اما همگی این داستان ها در دایره معینی از اداره آگاهی که به این جرایم رسیدگی می کند، اشتراک دارند
.
آب پرور که فیلم تلویزیونی «بدل» با نام قبلی «زائر» و فیلم سینمایی «ساعت 25» را از سال گذشته تا کنون در مرکز سیما فیلم ساخته که هیچ کدام به نمایش عمومی در نیامده اند، «خشاب خالی» را به تهیه کنندگی ناصر شفق برای شبکه اول سیما می سازد
.
این فیلم داستان تحقق بخشیدن به یک تصمیم از سوی همسر یک پلیس است که در حین انجام وظیفه به شهادت می رسد و این افسر زن می خواهد طی تصمیمی، اقدام به نفوذ در یکی از بزرگترین باندهای مواد مخدر نماید
.
در اولین روز تصویربرداری این فیلم لاله اسکندری در نقش این افسر زن به همراه کاوه سماک باشی و آرش تاج مقابل دوربین خواهند رفت. به گفته آب پرور تصویربرداری «خشاب خالی» با مجموعه ای از جلوه های ویژه میدانی که حسن راستگو آن را به انجام می رساند، در کنار برخی جلوه های ویژه رایانه ای دیگر طی 30 تا 35 روز آینده در لوکیشن های متعدد آن به پایان خواهد رسید
.
ناگفته نماند که علاوه بر بازیگران یاد شده، محمدرضا داوودنژاد، شنبم مقدمی، رامسین کبریتی و بسیاری دیگر طی یک ماه آینده، آب پرور را در پروژه اش همراهی خواهند کرد

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 هدیه تهرانی تئاتری شد

هدیه تهرانی قرار است با به عهده گرفتن طراحی لباس نمایش "یرما" در بخش چشم‌انداز بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر حضور داشته باشد

 

"یرما" که کارگردانی آن را رضا گوران به عهده دارد برگرفته از آثار فدریکو گارسیا لورکا شاعر اسپانیایی است و به همراه هفت گروه نمایشی دیگر در بخش چشم‌انداز بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر حضور خواهد داشت .
در این نمایش بازیگرانی چون ایمان افشاریان، ‌مهدی پاکدل، اشکان صادقی، سهیلا گلستانی، سوده شرحی، سعیده میراعلائی، نوشین سلیمانی، سیمین اسدی و ... ایفای نقش دارند
.
همچنین آرش گوران آهنگساز، نورالدین حیدری ماهر دستیار اول کارگردان و کاوه سجادی حسین عکاسی و کامیار شهابی منشی صحنه نمایش است و پوستر و بروشور نمایش نیز توسط استودیو پاکدل طراحی و آماده می‌شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 داستان زندگی یک خبرنگار در تلویزیون

شاهد احمدلو فیلم سینمایی «موش»را با بازی شهرام حقیقت دوست جلوی دوربین می برد

«موش» داستان زندگی خبرنگاری را روایت می کند که همکار نامزدش است و با انفجار یک بمب در عراق به آنها سوءقصد می شود.

 

اکیپ سازنده این فیلم سینمایی طی ده روز آینده به عراق می روند تا در مدت 5 روز، صحنه های مربوط به این کشور را در شهرهای بغداد و بصره فیلمبرداری کنند.
جالب است بدانید که در عراق، شهرام حقیقت دوست و مختار سائقی مقابل دوربین می روند.پشت دوربین این پروژه نیز، این افراد قرار داشتند: مرتضی سبحانی و سعید خراسانی (نور و تصویر)، سعید جلیلی (دستیار اول کارگردان)، مجید شهبازی (طراح صحنه و لباس)، شاهین یارمحمدی (تدوینگر)، ناصر چشم آذر (آهنگساز)، حسن توکل نیا (مدیرتولید و برنامه ریز) و علی توکل نیا ( مشاور کارگردان)

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 واژه ای نوظهور به نام "سینمای فاخر"

 رسانه سینما، پدیده ای نوظهور است که نسبت به سایر مولفه های فرهنگی ملی ایران دیرسالی نیست که بروز یافته و درمیان اقشار مختلف جامعه تعمیم پیدا کرده است.

رسانه بودن از یک سو و سینما بودن به مثابه هنر از سویی دیگر فرایندی را ایجاد کرده که به تبع آن می توان طبقات مختلف جامعه را به رشد فرهنگی رساند.
دراین میان پس از روی کار آمدن دولت نهم و مسئولیت محمد حسین صفار هرندی مبحثی پیرامون فاخربودن هنر مطرح شد و این فاخر بودن پسوند اکثر هنرهای این سرزمین شده است. موسیقی فاخر، سینمایی فاخر و .. و
...

 

پرسش نخست که در این ترکیب ذهن را مشغول می کند این است که فاخر چه مشخصه ها و ویژگی هایی دارد.آیا فاخر به هنری گفته می شود که در این زیست بوم ساخته و پرداخته شده و با فرهنگ ما آمیخته شده ؟ یا نه به هنری فاخر می گویند که انتزاعی یا دست نیافتنی باشد،حال تفاوتی هم نمی کند با ساختار ملی، مذهبی ما هماهنگ باشد یا خیر.
در این میان مباحث دیگری هم به این صفت مجهول اضافه می شود. مباحثی از این دست که آیا هنرفاخر ما به ازای هنر کلاسیک در اروپاست؟

