تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 چهره ها و خبرها
 
صبریان

محبوبه بیات

 در تئاتر تلویزیونی «منم آمدم» به کارگردانی «امیر دژاکام» ایفای نقش خواهد کرد. این تئاتر که قرار است از شبکه چهارم سیما پخش شود، مضمونی اجتماعی دارد و به معضل رشوه می پردازد. حسین محب اهری و خسرو احمدی از دیگر بازیگران این تله تئاتر هستند.

مجید مظفری

 کارگردانی مجموعه تلویزیونی «شهر من چی چست» را به نیمه رساند. مراحل فنی و تدوین این سریال پس از پایان تصویربرداری آن آغاز می شود. زهرا سعیدی، شیوا خنیاگر، امین مومنی پور، مجید سعیدی، عباس پاک نهاد و زهرا رخشان، از جمله بازیگران «شهر من چی چست» هستند. مجید مظفری در فیلم های سینمایی «مسافران»، «سگ کشی»، «قلب های ناآرام»، «گل مریم»، «جنگ نفت کش ها» و «ما همه خوابیم» ایفای نقش کرده است.

حمید نعمت ا...

 مجموعه تلویزیونی «وضعیت سفید» را کارگردانی می کند. این سریال برای پخش از شبکه سوم سیما، در ۲۶ قسمت ۴۵ دقیقه ای تهیه و تولید می شود. در «وضعیت سفید» که به موشک باران تهران می پردازد، ۳۰ بازیگر اصلی ایفای نقش می کنند. نگارش فیلم نامه این اثر را «هادی مقدم دوست» و حمید نعمت ا... برعهده دارند. ستاره اسکندری، افسانه بایگان، حسن پورشیرازی، افسانه چهره آزاد، امیرحسین رستمی، اسماعیل سلطانیان، مهین شهابی، پوراندخت مهیمن و آشا محرابی از جمله بازیگرانی هستند که حضورشان در مجموعه تلویزیونی «وضعیت سفید»، قطعی شده است.

لیلا اوتادی

 بازی در فیلم «عروسک»، به کارگردانی «ابراهیم وحیدزاده» را آغاز کرد. این فیلم داستان زندگی دختری را روایت می کند که مدت ها، در پی یافتن کار است. اما در این راه با مشکلاتی عجیب مواجه می شود. حسام نواب صفوی، بهاره رهنما، بهنوش بختیاری، علیرضا خمسه، ثریا قاسمی، سیروس ابراهیم زاده، جمشید شاه محمدی و اسماعیل خلج از دیگر بازیگران «عروسک» هستند.

نسرین مقانلو

 با فیلم «مردان زمین»، به کارگردانی مهدی صباغ زاده در جشنواره فیلم فجر امسال شرکت می کند. این فیلم که مضمونی اجتماعی دارد، داستان پسری را روایت می کند که ارثیه پدری اش را می فروشد. اما پس از آن، دچار مشکلاتی می شود. محمدرضا هدایتی، رامتین خداپناهی، الیکا عبدالرزاقی و سحر آرمین، از دیگر بازیگران «مردان زمین» هستند. نسرین مقانلو در فیلم هایی چون «مهمان مامان»، «سوپراستار»، «نابخشوده» و سریال «ساعت شنی» ایفای نقش داشته است. وی بهار امسال با «سوپراستار» تهمینه میلانی میهمان سینماهای کشور بود.

الهام حمیدی

 بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی «یدا... صمدی» را به نیمه رساند. تصویربرداری این سریال در شهرهای تهران، قزوین و بخشی هم در خارج از کشور انجام می شود. این سریال زندگی خلبان شهید بابایی را به تصویر می کشد. قرار است «شهاب حسینی» نقش شهید بابایی را در این سریال ایفا کند.

سعید نیک پور، اکبر عبدی، افسانه بایگان، بهمن زرین پور، مینا جعفرزاده، پوراندخت مهیمن، مهران رجبی، حسن جوهرچی، عباس امیری و زهره حمیدی، از دیگر بازیگران این مجموعه تلویزیونی هستند. الهام حمیدی حضور در فیلم هایی چون «محیا»، «خیلی دور خیلی نزدیک» و «بچه های ابدی» را در کارنامه بازیگری خود به ثبت رسانده است.

آرش معیریان

 جدیدترین فیلم خود با عنوان «بستنی یخی» را، آذرماه کلید می زند. بازنویسی فیلم نامه این اثر ادامه دارد و مرحله پیش تولید آن، آغاز شده است. هنوز هیچ یک از بازیگران این فیلم انتخاب نشده اند. «بستنی یخی» مضمونی کمدی دارد. آرش معیریان کارگردانی فیلم های «کما»، «چپ دست»، «شارلاتان» و «آن که دریا می رود» را، در کارنامه اش به ثبت رسانده است.

کیانوش عیاری

تهیه کنندگی سه فیلم تلویزیونی «بیست سالگی»، «آهسته در سکوت» و «حراج فوری» را برعهده گرفت. این فیلم ها به کارگردانی «مرجان اشرفی زاده»، جلوی دوربین می روند. این سه فیلم به ترتیب داستان تقابل نسل ها، مهاجرت ایرانیان و بحران طلاق را روایت خواهند کرد. فیلم نامه این آثار هم اکنون توسط کارگردان، در حال نگارش است.

مریلا زارعی

 بازی خود در فیلم سینمایی «دیگری»، به کارگردانی «مهدی رحمانی» را به پایان رساند. این فیلم نخستین نمایش خود را، در جشنواره فجر امسال تجربه می کند. این فیلم که پیش از این «جایی دیگر» نام داشت، داستان سفر یک نوجوان همراه مردی را روایت می کند که قرار است ناپدری اش شود. محمدرضا فروتن، میلاد مرادی نسب و مهران رجبی، از دیگر بازیگران «دیگری» هستند. مریلا زارعی هم اکنون با فیلم «نیش زنبور»، میهمان سینماهای کشور است.

رامین راستاد

 بازی در فیلم «بهانه های عاشقی»، به کارگردانی «صادق کرم یار» را به پایان رساند. این فیلم که مضمونی اجتماعی دارد، داستان سه جوان را روایت می کند که به سبب سرقت و کیف قاپی، تحت تعقیب پلیس هستند. جلال پیشواییان، محمدرضا داوودنژاد، اصغر نقی زاده، سیدشهزاد صفوی، مارال فرجاد، مانی کسرائیان و رسول توکلی، از دیگر بازیگران «بهانه های عاشقی» هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 امیرشهاب رضویان: موافقت تلویزیون شرط حضور «تابستان عزیز» در جشنواره فیلم فجر است
 
صبریان

حضور جدیدترین فیلمم در جشنواره فجر امسال، به نظر مساعد و موافقت مسئولان سازمان صدا و سیما بستگی دارد. «امیرشهاب رضویان» که این روزها مشغول سپری کردن آخرین مراحل ساخت جدیدترین اثرش، با عنوان «تابستان عزیز» می باشد، با اعلام این خبر به خراسان گفت: هم اکنون «حسین زندی»، مشغول ساخت موسیقی فیلم تلویزیونی «تابستان عزیز» می باشد. وی با بیان این که فیلم جدیدش اوایل آذرماه آماده نمایش می شود، اظهار داشت: از آن جا که تهیه کننده این فیلم تلویزیون است، مسئولان این سازمان باید برای حضور «تابستان عزیز» در جشنواره فیلم فجر، تصمیم بگیرند. «امیرشهاب رضویان»، با اشاره به این که این فیلم با فرمت فول HD فیلم برداری شده است و هیچ مشکلی، برای تبدیل آن، به فرمت ۳۵ میلی متری وجود ندارد تصریح کرد: «تابستان عزیز» مضمونی اجتماعی دارد و داستان مادربزرگ و نوه ای را روایت می کند که بدون هماهنگی با خانواده برای زیارت از همدان راهی مشهد شده اند.

وی با اشاره به این که در «تابستان عزیز» سروش صحت، رابعه مدنی، مهران رجبی و صابر ابر نقش آفرینی کرده اند، گفت: تهیه کنندگی این فیلم را سیدکمال طباطبایی برعهده دارد. «امیرشهاب رضویان» پیش از این، بیش از ۴۰ فیلم کوتاه و سه فیلم سینمایی «سفر مردان خاکستری»، «تهران ساعت ۷ صبح» و «مینای شهر خاموش» را کارگردانی کرده است. «مینای شهر خاموش»، با بازی «عزت ا... انتظامی»، در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر و یازدهمین جشن خانه سینما، جوایز بسیاری کسب کرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سیمای مادرانه یک زن مهربان ایرانی در دوردست...
مرحوم نیکو خردمند در فیلم‌های سینمایی خود بیشتر در نقش زنان سنتی و مادران مهربان بازی کرد و تصویرگر سیمای زن ایرانی با همه عطوفت و مهرش بود.

مرحوم نیکو خردمند در میانسالی به سینما آمد، سال‌ها به عنوان دوبلور فعالیت کرده بود، اما نقش شازده قجری در "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم‌مسیحی راه او را به سینما باز کرد، شاید او گمان نمی‌کرد "پرده آخر" و دیده شدن بازی‌اش باعث شود به بازیگری حرفه‌ای تبدیل شود.

"پرده آخر" با دیگر نقش‌های خردمند در سینما تفاوت دارد، نقشی پیچیده که زوال اشرافیت را به نمایش می‌گذاشت. بانویی قجری که می‌کوشید با خدعه میراث آبا و اجدادی را حفظ کند. اما خردمند در نقش‌های بعدی تصویرگر سیمایی مادرانه بود و هرگز نقشی با رگه‌های منفی مانند "پرده آخر" بازی نکرد.

تقدیر از مرحوم نیکو خردمند در سیزدهمین جشن خانه سینما

سیمای مادرانه او با "خانه خلوت" به کارگردانی مهدی صباغزاده شکل گرفت، این تصویر دوست‌داشتنی از زن و مادر ایرانی بود که سال‌ها همراه خردمند آمد و کارنامه او را شکل داد و این بازیگر را به فهرست زنان بازیگری اضافه کرد که تصویر مادر ایرانی را در سینما و تلویزیون جان دادند.

تجربه طولانی در گویندگی این امکان را به خردمند می‌داد تا با کمک گرفتن از صدا و لحن به نقش بعد بدهد و حس و حال زنانه و مادرانه را در نقش‌هایش زنده کند. او که اواخر دهه 60 به سینما آمده بود در دهه‌های 70 و 80 به بازیگری پرکار تبدیل شد. بازیگری که اغلب نقش زنان سنتی و مهربان را بازی می‌کرد که سرمنشا خیر و برکت در زندگی خانواده‌شان هستند.

او در سال‌های حضورش در سینما فرصت همکاری با کارگردان‌های شاخص سینمای ایران را به دست آورد و گرچه در اغلب این آثار در نقش‌هایی کوتاه مقابل دوربین رفت، اما حضوری دلنشین و صدایی گرم و تاثیرگذار داشت. در میانه‌های دهه 80 خردمند به دلیل بیماری کمتر مقابل دوربین رفت.

اما همین سال‌ها بخت همکاری با ناصر تقوایی در "کاغذ بی‌خط"، سامان مقدم در "کافه ستاره" و بهمن فرمان‌آرا در "خاک‌آشنا" را پیدا کرد، نقش‌ها کوتاه اما خاطره‌انگیز بودند و توانایی‌های او را در روزهای بیماری و کهولت نشان می‌دادند. او با بازی‌های سینمایی‌اش جایگاه حرفه‌ای خود را به عنوان بازیگر تثبیت کرد و با بازی در مجموعه‌های پربیننده "دزدان مادربزرگ"، "کت جادویی" و "آوای فاخته" برای مردم شناخته شد.

خردمند خوش‌اقبال بود که پس از سال‌ها فعالیت پشت دوربین و استفاده از قابلیت‌های صدای جادویی و تکرارنشدنی‌اش به دنیای سینما آمد و نقش‌هایی ماندگار در "پرده آخر"، "خانه خلوت"، "صبحانه‌ای برای دو نفر"، "غزال"، "کاغذ بی‌خط" و "کافه ستاره" بازی کرد، نقش‌هایی که از حافظه تاریخ سینمای ایران پاک نمی‌شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ادای دین به سینمای اجتماعی نگاهی به فیلم «بی پولی»

 
تجربه تماشای «بوتیک»، آن قدر خوب و به یادماندنی بود که علاقه مندانش را پس از پنج سال انتظار، برای تماشای جدیدترین ساخته کارگردانش، به سالن های سینما بکشاند. گرچه استدلال «حمید نعمت ا...» برای این وقفه پنج ساله «تنبلی» بود؛ ولی قدر مسلم این است که ساختن فیلمی پس از یک فیلم موفق، کاری کمتر از ریسک نیست.

با این همه، «بی پولی» توانست هم چون «بوتیک»، توفیقات جشنواره ای و مردمی زیادی کسب کند. اگرچه نتوانست هم قامت «بوتیک» شود؛ ولی با استقبال خوب تماشاگران مواجه شده است.

«بی پولی» داستان زندگی زوج جوانی است که زندگی را، با شکوه و تجمل شروع کرده اند؛ ولی رفته رفته، مشکلات اقتصادی ناشی از بی کاری، زندگی شان را دچار بحران می کند.

نکته قابل تحسین «بی پولی» شخصیت پردازی های قوام یافته و تصویرسازی درست، از دغدغه های اجتماعی است.

ما در «بی پولی» با انسان هایی آشنا مواجه می شویم که با مشکلاتی آشنا دست و پنجه نرم می کنند. واکنش های اشخاص در موقعیت های مختلف، به قدری باورپذیر است که گاهی تماشاگر را مردد می کند که مثلا: «من این افراد را ندیده ام؟!»

البته گاهی بازی ها تصنعی و شعاری می شوند که از باورپذیری نکات مثبت فیلم، می کاهد. مثلا دلیل آوردن همسر ایرج (لیلا حاتمی) برای انداختن پول پیدا شده در صندوق صدقه.

یکی از نقاط ضعف فیلم که به فیلم نامه برمی گردد، ریتم ناموزون آن است. کارگردان گاهی می خواهد همه جزئیات را شرح دهد (مثل مجلس عروسی و مهمانی های خانوادگی) و گاهی خیلی بی موقع، مختصرگویی می کند (مثل چندین ماه بی کاری مخفیانه ایرج) که جای پردازش بیشتری دارد.

دیگر ضعف «بی پولی» که اتفاقا در مقابل شخصیت سازی خوبش قرار دارد، انتخاب بازیگر است. ما در «بی پولی» (مثل بوتیک) پیاپی با غریبه هایی آشنا می شویم. اما این آشنایی دوام چندانی نمی آورد. مشکل این جاست که این غریبه ها (برخلاف بوتیک)، از میان بازیگران مطرح برگزیده شده اند. نتیجه چنین انتخابی نیز لطمه خوردن به مضمون و محتوای فیلم است. زیرا شناخت قبلی تماشاگر از آن ها، باتوجه به حضور کوتاهی که در فیلم دارند، تبدیل به تناقضی ذهنی می شود.

