تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 گشت و گذار درسرزمین آرزوها
 

نگاهی به مجموعه تلویزیونی شمس العماره

 

مجموعه های تلویزیونی روتین شبانه این حسن را دارد که اگر سازندگان آن در پی ارائه هرچه بهتر آن باشند، با گردآوری نظرات بینندگان و منتقدان، امکان شناسایی و برطرف ساختن نقاط ضعف اثرشان را دارند. اما سریال «شمس العماره» از این قاعده مستثنی است. بدین معنی که سریال در ابتدا خوب شروع شد اما به مرور زمان، به ورطه تکرار افتاده است. چارچوب اصلی «شمس العماره» که انتخاب همسر توسط لیلا (هانیه توسلی) است، ظرفیت یک سریال روتین را ندارد. در ظاهر این چارچوب، محملی برای رخ دادن اتفاقات گوناگون و ورود شخصیت های جدید و به تبع آن، واکاوی رفتارهای اجتماعی آنان است. اکنون که سی و چند قسمت از این سریال پخش شده است، بیننده به حد کافی با کنش ها و واکنش های این افراد آشنایی دارد. حالا همه می دانند شمسی (مهرانه مهین ترابی) تمام هم و غمش، عمل به وصیت برادر است، لیلا (هانیه توسلی) با ارزیابی تک تک خواستگارها، در حال از سر گذراندن تجربه های جدید است. پری خانم (رویا تیموریان) در رویای ازدواج چهارم به سر می برد. شکور، دریا و مش رحمت و خانواده اش هم نگران رانده شدن از شمس العماره هستند. شخصیت پردازی های سریال به جز یک مورد (مش رحمت)، در متن و اجرا بسیار موفق از کار درآمده است. اگر بخواهیم توفیق نسبی برای شمس العماره قائل شویم، باید آن را مدیون پرداخت دقیق شخصیت های آن دانست. شخصیت هرمز (مسعود رایگان) به طور نامحسوسی، به کاراکتر شازده «اسدا...» سریال «دائی جان ناپلئون» پهلو می زند. این برادر و عموی دلسوز که گذشته ای رازآلود دارد و هیچ کس نمی تواند برای لحظه ای فکر او را بخواند، به لطف بازی ظریف و هنرمندانه مسعود رایگان برای بیننده قابل باور می نماید. رویا تیموریان نیز با ارائه یک بازی دل پذیر، به خوبی از عهده نقش طنزآلود «پری خانم» برآمده است. بزرگ ترین مزیت در شخصیت پردازی این سریال، سیاه و سفید نبودن آدم های آن است. اهالی «شمس العماره»، به دو گروه مثبت و منفی تقسیم نمی شوند. برای هر یک از آن ها، می توان معایب و محاسنی را متصور شد. به طور مثال زیور (مرجانه گلچین) در عین خوش قلبی و ساده دلی، فالگوش می ایستد، به فراخور حال زیرآب خواستگاران را می زند، غیبت می کند و... اما فرهاد آئیش در ارائه شخصیت «مش رحمت» موفق نیست. اگر قرار است مش رحمت مثلا نمک این مجموعه قلمداد شود، باید گفت این دست پخت، کمی شور شده است. کوشش آئیش در تقلید از مش قاسم «دائی جان ناپلئون»، آن چنان محسوس است که وی خود به آن اذعان می کند.(روزنامه خراسان مورخه ۶/۸/۸۸). اما این تلاش به زعم نگارنده بی رنگ و کم مزه از کار درآمده است. علی رغم این که «مش رحمت» قرار است شخصیتی کمیک و مثبت داشته باشد، اما ویژگی های رفتاری او بیشتر بار منفی دارد. مش قاسم «دائی جان ناپلئون» برای هر کلمه و حرکت خود، دلیل و منطق داشت ولی وراجی های بی دلیل و بی پایان «مش رحمت» در مورد همه چیز و از همه بیشتر، درباره ریخت و پاش آب و برق حوصله بیننده را سرمی برد. احساس خطر مش رحمت از ناحیه «مقرنسی »ها (شما بخوانید انگلیسی ها)، به صرف این که هم ولایتی نهرآبادی اش را آواره کرده اند باسمه ای و ابلهانه است.«شمس العماره» سامان مقدم برخلاف اولین کار تلویزیونی اش (پریدخت) تعدد لوکیشن ندارد. این ویژگی، «شمس العماره» را، به ساختار تله تئاتر نزدیک کرده است. البته نمی توان این موضوع را برای یک سریال تلویزیونی، ضعف قلمداد نمود. اما از سامان مقدم که فیلم سینمایی «کافه ستاره» را در کارنامه دارد، انتظار می رفت با همکاری «افشین اربابی» در قاب بندی و میزانسن ها، دقت و وسواس بیشتری به خرج دهد. دوربین تقریبا در سکانس های مختلف بی حرکت است و بیننده از طریق گفت وگوها و نه تصاویر، پی به جزئیات داستان می برد.عمده فعالیت کارگردان تلویزیونی، بر نماهای متوسط و کلوزآپ متمرکز است و حتی در اکثر لانگ شات ها، عمق صحنه رعایت نمی شود.به هر حال هنوز خواستگاری ها هم چنان ادامه دارد. به عقیده نگارنده بهتر آن است که سازندگان مجموعه با یک شوک قوی و سپس خاتمه دادن به داستان، خاطره ای خوب از «شمس العماره» در ذهن بینندگان به جای گذارند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه نوزدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چهره ها و خبر ها
چهره ها و خبرها
 
صبریان

حامد بهداد

 به جمع بازیگران فیلم سینمایی «لطفا مزاحم نشوید»، به کارگردانی «محسن عبدالوهاب» پیوست. این فیلم شامل چهار قصه است که در شهر تهران می گذرد. قصه ها از صبح زود آغاز می شوند و شب هنگام، به پایان می رسند. «لطفا مزاحم نشوید» در گونه سینمای اجتماعی و درباره موضوع های مربوط به جوانان است. باران کوثری، حسن پورشیرازی، سیامک صفری، افشین هاشمی، مزدک میرعابدینی، خسرو احمدی و مجید بهرامی، از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

حدیث فولادوند

در فیلم «ماهرخ»، به کارگردانی «حمیدرضا حافظی»، ایفای نقش خواهد کرد. این فیلم هفته گذشته پس از انتخاب لوکیشن ها، کلید خورد. بهزاد خداویسی، شهرزاد عبدالمجید، فریده دریامج و ملیکا ناظری، از دیگر بازیگران «ماهرخ» هستند. این فیلم روایت زندگی دختربچه ای است که باید پذیرای نامادری اش در خانه باشد.

محمدرضا فروتن

 به زودی بازی در فیلم سینمایی «دموکراسی تو روز روشن» به کارگردانی علی عطشانی را آغاز می کند. این فیلم قرار بود هم زمان با میلاد امام رضا(ع) جلوی دوربین رود. «دموکراسی تو روز روشن» زندگی یکی از فرماندهان جنگ را روایت می کند که در شرایط زندگی عادی، به کما می رود و در برزخ اتفاق هایی برایش می افتد. نیوشا ضیغمی، فخرالدین صدیق شریف، محمدرضا شریفی نیا، نیکی کریمی، نیما شاهرخ شاهی، ارژنگ امیرفضلی، مهران رجبی، علی دهکردی، قاسم زارع و محمدرضا گلزار، از دیگر بازیگران «دموکراسی تو روز روشن» هستند.

شهاب حسینی

 در جشنواره فیلم فجر امسال با فیلم «سایه وحشت»، به کارگردانی «عماد اسدی» حضور خواهد داشت. این فیلم آماده نمایش شده است و درامی پرتعلیق می باشد که درگونه وحشت ساخته شده است. شیلا خداداد و ماه چهره خلیلی، از دیگر بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش دارند.