پیش از آن که بتوانیم به پاسخ این پرسش ها برسیم می بایست به این نکته عنایت داشته باشیم که ما در این نوشتار فقط می توانیم طرح پرسش کنیم و پاسخ دادن به چنین مفاهیم گسترده ای مجال دیگری را طلب می کند. اما شاید بشود به برخی از آثار سینمایی که هم به زادبوم ایران درآن توجه شده و هم فرهنگ ایرانی اسلامی درآن به نوعی بروز یافته است "فاخر" گفت
.
سینمای ایران اما نمیدانیم تا چه حد با این گونه پیشوندها و پسونده می تواند کناربیاید و در خود بگنجاند، تا به حال صفات زیادی به این سینما داده شده اما پس از مدتی به دلیل فاصله داشتن ذات هنر با چارچوب غیرخود ، حذف شده است
.
شاید بشود از سوی دیگر به این مقوله نگریست به این معنا که سینمای ایران را در چند دهه مورد بررسی قرارداد و سپس مولفه هایی مشترک این آثار را اخذ کرده ومورد بررسی قرار داد
.
به طور قطع با بررسی این آثار به نتیجه های قابل توجهی می رسیم که می توان آن ها را تحت عنوان سینای ملی نام برد
.
اما حال تشابه سینمای ملی و سینمای فاخر در کجاهاست و یا چگونه می شود بین آن ها رابطه یافت مساله ای که باید مورد بررسی قرار گیرد
.
شاید بهتر است عنوان "فاخر" را به گونه ای از سینمای ملی اطلاق کنیم که درآن مولفه های ملی یا مولفه های مذهبی هرکدام رنگ و نمود بیشتری داشته باشد
.
در سینمای ایران افرادی چون علی حاتمی، عباس کیارستمی، بهرام بیضایی ، مسعود کیمیایی، ابولفضل جلیلی، محسن مخملباف، و رخشان بنی اعتماد و ... صاحب نوعی نگرش مخصوص به سینما هستند و این مشخصه ها می تواند هرکدام سازنده سینمایی باشد که ما تحت عنوان فاخر نام گذاری کرده ایم
.
سال ها قبل و در دهه 1350 فیلمسازان جوان و تحصیلکرده ای آگاهانه به بدنه اصلی سینمای بیمار آن سال های ایران آمدند تا با تفکر نو و بدیع خود سینمای ایران را از ورطه ابتذال نجات دهند
.
حاصل این حضور واژه ای بود به نام "موج نوی سینمای ایران" که فیلمسازانی نظیر داریوش مهرجویی،سهراب شهید ثالث، بهمن فرمان آرا، فریدون گله،مسعود کیمیایی و فرخ غفاری با الهام از موج نوی سینمای فرانسه سعی در ساخت آثاری کردند که به ماندگاری سینمای ایران کمک بسیاری کرد
.
اکنون سال ها از آن اتفاق و تشکیل انجمن فیلمسازان پیشرو می گذرد و سینمای در وادی قرار گرفته که برای نجات از آن این بار نامی جدید به میان آمده است. سینمای فاخر
.
واژه سینمای فاخر در شرایطی مطرح می شود که در چند سال اخیر به طرز غریبی رویکرد مسولان سینمایی کشور نسبت به جشنواره های خارجی که روزی حضور فیلم و فیلمسازی از ایران در آن افتخاری بزرگ به حساب می آمد تغییر کرده است.و نمونه بارز آن فستیوال کن است
.
پس از اینکه در این چند سال اخیر پدیده فیلم های به اصطلاح جشنواره ای مذمومیت غالبی پیدا کرده و قبل از آن هم فیلم های برگزیده ی این جشنواره ها، مورد بی اعتنایی و توقیف و بی مهری مسولان امر واقع گردید، حاصل آن شده است که نگاه هنرمندانه و فرهنگی و غیر سیاسی مان را به این فستیوال های جهانی از دست داده ایم و برای جایگاه و نقش گرد همایی های سینمایی در شناساندن سینمایی ایران به جهان اهمیتی قائل نیستیم
.
در این زمان باز هم این سوال پیش می آید که به واقع مراد مسولان سینمایی کشور از مطرح کردن واژه سینمای فاخر چیست؟

برخی از سینماگران نظیر حمید بهمنی معتقدند: "سینمای فاخر سینمایی است که با آن افتخار می کنیم
".
اما باز هم این سوال پیش می آید که قرار است کدام ژانر و گونه از سینمای ایران موجب فخر و مباهات جامعه سینمای کشور ما قرار گیرد؟

بسیاری بر این اعتقادند که سینمای دفاع مقدس معیار خوبی برای ارزش گذاری فیلم ها به عنوان سینمای فاخر است، چراکه سینمای دفاع مقدس تمامی مفاهیم و مضمامین مورد نیاز یک سینمای ملی نظیر باور های دینی و ملی را می تواند در خود جای دهد
.
برخی دیگر معتقدند که فیلم های جشنواره ای به دلیل آنکه نام ایران را به سینما دوستان جهان شناساند و باعث کسب افتخارات بی شماری برای سینمای کشور شده ، سینمای فاخراست
.
برخی دیگر با توجه به ظهور واژه ای دیگر به نام سینمای معنا گرا این نوع سینما را به عنوان سینمای فاخر می شناسند، سینمایی که در این چند سال اخیر بسیاری از کارگردانان برای اینکه از حمایت فارابی برخوردار باشند برای ساخت فیلم اول خود به سراغ این نوع ژانر سینمایی رفته اند.سینمایی که جز آثاری اندک شمار دیگر نتوانست فلیم های ارزشمندی را به سینمای ایران تزریق کند و به واقع می توان گفت نگاه ناقص ما به سینما این ژانر را نیز از گزند ابتذال مصون نگاه نداشته است
.
به هرترتیب به نظر می رسد هنوز نمی توان تصور درستی از دیدگاه مسولان سینمایی کشور نسبت به سینمای فاخر داشت و ای کاش کسی از مسولان پیدا می شد و برای یکبار بار هم که شده با تعریفی دقیق از واژه "سینمای فاخر"، جامعه سینمایی کشور را از این گیجی و گنگی رها می کرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 احتمال عدم‌حضور ستاره‌هاي‌هاليووددرمراسم اسكار

 

 

 بسياري از ستاره‌هاي هاليوود اعلام كرده‌اند كه در صورت شدت يافتن اعتصاب فيلمنامه‌نويسان، به احتمال زياد آنها نيز در مراسم اسكار حضور نخواهند يافت.

به گزارش  خبرگزاري فرانسه، يك روز پس از آنكه اتحاديه نويسندگان آمريكا اعلام كرد كه به تهيه‌كنندگان جوايز اسكار و گلدن گلوب اجازه تنظيم قرداد با نويسندگان اعتصاب كننده را نخواهد داد، ستاره‌هاي هاليوودي و مدير برنامه‌هاي آنها، از احتمال عدم حضور اين ستاره‌ها در مراسم اسكار و گلدن گلوب خبر دادند.
به گزارش رويترز، علي‌رغم آنكه مراسم اسكار چه از لحاظ جايگاه و چه از لحاظ مالي از اهمييت بيشتري برخوردار است ولي بدليل آنكه مراسم گلدن گلوب زودتر از اسكار برگزار مي‌شود، هم‌اكنون بيشتر توجه‌ها به جوايز گلدن گلوب معطوف شده است.
به گفته رويترز، بازيگران هاليوودي كه هم‌اكنون بسيار عصبي و مضطربند، منتظرند تا از سوي اتحاديه بازيگران راهنمايي شوند تا تكليف خود را در اين شرايط بحراني بدانند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 همكاري «براد پيت» و «شون پن»

 

 «براد پيت» و «شون پن» در حال رايزني براي بازي در فيلمي جديد با نام «درخت زندگي» هستند.