«بی پولی» از آن دسته فیلم های محترمی است که با دستمایه قرار دادن بزرگ ترین معضل جامعه فعلی، ادای دین بزرگی به سینمای اجتماعی کرده است. اگر بخواهیم تکنیک، محتوا و پردازش صحیح را، از ویژگی های «بی پولی» بدانیم، جا دارد که این فیلم الگویی برای تولید «بیشتر» و «کامل تر» فیلم های این چنینی باشد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 درکوچه پس کوچه های سینما
 

* مریلا زارعی و امین حیایی به عنوان گزینه های نقش اول فیلم سینمایی «پسر از من، دختر از تو»، به کارگردانی «داوود موثقی» در حال مذاکره با وی هستند. این فیلم اثری حادثه ای کمیک است.

* امیر دلاوری نقش اصلی فیلم «انتخاب سیاووش» را ایفا خواهد کرد. در این فیلم که کارگردانی آن را «شاهین باباپور» برعهده دارد، بازیگران دیگری چون ماه چهره خلیلی و نیلوفر خرم نیک، ایفای نقش خواهند داشت. «انتخاب سیاووش» مضمونی اجتماعی دارد و در شمال و تهران فیلم برداری می شود.

* حمید فرخ نژاد با فیلم «هم بازی» به کارگردانی «غلامرضا رمضانی»، میهمان جشنواره فیلم فجر امسال می شود.

این فیلم که به تازگی پروانه نمایش گرفته است، داستان پسری ۴ ساله به نام امین را روایت می کند. وی به سبب تنها بودن از پدر و مادرش می خواهد که با آوردن نوزادی به جمع خانواده، او را از تنهایی نجات دهند. نیکی کریمی، خاطره حاتمی، رضا فیاضی، شیوا خسرومهر، جواد عزتی و خسرو احمدی از دیگر بازیگران «هم بازی» هستند.

* هدیه تهرانی به عنوان بازیگر و طراح صحنه و لباس در فیلم «هفت دقیقه تا پاییز»، حضور خواهد داشت. کارگردانی این فیلم را، «علیرضا امینی» برعهده دارد. هدیه تهرانی پس از پنج سال دوری از سینما، این فیلم نامه را از بین ۱۵۰ فیلم نامه پیشنهادی انتخاب کرده و حاضر شده است، تا مقابل دوربین برود. تهرانی پس از «چهارشنبه سوری»، در اثر دیگری ایفای نقش نکرده است. «حامد بهداد» و «محسن تنابنده»، از دیگر بازیگران «هفت دقیقه تا پاییز» هستند.

* علیرضا رئیسیان تهیه کنندگی مجموعه تلویزیونی «لیلی کجاست؟»، با موضوع جنگ ۳۳ روزه لبنان را به عهده گرفت. «مصطفی رستگاری» نویسندگی این مجموعه ۱۵ قسمتی را، برعهده دارد. داستان این سریال که هنوز کارگردان آن مشخص نشده است، با روابط عاشقانه ای در دانشگاه بیروت آغاز می شود.

* نیکی کریمی قصد دارد برای سومین بار بر صندلی کارگردانی بنشیند. وی پیش از این فیلم های «یک شب» و «چند روز بعد» را، کارگردانی کرده است. آثاری که هنوز هیچ یک از آن ها رنگ پرده را به خود ندیده اند. کریمی هم اکنون در حال تلاش برای گرفتن پروانه ساخت سومین فیلم خود و فراهم آوردن شرایط نمایش عمومی، برای دو فیلم پیشینش می باشد.

* حامد عنقا مشغول نگارش فیلم نامه سینمایی «در سکوت عشق»، به تهیه کنندگی «سیدکمال طباطبایی» است. وی که تا چندی پیش مجموعه «نردبام آسمان» را در مقام نویسنده در حال پخش داشت، ماه آینده نگارش این فیلم نامه را به پایان می رساند. «در سکوت عشق» یک تراژدی متفاوت درباره مرگ، زندگی و عشق است.

* مهتاب کرامتی به زودی در یک نمایش به کارگردانی «عبدالرضا کاهانی» به روی صحنه خواهد رفت. وی پیش از این در فیلم های «بیست» و «آدم» عبدالرضا کاهانی، به عنوان بازیگر با وی همکاری داشته است. کرامتی پیش از این سال ۸۱، حدود یک سال در صحنه تئاتر بازی کرده است.

* صابر ابر در نمایش «کالیگولا» به کارگردانی «همایون غنی زاده»، ایفای نقش خواهد داشت. این نمایش قرار است در جشنواره تئاتر فجر امسال، به روی صحنه رود. صابر ابر تا چندی پیش فیلم «درباره الی» اصغر فرهادی را، در حال اکران داشت.

* اندیشه فولادوند بازی در فیلم سینمایی «سنگ اول» به کارگردانی ابراهیم فروزش را به پایان رساند. این فیلم براساس فیلم نامه ای از «هوشنگ مرادی کرمانی» جلوی دوربین رفته است. در «سنگ اول» که قرار است برای نمایش در جشنواره فیلم فجر آماده شود، محسن تنابنده نیز حضور دارد.

* مجید حاجی زاده به جمع بازیگران مجموعه تلویزیونی «خانه بی پرنده»، به کارگردانی «کاظم معصومی» پیوست. داستان این سریال، درباره دختری است که در زمان جنگ تحمیلی مفقود می شود. رویا افشار، پردیس افکاری، شهروز ابراهیمی، کاظم افرندنیا، محمد ابهری، صدرالدین حجازی، جعفر دهقان، روناک یونسی، سروش گودرزی، سامیه لک، میرطاهر مظلومی، ماهرخ شریفی و کامران فیوضات، از دیگر بازیگران «خانه بی پرنده» هستند.

* علی قوی تن به زودی فیلم سینمایی «بادهای بهاری» را، در کوه های هزارمسجد جلوی دوربین می برد.

این فیلم که قرار است برای نمایش در جشنواره فیلم فجر آماده شود، مضمونی کودکانه دارد. تمام بازیگران این فیلم از افراد بومی و روستایی هستند.

* جمال شورجه در ساخت فیلم جدیدش با عنوان «یاس های پنهان»، با بازیگران و عوامل سینمایی کشور عراق همکاری خواهد داشت. وی هم اکنون در حال رایزنی با چند ارگان و نهاد است تا سرمایه گذار فیلمش را مشخص کند. «فرهاد توحیدی» بازنویسی فیلم نامه «یاس های پنهان» را انجام می دهد. فیلم برداری این فیلم در عراق، مرز ایران و عراق، شلمچه و جنوب کشور صورت می گیرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 وودی آلن:خورشید تمام کارهایم را به هم می ریزد

در یکی از روزهای آفتابی و گرم، «وودی آلن» در «هیل» لندن، به آسمان خیره شده است. در حالی که با ناراحتی سرش را تکان می دهد، زیر لب می گوید: انگار قرار نیست باران ببارد. اگر این گونه باشد، مجبورم فیلمم را جور دیگری بسازم. وی که این روزها به شدت سرگرم فیلم برداری جدیدترین اثرش می باشد،به جای آسمان ابری و بارانی که به آن علاقه بسیار دارد، ناگزیر است مدام روزهای آفتابی و آسمان آبی را تحمل کند. به نوشته دیلی تلگراف او در حالی که دارد به فیلم بردارش کات می دهد می گوید: «باز هم خورشید! نمی توانم تحملش کنم. خورشید همیشه کارهایم را به هم می ریزد.» جدیدترین فیلمش، یک کمدی رمانتیک است. «جاش برولین»، «آنتونیو باندراس»، «آنتونی هاپکینز»، «نوآمی واتس» و «فریدا پینتر»، ستارگان اثر جدید «وودی آلن» هستند. «آلن» مدام به دستیارش خاطرنشان می کند که باران، بخش مهمی از داستان فیلم اوست.

 

وی در حالی که به سمت «جاش برولین» می رود با صدای بلند می گوید: «خودت که خوب می دانی! من از طرفداران پر و پا قرص باران هستم.» به نظر «آلن» باران در زندگی و بر پرده سینما، جلوه ای زیبا دارد. او مانند همیشه طرح داستانی و نام فیلمش را تا آخرین روزهای فیلم برداری فاش نمی کند. «جاش برولین» قرار است در این فیلم، نقش نویسنده ای سرخورده را ایفا کند. فردی که با خانواده اش مشکلات بسیاری دارد. «آلن» می گوید: «تلاش دارم مشکلات اجتماعی و خانوادگی را، در فیلم هایم به گونه ای ظریف به تصویر بکشم. گاهی اوقات از پس آن برمی آیم اما برخی وقت ها هم آن طور که باید نمی توانم.» «آنتونیو باندراس» همان طور که دارد قهوه می نوشد رو به «وودی آلن» کرده و به وی می گوید: «چرا نمی خواهی نام فیلمت را به ما بگویی؟» «آلن» لبخند می زند و با نگاهی که سرشار از طنز و شوخی است پاسخ می دهد: «هنوز زود است. مگر نمی بینی داریم فیلم برداری می کنیم؟ همه می دانند که من تا زمانی که ساخت فیلمم به پایان نرسیده است، هرگز اسمی برای آن انتخاب نمی کنم.

چون احساس می کنم اگر خوب از کار درنیاید، اسم اثر را به هدر داده ام. از طرفی اگر از همین الان تماشاگر نام فیلمم را بداند، ممکن است داستان آن را حدس بزند. همیشه می خواهم جلوتر از تماشاگر باشم.» ظاهر «آلن» آن قدر سرد، بی روح و خشک است که به سختی می توان تشخیص داد که چه زمان، جدی سخن می گوید و چه هنگام شوخی می کند. شنیدن حرف هایش برای بازیگران، جالب و جذاب به نظر می رسد. اگرچه بیشتر اوقات، نوعی بدبینی خاص نسبت به آینده دارد. «آلن» رو به «آنتونی هاپکینز» کرده و می گوید: «من از آن آدم هایی نیستم که بی آن که به سرنوشت فیلم شان فکر کنند، به سادگی درباره آن تصمیم می گیرند. فکر می کنم هنوز زمان آن نرسیده است تا با شما، درباره آن بحث کنم. شما فقط حواستان باشد که تلاش کنید بهترین باشید. دست کم در فیلم وودی آلن.» ممکن است تصور کنیم «وودی آلن» پس از ساخت بیش از بیست فیلم، ۱۴ بار نامزدی اسکار و دریافت دو مجسمه طلایی، هنگامی که فیلم جدیدش را کلید می زند، دقیقا می داند چه کار می خواهد بکند. اما خودش چنین می گوید: «هرگز این گونه نیست. من هنوز هم هرگاه برای ساخت جدیدترین فیلم پشت دوربین می روم، دلهره دارم. چون این حقیقت را به خوبی درک کرده ام که تجربیات فیلم قبلی ام، در ساخت اثر جدیدم هرگز به کارم نمی آید.»

در حالی که بازیگران دارند خودشان را آماده می کنند، تا دورخوانی فیلم نامه را آغاز کنند، «آلن» به سمت فیلم بردارش می رود. رو به او کرده و می گوید: «شاید باور نکنی! اما کارگردانی هرگز برایم لذت بخش نبوده است.»«وودی آلن» این روزها، صبح زود از خواب بیدار و به موقع، سر صحنه حاضر می شود. تمام روز را هم سر صحنه فیلم حضور دارد. فقط سه ساعت طول می کشد تا فیلم بردار، نور صحنه را مطابق خواست وی تنظیم کند.

هر بار که قرار است سکانسی فیلم برداری شود، مرتب برداشت هایش را تکرار می کند. بازیگران گاهی که عصبانی و خسته هستند، از پاسخ به پرسش های «وودی آلن» طفره می روند. «نوآمی واتس» می گوید:  «آلن گاهی اوقات، واقعا غیرقابل تحمل می شود. برخی روزها در نهایت خستگی جلوی دوربین می روم. اما او آن قدر از بازی هایم اظهار نارضایتی می کند که دلسرد می شوم. اما پس از این که بازی ام را بر پرده می بینم، دلم می خواهد بارها از او تشکر کنم. «آلن» در عین سخت گیری بسیار دوست داشتنی است.» وودی آلن در طول فیلم برداری آثارش، هیچ گاه اجازه نمی دهد هیچ خبرنگاری، سرصحنه فیلم هایش حضور داشته باشد. به رغم آن که بسیاری منتقدان بر این باورند که «وودی آلن» آدم خودخواهی است اما خودش، اظهار می دارد: «از فیلم هایی که می سازم، انتظار چندانی ندارم. هرگاه کار جدیدی را آغاز می کنم دلم می خواهد آن فیلم بهترین اثر کارنامه ام باشد.

اما پس از چند سال که از ساخت آن می گذرد، به این نتیجه می رسم که هنوز بهترین فیلمم را نساخته ام. فکر می کنم تاکنون در سینما به آرزوها و آن چه می خواستم نرسیده ام.» در حالی که برای لحظاتی از صندلی کارگردانی اش بلند می شود تا برای استراحت کمی قدم بزند، اعضای گروه تولید فیلمش، باران مصنوعی راه انداخته اند. آب از پنجره ها روی سنگفرش خیابان، سرازیر شده است. عابران شگفت زده در آن جا تجمع کرده اند در حالی که خیس شده اند. عوامل گروه هم در حالی که چتر در دست دارند، به فعالیت مشغولند. «وودی آلن» لبخندی می زند و زیر لب می گوید: «این طور بهتر شد، انگار در فیلمم باران هم خواهم داشت.»

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فراز و نشیب اکران جهانی سینمای ایران
    
در گفت وگوی خراسان با اهالی سینما به بحث گذاشته شد
 
  فراز و نشیب اکران جهانی سینمای ایران
 
احمد صبریان

در هفته های اخیر با کانون توجه قرار گرفتن فیلم «درباره الی» به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در رقابت های اسکار، ویژگی های لازم برای حضور جهانی سینمای ایران با کارکردی جدید و ارتباط با مخاطب خارجی به بحثی جدی تبدیل شده است. اگرچه با مشخص شدن معاونت سینمایی جدید این هدف هم چنان در راس شعارهای مطرح شده از سوی متولیان جدید سینما و مدیریت فرهنگی قرار گرفته است اما چنین به نظر می رسد که هنوز اقدام هماهنگ و مشخصی، برای نیل به این هدف صورت نگرفته و سینمای ایران هم چنان در پیله جشنواره های خارجی و موفقیت های جهانی گرفتار است.سینمای ایران با توجه به موقعیت ممتاز و کسب رتبه های چشمگیر جهانی به لحاظ تولید و جوایز بین المللی، ظرفیت های بسیاری برای اکران گسترده در سایر کشورها دارد.ضروری به نظر می رسد که باید عزمی ملی برای به نتیجه رسیدن این هدف، در سیاست های جدید سینمایی لحاظ شود. در گفت وگو با تنی چند از اهالی سینمای ایران که در این زمینه دستی بر آتش دارند، نظر آن ها را دراین باره جویا شدیم. آنان نیز در کمال صمیمیت پاسخ گوی مان بودند که جای تشکر فراوان دارد.