لیلا حاتمی

 در جدیدترین اثر «داریوش مهرجویی» با عنوان «آسمان محبوب»، ایفای نقش خواهد کرد. این فیلم که اثری متفاوت در کارنامه مهرجویی به شمار می رود، در مشهد اردهال جلوی دوربین می رود. علی مصفا، همایون ارشادی و فریده سپاه منصور از دیگر بازیگرانی هستند که تاکنون، حضورشان در این فیلم قطعی شده است. علی مصفا و لیلا حاتمی که نخستین بار سال ۷۵ در فیلم «لیلا» با هم بازی کرده بودند، اینک پس از ۱۳ سال برای بار دوم، مقابل دوربین مهرجویی می روند. «همایون ارشادی» هم پیش از این در فیلم سینمایی «درخت گلابی»، با مهرجویی همکاری داشته است. مهرجویی امسال با جدیدترین اثرش با عنوان «تهران در جست وجوی زیبایی»، که درباره تهران است ،در جشنواره فیلم فجر حضور خواهد داشت. لیلا حاتمی به تازگی بازی در فیلم «چهل سالگی» علیرضا رئیسیان را به پایان رسانده است.

افسانه بایگان

 بازی در فیلم سینمایی «آدمکش»، به کارگردانی رضا کریمی را به پایان رساند. این فیلم که در جشنواره فجر امسال به روی پرده می رود، مضمونی اجتماعی دارد و یک درام روانشناختی است. بهرام رادان، مهتاب کرامتی، حامد بهداد، لیلا اوتادی، قطب الدین صادقی، شهرزاد کمال زاده، سیامک صفری و علی اصغر طبسی، از دیگر بازیگران «آدمکش» هستند.

اصغر همت 

 بازی در فیلم سینمایی «بی خوابی»، به کارگردانی «محمدجعفر باقری نیا» را به پایان رساند. این فیلم هم اکنون مرحله تدوین را پیش رو دارد. «بی خوابی» که مضمونی اجتماعی دارد، برای نمایش در جشنواره فیلم فجر آماده می شود. کیهان ملکی، آشا محرابی، مهرخ افضلی و امیررضا وزیری از جمله بازیگران این فیلم هستند.

الهام حمیدی

بازی در فیلم «سه درجه تب» به کارگردانی حمیدرضا صلاحمند را به پایان رساند. پیش از این قرار بود «سه درجه تب» را، منوچهر هادی بسازد. رضا عطاران، شهره لرستانی، علی صادقی، امیرعلی دانایی، سیروس گرجستانی و حسین عابدینی از دیگر بازیگران «سه درجه تب» هستند.

حسام نواب صفوی

به زودی در فیلم سینمایی «عروسک»، به کارگردانی «ابراهیم وحیدزاده» ایفای نقش می کند. این فیلم مضمونی کمدی دارد. لیلا اوتادی، علیرضا خمسه، بهنوش بختیاری، ثریا قاسمی، سیروس ابراهیم زاده، اسماعیل خلج و آتش تقی پور، از دیگر بازیگران این فیلم هستند. داستان «عروسک» درباره زنی است که برای یافتن کار به دفتری می رود. اما حضور او در آن دفتر سرنوشت عجیبی را برایش رقم می زند.

پژمان بازغی

با فیلم سینمایی «فاصله» به کارگردانی «کامران قدکچیان»، میهمان سینما می شود. این فیلم، داستانی اجتماعی درباره روابط یک زوج جوان دارد. فرامرز قریبیان، الناز شاکردوست، کتانه افشارنژاد و باران زمانی، در «فاصله» ایفای نقش کرده اند. کامران قدکچیان ساخت فیلم های سینمایی «سوغات فرنگ»، «آواز تهران»، «زخمی»، «بهشت پنهان»، «دیوانه وار» و «گردباد» را در کارنامه دارد.

باران کوثری

به زودی با فیلم «حیران» به کارگردانی شالیزه عارف پور به سینما می آید. این فیلم داستان دختری روستایی را روایت می کند که پس از آشنایی با یک جوان افغانی ،با وجود مخالفت خانواده اش با او ازدواج می کند. زنده یاد خسرو شکیبایی، فرهاد اصلانی، ژاله صامتی و مهرداد صدیقیان، از دیگر بازیگران «حیران» هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 جورج کلونی:سرم خیلی شلوغ است
 

مترجم -احمد صبریان

«جورج کلونی» بازیگر صاحب نام و مشهور سینمای هالیوود، این روزها با فیلم «آقای فاکس شگفت انگیز»، میهمان پرده سینماهای جهان است. وی به تازگی در افتتاحیه جشنواره لندن درباره سه فیلم خود و چهره پیرش در بیشتر فیلم های اخیرش سخن گفته است. به نوشته دیلی تلگراف این بازیگر ۴۸ ساله هالیوود، برخلاف بسیاری از ستاره های سینمای جهان، که بیشتر به سبب چهره شان به شهرت رسیده اند و از سخن گفتن درباره پیری و پا به سن گذاشتن شان ابا دارند، در کمال خونسردی می گوید: «این که پیر شدنم را بر پرده سینما می بینم، برایم جذاب و جالب است. به همین سبب به تازگی هیچ گاه در فیلم هایم گریم نمی کنم.

 

 

این موضوع ناخودآگاه به من خاطرنشان می کند که دارم پیر می شوم.» کلونی که بیشتر تماشاگران و منتقدان وی را، «کری گرانت قرن بیست و یکم» خطاب می کنند، در کمال تعجب اظهار می دارد: «من برخلاف همکاران هم سن و سال خودم، چندان با بازیگران جوان کنار نمی آیم و با آن ها کار نمی کنم. چون بیش از حد پرتوقع هستند. دوست دارم با بازیگران بزرگ تر یا هم سن خودم، هم بازی باشم. شاید به همین خاطر است که بیشتر منتقدان و تماشاگران گمان می کنند که سن من، بیش تر از آن چیزی است که روی پرده سینما می بینند.» جورج کلونی با صراحت تاکید می کند: «من با پیر شدن مشکلی ندارم زیرا فکر می کنم از گزینه دیگر، یعنی «مرگ» بهتر است.» وی به تازگی بازی در یک پویانمایی، به کارگردانی «ولس اندرسون» را به پایان رسانده است. در این فیلم -آقای فاکس شگفت انگیز- وی به جای شخصیت اصلی فیلم صحبت می کند. کلونی دو فیلم دیگر یعنی درام کمدی-رمانتیک «درهوا» و کمدی سیاه «مردانی که به بزها خیره می شوند»، را آماده نمایش دارد. وی در حالی که خنده دلنشینی بر لب دارد می گوید: «این روزها سرم خیلی شلوغ است. مدام باید جلوی دوربین باشم. هنوز از بازی در یک فیلم، خلاص نشده ام که باید سراغ فیلم دیگری بروم. آثارم نیز فیلم هایی هستند که به رغم پرکار بودنم، از بازی در آن ها شرمسار نیستم.» کلونی این روزها در ایتالیا در حال بازی در فیلم «آمریکایی» به کارگردانی «آنتون کوربین» است. وی در این فیلم نقش یک قاتل حرفه ای را ایفا می کند و از بازی در آن، بسیار هیجان زده به نظر می رسد. وی درباره فیلم «درهوا» با علاقه و هیجان صحبت می کند: «نقش من در این فیلم به شخصیت خودم بسیار شباهت و نزدیکی دارد. در این فیلم مدام یک چمدان در دست دارم. اما خوشحالم که توانسته ام از عهده همین کار برآیم. دوست دارم این فیلم را زودتر از دیگر آثاری که آماده نمایش دارم تماشا کنم.» کلونی درباره فیلم «مردانی که به بزها خیره می شوند» می گوید: «فیلم نامه این اثر مدتی در هالیوود و انگلستان در میان تهیه کنندگان دست به دست می گشت. حتی به خاطر برخی مخالفت ها، اصلا قرار نبود ساخته شود. کار در این پروژه برایم دردسرهای زیادی به همراه داشت. اما فضای مفرح آن، تا حدی دشواری کار را برایم آسان ساخته بود.»«جورج کلونی» در شهری کوچک در کنتاکی، متولد شده است. در ۲۱ سالگی به لس آنجلس رفت و از اواسط دهه ۸۰، در فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی به ایفای نقش پرداخت. در این سال ها در فیلم های کمتر دیده شده ای، چون «بازگشت گوجه فرنگی های قاتل» و «گریز لوی ۲: غارتگر» حضور یافت. سرانجام سال ۱۹۹۴ با بازی در نقش شخصیت جذاب اما پرآشوب «داگلاس»، در سریال تلویزیونی «ای ار»، بازیگری محبوب و تبدیل به یک ستاره شد. کلونی بعدها در آثاری چون «خارج از دید»، «میانجی صلح»، «سه پادشاه» و «توفان کامل»، نقش آفرینی کرد. پس از این که شرکت فیلم سازی اش را تاسیس کرد، برای بازی در فیلم «مایکل کلایتون»، نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد شد. کلونی می گوید: «من بازیگر خوش شانسی هستم. چون توانسته ام در فیلم هایی بازی کنم که تماشای آن ها برای مخاطبانم قابل تحمل باشد. من به برخی فیلم هایم افتخار می کنم. فیلم هایی چون «ای برادر! کجایی؟»، «سه پادشاه»، «شب به خیر و موفق باشید» و «مایکل کلایتون». کلونی به عنوان یک بازیگر، ظرفیت انتقادپذیری بالایی دارد. اما دوست ندارد که منتقدان کارهای کنونی اش را، با آثار گذشته اش مقایسه کنند. خودش در این باره با صراحت اظهار می دارد: «دلم می خواهد در سال هایی که می آید، بیشتر روی کارهای متفاوت و آثاری که حرفی برای گفتن دارند، تمرکز کنم دوست دارم از امروزم صحبت کنند نه دیروزی که خودم آن را به یاد نمی آورم. من نمی توانم در سیستم های استودیویی، که تمام ذکر و فکرشان ساخت فیلم های اکشن پرهزینه است، دوام بیاورم. خودم را دست و پا بسته، اسیر تهیه کنندگان هالیوود نمی کنم. در نهایت احترام پیشنهادی را که گمان می کنم بوی سوءاستفاده و تجارت از آن می آید، رد می کنم.»«جورج کلونی» هم اکنون هم چون گذشته به عنوان یک ستاره محبوب، جذاب و بااخلاق و کارگردانی محترم، مورد اعتماد بسیاری از سرمایه گذاران، مدیران استودیوها، توزیع کنندگان، منتقدان و تماشاگران است. خودش معتقد است: نمی دانم این وضعیت تا چه زمان ادامه دارد و تا چه هنگام می توانم مورد احترام دیگران باشم. اما همین که در شهر بی در و پیکر هالیوود، با خوبی از من یاد می شود برایم جای خوشحالی بسیاری دارد. باور کرده ام که سنم دارد بالا می رود.