به گزارش  خبرگزاري فرانسه، فيلم درام «درخت زندگي» كه قرار است «پيت» در كنار «پن» در آن بازي كند، با نويسندگي و كارگرداني «ترنسي ماليك» ساخته خواهد شد.
تهيه‌كنندگي اين فيلم را «ريور رود»، «بيل پولند» و «سارا گرين» به طور مشترك به عهده خواهند داشت.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، «پيت» كه براي آخرين فيلم خود، «وضعيت بازي» 20 ميليون دلار دستمزد گرفته، به احتمال زياد براي اين فيلم كمي كمتر دريافت خواهد كرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 نمايش «ميم مثل مادر» در كنار 222 فيلم برگزيده جهان

 فيلم «ميم مثل مادر» به كارگرداني «رسول ملاقلي‌پور» به عنوان نماينده ايران، در بخش «هياهوي اسكار» جشنواره پالم‌اسپرينگز كه در آن 222 فيلم برگزيده جهان به نمايش درمي‌آيد، اكران مي‌شود.

به گزارش  سايت سينمايي ورايتي، برگزاركنندگان نوزدهمين جشنواره فيلم پالم اسپرينگز، اعلام كرد كه در اين دوره از رقابت‌ها كه از 3 الي 14 ژوئن 2008 برگزار مي‌شود، 222 فيلم از 60 كشور جهان به نمايش درخواهد آمد كه در اين ميان فيلم «ميم مثل مادر» كه نماينده ايران در اسكار2008 است، نماينده كشورمان در اين دوره پالم‌اسپرينگز در بخش «هياهوي اسكار» خواهد بود.
ديگر فيلم‌هايي كه قرار است در اين جشنواره به نمايش درآيد عبارتند از: «881» محصول مشترك ژاپن و سنگاپور، «هنر سفر كردن» محصول آمريكا، «بهترينم» محصول اسپانيا، «نفس» از كره جنوبي، «پل‌ها را بسوزان» از مكزيك، «شهر مردان» از برزيل، «هشت بيست و هشت» از فلسطين اشغالي، «چطوري» از ايرلند، «ژاني گه ل» از عراق، «تجسس» از بلغارستان، «خوب بودن سخت است» از بوسني، «احمق» از فلسطين اشغالي، «Oxen’s Eye» از برزيل،«زندگي‌هاي ممكن» از آرژانتين و آلمان، « Protégé» از هنگ‌كنگ، «نپذيرفتن» از سيبري، «بازگشت لك‌لك‌ها» از اسلواكي، آلمان و جمهوري چك، «رزهاي بيابان» و «زحل در مقابل» از ايتاليا، «داستان‌هاي تفنگ ساچمه‌اي» از آمريكا، «جرقه» از انگلستان و «فرشته سنگ» از كانادا، «سه خوك كوچك» از كانادا، «12» از روسيه، «رقصنده» از فرانسه، «پيش از باران‌ها» از آمريكا و هند، «بن ايكس» از بلژيك، «جسم» از برزيل، «پرورش‌دهنده اندام و من» از كانادا، «صبحانه با اسكات» از كانادا، «بچه‌هاي خورشيد»، از آمريكا و فلسطين اشغالي، «كلاس» از استوني، «ردپاهاي متقاطع» از فرانسه، «عبور از سايه» از پرو، «داسكا» از هلند و روسيه، «دختري كنار بركه» از ايتاليا، «در شهر سيلويا» از اسپانيا و فرانسه، «در خاطرات خودم» از ايتاليا، «سفر ايسكا» از مجارستان، «جيمي اهل هيل» از ايتاليا، «شغل يك مرد» از فنلاند، «منگول» از قزاقستان و آلمان، «اتوبوس شب» از ايتاليا، «نگهبان شب» از انگلستان، «پدرمان» از شيلي و ....
اين فيلم‌ها قرار در بخش‌هاي متفاوتي از جمله بخش فيلم‌هاي خارجي زبان، بخش اولين نمايش جهاني، بخش فيلم‌هاي مستند، بخش هياهوي اسكار، بخش جايزه صداهاي جديد/نگاه‌هاي جديد، بخش جايزه جان شلزينگر، جايزه فيلم منتخب مردم، بخش اينك سينماي جهان، بخش داستان‌هاي واقعي، بخش «سينه لاتين» و .... اشاره كرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 جای خالی مراسم آئینی سنتی در سینما و تلویزیون
سینما و تلویزیون ایران در رویکرد به مراسم و آداب و سنن ایرانی اسلامی بیشتر نگاه ابزاری را مورد توجه قرار داده‌اند و اینگونه است که در آثار ایرانی کمتر می‌توان رد پای این آداب و فرهنگ غنی شکل‌گیری آنها را جستجو کرد.

 یکی از وجوه جذاب و البته کارکردی برای هنرهای تصویری بخصوص از جنس سینما و تلویزیون تأثیر گرفتن از ریشه های اصیل فرهنگ و آداب و سنن یک ملت و کشور است. در واقع مفهوم سینمای ملی که این روزها از فرط تکرار مفهوم اولیه خود را از دست داده و کمتر به مولفه های شاخص آن توجه می شود، در بازتاب همین وجوه است که معنی پیدا می کند. تکیه گاهی که پشتوانه یک اثر را محکم و برخاسته از پیشینه ای چند صد ساله قرار می دهد.

در کشور ما اما رابطه آداب و سنن ایرانی اسلامی با تصویر و رسانه هایی چون سینما و تلویزیون بسیار کمتر از ریشه های مستعدی است که در این گنجینه ملی نهفته است. وقتی مرور کوتاهی بر آداب و سنن مرسوم در بین اقوام ایرانی و آنچه امروز به عنوان یادگار گذشتگان باقیمانده می کنیم، کمتر نشانی از همان سنن اندک باقیمانده در فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی و سینمایی می توان پیدا کرد.



مراسم چهارشنبه‌سوری امروزی

عید نوروز، سیزده به در، شب یلدا، چهارشنبه سوری، قاشق زنی، فالگوش ایستادن، میر نوروزی، عمو نوروز، حاجی فیروز و ... عمده ترین یادگارهای سنت اصیل ایرانی است که هنوز با یک بازنگری تدریجی و بهینه شدن در عصر حاضر میان مردم ما رایج هستند. مفاهیم و تعابیر گذشتگان از جزئیات هر کدام از این مراسم و اعمال مربوط به آنها هر چند در دو وجه متضاد دچار تغییر شده، ولی به هر حال باقی ماندن ته مانده این آداب اجدادی و پای بند ماندن مردم به رسوم گذشتگان، رد پای نوعی اصالت بخشی به ریشه‌ها را پررنگ می کند، تکیه بر پیشینه ای که جهان هم نمی تواند آن را انکار کند.