ابوالفضل جلیلی که ساخت فیلم هایی چون «رقص خاک»، «گال»، «دت یعنی دختر»، «ابجد» و... را در کارنامه کارگردانی خود به ثبت رسانده است، در این باره به خراسان می گوید: برخی بر این باورند که سینمای ما به لحاظ فناوری از کشورهای آمریکایی و اروپایی پایین تر است و به همین سبب، نمی توانیم با آن ها مقابله کنیم. اما چگونه است که گاهی سینمای ایران تیتر اول روزنامه های سراسر جهان می شود؟ پس نباید نگران بود چون ما به جای تکنیک، محتوا داریم و خوشبختانه محتوا مسئله روز سینمای جهان است.جلیلی با تاکید بر این که وقتی حرف قشنگ داشته باشیم تکنیک چندان به چشم نمی آید، اظهار می دارد: در فیلم های ما آن قدر حرف و پیام هست که مخاطبی که می آید آثار ایرانی را ببیند دنبال یک کار صرفا تکنیکی نباشد. این بهانه ها دیگر کهنه شده است. عادت کرده ایم هرجا کم می آوریم یک موضوع فرعی را بهانه می کنیم. در صورتی که من معتقدم همان نگاتیوی که من استفاده می کنم، کارگردان های بزرگ جهان هم از آن استفاده می کنند. اما آن ها اندیشه قوی دارند ولی شاید اندیشه من ضعیف باشد.

پوران درخشنده کارگردان فیلم هایی چون «پرنده کوچک خوشبختی»، «رویای خیس» و «شمعی در باد»، با بیان این که سینمای ایران توانمندی جذب مخاطبان منطقه ای و جهانی را دارد اما تاکنون هیچ گونه برنامه ریزی کارشناسی شده برای این قضیه انجام نشده است می گوید: ما هنوز نتوانسته ایم در عرصه جهانی برای فیلم هایمان مخاطب ثابت و همیشگی داشته باشیم. تاسف زمانی بیش تر می شود که فیلم های کشورهای دیگر، در سطح جهان جایگاهی ثابت برای خودشان دست و پا کرده اند. ولی فیلم های ایرانی، حتی در کشورهای منطقه هم نتوانسته اند اکران گسترده ای داشته باشند. وی با تاکید بر این که برای نیل به این هدف باید سرمایه گذاری لازم و کافی صورت گیرد می گوید : حتی در صورت لازم باید مبالغی را پرداخت تا سینمای ایران مخاطب پیدا کرده و به اکران گسترده دست یابد.

محمدرضا شرف الدین رئیس انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس نیز معتقد است: فیلم های سینمای ایران، به خوبی می توانند به گونه ای ساخته شوند که با حفظ ارزش ها، اعتقادات و هویت ایرانی، در چارچوب یک محصول صنعتی در جهان ارائه شوند و بازدهی اقتصادی قابل توجهی هم داشته باشند.وی تصریح می کند: ما هنوز نتوانسته ایم سینمای مان را به عنوان یک صنعت به جهان ارائه کنیم. سینمای ما باید به سمت صنعتی شدن برود و ضمن تعریف مولفه های آن، حدودش مشخص و با همان معیارها جهانی شود.

غلامرضا آزادی مدیر فیلم برداری و تهیه کننده سینما نیز با اشاره به این که برای اکران گسترده فیلم های ایرانی در جهان باید بر فناوری فیلم هایمان فکر کنیم، تا وجه دیگر گونه ای از سینمای ایران را ارائه دهیم می گوید: مخاطب جهانی از ما فناوری بهتر می خواهد. ما باید فیلم های مان را برای آن ها گلچین کنیم. آثارمان باید از تمامی المان های تصویری برتر نظیر فیلم برداری، نورپردازی و صدابرداری برخوردار باشد.وی با بیان این که کوچک ترین کشورها در تلاش هستند تا با فناوری مدرن تر فیلم بسازند، اظهار می دارد: بیشتر مضامین و موضوعات سینمای ما برای جهانیان جالب است، منتهی باید فیلم ها را صادراتی ساخت و از تنوع لوکیشن در سرزمین مادری مان بهره گرفت.

 

 

جهانگیر کوثری تهیه کننده فیلم هایی چون «نسل جادویی»، «خون بازی» و «گیلانه» می گوید: کشورهای صنعتی که موقعیت سینمایی شان بین المللی است و قدرت فروش فیلم هایشان را به دیگر کشورها دارند، براساس مناسبات اقتصادی شان فیلم می سازند. به همین سبب در این کشورها سینما برای خودش مستقل شده و به عنوان یک صنعت- کالا نامیده می شود.وی سینمای ایران را سینمایی خاص می داند و اظهار می دارد: در سینمای بسیاری از کشورها خشونت و مسائل غیراخلاقی، جزو فاکتورهایی هستند که تماشاگر جذب می کنند. ما این دو مقوله را نداریم و شایسته هم نمی دانیم که از آن ها استفاده کنیم.

سامان سالور کارگردان فیلم های «ساکنین سرزمین سکوت»، «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» و «ترانه تنهایی تهران» که موفق به کسب جوایز جهانی معتبری از جشنواره های بین المللی نیز شده است، نبود سوژه های مناسب برای فیلم های ایرانی را علت عقب ماندن سینمای ایران از اکران گسترده جهانی می داند.وی با بیان این که فیلم های ایرانی اگر به گونه ای ساخته شوند که بتوانند نیازها و فرهنگ های مردم مختلف جهان را مدنظر داشته باشند، در بازارهای جهانی مورد استقبال قرار خواهند گرفت می گوید: در فیلم های ایرانی باید پارامترهایی وجود داشته باشد، تا آن هایی که فرهنگ شان خیلی با فرهنگ ما هماهنگ نیست، بتوانند با ادبیاتی که در فیلم هایمان به کار می بریم رابطه برقرار کنند. برای اکران بین المللی همه مسائل و جزئیات یک فیلم، باید با هم هماهنگ باشند و تکنیک در خدمت قصه قرار گیرد.

مرتضی رزاق کریمی تهیه کننده سینما، در کنار کیفیت، موضوع و محتوای فیلم ها را برای رسیدن به بازارهای جهانی بسیار مهم می داند. وی معتقد است: در فیلم های ما باید موضوعی باشد که مخاطب خارجی، بتواند با آن ارتباط برقرارکند و قابلیت جذب آن ها را داشته باشد. اما مهم تر از همه آشنایی با قواعد پخش بین المللی است. در واقع روشی برای توزیع فیلم در سطح بین المللی وجود دارد که باید با این قاعده -که استفاده آن را بلد نیستیم- وارد بازارهای بین المللی شویم.

جمال ساداتیان تهیه کننده آثاری چون «به رنگ ارغوان» نیز می گوید: سینمای ایران، به دلیل شاخصه ها و ویژگی های اخلاقی که دارد می تواند در تلویزیون و سالن های سینمای منطقه و حتی بسیاری از کشورهای جهان به نمایش درآید. اما مشکل ما این است که تاکنون جشنواره ها را هدف قرار داده بودیم و تمام فکر و ذکرمان، این بود که بتوانیم جشنواره ها را فتح کنیم. به نظرم سینمای ایران با دریافت بیش از هزار جایزه بین المللی پس از انقلاب، به این هدف رسیده است.وی با بیان این که برای صادرات فیلم های ایرانی و نمایش گسترده آن ها در سینماهای دیگر کشورها باید برنامه ریزی کرد، می افزاید: ما نمی توانیم بدون داشتن ارتباط جهانی با دست اندرکاران سینمای جهان، به آن ها بگوییم فیلم داریم و مردم شما بیایند و آن را ببینند.

مازیار میری کارگردان فیلم هایی چون «به آهستگی»، «قطعه ناتمام»، «کتاب قانون» و «پاداش سکوت»، مهم ترین راه حضور سینمای ایران در بازارهای جهانی را، به روز شدن مضامین سوژه ها و ساختار تکنیکی فیلم ها و رسیدن به سینمای استاندارد می داند.وی می گوید: در همین زمینه طرح تولیدات مشترک سینمایی به عنوان راه کاری در این زمینه که پیش تر در قالب طرح و بعضا با تولید چند اثر انگشت شمار جنبه اجرایی به خود گرفت ولی به گونه ای جدی پی گیری نشد، باید دستمایه جدی مدیریت فعلی سینما قرار گیرد.به باور من رایزنی برخی مراکز سینمایی هم چون مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، برای حضور پررنگ در بازارهای منطقه ای و بین المللی و سرمایه گذاری مشترک با طرف های خارجی برای ثبت سفارش تولید فیلم های مشترک با رنگ و بوی ایرانی، نشان گر قدرت سینمای وطنی برای انتخاب و راه اندازی جریان تولیدات مشترک سینمایی است.

بهنام بهزادی کارگردان فیلم «تنها دوبار زندگی می کنیم»، تولید آثار مشترک و ایجاد شرایط برابر برای تولید فیلم با همکاری دیگر کشورها را، زمینه ای برای ورود سینمای ایران به بازارهای جهانی و گسترش فعالیت های فرهنگی می داند.وی می گوید: تولید آثار مشترک، منجر به گسترش تبادل فرهنگی با رویکردی نوین در عرصه فیلم سازی می شود.وی تصریح می کند: افق دید فیلم ساز در تولید این گونه آثار به دلیل مخاطب متفاوت وسیع ترمی شود. بهزادی جذب سرمایه خارجی و ارائه موضوع های متفاوت را زمینه ای برای رونق اقتصادی صنعت فیلم سازی داخلی و کسب درآمد می داند.

علیرضا شجاع نوری تهیه کننده سینما، نیز معتقد است که سینمای ایران از ظرفیت مناسبی برای تولید مشترک با سایر کشورها برخوردار است.وی بر سرمایه گذاری و حمایت نهادهای فرهنگی از بخش خصوصی در تولید آثار مشترک تاکید می کند.شجاع نوری با اشاره به تنوع موضوعی تولیدات مشترک سینمایی می گوید: در حقیقت رونق تولید، ایجاد گونه های (ژانر) جدید با محوریت ایرانی است.وی برنامه ریزی دقیق، سرمایه گذاری مناسب و حمایت منطقی دولت از بخش خصوصی را، زمینه ای برای گسترش تولیدات مشترک سینمایی می داند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 گشت و گذار درسرزمین آرزوها
 

نگاهی به مجموعه تلویزیونی شمس العماره

 

مجموعه های تلویزیونی روتین شبانه این حسن را دارد که اگر سازندگان آن در پی ارائه هرچه بهتر آن باشند، با گردآوری نظرات بینندگان و منتقدان، امکان شناسایی و برطرف ساختن نقاط ضعف اثرشان را دارند. اما سریال «شمس العماره» از این قاعده مستثنی است. بدین معنی که سریال در ابتدا خوب شروع شد اما به مرور زمان، به ورطه تکرار افتاده است. چارچوب اصلی «شمس العماره» که انتخاب همسر توسط لیلا (هانیه توسلی) است، ظرفیت یک سریال روتین را ندارد. در ظاهر این چارچوب، محملی برای رخ دادن اتفاقات گوناگون و ورود شخصیت های جدید و به تبع آن، واکاوی رفتارهای اجتماعی آنان است. اکنون که سی و چند قسمت از این سریال پخش شده است، بیننده به حد کافی با کنش ها و واکنش های این افراد آشنایی دارد. حالا همه می دانند شمسی (مهرانه مهین ترابی) تمام هم و غمش، عمل به وصیت برادر است، لیلا (هانیه توسلی) با ارزیابی تک تک خواستگارها، در حال از سر گذراندن تجربه های جدید است. پری خانم (رویا تیموریان) در رویای ازدواج چهارم به سر می برد. شکور، دریا و مش رحمت و خانواده اش هم نگران رانده شدن از شمس العماره هستند. شخصیت پردازی های سریال به جز یک مورد (مش رحمت)، در متن و اجرا بسیار موفق از کار درآمده است. اگر بخواهیم توفیق نسبی برای شمس العماره قائل شویم، باید آن را مدیون پرداخت دقیق شخصیت های آن دانست. شخصیت هرمز (مسعود رایگان) به طور نامحسوسی، به کاراکتر شازده «اسدا...» سریال «دائی جان ناپلئون» پهلو می زند. این برادر و عموی دلسوز که گذشته ای رازآلود دارد و هیچ کس نمی تواند برای لحظه ای فکر او را بخواند، به لطف بازی ظریف و هنرمندانه مسعود رایگان برای بیننده قابل باور می نماید. رویا تیموریان نیز با ارائه یک بازی دل پذیر، به خوبی از عهده نقش طنزآلود «پری خانم» برآمده است. بزرگ ترین مزیت در شخصیت پردازی این سریال، سیاه و سفید نبودن آدم های آن است. اهالی «شمس العماره»، به دو گروه مثبت و منفی تقسیم نمی شوند. برای هر یک از آن ها، می توان معایب و محاسنی را متصور شد. به طور مثال زیور (مرجانه گلچین) در عین خوش قلبی و ساده دلی، فالگوش می ایستد، به فراخور حال زیرآب خواستگاران را می زند، غیبت می کند و... اما فرهاد آئیش در ارائه شخصیت «مش رحمت» موفق نیست. اگر قرار است مش رحمت مثلا نمک این مجموعه قلمداد شود، باید گفت این دست پخت، کمی شور شده است. کوشش آئیش در تقلید از مش قاسم «دائی جان ناپلئون»، آن چنان محسوس است که وی خود به آن اذعان می کند.(روزنامه خراسان مورخه ۶/۸/۸۸). اما این تلاش به زعم نگارنده بی رنگ و کم مزه از کار درآمده است. علی رغم این که «مش رحمت» قرار است شخصیتی کمیک و مثبت داشته باشد، اما ویژگی های رفتاری او بیشتر بار منفی دارد. مش قاسم «دائی جان ناپلئون» برای هر کلمه و حرکت خود، دلیل و منطق داشت ولی وراجی های بی دلیل و بی پایان «مش رحمت» در مورد همه چیز و از همه بیشتر، درباره ریخت و پاش آب و برق حوصله بیننده را سرمی برد. احساس خطر مش رحمت از ناحیه «مقرنسی »ها (شما بخوانید انگلیسی ها)، به صرف این که هم ولایتی نهرآبادی اش را آواره کرده اند باسمه ای و ابلهانه است.«شمس العماره» سامان مقدم برخلاف اولین کار تلویزیونی اش (پریدخت) تعدد لوکیشن ندارد. این ویژگی، «شمس العماره» را، به ساختار تله تئاتر نزدیک کرده است. البته نمی توان این موضوع را برای یک سریال تلویزیونی، ضعف قلمداد نمود. اما از سامان مقدم که فیلم سینمایی «کافه ستاره» را در کارنامه دارد، انتظار می رفت با همکاری «افشین اربابی» در قاب بندی و میزانسن ها، دقت و وسواس بیشتری به خرج دهد. دوربین تقریبا در سکانس های مختلف بی حرکت است و بیننده از طریق گفت وگوها و نه تصاویر، پی به جزئیات داستان می برد.عمده فعالیت کارگردان تلویزیونی، بر نماهای متوسط و کلوزآپ متمرکز است و حتی در اکثر لانگ شات ها، عمق صحنه رعایت نمی شود.به هر حال هنوز خواستگاری ها هم چنان ادامه دارد. به عقیده نگارنده بهتر آن است که سازندگان مجموعه با یک شوک قوی و سپس خاتمه دادن به داستان، خاطره ای خوب از «شمس العماره» در ذهن بینندگان به جای گذارند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه نوزدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چهره ها و خبر ها
چهره ها و خبرها
 