چون در مسیر بازی در نقش های مکمل افتاده ام. اما به جایگاهم در سینما افتخار می کنم و با آن کنار آمده ام.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خزان زود هنگام راوی سبز زندگی
 

به بهانه درگذشت زنده یاد «مسعود رسام»

اگر بخواهیم فهرستی از سریال های به یادماندنی تلویزیون را تهیه کنیم، به جرأت می توان ادعا کرد تعداد سریال هایی که هنوز پس از گذشت سالیان دراز، در ذهن مخاطبان «ماندگار» است از تعداد انگشتان یک یا ۲ دست فراتر نخواهد رفت. بدون تردید دو سریال «همسران» و «خانه سبز» که در دهه ۷۰ از شبکه دوم سیما پخش شد، در زمره سریال هایی است که بینندگان پس از گذشت سال ها هنوز آن ها را از یاد نبرده اند؛ سریال هایی که نام دو کارگردان و تهیه کننده مشترک و نام آشنای «مسعود رسام» و «بیژن بیرنگ» در پایان آن به چشم می خورد. چند روز پیش یکی از این دو یار همیشگی - مسعود رسام -در سن ۵۲ سالگی و پس از یک دوره سخت بیماری سرطان خون، جهان خاکی را ترک گفت تا مخاطبان خود را با، خاطرات خوش این دو سریال تنها بگذارد. خوب است قبل از اشاره ای به آثار تلویزیونی از نماهنگ «دیار مهربانی» او یاد کنیم که با آهنگ سازی و صدای استاد سراج و ترانه کاکایی به جامعه هنری عرضه کرد. اثری که از ارادت او به امام رضا(ع) حکایت می کند.

نام شادروان «مسعود رسام» را به عنوان یک کارگردان توانا و جویای نام، برای اولین بار با یک تله تئاتر چند قسمتی و به یادماندنی، در دهه ۶۰ به خاطر سپردیم. تله تئاتر «برده رقصان» که اقتباسی به یادماندنی از ادبیات غرب بود، داستان کودکی را روایت می کرد که در کشتی دزدان دریایی اسیر شده و مجبور بود برای زنده ماندن، به کار سخت و طاقت فرسا در کشتی عادت کند. حکایت دلتنگی های این کودک و آهنگ غمگینی که نواختن «نی لبک» او در آن فضا ایجاد می کرد جلوه خاصی به این اثر می بخشید.

این تله تئاتر که در آن زمان از شبکه اول سیما پخش شد نویدبخش تولد حرفه ای یک تهیه کننده و کارگردان خوش ذوق را داد که بعدها با زوج هنری و همکار دائمی خود «بیژن بیرنگ»، پایه گذار تولید چند سریال برجسته و پرمخاطب در سیما شدند.

 

هرچند این زوج تهیه کننده و کارگردان بعدها بخت خود را در سینما، با ساختن دو فیلم «سیندرلا» و «علی و غول جنگل» آزمودند، اما می توان گفت پس از گذشت سال ها درخشش آن ها در عرصه تولیدات تلویزیونی، بسیار موفق تر از رزم آزمایی در عرصه سینما بود. آخرین ساخته رسام در تلویزیون سریال «غیرمحرمانه» بود که سال گذشته از شبکه تهران پخش شد.

«همسران» آغاز یک تجربه خوشایند
زمانی که برخلاف امروز شبکه های سیما، تنها به ۲ شبکه خاص محدود بود و سریال های تلویزیونی نیز تنها به صورت هفتگی و به ندرت به نمایش درمی آمد؛ چهارشنبه شب ها سریال «همسران» از شبکه دوم سیما پخش شد که از همان ابتدا، به خاطر ایجاد فضایی سالم و صمیمی و موضوعات خانوادگی جای خود را به سرعت در دل مخاطبان باز کرد.

«همسران» داستان زندگی یک زوج جوان (با بازی فرهاد جم و الهام پاوه نژاد) و یک زوج میان سال (با بازی به یادماندنی فردوس کاویانی و مهرانه مهین ترابی در نقش های کمال و مهین) را روایت می کرد که ساکن یک آپارتمان در همسایگی یکدیگر بودند.

«همسران» در قالب یک درام خانوادگی، روابط اجتماعی میان پرسوناژها را به صورت غیرمستقیم و در فضایی طنز و جدی با پیام هایی چون دوستی، محبت، همدلی، تعاون و تفاهم در بستر خانواده و جامعه بیان می کرد. در قسمت هایی نیز به رذایل اخلاقی چون غیبت، چشم و هم چشمی، حسد و... اشاراتی مستقیم و غیرمستقیم داشت. اقبال مخاطب عام و حتی خاص به این سریال، مطابق یک پژوهش آماری بیانگر موفقیت زوج سازنده و تهیه کننده آن بود.

«خانه سبز» اوج موفقیت بیرنگ و رسام در تلویزیون
پس از یک وقفه کوتاه، سریال «خانه سبز» اوایل دهه ۷۰ از شبکه دوم سیما، به روی آنتن رفت.

این دو کارگردان خلاق با هوشمندی تمام به جای تکرار همان شخصیت های قبلی، با افزودن چند شخصیت دیگر و تهیه و تدوین متونی قوی تر در اوج قله موفقیت قرار گرفتند. «مهرانه مهین ترابی» بازیگر نقش «مهین» در سریال «همسران» تنها بازیگر بازمانده از آن سریال، ایفاگر نقش «عاطفه» در سریال جدید شد. جمعی از بهترین و باسابقه ترین بازیگران سینما و تلویزیون نیز نقش های اصلی این مجموعه را ایفا کردند.