بررسی سهم رسانه‌های تصویری چون سینما و تلویزیون در ثبت این آداب و رسوم و انتقال آن به آیندگان، در چنین روزهایی که به انتظار شب یلدا نشسته ایم می تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد. واقعیت این است که اگر بخواهیم به فیلم یا مجموعه خاص برای محوریت دادن به این مناسبت‌ها، آداب و رسوم خاص هر یک، مفاهیم شکل گرفتن آنها، دستاوردهای آن و ... اشاره کنیم، دستمان خالی می ماند.

رویکرد سینما و تلویزیون به این موارد هر چند به شیوه حذف قطعی نبوده و موارد متعددی را می‌توان مثال زد که یا نام فیلم از این مناسبت‌ها، آداب و کاراکترهای خاص آنها وام گرفته شده، ولی این استفاده فراتر از کاربرد نام نرفته است. فیلم‌های "چهارشنبه‌سوری" اصغر فرهادی، "شب یلدا" کیومرث پوراحمد، "تعطیلات نوروزی" و ... اسامی آشنا دارند، ولی آنچه در ادامه فراموش شده، پرداختن به آنها فراتر از یک نام جذاب یا حتی غلط انداز است.

نهایت استفاده این فیلم ها پس از نام، تکیه بر این مناسبات برای شناسنامه دار کردن موقعیت محوری فیلم یا مجموعه بوده یا حتی استفاده فرامتنی از مفهوم این موقعیت. به عنوان مثال "شب یلدا" یک سال از زندگی قهرمان اصلی خود (حامد) را به تصویر می کشد که در این میان نوروز و شب یلدا هم وجود دارد. ولی تأکید و نقطه نظر اصلی پوراحمد نزدیک شدن به مفهوم شب یلدا به عنوان بلندترین شب سال است که برای حامد یک سال طول می کشد تا او از خواب زمستانی اجباری خود بیرون بیاید و واقعیت خیانت همسرش را بپذیرد و ارتباطش را با دنیای اطراف از سر بگیرد.

"چهارشنبه سوری" هم چنین استفاده ای از مراسم آخرین شب سال می کند. موقعیت ویژه فیلم با آشفتگی خانه یک زن و شوهر ایرانی برای خانه تکانی عید و طبعاً ورود یک کارگر تأمین می شود. یک روز پرآشوب هم از نظر بیرونی و وضعیت شهر که آخرین چهارشنبه سال است و مراسم تحریف شده این روزها را به دنبال را دارد و خود نوعی ناامنی ایجاد می کند. این موقعیت به وضعیت بحرانی زوج فیلم هم تسری پیدا می کند که بالاخره در چنین روزی به انفجاری درونی می رسند و تقارن صحنه های آتش بازی پایانی با انتهای فیلم خود به خود به مفهومی خاص می انجامد.

اینها نمونه های برجسته استفاده از نام این مناسبات هستند که هر چند به مفهوم نمادین آنها نزدیک شده اند، نتوانسته اند اندکی در برجسته کردن این مراسم، آداب و مفاهیم شکل گیری آنها تلاشی در خور کنند ولی در عین حال از راه غیرمستقیم اثر خود را شناسنامه دار کرده اند.

در تلویزیون هم نمونه های زیادی می توان مثال زد که مثلاً موقعیت شب عید، سیزده به در و ... را به عنوان بستری برای وقوع رویدادهای کار خود در نظر گرفته اند ولی در ادامه آنچه فراموش شده هویت اصلی این موقعیت است که تنها بهانه حضور آن  تکیه بر سابقه ذهنی مخاطب است بدون آنکه این سابقه ذهنی اندکی به عینیت موجود نزدیک شود و در واقع ما به ازاء دراماتیک پیدا کند.

شاید از معدود کارهای تلویزیونی بتوان از مجموعه های مرضیه برومند مثال زد که از این مناسبت ها تنها به عنوان بستری خنثی استفاده نکرده است. در آثار برومند این موقعیت دراماتیزه شده و وارد کنش و واکنش با مولفه های اطراف خود می شود و در نهایت موقعیتی مانند شب عید و آماده شدن آدم های مختلف برای برگزاری آن، هویتی پیدا می کند که خود به خود این سنت را در خانواده هایی از طبقات اجتماعی مختلف به تصویر می کشد.

این وجه از کجا وارد کار این فیلمساز شده؟ از آنجا که خود او دغدغه دراماتیزه کردن و بازی کردن با این مناسبات را دارد و نگاه برومند به آنها صرفاً ابزاری نیست. برومند چند سال پیش هم به دغدغه های خود برای تصویری کردن عمو نوروز و خطر جایگزین شدن بابا نوئل در اذهان کودکان امروز به جای عمو نوروز خودمان اشاره کرد.

اما این احساس خطر جدی گرفته نشد و امروز با هجوم مناسبات غربی و جایگزین شدن آنها به جای مراسم وطنی و ملی خودمان مواجه هستیم. وقتی مراسم شب کریسمس، ژانویه، تزئین درخت نوئل در داخل کشور هم از سوی خانواده ها بخصوص برای علایق کودکان بپا داشته می شود، باید اعتراف کرد که برای نهادینه کردن مراسم خودمان کوتاهی کرده ایم.

این رویکرد وقتی با رویکرد غرب در برپا داشتن مراسم ملی خودشان مقایسه می شود، به نمونه های خاصتر می رسد. مراسمی مانند جشن هالووین که در پاسداشت ترسیدن و ترساندن سالیان است در غرب برگزار می شود، هر چند به جهت دوری از فرهنگ و سلیقه ایرانی نتوانسته وارد مناسبات ما شود ولی در فیلم ها و مجموعه های متعدد خارجی منعکس شده و این رویکرد می تواند سرمشق ما قرار بگیرد.

هر سال در کشورهای خارجی علاوه بر پاسداشت این رسم غریب به شیوه هایی گسترده و فراگیر، همواره تعداد زیادی فیلم ترسناک فقط برای نمایش در این ایام خاص ساخته و روانه اکران سینماها می شوند و ... در مقابل ما برای حفظ آداب و رسوم کهن خود که هر کدام دارای پیشینه، سابقه، جایگاه و مفاهیم ویژه و انکار نشدنی هستند چه کرده ایم؟



فیلم "چهارشنبه‌سوری"

نوروز، جشن آغاز فصل بهار و نو شدن طبیعت و از سر گرفتن زندگی در همگان است، وقتی جایگاهش با ژانویه مقایسه می شود که جشنی همزمان با آغاز فصل زمستان و برای پاسداشت آن است، به نظر می آید از ریشه های محکم تر و اصولی تری بهره مند است که توانایی برابری و پیشی گرفتن از جشن ژانویه را دارد ولی در عمل هم این گونه است؟

واقعیت این است که سینما و تلویزیون وطنی برای بها دادن به آداب و رسوم ملی و دیرینه ما کار زیادی انجام نداده اند و نگاه  عمده فیلمسازان به وجه ابزاری آن باعث شده حتی نتوانیم به تعداد انگشتان یک دست به آثاری اشاره کنیم که به زیر و بم این مراسم سنتی، بپردازند.