صبریان

حامد بهداد

 به جمع بازیگران فیلم سینمایی «لطفا مزاحم نشوید»، به کارگردانی «محسن عبدالوهاب» پیوست. این فیلم شامل چهار قصه است که در شهر تهران می گذرد. قصه ها از صبح زود آغاز می شوند و شب هنگام، به پایان می رسند. «لطفا مزاحم نشوید» در گونه سینمای اجتماعی و درباره موضوع های مربوط به جوانان است. باران کوثری، حسن پورشیرازی، سیامک صفری، افشین هاشمی، مزدک میرعابدینی، خسرو احمدی و مجید بهرامی، از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

حدیث فولادوند

در فیلم «ماهرخ»، به کارگردانی «حمیدرضا حافظی»، ایفای نقش خواهد کرد. این فیلم هفته گذشته پس از انتخاب لوکیشن ها، کلید خورد. بهزاد خداویسی، شهرزاد عبدالمجید، فریده دریامج و ملیکا ناظری، از دیگر بازیگران «ماهرخ» هستند. این فیلم روایت زندگی دختربچه ای است که باید پذیرای نامادری اش در خانه باشد.

محمدرضا فروتن

 به زودی بازی در فیلم سینمایی «دموکراسی تو روز روشن» به کارگردانی علی عطشانی را آغاز می کند. این فیلم قرار بود هم زمان با میلاد امام رضا(ع) جلوی دوربین رود. «دموکراسی تو روز روشن» زندگی یکی از فرماندهان جنگ را روایت می کند که در شرایط زندگی عادی، به کما می رود و در برزخ اتفاق هایی برایش می افتد. نیوشا ضیغمی، فخرالدین صدیق شریف، محمدرضا شریفی نیا، نیکی کریمی، نیما شاهرخ شاهی، ارژنگ امیرفضلی، مهران رجبی، علی دهکردی، قاسم زارع و محمدرضا گلزار، از دیگر بازیگران «دموکراسی تو روز روشن» هستند.

شهاب حسینی

 در جشنواره فیلم فجر امسال با فیلم «سایه وحشت»، به کارگردانی «عماد اسدی» حضور خواهد داشت. این فیلم آماده نمایش شده است و درامی پرتعلیق می باشد که درگونه وحشت ساخته شده است. شیلا خداداد و ماه چهره خلیلی، از دیگر بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش دارند.

لیلا حاتمی

 در جدیدترین اثر «داریوش مهرجویی» با عنوان «آسمان محبوب»، ایفای نقش خواهد کرد. این فیلم که اثری متفاوت در کارنامه مهرجویی به شمار می رود، در مشهد اردهال جلوی دوربین می رود. علی مصفا، همایون ارشادی و فریده سپاه منصور از دیگر بازیگرانی هستند که تاکنون، حضورشان در این فیلم قطعی شده است. علی مصفا و لیلا حاتمی که نخستین بار سال ۷۵ در فیلم «لیلا» با هم بازی کرده بودند، اینک پس از ۱۳ سال برای بار دوم، مقابل دوربین مهرجویی می روند. «همایون ارشادی» هم پیش از این در فیلم سینمایی «درخت گلابی»، با مهرجویی همکاری داشته است. مهرجویی امسال با جدیدترین اثرش با عنوان «تهران در جست وجوی زیبایی»، که درباره تهران است ،در جشنواره فیلم فجر حضور خواهد داشت. لیلا حاتمی به تازگی بازی در فیلم «چهل سالگی» علیرضا رئیسیان را به پایان رسانده است.

افسانه بایگان

 بازی در فیلم سینمایی «آدمکش»، به کارگردانی رضا کریمی را به پایان رساند. این فیلم که در جشنواره فجر امسال به روی پرده می رود، مضمونی اجتماعی دارد و یک درام روانشناختی است. بهرام رادان، مهتاب کرامتی، حامد بهداد، لیلا اوتادی، قطب الدین صادقی، شهرزاد کمال زاده، سیامک صفری و علی اصغر طبسی، از دیگر بازیگران «آدمکش» هستند.

اصغر همت 

 بازی در فیلم سینمایی «بی خوابی»، به کارگردانی «محمدجعفر باقری نیا» را به پایان رساند. این فیلم هم اکنون مرحله تدوین را پیش رو دارد. «بی خوابی» که مضمونی اجتماعی دارد، برای نمایش در جشنواره فیلم فجر آماده می شود. کیهان ملکی، آشا محرابی، مهرخ افضلی و امیررضا وزیری از جمله بازیگران این فیلم هستند.

الهام حمیدی

بازی در فیلم «سه درجه تب» به کارگردانی حمیدرضا صلاحمند را به پایان رساند. پیش از این قرار بود «سه درجه تب» را، منوچهر هادی بسازد. رضا عطاران، شهره لرستانی، علی صادقی، امیرعلی دانایی، سیروس گرجستانی و حسین عابدینی از دیگر بازیگران «سه درجه تب» هستند.

حسام نواب صفوی

به زودی در فیلم سینمایی «عروسک»، به کارگردانی «ابراهیم وحیدزاده» ایفای نقش می کند. این فیلم مضمونی کمدی دارد. لیلا اوتادی، علیرضا خمسه، بهنوش بختیاری، ثریا قاسمی، سیروس ابراهیم زاده، اسماعیل خلج و آتش تقی پور، از دیگر بازیگران این فیلم هستند. داستان «عروسک» درباره زنی است که برای یافتن کار به دفتری می رود. اما حضور او در آن دفتر سرنوشت عجیبی را برایش رقم می زند.

پژمان بازغی

با فیلم سینمایی «فاصله» به کارگردانی «کامران قدکچیان»، میهمان سینما می شود. این فیلم، داستانی اجتماعی درباره روابط یک زوج جوان دارد. فرامرز قریبیان، الناز شاکردوست، کتانه افشارنژاد و باران زمانی، در «فاصله» ایفای نقش کرده اند. کامران قدکچیان ساخت فیلم های سینمایی «سوغات فرنگ»، «آواز تهران»، «زخمی»، «بهشت پنهان»، «دیوانه وار» و «گردباد» را در کارنامه دارد.

باران کوثری

به زودی با فیلم «حیران» به کارگردانی شالیزه عارف پور به سینما می آید. این فیلم داستان دختری روستایی را روایت می کند که پس از آشنایی با یک جوان افغانی ،با وجود مخالفت خانواده اش با او ازدواج می کند. زنده یاد خسرو شکیبایی، فرهاد اصلانی، ژاله صامتی و مهرداد صدیقیان، از دیگر بازیگران «حیران» هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 جورج کلونی:سرم خیلی شلوغ است
 

مترجم -احمد صبریان

«جورج کلونی» بازیگر صاحب نام و مشهور سینمای هالیوود، این روزها با فیلم «آقای فاکس شگفت انگیز»، میهمان پرده سینماهای جهان است. وی به تازگی در افتتاحیه جشنواره لندن درباره سه فیلم خود و چهره پیرش در بیشتر فیلم های اخیرش سخن گفته است. به نوشته دیلی تلگراف این بازیگر ۴۸ ساله هالیوود، برخلاف بسیاری از ستاره های سینمای جهان، که بیشتر به سبب چهره شان به شهرت رسیده اند و از سخن گفتن درباره پیری و پا به سن گذاشتن شان ابا دارند، در کمال خونسردی می گوید: «این که پیر شدنم را بر پرده سینما می بینم، برایم جذاب و جالب است. به همین سبب به تازگی هیچ گاه در فیلم هایم گریم نمی کنم.

 

 

این موضوع ناخودآگاه به من خاطرنشان می کند که دارم پیر می شوم.» کلونی که بیشتر تماشاگران و منتقدان وی را، «کری گرانت قرن بیست و یکم» خطاب می کنند، در کمال تعجب اظهار می دارد: «من برخلاف همکاران هم سن و سال خودم، چندان با بازیگران جوان کنار نمی آیم و با آن ها کار نمی کنم. چون بیش از حد پرتوقع هستند. دوست دارم با بازیگران بزرگ تر یا هم سن خودم، هم بازی باشم. شاید به همین خاطر است که بیشتر منتقدان و تماشاگران گمان می کنند که سن من، بیش تر از آن چیزی است که روی پرده سینما می بینند.» جورج کلونی با صراحت تاکید می کند: «من با پیر شدن مشکلی ندارم زیرا فکر می کنم از گزینه دیگر، یعنی «مرگ» بهتر است.» وی به تازگی بازی در یک پویانمایی، به کارگردانی «ولس اندرسون» را به پایان رسانده است. در این فیلم -آقای فاکس شگفت انگیز- وی به جای شخصیت اصلی فیلم صحبت می کند. کلونی دو فیلم دیگر یعنی درام کمدی-رمانتیک «درهوا» و کمدی سیاه «مردانی که به بزها خیره می شوند»، را آماده نمایش دارد. وی در حالی که خنده دلنشینی بر لب دارد می گوید: «این روزها سرم خیلی شلوغ است. مدام باید جلوی دوربین باشم. هنوز از بازی در یک فیلم، خلاص نشده ام که باید سراغ فیلم دیگری بروم. آثارم نیز فیلم هایی هستند که به رغم پرکار بودنم، از بازی در آن ها شرمسار نیستم.» کلونی این روزها در ایتالیا در حال بازی در فیلم «آمریکایی» به کارگردانی «آنتون کوربین» است. وی در این فیلم نقش یک قاتل حرفه ای را ایفا می کند و از بازی در آن، بسیار هیجان زده به نظر می رسد. وی درباره فیلم «درهوا» با علاقه و هیجان صحبت می کند: «نقش من در این فیلم به شخصیت خودم بسیار شباهت و نزدیکی دارد. در این فیلم مدام یک چمدان در دست دارم. اما خوشحالم که توانسته ام از عهده همین کار برآیم. دوست دارم این فیلم را زودتر از دیگر آثاری که آماده نمایش دارم تماشا کنم.» کلونی درباره فیلم «مردانی که به بزها خیره می شوند» می گوید: «فیلم نامه این اثر مدتی در هالیوود و انگلستان در میان تهیه کنندگان دست به دست می گشت. حتی به خاطر برخی مخالفت ها، اصلا قرار نبود ساخته شود. کار در این پروژه برایم دردسرهای زیادی به همراه داشت. اما فضای مفرح آن، تا حدی دشواری کار را برایم آسان ساخته بود.»«جورج کلونی» در شهری کوچک در کنتاکی، متولد شده است. در ۲۱ سالگی به لس آنجلس رفت و از اواسط دهه ۸۰، در فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی به ایفای نقش پرداخت. در این سال ها در فیلم های کمتر دیده شده ای، چون «بازگشت گوجه فرنگی های قاتل» و «گریز لوی ۲: غارتگر» حضور یافت. سرانجام سال ۱۹۹۴ با بازی در نقش شخصیت جذاب اما پرآشوب «داگلاس»، در سریال تلویزیونی «ای ار»، بازیگری محبوب و تبدیل به یک ستاره شد. کلونی بعدها در آثاری چون «خارج از دید»، «میانجی صلح»، «سه پادشاه» و «توفان کامل»، نقش آفرینی کرد. پس از این که شرکت فیلم سازی اش را تاسیس کرد، برای بازی در فیلم «مایکل کلایتون»، نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد شد. کلونی می گوید: «من بازیگر خوش شانسی هستم. چون توانسته ام در فیلم هایی بازی کنم که تماشای آن ها برای مخاطبانم قابل تحمل باشد. من به برخی فیلم هایم افتخار می کنم. فیلم هایی چون «ای برادر! کجایی؟»، «سه پادشاه»، «شب به خیر و موفق باشید» و «مایکل کلایتون». کلونی به عنوان یک بازیگر، ظرفیت انتقادپذیری بالایی دارد. اما دوست ندارد که منتقدان کارهای کنونی اش را، با آثار گذشته اش مقایسه کنند. خودش در این باره با صراحت اظهار می دارد: «دلم می خواهد در سال هایی که می آید، بیشتر روی کارهای متفاوت و آثاری که حرفی برای گفتن دارند، تمرکز کنم دوست دارم از امروزم صحبت کنند نه دیروزی که خودم آن را به یاد نمی آورم. من نمی توانم در سیستم های استودیویی، که تمام ذکر و فکرشان ساخت فیلم های اکشن پرهزینه است، دوام بیاورم. خودم را دست و پا بسته، اسیر تهیه کنندگان هالیوود نمی کنم. در نهایت احترام پیشنهادی را که گمان می کنم بوی سوءاستفاده و تجارت از آن می آید، رد می کنم.»«جورج کلونی» هم اکنون هم چون گذشته به عنوان یک ستاره محبوب، جذاب و بااخلاق و کارگردانی محترم، مورد اعتماد بسیاری از سرمایه گذاران، مدیران استودیوها، توزیع کنندگان، منتقدان و تماشاگران است. خودش معتقد است: نمی دانم این وضعیت تا چه زمان ادامه دارد و تا چه هنگام می توانم مورد احترام دیگران باشم. اما همین که در شهر بی در و پیکر هالیوود، با خوبی از من یاد می شود برایم جای خوشحالی بسیاری دارد. باور کرده ام که سنم دارد بالا می رود.