شادروان «خسرو شکیبایی» در نقش «رضا» به همراه مهین ترابی زوجی میان سال بودند که به همراه یک زوج جوان با نقش آفرینی رامبد جوان در نقش «فرید» و آتنه فقیه نصیری در نقش «لیلی» و پدربزرگ و مادربزرگ خود «حمیده خیرآبادی و داریوش اسدزاده»، در یک مجموعه آپارتمانی زندگی می کردند. در طبقه پایین تر نیز خواهر «رضا» -اکرم محمدی- و پسر تیزهوش و بامزه آن ها (علی) ساکن بودند که البته این زن از همسرش جدا شده بود.

این معجون جالب را یک جد بزرگ! (با بازی رامبد جوان) و چند نقش فرعی دیگر کامل می کرد. ویژگی اصلی سریال «خانه سبز» نگاه هدفمند سازندگان آن به حفظ و تقویت بنیان های خانواده، حفظ ارزش های انسانی، نگاه امیدوارانه به مشکلات روزمره زندگی و طنز موقعیت و کلامی جاری در این سریال بود. هرچند این طنز در مواقعی بسیار فانتزی و حتی شعاری به نظر می رسید اما به دلیل ساختار محکم و تا حدی حرفه ای، خیلی زود تفاوت خود را با دیگر سریال های تلویزیونی نشان داد.

این سریال نزدیک به بیش از یک دهه بعد نیز، دوباره از شبکه دوم در ساعات صبح به نمایش درآمد تا یک بار دیگر مخاطبان این سریال با آن تجدید خاطره ای داشته باشند. یکی از به یادماندنی ترین قسمت های این مجموعه، بخش مربوط به یک جانباز شیمیایی بود که برای اولین بار نقش آن را «حبیب رضایی» ایفا کرد. (رضایی سال ها بعد در فیلم سینمایی آژانس شیشه ای، دوباره این نقش را با تغییراتی بازی کرد). داستانی که در آن سال های بی خبری برای اولین بار راوی غربت آدم های جنگ بود.

ناکامی زوج سازنده در دنباله سازی برای «خانه سبز»
شادروان مسعود رسام و بیژن بیرنگ پس از آن که با «خانه سبز» به اوج موفقیت خود در زمینه سریال سازی دست یافتند درصدد برآمدند تا باز هم در همین بستر، روایتی تازه برای ادامه این داستان بیندیشند. بنابراین پس از پایان این سریال، «سرزمین سبز» را با تعدادی از بازیگران «خانه سبز» و افزودن تعداد دیگری از بازیگران چون حمید فرخ نژاد، رضا عطاران، بیتا فرهی، زنده یاد پوپک گلدره، یوسف تیموری، بهروز بقایی، فخرالدین صدیق شریف و... ساختند.

در داستان سریال «سرزمین سبز» «رضا» با بازی خسرو شکیبایی و «فرید» با بازی رامبد جوان (کاراکترهای «خانه سبز») به دنبال تخریب خانه خود به علت قرار گرفتن در مسیر یک بلوار (به عنوان نماد زندگی ماشینی)، راهی نقاط مختلف کشور ایران می شدند تا داستان هایی جدید را در نقاط مختلف ایران روایت کنند. نمایش این مجموعه متاسفانه بنا به دلایلی نامعلوم، حدود یک دهه به تاخیر افتاد.

با این که سریال «سرزمین سبز» سال ۷۷ تولید شده بود، در سال ۸۶ برای نخستین بار با تغییراتی به نمایش درآمد که موجب نارضایتی سازندگانش شد و در مجموع نیز به دلایل برخی کاستی ها نتوانست انتظارات مخاطبان را برآورده سازد.

نگاه هوشمندانه به بحران های زندگی اجتماعی
اکنون که با درگذشت مسعود رسام -یکی از سازندگان دو مجموعه ماندگار («خانه سبز» و «همسران»)- یادی دوباره به این دو سریال داشتیم نمی توانیم هوش و دانش سازندگان آن را (به خصوص در ظرف زمانی خود) نادیده بگیریم. چرا که تجربیات سال های بعد سریال سازی برای خانواده ها نشان داد که این دو مجموعه هم چنان فاصله خود را از مجموعه های رایج سیما پس از سال ها حفظ کرده اند.

متاسفانه راهی که می توانست با الگوپذیری از خلاقیت های این دو کارگردان (که با هماهنگی خاصی به موفقیت دست یافته بودند) ادامه یابد ، هرگز در قالب های مشابه ادامه نیافت. به گمان نگارنده، یکی از ویژگی های اصلی رسانه تلویزیون، مسئولیت پذیری و درک صحیح رسالت آن است. اما در کمال تعجب در دورانی که سوءتفاهم و بحران های زندگی خانوادگی در کشور و آمار بالا و نگران کننده طلاق آشکارا تهدیدی جدی برای روابط خانوادگی است، جای خالی کارگردانان با سلیقه و هوشمند سریال های آموزنده ای چون «خانه سبز» یا «همسران» برای به روز کردن داستان های این دو مجموعه به شدت احساس می شود.

متاسفانه باید گفت بالا رفتن کمیت سریال های کنونی، به کیفی سازی آن منجر نشده است و نکته ای که باعث می شود جای خالی «مسعود رسام» امروز بیش از پیش احساس شود، نبود فضای صمیمی و ملموس و نمایش مداوم و یکنواخت داستان هایی تکراری و پرتنش در شبکه های مختلف سیماست.

یادش گرامی و روحش شاد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه پانزدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خانه ای روی آب
 
احمد صبریان

نگاهی به مجموعه تلویزیونی «دل نوازان»

«حسین سهیلی زاده» امسال در شب های پائیزی، با مجموعه تلویزیونی «دل نوازان» و با هدف به تصویر کشیدن مشکلات، مسائل و معضلات نسل جوان معاصر، مخاطبان انبوهی را پای قاب شیشه ای کشانده است. پیشینه کاری وی و ساخت سریال هایی با مضامین مخاطب پسند هم چون «ترانه مادری» و «گیلعاد»، نشان از تسلط او بر مدیوم تلویزیون و شناخت سلایق متفاوت بینندگان پرشمار این رسانه دارد. «دل نوازان» با معرفی شخصیت های نه چندان پرشمارش، در همان قسمت های نخست، آدم های داستانش را برای مخاطب تا حد زیادی باورپذیر جلوه می دهد. شخصیت پردازی نسبتا درست و سنجیده آدم های اصلی «دل نوازان»، همراه با داستانی پرتنش و جذاب برای بینندگان تلویزیونی، این توانمندی را داشته است که به رغم برخی کاستی ها، مخاطب را با خود همراه سازد. در حقیقت نویسنده فیلم نامه «دل نوازان» با زیرپا گذاشتن عرف رایج مجموعه های روتین، با سرعت بخشیدن به سیر حوادث داستان و افزودن داستانک های فرعی به آن ، بیننده را به تماشای این مجموعه و پی گیری آن ترغیب و تشویق کرده است.