جای خالی فیلم گرم و جذابی مانند "مهمان مامان" داریوش مهرجویی برای برجسته کردن مثلاً همین شب یلدا خالی است. مگر نه اینکه این فیلم یک شب از زندگی یک عده همسایه را که رابطه و زندگی نزدیکی با هم دارند، محور قرار داده و از آن یک درام گرم و ملموس می سازد؟

شب یلدا، چهارشنبه سوری و هر کدام از سنت های کهن اشاره شده ما استعداد دراماتیزه شدن در دستان یک هنرمند را دارند.  ولی به هر دلیلی یا فیلمسازان عامدانه آنها را نادیده گرفته اند یا اینکه واقعاً برایشان جذابیت پیدا نکرده که در هر دو مورد هم سئوال برانگیز است هم سهل انگارانه.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 شفق: «پائيز» را نمي‌سازم

 

  

 «ناصر شفق» گفت: اولين فيلم بلند سينمايي خود (پائيز) را كه فيلمي قرآني با مضمون دفاع مقدس است، نمي‌سازم چون با نگاه «ارباب و رعيتي» مسئولان سينمايي نمي‌توانم كنار بيايم.

وي  اظهار داشت: معتقدم با وضعيت موجود و با اين برنامه‌ريزي، آنچه حاصل خواهد شد نوعي «سينماي جيم گرا» و سطحي با آثاري سخيف و بي‌ارزش خواهد بود و هنرمندان قوي در اقليت قرار خواهند گرفت.
وي كه قرار بود فيلم سينمايي «پاييز» را كارگرداني كند،درباره عدم ساخت آن گفت:با توجه به وضعيت فعلي سينماي كشور و مسئولين تصميم‌گيرنده آن، امكان توليد آثار اينچنيني مقدور نيست.
شفق گفت: «پائيز» فيلمي در عرصه سينماي دفاع مقدس است و در رده آثار قرآني جاي مي‌گيرد اما گويا چنين آثاري با مخالفت جدي مسئولين سينمايي كشور رو به رو مي‌شودد چرا كه هيچ اقدامي براي ساخت چنين آثاري نمي‌كنند و به همين خاطر، ما سعي مي‌كنيم زماني كه مسئولين سياستگذار از نگاه «ارباب و رعيتي» خود دست برداشتند و همسطح هنرمندان نشست و برخاست كردند، دوباره توليد اين پروژه را در برنامه خود قرار خواهيم داد.
وي ادامه داد:در اين شرايط ناچارا به سوي توليد تله فيلم رفته‌ام و توليدي در سينما ندارم.سينماي ايران اكنون از ضعف جدي برخوردار است و هيچگونه فرايند روشني پيش پايش ديده نمي‌شود.
اين تهيه‌كننده سينما به فارس گفت: سينما احتياج به سياستگذاري، برنامه‌ريزي و سازماندهي دارد تا فيلم‌هاي مناسب و در سطح بالاي استاندار توليد شود ولي در سينماي فعلي،هنرمندان از مسئولين اجازه مي‌گيرند و خواهش مي‌كنند تا فيلم بسازند و اين با روح آزاد‌انديش هنر و نفس سينما مغاير است.
وي  دهه 70 را دوره مؤثري در مديريت سينمايي ايران دانست و افزود: سينماي ايران در دهه 70 و بالاخص دوران معاونت آقاي ضرغامي در حمايت آثار سينمايي به طرف سينماي ارزشي و انساني موفق بود. در دوره طلايي سينماي ايران و در دهه 60، سياستگذاري‌ها نقش عمده‌اي در شكل‌گيري آثار برتر سينماي ايران را فراهم‌ آورد ولي اكنون اصلا سياستگذاري وجود ندارد.
شفق گفت:عده‌اي از دوستان فكر مي‌كنند سينماگران كارمندان عرصه سينما هستند كه اگر به آنها حقوق بدهند از عالم غيب آثار قوي برايشان ساخته خواهد شد. اميدوار هستيم دولت نهم كه الاحق ،صادقانه براي مردم خدمت مي‌كند در حوزه هنر و سينما طرحي‌نو دراندازد و نگاه ويژه‌اي به اين مقوله هنر انسا‌ن‌ساز و جامعه ساز داشته باشد، چرا كه سنگ بناي توسعه‌ در عرصه اقتصاد، سياست ،اجتماع ،امنيت و دفاع و چه در حفظ تماميت ارزي و استقلال كشور، فرهنگ است و فرهنگ مهم‌ترين، موثرترين و پشتوانه‌ترين و سريع‌ترين پيونده دهنده همه اجزا و جوارح تشكيل دهنده جامعه است.
اين تهيه‌كننده هنرمندان را نزديك‌ترين افراد به خداوند دانست و گفت: هنرمندان با خلق آثار عالي و برتر نه تنها شانيت معلمي دارند بلكه فراتر از آن شانيت رسالت را نيز دارند. شاهد بوديم كه رهبر معظم انقلاب، چه شان و مرتبتي براي هنرمندان قائل هستند و در بين آنها بدون هيچ مراسم رسمي مي‌نشينند و هنرمندان چون پروانه به دور شمع مي‌گردند. اميدوارم اين مسئولين مقداري در عمل هم به رهبر معظم انقلاب تاسي كنند و نشان دهند كه رهروي آن مقام عزيز و آن هنرمند فرزانه هستند.
وي در انتها افزود:اميدوارم فرهنگ با اختصاص بودجه مناسب و انتخاب مديران كارآمد و كاربلد بيش از اينها جدي گرفته شود و شاهد درخشش سينماي ايران همچون گذشته باشيم، چرا كه سينماي ايران در دو دهه 60 و 70 نشان داد به بالندگي خود رسيده است و مي‌تواند سرفصل بلندي در رجحان و برتري فرهنگ ايراني در گستره ملل دنيا گردد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 آثار كارگردانان برجسته تاريخ سينما درجشنواره برلين

 

برگزاركنندگان پنجاه و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم برلين خبر از نمايش آثار برخي از كارگردانان برجسته تاريخ سينما در اين جشنواره دادند.