چون در مسیر بازی در نقش های مکمل افتاده ام. اما به جایگاهم در سینما افتخار می کنم و با آن کنار آمده ام.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خزان زود هنگام راوی سبز زندگی
 

به بهانه درگذشت زنده یاد «مسعود رسام»

اگر بخواهیم فهرستی از سریال های به یادماندنی تلویزیون را تهیه کنیم، به جرأت می توان ادعا کرد تعداد سریال هایی که هنوز پس از گذشت سالیان دراز، در ذهن مخاطبان «ماندگار» است از تعداد انگشتان یک یا ۲ دست فراتر نخواهد رفت. بدون تردید دو سریال «همسران» و «خانه سبز» که در دهه ۷۰ از شبکه دوم سیما پخش شد، در زمره سریال هایی است که بینندگان پس از گذشت سال ها هنوز آن ها را از یاد نبرده اند؛ سریال هایی که نام دو کارگردان و تهیه کننده مشترک و نام آشنای «مسعود رسام» و «بیژن بیرنگ» در پایان آن به چشم می خورد. چند روز پیش یکی از این دو یار همیشگی - مسعود رسام -در سن ۵۲ سالگی و پس از یک دوره سخت بیماری سرطان خون، جهان خاکی را ترک گفت تا مخاطبان خود را با، خاطرات خوش این دو سریال تنها بگذارد. خوب است قبل از اشاره ای به آثار تلویزیونی از نماهنگ «دیار مهربانی» او یاد کنیم که با آهنگ سازی و صدای استاد سراج و ترانه کاکایی به جامعه هنری عرضه کرد. اثری که از ارادت او به امام رضا(ع) حکایت می کند.

نام شادروان «مسعود رسام» را به عنوان یک کارگردان توانا و جویای نام، برای اولین بار با یک تله تئاتر چند قسمتی و به یادماندنی، در دهه ۶۰ به خاطر سپردیم. تله تئاتر «برده رقصان» که اقتباسی به یادماندنی از ادبیات غرب بود، داستان کودکی را روایت می کرد که در کشتی دزدان دریایی اسیر شده و مجبور بود برای زنده ماندن، به کار سخت و طاقت فرسا در کشتی عادت کند. حکایت دلتنگی های این کودک و آهنگ غمگینی که نواختن «نی لبک» او در آن فضا ایجاد می کرد جلوه خاصی به این اثر می بخشید.

این تله تئاتر که در آن زمان از شبکه اول سیما پخش شد نویدبخش تولد حرفه ای یک تهیه کننده و کارگردان خوش ذوق را داد که بعدها با زوج هنری و همکار دائمی خود «بیژن بیرنگ»، پایه گذار تولید چند سریال برجسته و پرمخاطب در سیما شدند.

 

هرچند این زوج تهیه کننده و کارگردان بعدها بخت خود را در سینما، با ساختن دو فیلم «سیندرلا» و «علی و غول جنگل» آزمودند، اما می توان گفت پس از گذشت سال ها درخشش آن ها در عرصه تولیدات تلویزیونی، بسیار موفق تر از رزم آزمایی در عرصه سینما بود. آخرین ساخته رسام در تلویزیون سریال «غیرمحرمانه» بود که سال گذشته از شبکه تهران پخش شد.

«همسران» آغاز یک تجربه خوشایند
زمانی که برخلاف امروز شبکه های سیما، تنها به ۲ شبکه خاص محدود بود و سریال های تلویزیونی نیز تنها به صورت هفتگی و به ندرت به نمایش درمی آمد؛ چهارشنبه شب ها سریال «همسران» از شبکه دوم سیما پخش شد که از همان ابتدا، به خاطر ایجاد فضایی سالم و صمیمی و موضوعات خانوادگی جای خود را به سرعت در دل مخاطبان باز کرد.

«همسران» داستان زندگی یک زوج جوان (با بازی فرهاد جم و الهام پاوه نژاد) و یک زوج میان سال (با بازی به یادماندنی فردوس کاویانی و مهرانه مهین ترابی در نقش های کمال و مهین) را روایت می کرد که ساکن یک آپارتمان در همسایگی یکدیگر بودند.

«همسران» در قالب یک درام خانوادگی، روابط اجتماعی میان پرسوناژها را به صورت غیرمستقیم و در فضایی طنز و جدی با پیام هایی چون دوستی، محبت، همدلی، تعاون و تفاهم در بستر خانواده و جامعه بیان می کرد. در قسمت هایی نیز به رذایل اخلاقی چون غیبت، چشم و هم چشمی، حسد و... اشاراتی مستقیم و غیرمستقیم داشت. اقبال مخاطب عام و حتی خاص به این سریال، مطابق یک پژوهش آماری بیانگر موفقیت زوج سازنده و تهیه کننده آن بود.

«خانه سبز» اوج موفقیت بیرنگ و رسام در تلویزیون
پس از یک وقفه کوتاه، سریال «خانه سبز» اوایل دهه ۷۰ از شبکه دوم سیما، به روی آنتن رفت.

این دو کارگردان خلاق با هوشمندی تمام به جای تکرار همان شخصیت های قبلی، با افزودن چند شخصیت دیگر و تهیه و تدوین متونی قوی تر در اوج قله موفقیت قرار گرفتند. «مهرانه مهین ترابی» بازیگر نقش «مهین» در سریال «همسران» تنها بازیگر بازمانده از آن سریال، ایفاگر نقش «عاطفه» در سریال جدید شد. جمعی از بهترین و باسابقه ترین بازیگران سینما و تلویزیون نیز نقش های اصلی این مجموعه را ایفا کردند.

شادروان «خسرو شکیبایی» در نقش «رضا» به همراه مهین ترابی زوجی میان سال بودند که به همراه یک زوج جوان با نقش آفرینی رامبد جوان در نقش «فرید» و آتنه فقیه نصیری در نقش «لیلی» و پدربزرگ و مادربزرگ خود «حمیده خیرآبادی و داریوش اسدزاده»، در یک مجموعه آپارتمانی زندگی می کردند. در طبقه پایین تر نیز خواهر «رضا» -اکرم محمدی- و پسر تیزهوش و بامزه آن ها (علی) ساکن بودند که البته این زن از همسرش جدا شده بود.

این معجون جالب را یک جد بزرگ! (با بازی رامبد جوان) و چند نقش فرعی دیگر کامل می کرد. ویژگی اصلی سریال «خانه سبز» نگاه هدفمند سازندگان آن به حفظ و تقویت بنیان های خانواده، حفظ ارزش های انسانی، نگاه امیدوارانه به مشکلات روزمره زندگی و طنز موقعیت و کلامی جاری در این سریال بود. هرچند این طنز در مواقعی بسیار فانتزی و حتی شعاری به نظر می رسید اما به دلیل ساختار محکم و تا حدی حرفه ای، خیلی زود تفاوت خود را با دیگر سریال های تلویزیونی نشان داد.

این سریال نزدیک به بیش از یک دهه بعد نیز، دوباره از شبکه دوم در ساعات صبح به نمایش درآمد تا یک بار دیگر مخاطبان این سریال با آن تجدید خاطره ای داشته باشند. یکی از به یادماندنی ترین قسمت های این مجموعه، بخش مربوط به یک جانباز شیمیایی بود که برای اولین بار نقش آن را «حبیب رضایی» ایفا کرد. (رضایی سال ها بعد در فیلم سینمایی آژانس شیشه ای، دوباره این نقش را با تغییراتی بازی کرد). داستانی که در آن سال های بی خبری برای اولین بار راوی غربت آدم های جنگ بود.

ناکامی زوج سازنده در دنباله سازی برای «خانه سبز»
شادروان مسعود رسام و بیژن بیرنگ پس از آن که با «خانه سبز» به اوج موفقیت خود در زمینه سریال سازی دست یافتند درصدد برآمدند تا باز هم در همین بستر، روایتی تازه برای ادامه این داستان بیندیشند. بنابراین پس از پایان این سریال، «سرزمین سبز» را با تعدادی از بازیگران «خانه سبز» و افزودن تعداد دیگری از بازیگران چون حمید فرخ نژاد، رضا عطاران، بیتا فرهی، زنده یاد پوپک گلدره، یوسف تیموری، بهروز بقایی، فخرالدین صدیق شریف و... ساختند.

در داستان سریال «سرزمین سبز» «رضا» با بازی خسرو شکیبایی و «فرید» با بازی رامبد جوان (کاراکترهای «خانه سبز») به دنبال تخریب خانه خود به علت قرار گرفتن در مسیر یک بلوار (به عنوان نماد زندگی ماشینی)، راهی نقاط مختلف کشور ایران می شدند تا داستان هایی جدید را در نقاط مختلف ایران روایت کنند. نمایش این مجموعه متاسفانه بنا به دلایلی نامعلوم، حدود یک دهه به تاخیر افتاد.

با این که سریال «سرزمین سبز» سال ۷۷ تولید شده بود، در سال ۸۶ برای نخستین بار با تغییراتی به نمایش درآمد که موجب نارضایتی سازندگانش شد و در مجموع نیز به دلایل برخی کاستی ها نتوانست انتظارات مخاطبان را برآورده سازد.

نگاه هوشمندانه به بحران های زندگی اجتماعی
اکنون که با درگذشت مسعود رسام -یکی از سازندگان دو مجموعه ماندگار («خانه سبز» و «همسران»)- یادی دوباره به این دو سریال داشتیم نمی توانیم هوش و دانش سازندگان آن را (به خصوص در ظرف زمانی خود) نادیده بگیریم. چرا که تجربیات سال های بعد سریال سازی برای خانواده ها نشان داد که این دو مجموعه هم چنان فاصله خود را از مجموعه های رایج سیما پس از سال ها حفظ کرده اند.

متاسفانه راهی که می توانست با الگوپذیری از خلاقیت های این دو کارگردان (که با هماهنگی خاصی به موفقیت دست یافته بودند) ادامه یابد ، هرگز در قالب های مشابه ادامه نیافت. به گمان نگارنده، یکی از ویژگی های اصلی رسانه تلویزیون، مسئولیت پذیری و درک صحیح رسالت آن است. اما در کمال تعجب در دورانی که سوءتفاهم و بحران های زندگی خانوادگی در کشور و آمار بالا و نگران کننده طلاق آشکارا تهدیدی جدی برای روابط خانوادگی است، جای خالی کارگردانان با سلیقه و هوشمند سریال های آموزنده ای چون «خانه سبز» یا «همسران» برای به روز کردن داستان های این دو مجموعه به شدت احساس می شود.

متاسفانه باید گفت بالا رفتن کمیت سریال های کنونی، به کیفی سازی آن منجر نشده است و نکته ای که باعث می شود جای خالی «مسعود رسام» امروز بیش از پیش احساس شود، نبود فضای صمیمی و ملموس و نمایش مداوم و یکنواخت داستان هایی تکراری و پرتنش در شبکه های مختلف سیماست.

یادش گرامی و روحش شاد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه پانزدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خانه ای روی آب
 
احمد صبریان

نگاهی به مجموعه تلویزیونی «دل نوازان»

«حسین سهیلی زاده» امسال در شب های پائیزی، با مجموعه تلویزیونی «دل نوازان» و با هدف به تصویر کشیدن مشکلات، مسائل و معضلات نسل جوان معاصر، مخاطبان انبوهی را پای قاب شیشه ای کشانده است. پیشینه کاری وی و ساخت سریال هایی با مضامین مخاطب پسند هم چون «ترانه مادری» و «گیلعاد»، نشان از تسلط او بر مدیوم تلویزیون و شناخت سلایق متفاوت بینندگان پرشمار این رسانه دارد. «دل نوازان» با معرفی شخصیت های نه چندان پرشمارش، در همان قسمت های نخست، آدم های داستانش را برای مخاطب تا حد زیادی باورپذیر جلوه می دهد. شخصیت پردازی نسبتا درست و سنجیده آدم های اصلی «دل نوازان»، همراه با داستانی پرتنش و جذاب برای بینندگان تلویزیونی، این توانمندی را داشته است که به رغم برخی کاستی ها، مخاطب را با خود همراه سازد. در حقیقت نویسنده فیلم نامه «دل نوازان» با زیرپا گذاشتن عرف رایج مجموعه های روتین، با سرعت بخشیدن به سیر حوادث داستان و افزودن داستانک های فرعی به آن ، بیننده را به تماشای این مجموعه و پی گیری آن ترغیب و تشویق کرده است.

 

 

 

 

 

 بی تردید «شخصیت محوری»، هم چون دیگر سریال های تلویزیونی، از ویژگی های اساسی «دل نوازان» است.  اما سهیلی زاده در معرفی و پرداخت برخی شخصیت های داستانش هم چون «رعنا»، «اتابک»، «منصور» ، «دکتر زند» و حتی «ستایش» خست به خرج داده و شناسنامه ای درست از آنان به مخاطب ارائه نمی کند. همین نکته نیز سبب شده تا روابط میان برخی از شخصیت های سریال، گنگ و مبهم از کار درآید. به عنوان نمونه قهرمان داستان «دل نوازان» (بهزاد) -با بازی تحسین برانگیز شاهرخ استخری- وجوه مختلف شخصیتی دارد که چندان مورد توجه کارگردان قرار نگرفته است. آن هم در سریالی که به شدت، متکی بر شخصیت ها و روابط حاکم میان آنان است. شخصیت تخت و تک بعدی «بهزاد» در برخی قسمت ها، برای مخاطب باورپذیر نیست. دلبستگی احساسی و غیرمنطقی وی به «یلدا» و ازدواجش با وی، دشمنی و خصومت یکباره اش با «جهان» و «رعنا»، برخورد نامناسب و توجیه ناپذیرش با «مهتاب»، اصرار و پافشاری بی دلیل وی برای زیرپا گذاشتن سنت های اجتماعی و... از آن جمله اند. از طرفی حرفه بهزاد -مدیریت یک آژانس مسافرتی- به هیچ وجه با شخصیت سردرگم، پریشان و آشفته وی همخوانی ندارد. به همین سبب است که مخاطب نمی تواند دلیل اصلی لج و لج بازی وی با «روشنک» را، در اداره آژانس درک کند. ملودرام «دل نوازان» شخصیت های داستانش را، از آدم های دور و برمان گرفته است. آدم هایی که هم می شود باورشان کرد و هم در همذات پنداری با آن ها دچار مشکل شد.از ویژگی های مهم، قابل توجه و مثبت سریال، فراز و فرود قصه، ایجاد گره های داستانی و پایان بندی مناسب هر قسمت از آن است. به گونه ای که هر قسمت از «دل نوازان»، با ایجاد یک تعلیق و گره افکنی مناسب به پایان می رسد، تا بیننده پیگیر ادامه داستان باشد و از همراهی با آن بازنماند. ورود ناگهانی «اتابک» به ایران، گم شدن «ستایش»، تلاش جهان برای یافتن «ستایش» و درگیری او با «اتابک» و «منصور» درباره ازدواج «بهزاد» و قضیه وکالت نامه و...، داستانک های فرعی هستند که جذابیت های مناسب و کافی به «دل نوازان» بخشیده است. از طرفی ریتم و ضرباهنگ مناسب سریال و توالی رخدادها و اتفاقات این مجموعه، به گونه ای است که چندان موجبات کسالت مخاطب را فراهم نمی کند. اگرچه «سهیلی زاده» در کنار بازیگران باتجربه ای چون «فریبا کوثری»، «پرویز فلاحی پور»، «عبدالرضا اکبری»، «فریده صابری» و «محمد حاتمی»، به چهره های جوان هم میدان داده، اما متاسفانه در شخصیت پردازی آن ها، به جزئیات توجه چندانی نکرده است. «مهتاب» که می توانست یکی از شخصیت های باور پذیر داستان باشد، بیش از حد مثبت و سفید تصویر شده و از حد یک تیپ و کلیشه فراتر نرفته است. «رامین» هم اگرچه به عنوان پسری شوخ و شنگ که شیطنت های خاصی هم دارد، تلخی مضمون «دل نوازان» را تعدیل کرده است، اما واکنش های غیرمنطقی وی نسبت به رابطه با «بهزاد»، «روشنک» و خانواده اش، شخصیت او را چندان باورپذیر نمی سازد. بی تردید «سهیلی زاده» در «دل نوازان» تلاش نکرده تا کلیشه هایی که شخصیت های داستانش، گرفتار آن هستند را بشکند. به جز «بهزاد» که نقش اصلی داستان برعهده اوست و بازی روان، سنجیده و حسی اش به باورپذیری اش کمک بسیاری کرده است، دیگر شخصیت های «دل نوازان» از جمله «روشنک»، «رعنا»، «مهتاب»، «شکوه»، «جهان» و حتی «اتابک» ویژگی خاصی ندارند. زیرا همان تیپ های کلیشه ای هستند که در بیشتر سریال های تلویزیونی، به وفور دیده می شوند. مادران دلسوز و فداکار (رعنا و شکوه)، دختر پرجنب و جوش، شیطان، لجباز و تا حدی فضول (روشنک)، دختر رنج کشیده و مظلوم، که مدام پند و اندرز می دهد (مهتاب) و پدرخوانده ای که تلاش دارد نقش پدرهای دلسوز و مهربان را بازی کند (جهان) و آدم بدهایی که می خواهند کاسه و کوزه را سردیگران بشکنند (اتابک و منصور).