 

 

 

 

 

 بی تردید «شخصیت محوری»، هم چون دیگر سریال های تلویزیونی، از ویژگی های اساسی «دل نوازان» است.  اما سهیلی زاده در معرفی و پرداخت برخی شخصیت های داستانش هم چون «رعنا»، «اتابک»، «منصور» ، «دکتر زند» و حتی «ستایش» خست به خرج داده و شناسنامه ای درست از آنان به مخاطب ارائه نمی کند. همین نکته نیز سبب شده تا روابط میان برخی از شخصیت های سریال، گنگ و مبهم از کار درآید. به عنوان نمونه قهرمان داستان «دل نوازان» (بهزاد) -با بازی تحسین برانگیز شاهرخ استخری- وجوه مختلف شخصیتی دارد که چندان مورد توجه کارگردان قرار نگرفته است. آن هم در سریالی که به شدت، متکی بر شخصیت ها و روابط حاکم میان آنان است. شخصیت تخت و تک بعدی «بهزاد» در برخی قسمت ها، برای مخاطب باورپذیر نیست. دلبستگی احساسی و غیرمنطقی وی به «یلدا» و ازدواجش با وی، دشمنی و خصومت یکباره اش با «جهان» و «رعنا»، برخورد نامناسب و توجیه ناپذیرش با «مهتاب»، اصرار و پافشاری بی دلیل وی برای زیرپا گذاشتن سنت های اجتماعی و... از آن جمله اند. از طرفی حرفه بهزاد -مدیریت یک آژانس مسافرتی- به هیچ وجه با شخصیت سردرگم، پریشان و آشفته وی همخوانی ندارد. به همین سبب است که مخاطب نمی تواند دلیل اصلی لج و لج بازی وی با «روشنک» را، در اداره آژانس درک کند. ملودرام «دل نوازان» شخصیت های داستانش را، از آدم های دور و برمان گرفته است. آدم هایی که هم می شود باورشان کرد و هم در همذات پنداری با آن ها دچار مشکل شد.از ویژگی های مهم، قابل توجه و مثبت سریال، فراز و فرود قصه، ایجاد گره های داستانی و پایان بندی مناسب هر قسمت از آن است. به گونه ای که هر قسمت از «دل نوازان»، با ایجاد یک تعلیق و گره افکنی مناسب به پایان می رسد، تا بیننده پیگیر ادامه داستان باشد و از همراهی با آن بازنماند. ورود ناگهانی «اتابک» به ایران، گم شدن «ستایش»، تلاش جهان برای یافتن «ستایش» و درگیری او با «اتابک» و «منصور» درباره ازدواج «بهزاد» و قضیه وکالت نامه و...، داستانک های فرعی هستند که جذابیت های مناسب و کافی به «دل نوازان» بخشیده است. از طرفی ریتم و ضرباهنگ مناسب سریال و توالی رخدادها و اتفاقات این مجموعه، به گونه ای است که چندان موجبات کسالت مخاطب را فراهم نمی کند. اگرچه «سهیلی زاده» در کنار بازیگران باتجربه ای چون «فریبا کوثری»، «پرویز فلاحی پور»، «عبدالرضا اکبری»، «فریده صابری» و «محمد حاتمی»، به چهره های جوان هم میدان داده، اما متاسفانه در شخصیت پردازی آن ها، به جزئیات توجه چندانی نکرده است. «مهتاب» که می توانست یکی از شخصیت های باور پذیر داستان باشد، بیش از حد مثبت و سفید تصویر شده و از حد یک تیپ و کلیشه فراتر نرفته است. «رامین» هم اگرچه به عنوان پسری شوخ و شنگ که شیطنت های خاصی هم دارد، تلخی مضمون «دل نوازان» را تعدیل کرده است، اما واکنش های غیرمنطقی وی نسبت به رابطه با «بهزاد»، «روشنک» و خانواده اش، شخصیت او را چندان باورپذیر نمی سازد. بی تردید «سهیلی زاده» در «دل نوازان» تلاش نکرده تا کلیشه هایی که شخصیت های داستانش، گرفتار آن هستند را بشکند. به جز «بهزاد» که نقش اصلی داستان برعهده اوست و بازی روان، سنجیده و حسی اش به باورپذیری اش کمک بسیاری کرده است، دیگر شخصیت های «دل نوازان» از جمله «روشنک»، «رعنا»، «مهتاب»، «شکوه»، «جهان» و حتی «اتابک» ویژگی خاصی ندارند. زیرا همان تیپ های کلیشه ای هستند که در بیشتر سریال های تلویزیونی، به وفور دیده می شوند. مادران دلسوز و فداکار (رعنا و شکوه)، دختر پرجنب و جوش، شیطان، لجباز و تا حدی فضول (روشنک)، دختر رنج کشیده و مظلوم، که مدام پند و اندرز می دهد (مهتاب) و پدرخوانده ای که تلاش دارد نقش پدرهای دلسوز و مهربان را بازی کند (جهان) و آدم بدهایی که می خواهند کاسه و کوزه را سردیگران بشکنند (اتابک و منصور).

 

 

اگرچه این کلیشه ها برگرفته از واقعیت هستند اما بی شک تکرار آن ها در بلندمدت، سبب ایجاد نوعی دافعه نزد مخاطب می شود. اما شاهرخ استخری -بهزاد- به عنوان برگ برنده «دل نوازان»، در مقایسه با دیگر بازیگران جوان سریال، استعداد پنهان خود را به نمایش می گذارد و کاراکتر «بهزاد» را با بازی روانش برای بیننده باورپذیر می سازد. لحن و صدای مناسب وی، قدرت بیان خوب، فیزیک چهره و میمیک های حسی وی به هنگام نقش آفرینی، نویدبخش کشف یک استعداد جوان در عرصه تلویزیون است که بی شک، راه به سینما خواهد برد. خلق شخصیت های خاکستری و مرموز چون پرویز فلاحی پور در نقش «جهان» سبب می شود تا کاستی های «دل نوازان» کم رنگ تر شده و سطح کیفی آن، چند سر و گردن از برخی مجموعه های روتین تلویزیون بالاتر باشد. در حالی که بیشتر شخصیت های داستان یا سیاه مطلق اند یا سفید صرف. ساختار ملودرام «دل نوازان» و جسارت کارگردان در بهره گرفتن از استعدادهای جوان قابل تحسین است. اما ای کاش فضاسازی، دیالوگ نویسی و شخصیت پردازی هم در این سریال نمود بیشتری داشت. سهیلی زاده در روایت داستان خود، از ساختار خطی اکثر مجموعه های تلویزیون فاصله گرفته است و تلاش دارد تا در قصه اش، تعلیق، جذابیت و کشش لازم را برای بیننده فراهم کند. استقبال مناسب مخاطبان نیز نشان از موفقیت وی در این زمینه دارد. بیشتر اتفاق ها و رویدادهای «دل نوازان» قابل پیش بینی است و مخاطب جلوتر از داستان پیش می رود. به عنوان نمونه ازدواج بهزاد با یلدا، رامین با روشنک و مهتاب با دکتر زند و... . شاید به همین سبب است که برگ برنده دست مخاطب می افتد و وی با پیش بینی های صحیح، درباره داستان «دل نوازان»، کارگردان را پشت سر می گذارد. فقط می ماند پایان بندی داستان که آن هم تا حد زیادی قابل پیش بینی است. سهیلی زاده هدف خود را از ساخت «دل نوازان» پرداختن به مسائل جوانان به ویژه «ازدواج» از زاویه ای نو و متفاوت ذکر کرده است. نگاهی که بیشتر حکم هشداری برای خانواده ها دارد، تا درباره تصمیم جوانان موضع گیری صحیح داشته باشند. اگر سهیلی زاده در «دل نوازان» با به تصویر کشیدن زندگی خصوصی شخصیت های داستانش، به جزئیاتی چون هویت مند بودن آدم های ماجرا، پرهیز از تحول های یکباره و ناگهانی شخصیت ها و پرهیز از خلق شخصیت های مطلق سپید و سیاه، توجه بیشتری می کرد ،می شد آدم هایی چون «منصور»، «اتابک» و «مهتاب» را هم بیشتر باور کرد و آنان را از حصار کلیشه ها نجات داد. اگر بخواهیم شالوده اصلی داستان «دل نوازان» را بنا به گفته سهیلی زاده بیان مشکلات نسل جوان بدانیم، باید گفت این سریال به مشکلات جامعه ای می پردازد که اکثریت آن را، جوانان تشکیل می دهند. اجتماعی که در آن تنوع فکری و رفتاری در میان جوانان، در حد بالایی است. اما این که طرح های تکراری و نخ نما شده فقط به صرف پر کردن برنامه های تلویزیون به تصویر کشیده شوند به بیراهه رفته ایم. چرا که طرح مشکلاتی دور از واقعیت های جامعه و به تصویر کشیدن جوانانی که دغدغه هایشان نمود چندانی در جامعه امروز ندارد تکرار همان کلیشه هایی است که سال هاست امتحان خود را پس داده اند. اگرچه «دل نوازان» درونمایه و داستان پرمایه ای دارد که می توانست اثر ماندگار و شاخصی از کار درآید، اما متاسفانه به سبب شتابزدگی در ساخت، شخصیت پردازی های نیم بند، حضور آدم های اضافی که بود و نبودشان در پیشبرد سریال هیچ تاثیری ندارد (دکتر فرهاد زند) و پرداخت نادرست روابط میان شخصیت های داستان، شکل ملودرامی ساده و پیش پا افتاده را به خود گرفته است، ملودرامی که گاه و بی گاه مخاطب صدای لرزش ستون هایش را می شنود!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه دوازدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سقف دستمزد ۲۷ بازیگر سینما فاش شد
 