به گزارش  سايت سينمايي ورايتي، در جشنواره امسال، هفت فيلم از «رينر ورنر فسبيندر» و ديگر كارگردانان آلماني برجسته دهه هفتاد در بخش جنبي جشنواره تحت عنوان «طغيان فيلمسازان» به نمايش درخواهد آمد.
به گزارش برگزاركنندگان پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم برلين، در اين بخش همچنين فيلم‌هايي از كارگردانان جنجال‌برانگيزي چون «ورنر هرگوز»، «ويم وندرس»، «توماس شاموني»، «مايكل فنگلر»، «ويت فون فوئرستنبرگ»، «هنس دبليو گيسندوئرفر» و «هارك بوم» به نمايش درخواهد آمد، نمايش اين فيلم‌ها از 9 فوريه در جشنواره امسال برلين آغاز مي‌شود.
پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم برلين امسال از 7 فوريه آغاز شده و تا 17 فوريه نيز ادامه خواهد داشت، امسال در كنار فيلم‌هاي بلند سينمايي و مستند بيش از 1500 فيلم كوتاه از 64 كشور متقاضي شركت در اين جشنواره باسابقه و معتبر شده‌اند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 اكران فيلم جنجال‌برانگيزتام کروز به تاخير افتاد

 

نمايش فيلم جنجال‌برانگيز «والكايري»، به خاطر فيلمبرداري مجدد يكي از صحنه‌هاي اين فيلم، به تاخير افتاد.

به گزارش  سايت سينمايي ورايتي، كمپاني فيلمسازي «مترو گلدن ماير» اكران فيلم «والكايري» را از 4 جولاي 2008 به 3 اكتبر 2008 تغيير داد.
به گزارش اين كمپاني، دليل اين تاخير فيلمبرداري مجدد يكي از صحنه‌هايي است كه در آن يكي از افسران نازي،عامل ترور ناموفق هيتلر، (با بازي تام كروز) طي جنگ در آفريقا يكي از چشم‌ها و دست خود را از دست مي‌دهد.
در ابتدا قرار بود كه اين صحنه در حاشيه آمريكا فيلمبرداري شود ولي هم‌اكنون كمپاني گلدن ماير در حال يافتن مكاني جديدي براي فيلمبرداري اين صحنه است.
به گزارش رويترز، قرار است كه اين صحنه در فوريه جلوي دوربين برود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 تهمينه ميلاني در هند فيلم مي‌سازد

 

 

تهمينه ميلاني كه به تازگي از جشنواره كلكته بازگشته قرار است سال آينده با تهيه‌كنندگي يك كمپاني هندي در هندوستان فيلم بسازد.

وی ضمن اعلام اين خبر گفت: طي سفري كه به هندوستان داشتم قرار شد تا فيلمي را به تهيه‌كنندگي كمپاني «نوماد فيلم» كه يكي از معتبرترين كمپاني‌هاي هندوستان است، كارگرداني كنم.
وي ادامه داد: ماه گذشته «محمدجنير» مدير عامل اين كمپاني به ايران آمد و در ديداري كه با ايشان داشتم،از من دعوت كردند تا در هندوستان فيلم بسازم. توافقات اوليه براي ساخت آن انجام شد و اين كمپاني براي انتخاب سوژه و مضمون كاملا دست من را باز گذاشت و اين موقعيت خوبي است تا كاملا فيلمي بر اساس افكارم بسازم.

* از بازيگر هندي هم استفاده مي‌كنم
ميلاني  گفت: برخي تهيه‌كنندگان هند معتقدند كه سينماي ايران از موضوعات زيبايي برخوردار است،در حالي كه ديگر سوژه‌هاي سينماي هند براي قشر تحصيل‌كرده هندوستان تكراري است.به همين دليل اين كمپاني كه در صدد توليد فيلم‌هاي تفكر برانگيز است شروع به كشف استعدادهاي هنري بويژه در كشورهاي همسايه كرده‌اند و قصد دارند با جذب فكرهاي تازه،هواي تازه‌اي به سينماي هند بياورند.
كارگردان «دو زن» از ايفاي نقش بازيگران ايراني و هندي در اين پروژه خبر داد و افزود:براي اين فيلم مي‌توانم از بازيگران هندي و ايراني استفاده كنم و همچنين تكنيسن‌ و عوامل فني را هم از ايران انتخاب كنم .اما تهيه‌ و توليد آن بر عهده نوماد فيلم باشد.

* بايد «بمب خوشه‌اي» تمام شود
وي زمان ساخت اين فيلم را منوط به اتمام فيلم سينمايي سوپر استار و سريال كلوپ‌ ياران مثبت(بمب خوشه‌اي) دانست و گفت: پس از پايان سوپر استار و ساخت سريال ياران مثبت(بمب خوشه‌اي) اين فيلم سينمايي را در برنامه كاري سال آينده خود دارم.
وي در مورد سفر خود به هندوستان گفت: در اين سفر به بمبئي با استوديو، امكانات دوربين، تجهيزات فيلمبرداري،كمپاني نوماد و فيلم‌هايي كه ساخته‌اند آشنا شدم. اين كمپاني يكي از معتبرترين كمپاني‌هاي هندوستان است كه در كار خود بسياري جدي است و در پي ساخت فيلم‌هاي تجاري نيست.

* بازسازي «آتش بس» در هند
كارگردان تسويه حساب خبر از بازسازي فيلم آتش‌بس در هندوستان داد و گفت: كمپاني نوماد فيلم پيشنهاد بازسازي آتش‌بس با بازيگران هندي را به من داده است و در صورتي كه شرايط مناسب آن فراهم شود اين بازسازي را انجام خواهم داد.
ميلاني همچنين به فارس در مورد ساخت فيلم سينمايي «سوپر استار!» گفت: قرار است فيلم 15 دي ماه كليد بخورد،منتهي منتظر تامين وسايل و امكانات هستيم .ضمن اينكه بايد بازي بازيگر نقش اول مرد كه در پروژه ديگري مشغول به كار هست، به پايان برسد تا فيلمبرداري را شروع كنيم

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينما 10 ساله شد

فيلم "تايتانيك" ساخته "جيمز كامرون" در حالي  دهمين سال‌روز اكران خود را جشن مي‌گيرد كه همچنان ركورددار پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي جهان است.

 فيلم "تايتانيك" براي اولين‌بار روز 19 دسامبر 1997 در آمريكا اكران شد.