 

 

اگرچه این کلیشه ها برگرفته از واقعیت هستند اما بی شک تکرار آن ها در بلندمدت، سبب ایجاد نوعی دافعه نزد مخاطب می شود. اما شاهرخ استخری -بهزاد- به عنوان برگ برنده «دل نوازان»، در مقایسه با دیگر بازیگران جوان سریال، استعداد پنهان خود را به نمایش می گذارد و کاراکتر «بهزاد» را با بازی روانش برای بیننده باورپذیر می سازد. لحن و صدای مناسب وی، قدرت بیان خوب، فیزیک چهره و میمیک های حسی وی به هنگام نقش آفرینی، نویدبخش کشف یک استعداد جوان در عرصه تلویزیون است که بی شک، راه به سینما خواهد برد. خلق شخصیت های خاکستری و مرموز چون پرویز فلاحی پور در نقش «جهان» سبب می شود تا کاستی های «دل نوازان» کم رنگ تر شده و سطح کیفی آن، چند سر و گردن از برخی مجموعه های روتین تلویزیون بالاتر باشد. در حالی که بیشتر شخصیت های داستان یا سیاه مطلق اند یا سفید صرف. ساختار ملودرام «دل نوازان» و جسارت کارگردان در بهره گرفتن از استعدادهای جوان قابل تحسین است. اما ای کاش فضاسازی، دیالوگ نویسی و شخصیت پردازی هم در این سریال نمود بیشتری داشت. سهیلی زاده در روایت داستان خود، از ساختار خطی اکثر مجموعه های تلویزیون فاصله گرفته است و تلاش دارد تا در قصه اش، تعلیق، جذابیت و کشش لازم را برای بیننده فراهم کند. استقبال مناسب مخاطبان نیز نشان از موفقیت وی در این زمینه دارد. بیشتر اتفاق ها و رویدادهای «دل نوازان» قابل پیش بینی است و مخاطب جلوتر از داستان پیش می رود. به عنوان نمونه ازدواج بهزاد با یلدا، رامین با روشنک و مهتاب با دکتر زند و... . شاید به همین سبب است که برگ برنده دست مخاطب می افتد و وی با پیش بینی های صحیح، درباره داستان «دل نوازان»، کارگردان را پشت سر می گذارد. فقط می ماند پایان بندی داستان که آن هم تا حد زیادی قابل پیش بینی است. سهیلی زاده هدف خود را از ساخت «دل نوازان» پرداختن به مسائل جوانان به ویژه «ازدواج» از زاویه ای نو و متفاوت ذکر کرده است. نگاهی که بیشتر حکم هشداری برای خانواده ها دارد، تا درباره تصمیم جوانان موضع گیری صحیح داشته باشند. اگر سهیلی زاده در «دل نوازان» با به تصویر کشیدن زندگی خصوصی شخصیت های داستانش، به جزئیاتی چون هویت مند بودن آدم های ماجرا، پرهیز از تحول های یکباره و ناگهانی شخصیت ها و پرهیز از خلق شخصیت های مطلق سپید و سیاه، توجه بیشتری می کرد ،می شد آدم هایی چون «منصور»، «اتابک» و «مهتاب» را هم بیشتر باور کرد و آنان را از حصار کلیشه ها نجات داد. اگر بخواهیم شالوده اصلی داستان «دل نوازان» را بنا به گفته سهیلی زاده بیان مشکلات نسل جوان بدانیم، باید گفت این سریال به مشکلات جامعه ای می پردازد که اکثریت آن را، جوانان تشکیل می دهند. اجتماعی که در آن تنوع فکری و رفتاری در میان جوانان، در حد بالایی است. اما این که طرح های تکراری و نخ نما شده فقط به صرف پر کردن برنامه های تلویزیون به تصویر کشیده شوند به بیراهه رفته ایم. چرا که طرح مشکلاتی دور از واقعیت های جامعه و به تصویر کشیدن جوانانی که دغدغه هایشان نمود چندانی در جامعه امروز ندارد تکرار همان کلیشه هایی است که سال هاست امتحان خود را پس داده اند. اگرچه «دل نوازان» درونمایه و داستان پرمایه ای دارد که می توانست اثر ماندگار و شاخصی از کار درآید، اما متاسفانه به سبب شتابزدگی در ساخت، شخصیت پردازی های نیم بند، حضور آدم های اضافی که بود و نبودشان در پیشبرد سریال هیچ تاثیری ندارد (دکتر فرهاد زند) و پرداخت نادرست روابط میان شخصیت های داستان، شکل ملودرامی ساده و پیش پا افتاده را به خود گرفته است، ملودرامی که گاه و بی گاه مخاطب صدای لرزش ستون هایش را می شنود!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه دوازدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سقف دستمزد ۲۷ بازیگر سینما فاش شد
 

پس از به روی کار آمدن «جواد شمقدری» به عنوان معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بیشتر سینماگران در بیم و امید به سر می بردند. چون تجربه سیاست های سینمایی گذشته و تغییرات مستمر مدیران و مسئولان، بیان گر این حقیقت تلخ بود که سینماگران چندان امیدی به رفع مشکلات دیرپای سینمای ایران ندارند. مشکلاتی چون سیاست های اکران، نمایش فیلم های مخاطب خاص، بهبود شرایط سینمای بدنه و سینمای فرهنگی، رفع توقیف از برخی فیلم ها، مشخص شدن وضعیت نمایش فیلم هایی که به رغم چندین سال پس از ساخت، هنوز فرصت نمایش عمومی را نیافته اند، وضعیت حرفه ای برخی بازیگران و سینماگران که پیش از آن، ممنوع التصویر یا ممنوع الفعالیت شده بودند و... اما نخستین جرقه امید، با رفع مشکل نمایش عمومی «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی کیا زده شد. پس از آن نیز اعلام اجازه فعالیت «محمدرضا گلزار»، وعده سر و سامان دادن به فیلم های نمایش درنیامده، توجه بیشتر به برنامه ریزی برای اکران عمومی فیلم های مخاطب خاص، امکان تغییرات جدید در حوزه سیاست های انجمن صنفی نمایش، سامان بخشیدن به روند صدور پروانه ساخت فیلم ها و... این بارقه امید را، پررنگ تر کرد. اما در این میان برخی سینماگران با اعلام موضع و صدور بیانیه، دیگر مشکلات سینما را خاطرنشان ساختند که واکنش هایی را نیز در پی داشت. به تازگی پس از این که محمدرضا گلزار برای بازی در فیلم «دوخواهر» دستمزد زیادی را از تهیه کننده دریافت کرد، موجی از واکنش های مثبت و منفی، میان اهالی سینما به وجود آمد. اما شمقدری در ادامه سیاست های جاری خود، نسبت به مسئله دستمزد برخی بازیگران نیز انتقاد کرد و راهکارهایی برای حل این مشکل، فراروی سینماگران قرار داد.معاون سینمایی در مراسم معارفه و تودیع مدیران بنیاد فارابی به این موضوع اشاره کرد و گفت: حدود ۲۵ سال پیش یکی از بازیگران مشهور، قراردادی با یک پروژه سینمایی بست که کل هزینه آن ۷۰ میلیون تومان بود. قرارداد این بازیگر از محل اکران این فیلم به میزانی که می توانست مخاطب را به سینما بکشاند، در نظر گرفته شد.وی افزود: امروز شاهدیم که برخی بازیگران دستمزدهای بسیار بالایی می گیرند. در حالی که همه عوامل سینما با ایده ها و فعالیت شان، در ساخت یک فیلم سهیم هستند. هزینه تولید باید به میزان تاثیر و کارکرد هر یک از این عوامل در اکران در نظر گرفته شود.هنوز چندی از این اظهارنظر نگذشته بود که خبر جدیدی، نقل محافل سینمایی شد. خبری که هم ارتباط تنگاتنگی با شرایط اقتصادی داشت و هم درباره دستمزد نجومی برخی بازیگران بود. خبر از این قرار بود که تابناک در گزارشی نوشت: محمدرضا گلزار، در فیلم جدید خود که «دموکراسی تو روز روشن» نام دارد در نقش یکی از فرشتگان (عزرائیل) ظاهر شده است. او طبق توافق با تهیه کننده فیلم، برای هر روز بازی در این فیلم ۳۰ میلیون تومان دستمزد مطالبه کرده است. حجت الاسلام زم تهیه کننده فیلم نیز این مبلغ را به او پرداخت کرده است.مدتی پیش دستمزد هفتاد میلیونی یک بازیگر که برای حضور در یکی از فیلم های روی پرده (دوخواهر) پرداخت شد، واکنش های تندی را از سوی انجمن بازیگران سینمای ایران به همراه داشت.تابناک بدون ذکر نام محمدرضا گلزار به نقل از شبکه ایران نوشت: دستمزد بالای این بازیگر در طول سال های اخیر، با واکنش های مختلفی از سوی تهیه کنندگان سینما مواجه شده است. حتی معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز نسبت به افزایش دستمزد بازیگران انتقاد و اعلام کرده بود این مسئله موجب افزایش دیگر هزینه ها در سینمای ایران شده است.علیرضا سجادپور، مدیرکل نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد در واکنش به این اقدام، تعیین سقف دستمزد بازیگران سینما را، وظیفه صنوف سینمایی و سینماگران دانست.سجادپور در این باره به مهر گفت: اولویت اصلی سینمای ایران هدفمند کردن سینما، در جهت اهداف کلان نظام است.

بازگرداندن اعتماد مردم و مسئولان به سینما، اولویت دوم برنامه ریزی برای سینمای ایران است که منجر به رشد کمی و کیفی سینما می شود.وی تعیین سقف دستمزد بازیگران را از اولویت های سینما دانست و تاکید کرد: باید خود سینماگران و صنف بازیگری، برای کنترل دستمزدهای بازیگران برنامه ریزی کنند. طراحی مکانیزم های مالیاتی، برای تعیین دستمزدهای سینمایی می تواند بهترین راه حل باشد.احمد طالبی نژاد از منتقدان پیشکسوت سینمای ایران نیز حل مشکلات اقتصادی سینما و برنامه ریزی برای رفع موانع تولید و اکران فیلم های فرهنگی را از اولویت های مهم سینمای امروز ایران ذکر کرد.وی درباره دستمزد بازیگران در سینمای ایران به مهر گفت: اگر بازیگری برای یک فیلم ۲۰ میلیون تومان هم دریافت کند و سالی یک فیلم هم بازی کند، این مبلغ تقسیم بر ۱۲ ماه سال می شود. این مشکل مهمی نیست اگر حق کارگردان ها و فیلم نامه نویسان هم رعایت شود. در سینمای هالیوود ۱۵ درصد از کل فروش فیلم، سهم نویسنده است اما در ایران این حرفه مهجور است.وی ادامه داد: با صدور بخش نامه و دستورالعمل، نمی توان این مشکل را حل کرد. باید چرخه تولید درست شود و اجازه کار به بازیگران جوان، خوش چهره و با استعدادی داد که کمتر امکان حضور می یابند. با حضور چهره های جوان، مشکل دستمزدهای کلان بازیگران هم حل می شود.محمد نیک بین، تهیه کننده فیلم های «نیمه پنهان»، «آتش بس» و «سوپراستار» نیز دستمزد بازیگران را، در کیفیت تولید فیلم ها تاثیرگذار دانست.وی درباره دستمزدهای بازیگران به مهر گفت: وقتی تهیه کننده ای بودجه لازم را برای پرداخت به یک بازیگر ندارد، به دنبال بازیگری می رود که دستمزد کمتری را طلب کند. خیلی از کارگردان ها هستند که از نابازیگران و یا کسانی که کمتر شناخته شده تر هستند، استفاده می کنند و بازی های خوبی هم از آن ها می گیرند.وی افزود: بازیگری که ۸۰ میلیون تومان دستمزد می گیرد ۵۰ درصد از بودجه یک فیلم را به خود اختصاص می دهد. این باعث پایین آمدن کیفیت فیلم می شود. اگر سینمای ما در حد قابل قبولی فروش داشته باشد و چرخه اقتصادی رونق یابد، این مشکلات حل می شود.هر روز اظهارنظرهای متفاوتی از سوی سینماگران درباره تاثیر دستمزد کلان برخی بازیگران بر روند تولید فیلم های سینمایی، تهدید جایگاه پیشکسوتان، بالا رفتن توقع دیگر بازیگران و... بر تلکس خبرگزاری ها و نیز در گفت وگو با نشریات منتشر می شود. اما روز گذشته در برنامه تلویزیونی «صبح عالی بخیر»، آخرین سقف دستمزد ۲۷ نفر از بازیگران سینما، اعلام شد.به گزارش فارس، در این برنامه که با موضوع «عدالت در دستمزد بازیگران سینما» با حال و هوای یک ۹۰ سینمایی روی آنتن شبکه یک سیما رفت، رضا استادی روزنامه نگار و منتقد سینما گفت: اگر بازیگری در سینمای ما از نظر امنیت شغلی، استفاده نکردن از امور تبلیغاتی برای گذران مالی، تامین اجتماعی و... مشکل دارد باید مشکلات خود را در جای دیگری حل کند و افزایش بی رویه دستمزدها راه حل درستی برای این قضیه نیست.اگر قرار است دستمزدها در سینمای ایران به رویه جهانی خود نزدیک شود، این اتفاق نباید فقط در عرصه بازیگری رخ دهد چرا که این گونه سینمای ما به پیکره ای بدل می شود که دست و پا و سرش نحیف است و تنها شکم بزرگی دارد.استادی در این برنامه بالاترین و آخرین سقف پیشنهادی دستمزد برخی از بازیگران سینمای ایران را، که از طریق گفت وگو با چند مدیرتولید و تهیه کننده به دست آورده بود بدین شرح اعلام کرد:حمید فرخ نژاد ۱۸ تا ۳۰ میلیون تومان، پرویز پرستویی ۴۰ تا ۵۰ میلیون، فاطمه معتمد آریا ۳۰ میلیون، ترانه علیدوستی ۳۰ میلیون، الناز شاکردوست ۳۵ تا ۴۰ میلیون، نیکی کریمی ۴۵ میلیون، جواد رضویان ۶۰ میلیون، لیلا حاتمی ۴۵ میلیون، باران کوثری ۳۰ میلیون، رضا عطاران ۷۰ میلیون، رضا کیانیان ۳۰ میلیون، امین حیایی ۴۰ تا ۶۰ میلیون، مهران مدیری ۱۰۰ میلیون، امیر جعفری ۳۰ میلیون، کامبیز دیرباز ۲۵ تا ۳۰ میلیون، مهناز افشار ۴۰ میلیون، شهاب حسینی ۶۰ تا ۷۰ میلیون، عزت ا... انتظامی ۴۰ میلیون، مجید صالحی ۱۵ تا ۲۰ میلیون، حامد کمیلی ۳۰ میلیون، حامد بهداد ۳۵ میلیون، علی نصیریان ۲۵ میلیون، رضا شفیعی جم ۴۰ میلیون، اکبر عبدی ۴۰ تا ۵۰ میلیون، محمدرضا فروتن ۴۰ تا ۶۰ میلیون، بهرام رادان ۵۰ میلیون و هدیه تهرانی ۱۰۰ میلیون تومان.در بخش هایی از این برنامه زنده تلویزیونی بازیگرانی چون رضا رویگری، شهاب حسینی، نیلوفر خوش خلق، عباس امیری و... به بیان دیدگاه های خود درباره افزایش دستمزدهای بازیگران پرداختند.رضا استادی در جمع بندی مطالب خود به این نکته اشاره کرد که تولید سریال های تلویزیونی بلندمدت و تله فیلم ها در سال های اخیر، موجب شده است بازیگران سینما بیشتر وقت خود را به کارهای تلویزیونی اختصاص دهند و یکی از دلایل بالا رفتن سقف دستمزدها، همین مسئله بوده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه یازدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 میترا حجار در ایران اجازه بازی ندارد