پس از به روی کار آمدن «جواد شمقدری» به عنوان معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بیشتر سینماگران در بیم و امید به سر می بردند. چون تجربه سیاست های سینمایی گذشته و تغییرات مستمر مدیران و مسئولان، بیان گر این حقیقت تلخ بود که سینماگران چندان امیدی به رفع مشکلات دیرپای سینمای ایران ندارند. مشکلاتی چون سیاست های اکران، نمایش فیلم های مخاطب خاص، بهبود شرایط سینمای بدنه و سینمای فرهنگی، رفع توقیف از برخی فیلم ها، مشخص شدن وضعیت نمایش فیلم هایی که به رغم چندین سال پس از ساخت، هنوز فرصت نمایش عمومی را نیافته اند، وضعیت حرفه ای برخی بازیگران و سینماگران که پیش از آن، ممنوع التصویر یا ممنوع الفعالیت شده بودند و... اما نخستین جرقه امید، با رفع مشکل نمایش عمومی «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی کیا زده شد. پس از آن نیز اعلام اجازه فعالیت «محمدرضا گلزار»، وعده سر و سامان دادن به فیلم های نمایش درنیامده، توجه بیشتر به برنامه ریزی برای اکران عمومی فیلم های مخاطب خاص، امکان تغییرات جدید در حوزه سیاست های انجمن صنفی نمایش، سامان بخشیدن به روند صدور پروانه ساخت فیلم ها و... این بارقه امید را، پررنگ تر کرد. اما در این میان برخی سینماگران با اعلام موضع و صدور بیانیه، دیگر مشکلات سینما را خاطرنشان ساختند که واکنش هایی را نیز در پی داشت. به تازگی پس از این که محمدرضا گلزار برای بازی در فیلم «دوخواهر» دستمزد زیادی را از تهیه کننده دریافت کرد، موجی از واکنش های مثبت و منفی، میان اهالی سینما به وجود آمد. اما شمقدری در ادامه سیاست های جاری خود، نسبت به مسئله دستمزد برخی بازیگران نیز انتقاد کرد و راهکارهایی برای حل این مشکل، فراروی سینماگران قرار داد.معاون سینمایی در مراسم معارفه و تودیع مدیران بنیاد فارابی به این موضوع اشاره کرد و گفت: حدود ۲۵ سال پیش یکی از بازیگران مشهور، قراردادی با یک پروژه سینمایی بست که کل هزینه آن ۷۰ میلیون تومان بود. قرارداد این بازیگر از محل اکران این فیلم به میزانی که می توانست مخاطب را به سینما بکشاند، در نظر گرفته شد.وی افزود: امروز شاهدیم که برخی بازیگران دستمزدهای بسیار بالایی می گیرند. در حالی که همه عوامل سینما با ایده ها و فعالیت شان، در ساخت یک فیلم سهیم هستند. هزینه تولید باید به میزان تاثیر و کارکرد هر یک از این عوامل در اکران در نظر گرفته شود.هنوز چندی از این اظهارنظر نگذشته بود که خبر جدیدی، نقل محافل سینمایی شد. خبری که هم ارتباط تنگاتنگی با شرایط اقتصادی داشت و هم درباره دستمزد نجومی برخی بازیگران بود. خبر از این قرار بود که تابناک در گزارشی نوشت: محمدرضا گلزار، در فیلم جدید خود که «دموکراسی تو روز روشن» نام دارد در نقش یکی از فرشتگان (عزرائیل) ظاهر شده است. او طبق توافق با تهیه کننده فیلم، برای هر روز بازی در این فیلم ۳۰ میلیون تومان دستمزد مطالبه کرده است. حجت الاسلام زم تهیه کننده فیلم نیز این مبلغ را به او پرداخت کرده است.مدتی پیش دستمزد هفتاد میلیونی یک بازیگر که برای حضور در یکی از فیلم های روی پرده (دوخواهر) پرداخت شد، واکنش های تندی را از سوی انجمن بازیگران سینمای ایران به همراه داشت.تابناک بدون ذکر نام محمدرضا گلزار به نقل از شبکه ایران نوشت: دستمزد بالای این بازیگر در طول سال های اخیر، با واکنش های مختلفی از سوی تهیه کنندگان سینما مواجه شده است. حتی معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز نسبت به افزایش دستمزد بازیگران انتقاد و اعلام کرده بود این مسئله موجب افزایش دیگر هزینه ها در سینمای ایران شده است.علیرضا سجادپور، مدیرکل نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد در واکنش به این اقدام، تعیین سقف دستمزد بازیگران سینما را، وظیفه صنوف سینمایی و سینماگران دانست.سجادپور در این باره به مهر گفت: اولویت اصلی سینمای ایران هدفمند کردن سینما، در جهت اهداف کلان نظام است.