براي ساخت اين فيلم دو استوديو بزرگ هاليوود،‌ "پارامونت پيكچرز" و "روباه قرن بيستم" مجبور به همكاري با يكديگر شدند تا بتوانند هزينه 600 ميليون دلاري ساخت آن را تقبل كنند؛ نتيجه آن شد كه پرهزينه‌ترين فيلم تاريخ سينما ساخته شد.

گاردين همچنين در ادامه گزارش مي‌دهد: «سازندگان فيلم تنها اميدوار بودند كه فروش فيلم حداكثر بتواند هزينه‌هاي صورت گرفته را برگرداند و هرگز تصور كسب موفقيتي تكرارنشدني در عرصه سينما را نمي‌كردند. "تايتانيك" چند روز قبل از كريسمس اكران شد و در 2700 سالن سينماي آمريكا به‌روي پرده رفت و در هفته اول، فروش 28 ميليون دلاري به‌دست آورد.

اگر ميزان فروش فيلم‌هاي روز جهان را دنبال كنيد، متوجه مي‌شويد كه حتي بهترين فيلم جهان نيز در هفته‌ دوم اكران نسبت به هفته اول، حداقل پنج درصد افت فروش دارد. اما چون داستان غرق كشتي تايتانيك از سال‌ها پيش‌تر گفته شده بود و مردم علاقه‌ي ناخودآگاهي به آن داشتند، فروش آن هرهفته افزايش مي‌يافت. به‌ طوريكه تا 10 هفته، فيلم اول 3200 سالن سينماي آمريكا بود.»

این نشریه در ادامه نوشته است: «"تايتانيك" كه هنرنمايي "دي‌كاپريو" و "كيت وينسلت" به جذب مخاطب بيشتر براي آن كمك فراواني كرده بود، توانست مجموع فروش يك ميليارد و 835 ميليون دلار در سطح جهان را به‌دست آورد و به پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينما تبديل شود.

"تايتانيك" براي رسيدن به اين قله افتخار، "جنگ ستارگان" با فروش 797 ميليون دلار و "E.T" با فروش 756 ميليون دلار را پشت سرگذاشت.

اما فاكتور مهمي كه هنگام قياس حجم فروش فيلم‌ها طي دهه‌هاي مختلف نبايد فراموش كرد، "بهاي بليط‌" در سال اكران است كه همچنان روند صعودي دارد. براي مثال، زمانيكه «برباد رفته» در سال 1939 اكران شد، بهاي بليط كم‌تر از يك دلار بود، اما وقتي تايتانيك 10 سال قبل به‌روي پرده رفت، قيمت بليط پنج دلار بود و اكنون در سال 2007 به هفت دلار افزايش يافته است.

بنابر اين، نمي‌توان براساس معيار ثابتي، حجم فروش فيلم‌ها را با يكديگر مقايسه كرد. به همين دليل است كه بسياري از كارشناسان هنر هفتم، موفق‌ترين فيلم تاريخ سينما را «تولد يك ملت» محصول سال 1915 مي‌دانند. با اين حال، تنها فيلمي كه تاكنون به غير از تايتانيك توانسته فروش بيشتر از يك ميليارد دلار داشته باشد، «ارباب حلقه‌ها؛ بازگشت پادشاه» بوده است كه در سال 2003 به فروش 129/1 ميليارد دلار رسيد.

فيلم‌هاي ديگري چون «مرد عنكبوتي 3» با فروش 885 ميليون دلار، «دزدان دريايي كارائيب3» با فروش 968 ميليون دلار و «هري پاتر و محفل ققنوس» با فروش 936 ميليون دلار نيمي از موفقيت «تايتانيك» را نيز نداشته‌اند.

 

اما ركوردهاي اين فيلم تنها محدود به حجم فروش بي‌نظير آن نيست. «تايتانيك» پرهزينه‌ترين فيلم تاريخ سينما است. اين فيلم به همراه «همه‌چيز درباره ايو»، مشتركا ركورددار بيشترين تعداد نامزدي جوايز اسكار در 14 بخش است.

همچنين «تايتانيك» بعد از «بن هور»، دومين فيلم تاريخ سينما است كه موفق به دريافت 11 جايزه اسكار شده است. اين فيلم علاوه بر كسب چهار جايزه گلدن گلوب، ده‌ها جايزه ديگر از انجمن‌هاي فيلم آمريكا بدست آورد و در جوايز اسكار موسيقي - گرمي- نيز جايزه بهترين ترانه را از آن خود كرد.»

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رضا كيانيان :در سطح الفباي بازيگري باقي مانده ایم

رضا كيانيان معتقد است: آموزش بازيگري در دانشكده‌هاي ما در سطح زير صفر است و در سطح الفباي بازيگري باقي مانده است.

 

وی كه با موضوع "بازيگري مدرن" در خانه سينما سخن مي‌گفت، ادامه داد: سال‌هاست چندين نسل از استادان قديمي سرگرم تدريس در دانشكده‌ها هستند و همين باعث شده آموزش بازيگري ما تنها در حد "بدن و بيان" باقي بماند، در حاليكه اين تنها الفباي بازيگري است و اين چنين است كه مدام در جا مي‌زنيم.

او همچنين با اظهار تاسف از كمبود منابع اطلاعاتي مكتوب درباره بازيگري متذكر شد: اين كمبود موجب شده اطلاعات ما از يافته‌هاي ديگر كشورها بسيار اندك باشد و متاسفانه همين منابع‌اند كه در كشور ما با بي‌اقبالي رو به رو مي‌شوند. به گونه‌اي كه علي‌رغم خيل عظيم علاقمندان بازيگري تعداد افرادي كه علاقمند به علم بازيگري هستند، بسيار كم شمار است و همين موضوع باعث شده است، موضوعات ساده به مسائلي پيچيده تبديل شود.

كيانيان اضافه كرد:‌اطلاعات ما درباره آموزه‌هاي استاداني همچون "استانيسلاوسكي و برشت بسيار سطحي است و تنها مربوط به آموزه‌هاي نخستين آن‌ها مي‌شود. در حالي كه آموزه‌هاي رشد يافته و بلوغ يافته آن‌ها را فرا نگرفته‌ايم.

كيانيان سپس سخنان خود را با موضوع "بازيگري مدرن و پست مدرن" ادامه داد و گفت:‌آموزه‌هاي تئاتر به دليل قدمت آن و پشت سرگذاشتن سبك‌هاي گوناگون از سينما بسيار جلوتر است و هر آنچه در سينما اتفاق مي‌افتد، سال‌ها پيش در تئاتر تجربه شده است و در همين راستا است كه "بازيگري مدرن" هم ابتدا در تئاتر رخ داد و پس از آن وارد سينما شد.