 

 

 حجار ژوئن 2007 درزمان اکران «زمستان است» در جشنواره فیلم لس‌آنجلس با ظاهری مغایر با مقررات جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد و همین کار یکی از دلایل مخالفت با حضور او در سریال «سرزمین کهن» است.

 به دلیل رعایت نکردن قوانین جمهوری اسلامی در جشنواره‌های جهانی، قرارداد میترا حجار با پروژه کمال تبریزی فسخ خواهد شد

چندی پیش خبری درباره حضور میترا حجار در مجموعه تلویزیونی «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی منتشر شد. این بازیگر سینما پس از سه سال به ایران بازگشت و تصمیم گرفت دوباره در حرفه اصلی خود مشغول به کار شود اما گویا موانعی سر راه او قرار دارد.

به گزارش خبرآنلاین، حجار ژوئن 2007 درزمان اکران «زمستان است» در جشنواره فیلم لس‌آنجلس با ظاهری مغایر با مقررات جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد و همین کار یکی از دلایل مخالفت با حضور او در سریال «سرزمین کهن» است. شنیده‌ها حاکی از این است با اینکه این بازیگر با پروژه قرارداد بسته است و رقمی بالا در این مجموعه به او پرداخت خواهد شد اما به دلیل حضور مغایر با شئون اسلامی در جشنواره‌ها و فیلم‌های سینمایی در خارج از کشور، از بازی حجار در این مجموعه تلویزیونی ممانعت به عمل خواهد آمد و قراداد او بزودی فسخ خواهد شد. تا کنون از سوی تهیه‌کننده این پروژه هیچ واکنشی  دراین‌باره صورت نگرفته است.

حجار سال 1384 هنگام اکران «زمستان است» در جشنواره بیست‌ وچهارم فجر از ایران رفت. «این ترانه عاشقانه نیست» و «زمستان است» که دو فیلم آخر او تا قبل از خروجش از ایران به حساب می‌آیند در غیاب این بازیگر روی پرده سینماها رفت. حجار در زمان سکونتش در آمریکا در یکی از اپیزودهای مجموعه تلویزیونی «اسمیت» به کارگردانی کریستوفر چالاک در نقش دختری به نام «سوری» بازی کرد که اطلاعات کامل این فیلم در یکی از سایت‌های معتبر سینمایی به طور کامل منتشر شده است. او همچنین در فیلم داستانی با عنوان stellina blue به کارگردانی گابریل اسکات نقش آفرینی کرد که این فیلم مراحل تولید خود را پشت سرمی‌گذارد و تا کنون به پایان نرسیده است.

به گزارش 30نما این خبر در حالی منتشر می‌شود که با تغییر مدیریت سینمایی کشور، جواد شمقدری حضور گلشیفته‌ فراهانی در خارج از کشور را مسئله‌ای شخصی قلمداد می‌کند و تلویحا از اجازه‌ی بازی او در ایران خبر می‌دهد. اما با این خبر گویی سیاست‌های یک بام و دو هوا هنوز هم در رده‌های بالای مدیریت فرهنگی کشور ادامه دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کاظم معصومی «خانه بی پرنده» را به تلویزیون می آورد

صبریان-به زودی مجموعه تلویزیونی «خانه بی پرنده» را، که مراحل نگارش متن آن از دو سال پیش در حال انجام است، جلوی دوربین می برم. «کاظم معصومی» کارگردان سینما، با اعلام این خبر و در گفت وگو با خراسان اظهار داشت: تهیه کنندگی این مجموعه را «امیرحسین شریفی» برعهده دارد. نگارش متن آن نیز مراحل پایانی خود را سپری می کند. وی با بیان این که «خانه بی پرنده» در تهران کلید می خورد، افزود: به جز تهران بخش هایی از این سریال، در خرمشهر و آبادان، تصویربرداری خواهد شد. معصومی تصریح کرد: «خانه بی پرنده» داستان دختری را روایت می کند که در دو سالگی و در مقطع جنگ تحمیلی، مفقود می شود. اما پس از ۳۷ سال خانواده اش را می یابد. با ورود وی به کانون خانواده، زندگی آن ها نیز دستخوش تغییراتی می شود. وی با اشاره به این که در «خانه بی پرنده» هشتاد بازیگر در نقش های اصلی و فرعی حضور خواهند داشت اضافه کرد: رویا افشار، پردیس افکاری، شهروز ابراهیمی، کاظم افرندنیا، محمد ابهری، میثاق جمشیدی، صدرالدین حجازی، جعفر دهقان، ماهرخ شریفی، سوگل طهماسبی، مازیار فیروزمند، سامیه لک، میرطاهر مظلومی، مینا نوروزی، کامران فیوضات، حمیدرضا مرادی، سروش گودرزی و روناک یونسی، به عنوان بازیگران اصلی مجموعه «خانه بی پرنده»، در این پروژه ایفای نقش خواهند داشت.معصومی اظهار داشت: برای انتخاب نقش «حاج عباس» به عنوان یکی از نقش های محوری داستان «خانه بی پرنده»، هنوز مشغول مذاکره با تنی چند از بازیگران حرفه ای سینما و تلویزیون هستم. وی تاکید کرد: این سریال در ۲۶ قسمت ۴۵ دقیقه ای ساخته می شود و نگارش متن آن، برعهده «شعله شریعتی» می باشد. معصومی درخصوص تعویق در ساخت این پروژه که قرار بود یک سال و نیم پیش تولید شود گفت: علاقه مند بودم فیلم نامه آن گونه که می خواهم نوشته شود و سپس آن را، جلوی دوربین ببرم. در حقیقت حساسیتی که نسبت به فیلم نامه داشتم، تولید این مجموعه تلویزیونی را به تعویق انداخت. کاظم معصومی با خاطرنشان ساختن این که طرح اولیه «خانه بی پرنده» را «خشایار الوند» ارائه کرده و داستان های آن را، «شعله شریعتی» نگاشته است، دیگر عوامل تولید و تهیه «خانه بی پرنده» را بدین شرح معرفی کرد: مدیر تصویربرداری: مجتبی رحیمی، تدوین گر: رضا مطهری، طراح گریم: اشکان عسگری، طراح صحنه و لباس: امیر احدزاده، صداگذاری و میکس: شاهرخ شریفی، عکاس: امیر رنجبر، مجری طرح: آفاق فیلم و مدیر تولید: علی قائم مقامی. کاظم معصومی ساخت، فیلم هایی چون «دزد و نویسنده»، «طبل بزرگ زیر پای چپ»، «آوازخوان»، «ازدواج غیابی» و «سوءظن» را، در کارنامه کارگردانی خود به ثبت رسانده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 پاسخ حامد بهداد به هوشنگ گلمكاني
بوي بازنشستگي‌تان مي‌آيد جناب دن كورلئونه

 جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشت‌هاي منتقدين نمي‌دانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكته‌اي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه ناب‌تر كنيم.

يادداشتي نوشته بوديد از سر بي‌عنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرموده‌ايد. خب نماينده مجلس مي‌شديد استاد. گيرم نظرتان راجع‌به كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهت‌دار بر نقدي به‌ظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر مي‌دانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد مي‌ميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نمي‌شود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگ‌سكوت و چيدمان عكس‌هايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق مي‌افتد. اين است كه مي‌گويم جهت‌دار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز مي‌روم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زده‌ام، منظوري مشخص را دنبال كرده‌ام. مضاف بر اينكه مي‌دانم از تئاتر تجربي كمتر مي‌دانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.

 

 

 

نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اين‌كه در اهانت‌نامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر مي‌خواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانواده‌ام. مي‌خواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره مي‌كند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته مي‌رود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينه‌ترين جريده سينمايي است و بس. مي‌رود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزش‌تان كم نمي‌كند) اما آيا اين بود چشم‌انداز شما؟ اينگونه به‌نظر مي‌رسد به محض اينكه پديده‌اي نو و متفاوت به نگاهتان نمي‌گنجد درصدد حذف آن برمي‌آييد.

نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع ‌به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت مي‌كند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بي‌دانشي. از همين ‌روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار مي‌شود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگري‌ام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلم‌ها هم مربوط مي‌شود. پس آن كارگردان كه ذوق مي‌كند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا مي‌دهد، شرح وظايفش از نگاه زيبايي‌شناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلم‌نامه‌نويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه مي‌دهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانواده‌ام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده مي‌شود. نقش را باطن و لباسي متصور مي‌شوي اما فيلم‌نامه را كه مي‌خواني ذوقت كور مي‌شود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه برده‌اي كارگر نمي‌شود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس مي‌كنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را مي‌گويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران هم‌نسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نمي‌كنم. ريسك مي‌كنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحك‌ترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من مي‌گويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بي‌توجه بوده‌ام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دل‌خون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بي‌توجه بوده‌ام يا ايشان به من؟ شما را چه مي‌شود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه مي‌گذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمي‌نويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما مي‌كنيد.

 

 

نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقه‌تان را مخدوش مي‌كند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زده‌ايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كرده‌ايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمان‌آرا، فرهادي، شهبازي و قبادي‌ها دعوت به همكاري كرده‌اند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشته‌هايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف مي‌دانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.

 اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مي‌نويسم از اين‌روست كه يك مويتان مي‌ارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانه‌روز فرموده بوديد هنر كارگردان‌ها اين بوده كه توانسته‌اند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهره‌ام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نمي‌دانيد نقشي را كه بازي كرده‌ام مابه‌ازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع‌ به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكته‌اي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برمي‌گردد. براي من هوشنگ گلمكاني بي‌هيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه مي‌فرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.

در آن قحطي حوصله‌تان كه حتي 6 خط مرا قابل نمي‌دانست اميد همين تك كلمه هم نمي‌رفت. منتقدين بي‌سواد هميشه از سينماگران عقب‌تر بوده‌اند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب مي‌كنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع‌ به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشت‌هاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشته‌اي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگ‌آور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي مي‌جويم.

حامد بهداد

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه چهارم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مونا زندی:ازکاردرسینما دلسرد نشده‌ام
 

مونا زندی تاکید کرد به نمایش در نیامدن فیلمش «عصرجمعه»،او را از کار در سینما دلسرد نکرده است.