بازگرداندن اعتماد مردم و مسئولان به سینما، اولویت دوم برنامه ریزی برای سینمای ایران است که منجر به رشد کمی و کیفی سینما می شود.وی تعیین سقف دستمزد بازیگران را از اولویت های سینما دانست و تاکید کرد: باید خود سینماگران و صنف بازیگری، برای کنترل دستمزدهای بازیگران برنامه ریزی کنند. طراحی مکانیزم های مالیاتی، برای تعیین دستمزدهای سینمایی می تواند بهترین راه حل باشد.احمد طالبی نژاد از منتقدان پیشکسوت سینمای ایران نیز حل مشکلات اقتصادی سینما و برنامه ریزی برای رفع موانع تولید و اکران فیلم های فرهنگی را از اولویت های مهم سینمای امروز ایران ذکر کرد.وی درباره دستمزد بازیگران در سینمای ایران به مهر گفت: اگر بازیگری برای یک فیلم ۲۰ میلیون تومان هم دریافت کند و سالی یک فیلم هم بازی کند، این مبلغ تقسیم بر ۱۲ ماه سال می شود. این مشکل مهمی نیست اگر حق کارگردان ها و فیلم نامه نویسان هم رعایت شود. در سینمای هالیوود ۱۵ درصد از کل فروش فیلم، سهم نویسنده است اما در ایران این حرفه مهجور است.وی ادامه داد: با صدور بخش نامه و دستورالعمل، نمی توان این مشکل را حل کرد. باید چرخه تولید درست شود و اجازه کار به بازیگران جوان، خوش چهره و با استعدادی داد که کمتر امکان حضور می یابند. با حضور چهره های جوان، مشکل دستمزدهای کلان بازیگران هم حل می شود.محمد نیک بین، تهیه کننده فیلم های «نیمه پنهان»، «آتش بس» و «سوپراستار» نیز دستمزد بازیگران را، در کیفیت تولید فیلم ها تاثیرگذار دانست.وی درباره دستمزدهای بازیگران به مهر گفت: وقتی تهیه کننده ای بودجه لازم را برای پرداخت به یک بازیگر ندارد، به دنبال بازیگری می رود که دستمزد کمتری را طلب کند. خیلی از کارگردان ها هستند که از نابازیگران و یا کسانی که کمتر شناخته شده تر هستند، استفاده می کنند و بازی های خوبی هم از آن ها می گیرند.وی افزود: بازیگری که ۸۰ میلیون تومان دستمزد می گیرد ۵۰ درصد از بودجه یک فیلم را به خود اختصاص می دهد. این باعث پایین آمدن کیفیت فیلم می شود. اگر سینمای ما در حد قابل قبولی فروش داشته باشد و چرخه اقتصادی رونق یابد، این مشکلات حل می شود.هر روز اظهارنظرهای متفاوتی از سوی سینماگران درباره تاثیر دستمزد کلان برخی بازیگران بر روند تولید فیلم های سینمایی، تهدید جایگاه پیشکسوتان، بالا رفتن توقع دیگر بازیگران و... بر تلکس خبرگزاری ها و نیز در گفت وگو با نشریات منتشر می شود. اما روز گذشته در برنامه تلویزیونی «صبح عالی بخیر»، آخرین سقف دستمزد ۲۷ نفر از بازیگران سینما، اعلام شد.به گزارش فارس، در این برنامه که با موضوع «عدالت در دستمزد بازیگران سینما» با حال و هوای یک ۹۰ سینمایی روی آنتن شبکه یک سیما رفت، رضا استادی روزنامه نگار و منتقد سینما گفت: اگر بازیگری در سینمای ما از نظر امنیت شغلی، استفاده نکردن از امور تبلیغاتی برای گذران مالی، تامین اجتماعی و... مشکل دارد باید مشکلات خود را در جای دیگری حل کند و افزایش بی رویه دستمزدها راه حل درستی برای این قضیه نیست.اگر قرار است دستمزدها در سینمای ایران به رویه جهانی خود نزدیک شود، این اتفاق نباید فقط در عرصه بازیگری رخ دهد چرا که این گونه سینمای ما به پیکره ای بدل می شود که دست و پا و سرش نحیف است و تنها شکم بزرگی دارد.استادی در این برنامه بالاترین و آخرین سقف پیشنهادی دستمزد برخی از بازیگران سینمای ایران را، که از طریق گفت وگو با چند مدیرتولید و تهیه کننده به دست آورده بود بدین شرح اعلام کرد:حمید فرخ نژاد ۱۸ تا ۳۰ میلیون تومان، پرویز پرستویی ۴۰ تا ۵۰ میلیون، فاطمه معتمد آریا ۳۰ میلیون، ترانه علیدوستی ۳۰ میلیون، الناز شاکردوست ۳۵ تا ۴۰ میلیون، نیکی کریمی ۴۵ میلیون، جواد رضویان ۶۰ میلیون، لیلا حاتمی ۴۵ میلیون، باران کوثری ۳۰ میلیون، رضا عطاران ۷۰ میلیون، رضا کیانیان ۳۰ میلیون، امین حیایی ۴۰ تا ۶۰ میلیون، مهران مدیری ۱۰۰ میلیون، امیر جعفری ۳۰ میلیون، کامبیز دیرباز ۲۵ تا ۳۰ میلیون، مهناز افشار ۴۰ میلیون، شهاب حسینی ۶۰ تا ۷۰ میلیون، عزت ا... انتظامی ۴۰ میلیون، مجید صالحی ۱۵ تا ۲۰ میلیون، حامد کمیلی ۳۰ میلیون، حامد بهداد ۳۵ میلیون، علی نصیریان ۲۵ میلیون، رضا شفیعی جم ۴۰ میلیون، اکبر عبدی ۴۰ تا ۵۰ میلیون، محمدرضا فروتن ۴۰ تا ۶۰ میلیون، بهرام رادان ۵۰ میلیون و هدیه تهرانی ۱۰۰ میلیون تومان.در بخش هایی از این برنامه زنده تلویزیونی بازیگرانی چون رضا رویگری، شهاب حسینی، نیلوفر خوش خلق، عباس امیری و... به بیان دیدگاه های خود درباره افزایش دستمزدهای بازیگران پرداختند.رضا استادی در جمع بندی مطالب خود به این نکته اشاره کرد که تولید سریال های تلویزیونی بلندمدت و تله فیلم ها در سال های اخیر، موجب شده است بازیگران سینما بیشتر وقت خود را به کارهای تلویزیونی اختصاص دهند و یکی از دلایل بالا رفتن سقف دستمزدها، همین مسئله بوده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه یازدهم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 میترا حجار در ایران اجازه بازی ندارد

 

 

 حجار ژوئن 2007 درزمان اکران «زمستان است» در جشنواره فیلم لس‌آنجلس با ظاهری مغایر با مقررات جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد و همین کار یکی از دلایل مخالفت با حضور او در سریال «سرزمین کهن» است.

 به دلیل رعایت نکردن قوانین جمهوری اسلامی در جشنواره‌های جهانی، قرارداد میترا حجار با پروژه کمال تبریزی فسخ خواهد شد

چندی پیش خبری درباره حضور میترا حجار در مجموعه تلویزیونی «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی منتشر شد. این بازیگر سینما پس از سه سال به ایران بازگشت و تصمیم گرفت دوباره در حرفه اصلی خود مشغول به کار شود اما گویا موانعی سر راه او قرار دارد.

به گزارش خبرآنلاین، حجار ژوئن 2007 درزمان اکران «زمستان است» در جشنواره فیلم لس‌آنجلس با ظاهری مغایر با مقررات جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد و همین کار یکی از دلایل مخالفت با حضور او در سریال «سرزمین کهن» است. شنیده‌ها حاکی از این است با اینکه این بازیگر با پروژه قرارداد بسته است و رقمی بالا در این مجموعه به او پرداخت خواهد شد اما به دلیل حضور مغایر با شئون اسلامی در جشنواره‌ها و فیلم‌های سینمایی در خارج از کشور، از بازی حجار در این مجموعه تلویزیونی ممانعت به عمل خواهد آمد و قراداد او بزودی فسخ خواهد شد. تا کنون از سوی تهیه‌کننده این پروژه هیچ واکنشی  دراین‌باره صورت نگرفته است.

حجار سال 1384 هنگام اکران «زمستان است» در جشنواره بیست‌ وچهارم فجر از ایران رفت. «این ترانه عاشقانه نیست» و «زمستان است» که دو فیلم آخر او تا قبل از خروجش از ایران به حساب می‌آیند در غیاب این بازیگر روی پرده سینماها رفت. حجار در زمان سکونتش در آمریکا در یکی از اپیزودهای مجموعه تلویزیونی «اسمیت» به کارگردانی کریستوفر چالاک در نقش دختری به نام «سوری» بازی کرد که اطلاعات کامل این فیلم در یکی از سایت‌های معتبر سینمایی به طور کامل منتشر شده است. او همچنین در فیلم داستانی با عنوان stellina blue به کارگردانی گابریل اسکات نقش آفرینی کرد که این فیلم مراحل تولید خود را پشت سرمی‌گذارد و تا کنون به پایان نرسیده است.

به گزارش 30نما این خبر در حالی منتشر می‌شود که با تغییر مدیریت سینمایی کشور، جواد شمقدری حضور گلشیفته‌ فراهانی در خارج از کشور را مسئله‌ای شخصی قلمداد می‌کند و تلویحا از اجازه‌ی بازی او در ایران خبر می‌دهد. اما با این خبر گویی سیاست‌های یک بام و دو هوا هنوز هم در رده‌های بالای مدیریت فرهنگی کشور ادامه دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کاظم معصومی «خانه بی پرنده» را به تلویزیون می آورد