بازيگر فيلم "خاك آشنا" ، استانيسلاوسكي را مبدع جنبش ناتورئاليسم در تئاتر دانست و گفت: با حضور استانيسلاوسكي مدرنيزم وارد تئاتر مي‌شود و در اين دوره است كه شكل سنتي تئاتر كه به فساد كشيده شده بر هم زده مي‌شود و استانيلاوسكي عليه آن قيام مي‌كند.

او با تشريح اتفاقات بازيگري از ابتدا تا دوره مدرن خاطرنشان كرد: به مرور زمان بازيگران از هيات ابرخدايان بيرون آمدند و قدري زميني‌تر شدند و بعد از وقوع مدرنيته در زمينه‌هاي گوناگون و همچنين با رشد علم روان‌شناس فردي و ظهور نمايشنامه‌نويساني مانند چخوف، بازيگري مدرن توسط استانيلاوسكي پايه‌گذاري شد.

او درباره شيوه آموزشي استانيلاوسكي توضيح داد: آموزش‌هاي او بر اين پايه است كه چگونه بازيگر به زواياي پنهان كاراكتر دست پيدا كند و به همين دليل دانستن روانكاوي، روان‌شناسي و .... در كار بازيگران بسيار تاثيرگذار مي‌شود واين چنين است كه بازيگر هر چه بيشتر درون‌گرا مي‌شود ارتباط خود را با دنياي اطرافش قطع مي‌كند. به تدريج ديوار ميان بازيگر و تماشاگر برداشته مي‌شود. گويي بازيگر براي خود بازي مي‌كند و نه براي تماشاگر و اين همان پاشنه آشيل شيوه استانيلاوسكي است.

 

بازيگر نمايش‌هايي چون "حرفه‌ای‌ها" و "‌بازي استريندبرگ" يادآور شد: تئاتر هنري است، "نفس به نفس" و اگر "هم‌نفس" شدن ميان بازيگر وتماشاگر اتفاق ني‌افتد، تئاتر متولد نمي‌شود. بر همين ايده بود كه شاگرد استانيلاوسكي، "مه‌ يرهولد" آموزه‌هاي استاد خود را تصحيح كرد و به او نشان داد كه بازيگري مدرن قرارداد ازلي و ابدي ميان تماشاگر و بازيگر را از ميان مي‌برد و در برابر غرايز انسان قرار مي‌گيرد. استانيلاوسكي هم كه نظريات خود را محكوم به شكست مي‌بيند، در برابر "مه‌ير هولد" مقاومت نمي‌كند، بلكه به او كمك مي‌كند تا نظرياتش را به سرانجام برساند. اما متاسفانه در ايران تنها بخش نخست‌ آموزه‌هاي استانيلاوسكي مطرح شده و بخش دوم حتي در دانشكده‌هاي ما تدريس نمي‌شود.

او سپس درباره‌ ورود مدرنيته به سينما توضيح داد: بازيگري مدرن در سينما با "اكتورز استوديو" آغاز شد واين چنين بود كه سينما از وجود تيپ‌هاي تكراري رها شد و موج نو بازيگري با ظهور بازيگراني همچون "مارلون براندو" ، "جيمز دين" و ... شكل گرفت و "شخصيت" جايگزين "تيپ" شد. اما همان پارادوكسي كه در تئاتر رخ داد در سينما هم اتفاق افتاد تا اين كه در دوره ژان لوك گدار و با مباحث فاصله‌گذاري، بازيگري سينما وارد دوره پست‌مدرن ( بعد از مدرن) شد در حالي كه اين اتفاق سال‌ها پيش در تئاتر همزمان با خود استانيلاوسكي كه سردمدار بازيگري مدرن بود، اتفاق افتاده بود.

كيانيان، برتولت برشت را بزرگترين تئوريسين بازيگري پست مدرن در تئاتر دانست و اضافه كرد: در ايران برداشتي بسيار سطحي از تئوري فاصله گذاري برشت داريم، در حالي كه تئوري او بسيار عميق است. چرا كه با تئوري برشت بود كه "‌عقل" ‌وارد دنياي نمايش شد و در همين راستا است كه فاصله‌گذاري در آموزه‌هاي برشت به معناي آگاهي بازيگر از نقش است و اين كه بازيگر مي‌داند كه براي تماشاگر بازي مي‌كند.

نويسنده كتاب‌هايي همچون "شعبده بازيگري" و "بازيگري در قاب" سپس به تشريح قراردادهاي بازيگري پرداخت و گفت: بازي به معناي كودكانه آن، روايت به معناي تعريف قصه و "‌حيرت"، سه قرارداد بازيگري هستند به اين معنا كه بازيگر همانند كودك اين توانايي را دارد كه هر چيزي را براي خود و تماشاگر "بازي" تلقي كند و با همين به بازي گرفتن باعث سرخوشي خود و تماشاگر شود. بنابراين بازيگراني كه چنين قدرتي ندارند، تماشاگر را خسته مي‌كنند.

او در توضيح ديگر قراردادهاي بازيگري گفت: روايت همچون بازي جادويي دارد كه بازيگر بايد توانايي به كار بردن آن را داشته باشد، ضمن اين كه بايد بتواند تماشاگر را حيرت زده كند.

به باور او در شيوه برشت بازيگر مي‌داند دارد براي تماشاگر روايت مي‌كند و او را به لذت، بازيگوشي و حيرت دعوت مي‌كند و اين فاصله‌گذاري يعني اين كه بازيگر در نقش خود غرق نشده است. البته اين فاصله گذاري تنها به بازيگري منحصر نمي‌شود بلكه در تمام وجوه نمايش وجود دارد.

 رضا كيانيان امروز براي حضور در فيلم "هفت و پنج دقيقه" محمد مهدي عسگرپور عازم فرانسه شد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 "مازيار ميري" در بيمارستان بستري شد

مازيار ميري كارگردان سينما كه اين روزها مشغول پيش‌توليد جديدترين فيلم‌سينمايي‌اش "كتاب قانون"است  به دليل بيماري در بيمارستان بستري شد.

سعيد شرفي‌كيا مدير توليد اين پروژهگفت: مازيار ميري به دليل عارضه‌ي بيماري امروز دريكي از بيمارستان تهران بستري شده است.

او اظهار اميدواري كرد: با بهبودي هر چه زودتر اين كارگردان، روند پيش‌توليد كار ادامه پيدا بكند.

مازيار ميري كارگردان فيلم‌هاي "قطعه ناتمام"، "به آهستگي" و" پاداش سكوت" است كه اخيرا تدوين "آن مرد آمد" حبيب‌الله بهمني را نيز برعهده داشت.

|