 

وی درباره این که چرا این فیلم تا به حال به نمایش عمومی در نیامده گفت: خودم هم دلیل آن را به درستی نمی‌دانم این فیلم هیچ مشکلی برای نمایش ندارد.مونا زندی در پاسخ به این سؤال که آیا از فیلم سازی دلسرد شده که به سراغ تلویزیون رفته گفت: به هیچ عنوان از ساخت فیلم سینمایی دلسرد نشده‌ام . به این خاطر ساخت سریال "خط روی خط" را شروع کردم که کار بسیار خوب و تاثیر‌گذاری است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دوم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مژده شمسایی:من هم بایدتست بازیگری بدهم
 

مژده شمسایی بازی در فیلم سینمایی "مقصد" به کارگردانی همسرش بهرام بیضایی را، منوط به موفقیت در تست بازیگری این فیلم دانست. بازیگر فیلم‌های "مسافران" و "سگ کشی" گفت: "مقصد" یکی از فیلم نامه‌هایی است که بهرام بیضایی برای ساخت آنها برنامه دارد و با تهیه‌کننده، برای ساخت آن به توافق اولیه رسیده است، اما به دلیل سفر

 

 

 

این تهیه‌کننده به خارج از کشور و بسته نشدن قرارداد ترجیح می‌دهم نام ایشان را مطرح نکنم.وی ادامه داد: با بازگشت تهیه‌کننده به ایران، برنامه‌ریزی برای تولید این فیلم سینمایی را شروع می‌کنیم. "مقصد" فیلمی با شخصیت‌های محدود است اما نگاه همیشگی بیضایی را می‌توان در آن دید.بازیگر فیلم "وقتی همه خوابیم" درباره حضورش در "مقصد" گفت: هیچ چیز قطعی نیست، بیضایی از همه بازیگران تست می‌گیرد و من هم مانند دیگران اگر گزینه ایشان باشم، باید تست ‌دهم و بعد مقابل دوربین می‌روم.مژده شمسایی همسر بهرام بیضایی در فیلم‌های سینمایی "مسافران"، "سگ‌ کشی" و "وقتی همه خوابیم" با این کارگردان همکاری کرد. "وقتی همه خوابیم" نوروز امسال روی پرده رفت و به تازگی وارد شبکه نمایش خانگی شده است. فیلم سینمایی "مقصد" به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی به تازگی پروانه ساخت دریافت کرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دوم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 یک هفته با سینمای جهان

«والتر سالس» به سینمای ادبی می آید

امپایر- «والتر سالس» و همکار فیلم نامه نویسش -«خوزه ریورا»-، برای اقتباس سینمایی از کتاب «زنگار آمریکایی» قرارداد امضا کردند. این کتاب را «فیلیپ مه یر» نوشته است و استودیو یونیورسال این اقتباس سینمایی را، تهیه می کند.«زنگار آمریکایی» داستان دو پسر جوان، از اهالی شهری کوچک در «پنسیلوانیا» را روایت می کند. آن ها برای دست یافتن به یک زندگی خوب و خوش، زادگاه شان را ترک می کنند. اما در مسیر سفرشان با خشونت، بی اعتمادی و تضاد طبقاتی شهرهای بزرگ مواجه می شوند. داستان فیلم «زنگار آمریکایی» در سال ۲۰۰۲ می گذرد و به آثار ادبی عصر بحران اقتصادی آمریکا هم چون داستان های «ویلیام فاکنر» و «جان اشتاین بک» شبیه نیست. بسیاری از منتقدان حال و هوای آثار «مه یر» را، با جهان داستانی «کورمک کارتی» -نویسنده داستان- «جایی برای پیرمردها نیست» برادران کوئن، مقایسه می کنند. «والتر سالس» و «خوزه ریورا» پیش از این، فیلم «خاطرات موتورسیکلت» را، با حال و هوایی مشابه ساختند که مورد استقبال گرم منتقدان و تماشاگران قرار گرفت.

خبرچین «سودربرگ» به بمبئی می رود
 
اسکرین دیلی- «استیون سودربرگ» با جدیدترین فیلم خود با عنوان «خبرچین»، یازدهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم بمبئی را، افتتاح می کند. این جشنواره با نمایش فیلم سینمایی «غبار زمان» ساخته «تئو آنجلو پلوس» فیلم ساز صاحب نام یونانی، به پایان خواهد رسید. بیش از ۲۰۰ فیلم از ۵۶ کشور جهان، در این جشنواره به روی پرده خواهند رفت. ۱۳ فیلم ساز نیز از سراسر جهان با نخستین اثر خود، در جشنواره بمبئی حضور دارند. «پل شرایدر» آمریکایی، ریاست هیئت داوران را برعهده دارد. «بریلا مندوزا» فیلم ساز فیلیپینی، «شاجی ان کاردن» هندی و «ایرنه بینیاردی»- مدیر پیشین جشنواره لوکارنو- در داوری فیلم های این جشنواره، «پل شرایدر» را یاری خواهند کرد. «شاجی کاپور» بازیگر هندی و «آنجلو پلوس» یونانی، نیز جایزه دستاورد یک عمر فعالیت هنری را، در این دوره از جشنواره بمبئی دریافت می کنند. در مراسم اختتامیه این جشنواره جشنی به افتخار «یاش چویرا» تهیه کننده و «آمیتا باچان» اسطوره بازیگری سینمای هند، برگزار می شود. قرار بود «جعفر پناهی» هم در ترکیب هیئت داوران این جشنواره حاضر باشد. اما به دلایلی نتوانست در این رویداد سینمایی حضور داشته باشد.

«رومن پولانسکی»در زندان هم بیکار نیست
 
 
تایمز آنلاین- «رومن پولانسکی» جدیدترین تجربه کارگردانی خود را، از داخل زندان شهر زوریخ سوئیس، برای نمایش عمومی آماده می کند. قرار است این فیلم برای نخستین بار، در جشنواره برلین به نمایش درآید. «پولانسکی» که برای جلوگیری از بازگردانده شدنش به آمریکا و محاکمه در آن کشور، تلاش و مبارزه می کند، به تازگی سفارش ساخت موسیقی متن فیلم جدیدش را، به «الکساندر دسپلت» ارائه کرده است. «دسپلت» ساخت موسیقی متن فیلم های تحسین شده ای چون «ملکه» و «پرونده عجیب بنجامین باتن» را، در کارنامه آهنگسازی خود دارد. فیلم جدید پولانسکی که «روح» نام دارد، داستان نخست وزیر بریتانیا -با بازی «پیرس برازنان»- را بازگو می کند که متهم به ارتکاب جنایات جنگی می شود. زندگی «رومن پولانسکی» همواره با جنجال و حاشیه همراه بوده و این حواشی در ۷۶ سالگی، به اوج خود رسیده است. مادر «رومن» در اردوگاه آوارگان جنگ جهانی دوم، در «آشوویتس» به قتل رسید. همسر باردارش -شارون تیت- نیز سال ۱۹۶۹، به دست خانواده «منسن» کشته شد. رومن پولانسکی از سال ۱۹۷۷ از آمریکا گریخت و در تمام این مدت، تحت تعقیب پلیس ایالات متحده بود. در نهایت نیز به هنگام حضور در جشنواره «زوریخ» سوئیس برای دریافت جایزه اش، دستگیر و بازداشت شد.

«تامی لی جونز» بر صندلی کارگردانی تکیه می زند
 
هالیوود ریپورتر- «تامی لی جونز» بازیگر صاحب نام سینمای هالیوود، در حال مذاکره برای کارگردانی و بازی در فیلم سینمایی «وکیل لینکلن»، براساس کتابی نوشته «مایکل کانلی» است. این فیلم داستان «میکی هالر» وکیل جوانی است که در اقدامی عجیب، دفاع از پرونده یک متهم به قتل ساکن «بورلی هیلز» را، برعهده می گیرد. اما در این میان درگیر ماجراهایی عجیب می شود. نقش «وکیل هالر» را «متیو مگاناگی» ایفا می کند. «تامی لی جونز» بازیگر و فیلم ساز ۶۳ ساله آمریکایی، تنها یک فیلم در مقام کارگردان، در کارنامه خود دارد. فیلمی به نام «سه تشییع جنازه مکلیداس استرادا» که از سوی منتقدان، بسیار مورد توجه و تحسین قرار گرفت. وی برای بازی در این فیلم، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره کن را به خود اختصاص داد. «مایکل کانلی» اگرچه چند کتاب بسیار پرفروش دارد، اما هرگز نویسنده محبوب هالیوود نبوده است. زیرا تهیه کنندگان و استودیوهای فیلم سازی، با بی میلی به سراغ آثار او رفته اند. پیش از «وکیل لینکلن»، تنها کتاب «کارخون» وی از سوی «کلینت ایستوود»، کارگردانی شده است.

«ریدلی اسکات» پای میز مذاکره
 
ورایتی- «ریدلی اسکات» کارگردان صاحب سبک هالیوود، به زودی فیلمی را براساس زندگی «گوچی»، طراح بزرگ مد ولباس، جلوی دوربین می برد. «اسکات» هم اکنون مشغول فیلم برداری فیلم «رابین هود» با بازی «راسل کرو» است. وی هم اکنون در حال مذاکره با «لئوناردو دی کاپریو» و «آنجلینا جولی»، برای ایفای نقش در این فیلم است. این فیلم نگاهی به زندگی «مانوریتزیو گوچی» سلطان طراحی و مد و لباس و گسترش امپراتوری تجاری وی، در دهه ۱۹۸۰، پیش از به قتل رسیدنش دارد.«ریدلی اسکات» پیش از این فیلم هایی چون «مجموعه دروغ ها» و «گلادیاتور» را ساخته است. وی تاکنون نیز ۳ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دوم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 از سينما چه خبر؟
مهدی هاشمی

 بازی در فیلم «قصه ها و واقعیت ها»، به کارگردانی «حجت قاسم زاده اصل» را به پایان رساند.

این فیلم هم اکنون در مرحله ساخت موسیقی متن قرار دارد. داستان «قصه ها و واقعیت ها» درباره مردی است که در پی احضار بی موقع رئیس اداره اش، در مسیر رفتن به محل کار و در تصادف با یک تریلی کشته می شود. این تصادف ماجراهایی ناخواسته را رقم می زند.

آتنه فقیه نصیری، مسعود رایگان، امین زندگانی، مریم بوبانی، امیرحسین مدرس، شبنم معززی نیا، رضا آحادی، مجید مشیری، شیوا خسرومهر و حسین سلیمانی، از دیگر بازیگران «قصه ها و واقعیت ها» هستند. مهدی هاشمی چندی پیش با مجموعه های تلویزیونی «اشک ها و لبخندها» و «روزگار قریب» میهمان تلویزیون بود.

 امیر آقایی

 بازی در فیلم «خواب بد»، به کارگردانی «منوچهر هادی» را به پایان رساند.

این فیلم هم اکنون در مرحله صداگذاری قرار دارد.

مژگان بیات، سارا کریمی، لیلا اوتادی و مهدی صبایی، از جمله بازیگران «خواب بد» هستند. این فیلم داستان زوجی را روایت می کند که در آستانه طلاق هستند. اما با ورود پرستاری مهربان به خانه آن ها، زندگی شان دستخوش تغییراتی می  شود.

 آزیتا حاجیان

 دهه فجر با مجموعه تلویزیونی «سال های مشروطه»، میهمان قاب شیشه ای می شود. «محمدرضا ورزی» این مجموعه را، در ۱۵ قسمت ۵۰ دقیقه ای کارگردانی می کند. در این سریال به انقلاب مشروطه، علمای آن دوران، روشنفکری غربی، مشروطه مشروعه و به انحراف کشیده شدن مشروطیت و مشروطه خواهان پرداخته می شود. به جز آزیتا حاجیان بازیگران دیگری چون اکبر عبدی، محمد صادقی، جمشید مشایخی، ایرج راد، محمد مطیع، رضا رویگری، شهرام عبدلی، داریوش کاردان، فرخ نعمتی، قاسم زارع، چنگیز وثوقی، مهری ودادیان، حسام نواب صفوی و محمدرضا شریفی نیا نیز ایفای نقش دارند.

 رامین راستاد

 مشغول بازی در فیلم تلویزیونی «بهانه های عاشقی»، به کارگردانی «صادق کرمیار» است. تاکنون تصویربرداری ۵۰ درصد از این فیلم به پایان رسیده و عوامل تولید، در شهرک سینمایی انقلاب و دفاع مقدس، مشغول ضبط پلان های «بهانه های عاشقی» هستند.

این فیلم دو داستان را به صورت موازی روایت می کند. یک داستان درباره چند جوان شرور و پولدار و داستان دیگر، مربوط به دختری است که هم زمان با آغاز جنگ مادر و پدرش از یکدیگر جدا شده اند. محمدرضا داوودنژاد، سیدشهزاد صفوی، مارال فرجاد، مانی کسرائیان، رسول توکلی و جلال پیشوائیان، از دیگر بازیگران «بهانه های عاشقی» هستند.

 آتیلا پسیانی

 تابستان ۸۹ با فیلم «سفر مرگ»، به کارگردانی «حسن آقاکریمی»، به سینما می آید. صداگذاری این فیلم در مراحل پایانی قرار دارد و تا پایان مهرماه، آماده نمایش می شود.

«سفر مرگ» ابتدا در جشنواره فیلم فجر امسال به روی پرده خواهد رفت. پرویز پورحسینی، مهرداد صدیقیان، مهران رجبی، مهری سادات آل آقا، فریماه ارباب، مهرداد فلاحتگر و کیانوش گرامی، از جمله بازیگران این فیلم هستند. «سفر مرگ» داستان مردی را به تصویر کشیده است که به سبب حادثه ای که برای یکی از بستگانش رخ داده، مجبور می شود نیمه شب از شهر به روستا برود، اما در حین سفر با ماجراهایی عجیب مواجه می شود.

 سحر ولدبیگی

بازی در فیلم «سکه های شانس»، به کارگردانی «مجید تربتی فرد» را به نیمه رساند. این فیلم که هم اکنون هم زمان با تصویربرداری مرحله تدوین را نیز پشت سر می گذارد، درباره دو برادر دوقلوست که یکی از آن ها به دلیل بالا آوردن بدهی، در شرایط سخت مالی قرار می گیرد. ارژنگ امیرفضلی، رامین ناصرنصیر، مینا جعفرزاده، رابعه اسکویی و محمدرضا عباس نژاد، از دیگر بازیگران «سکه های شانس» هستند.

 جواد اردکانی

ساخت و کارگردانی فیلم سینمایی «شور شیرین» را منوط به تامین منابع مالی و ایجاد شرایط مناسب دانست. پیش تولید این فیلم که اثری پرهزینه است، سه ماه زمان می برد. به احتمال زیاد اردکانی این فیلم را، زمستان جلوی دوربین خواهد برد.

وی قصد دارد از بازیگران و عوامل حرفه ای، در تولید این فیلم بهره گیرد. فیلم نامه «شور شیرین»، که داستان زندگی شهید کاوه می باشد، به تازگی پروانه ساخت دریافت کرده است. جواد اردکانی ساخت فیلم های «به کبودی یاس»، «چوری»، «قناری»، «بازگشت از بوداپست» و «سبیل مردونه» را در کارنامه دارد.

افسانه بایگان

بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی «یدا... صمدی» را به نیمه رساند. در این فیلم که داستان زندگی خلبان شهید بابایی را روایت می کند، بازیگرانی چون الهام حمیدی، سعید نیک پور، بهمن زرین پور، اکبر عبدی، مینا جعفرزاده، پوراندخت مهیمن، مهران رجبی، حسن جوهرچی، عباس امیری، زهره حمیدی و شهاب حسینی نیز حضور دارند. فیلم برداری «شوق پرواز» در قزوین و تهران و بخشی نیز در خارج از کشور انجام می شود. افسانه بایگان به تازگی با فیلم «آقای هفت رنگ»، به کارگردانی «شهرام شاه حسینی»، میهمان سینماهای کشور شده است. وی در این فیلم، با بازیگرانی چون نیکی کریمی، رضا عطاران و حسن پورشیرازی هم بازی است.

مونا زندی

حقیقی هم چنان مشغول کارگردانی مجموعه تلویزیونی «راه شیری» است. تدوین سه قسمت از این مجموعه، به پایان رسیده است و به زودی صداگذاری آن آغاز می شود. داستان این مجموعه درباره جابه جا شدن تلفن همراه والدینی است که در مهدکودک رخ می دهد و باعث ایجاد سوءتفاهم برای آن ها می شود. «مونا زندی حقیقی» ساخت فیلم اکران نشده «عصر جمعه»، با بازی رویا نونهالی و هانیه توسلی را در کارنامه دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه یکم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
 
بالا