صبریان-به زودی مجموعه تلویزیونی «خانه بی پرنده» را، که مراحل نگارش متن آن از دو سال پیش در حال انجام است، جلوی دوربین می برم. «کاظم معصومی» کارگردان سینما، با اعلام این خبر و در گفت وگو با خراسان اظهار داشت: تهیه کنندگی این مجموعه را «امیرحسین شریفی» برعهده دارد. نگارش متن آن نیز مراحل پایانی خود را سپری می کند. وی با بیان این که «خانه بی پرنده» در تهران کلید می خورد، افزود: به جز تهران بخش هایی از این سریال، در خرمشهر و آبادان، تصویربرداری خواهد شد. معصومی تصریح کرد: «خانه بی پرنده» داستان دختری را روایت می کند که در دو سالگی و در مقطع جنگ تحمیلی، مفقود می شود. اما پس از ۳۷ سال خانواده اش را می یابد. با ورود وی به کانون خانواده، زندگی آن ها نیز دستخوش تغییراتی می شود. وی با اشاره به این که در «خانه بی پرنده» هشتاد بازیگر در نقش های اصلی و فرعی حضور خواهند داشت اضافه کرد: رویا افشار، پردیس افکاری، شهروز ابراهیمی، کاظم افرندنیا، محمد ابهری، میثاق جمشیدی، صدرالدین حجازی، جعفر دهقان، ماهرخ شریفی، سوگل طهماسبی، مازیار فیروزمند، سامیه لک، میرطاهر مظلومی، مینا نوروزی، کامران فیوضات، حمیدرضا مرادی، سروش گودرزی و روناک یونسی، به عنوان بازیگران اصلی مجموعه «خانه بی پرنده»، در این پروژه ایفای نقش خواهند داشت.معصومی اظهار داشت: برای انتخاب نقش «حاج عباس» به عنوان یکی از نقش های محوری داستان «خانه بی پرنده»، هنوز مشغول مذاکره با تنی چند از بازیگران حرفه ای سینما و تلویزیون هستم. وی تاکید کرد: این سریال در ۲۶ قسمت ۴۵ دقیقه ای ساخته می شود و نگارش متن آن، برعهده «شعله شریعتی» می باشد. معصومی درخصوص تعویق در ساخت این پروژه که قرار بود یک سال و نیم پیش تولید شود گفت: علاقه مند بودم فیلم نامه آن گونه که می خواهم نوشته شود و سپس آن را، جلوی دوربین ببرم. در حقیقت حساسیتی که نسبت به فیلم نامه داشتم، تولید این مجموعه تلویزیونی را به تعویق انداخت. کاظم معصومی با خاطرنشان ساختن این که طرح اولیه «خانه بی پرنده» را «خشایار الوند» ارائه کرده و داستان های آن را، «شعله شریعتی» نگاشته است، دیگر عوامل تولید و تهیه «خانه بی پرنده» را بدین شرح معرفی کرد: مدیر تصویربرداری: مجتبی رحیمی، تدوین گر: رضا مطهری، طراح گریم: اشکان عسگری، طراح صحنه و لباس: امیر احدزاده، صداگذاری و میکس: شاهرخ شریفی، عکاس: امیر رنجبر، مجری طرح: آفاق فیلم و مدیر تولید: علی قائم مقامی. کاظم معصومی ساخت، فیلم هایی چون «دزد و نویسنده»، «طبل بزرگ زیر پای چپ»، «آوازخوان»، «ازدواج غیابی» و «سوءظن» را، در کارنامه کارگردانی خود به ثبت رسانده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 پاسخ حامد بهداد به هوشنگ گلمكاني
بوي بازنشستگي‌تان مي‌آيد جناب دن كورلئونه

 جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشت‌هاي منتقدين نمي‌دانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكته‌اي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه ناب‌تر كنيم.

يادداشتي نوشته بوديد از سر بي‌عنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرموده‌ايد. خب نماينده مجلس مي‌شديد استاد. گيرم نظرتان راجع‌به كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهت‌دار بر نقدي به‌ظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر مي‌دانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد مي‌ميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نمي‌شود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگ‌سكوت و چيدمان عكس‌هايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق مي‌افتد. اين است كه مي‌گويم جهت‌دار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز مي‌روم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زده‌ام، منظوري مشخص را دنبال كرده‌ام. مضاف بر اينكه مي‌دانم از تئاتر تجربي كمتر مي‌دانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.

 

 

 

نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اين‌كه در اهانت‌نامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر مي‌خواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانواده‌ام. مي‌خواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره مي‌كند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته مي‌رود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينه‌ترين جريده سينمايي است و بس. مي‌رود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزش‌تان كم نمي‌كند) اما آيا اين بود چشم‌انداز شما؟ اينگونه به‌نظر مي‌رسد به محض اينكه پديده‌اي نو و متفاوت به نگاهتان نمي‌گنجد درصدد حذف آن برمي‌آييد.

نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع ‌به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت مي‌كند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بي‌دانشي. از همين ‌روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار مي‌شود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگري‌ام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلم‌ها هم مربوط مي‌شود. پس آن كارگردان كه ذوق مي‌كند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا مي‌دهد، شرح وظايفش از نگاه زيبايي‌شناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلم‌نامه‌نويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه مي‌دهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانواده‌ام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده مي‌شود. نقش را باطن و لباسي متصور مي‌شوي اما فيلم‌نامه را كه مي‌خواني ذوقت كور مي‌شود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه برده‌اي كارگر نمي‌شود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس مي‌كنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را مي‌گويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران هم‌نسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نمي‌كنم. ريسك مي‌كنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحك‌ترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من مي‌گويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بي‌توجه بوده‌ام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دل‌خون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بي‌توجه بوده‌ام يا ايشان به من؟ شما را چه مي‌شود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه مي‌گذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمي‌نويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما مي‌كنيد.

 

 

نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقه‌تان را مخدوش مي‌كند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زده‌ايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كرده‌ايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمان‌آرا، فرهادي، شهبازي و قبادي‌ها دعوت به همكاري كرده‌اند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشته‌هايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف مي‌دانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.

 اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مي‌نويسم از اين‌روست كه يك مويتان مي‌ارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانه‌روز فرموده بوديد هنر كارگردان‌ها اين بوده كه توانسته‌اند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهره‌ام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نمي‌دانيد نقشي را كه بازي كرده‌ام مابه‌ازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع‌ به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكته‌اي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برمي‌گردد. براي من هوشنگ گلمكاني بي‌هيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه مي‌فرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.

در آن قحطي حوصله‌تان كه حتي 6 خط مرا قابل نمي‌دانست اميد همين تك كلمه هم نمي‌رفت. منتقدين بي‌سواد هميشه از سينماگران عقب‌تر بوده‌اند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب مي‌كنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع‌ به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشت‌هاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشته‌اي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگ‌آور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي مي‌جويم.

حامد بهداد

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه چهارم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مونا زندی:ازکاردرسینما دلسرد نشده‌ام
 

مونا زندی تاکید کرد به نمایش در نیامدن فیلمش «عصرجمعه»،او را از کار در سینما دلسرد نکرده است.

 

وی درباره این که چرا این فیلم تا به حال به نمایش عمومی در نیامده گفت: خودم هم دلیل آن را به درستی نمی‌دانم این فیلم هیچ مشکلی برای نمایش ندارد.مونا زندی در پاسخ به این سؤال که آیا از فیلم سازی دلسرد شده که به سراغ تلویزیون رفته گفت: به هیچ عنوان از ساخت فیلم سینمایی دلسرد نشده‌ام . به این خاطر ساخت سریال "خط روی خط" را شروع کردم که کار بسیار خوب و تاثیر‌گذاری است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دوم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مژده شمسایی:من هم بایدتست بازیگری بدهم
 

مژده شمسایی بازی در فیلم سینمایی "مقصد" به کارگردانی همسرش بهرام بیضایی را، منوط به موفقیت در تست بازیگری این فیلم دانست. بازیگر فیلم‌های "مسافران" و "سگ کشی" گفت: "مقصد" یکی از فیلم نامه‌هایی است که بهرام بیضایی برای ساخت آنها برنامه دارد و با تهیه‌کننده، برای ساخت آن به توافق اولیه رسیده است، اما به دلیل سفر

 

 

 

این تهیه‌کننده به خارج از کشور و بسته نشدن قرارداد ترجیح می‌دهم نام ایشان را مطرح نکنم.وی ادامه داد: با بازگشت تهیه‌کننده به ایران، برنامه‌ریزی برای تولید این فیلم سینمایی را شروع می‌کنیم. "مقصد" فیلمی با شخصیت‌های محدود است اما نگاه همیشگی بیضایی را می‌توان در آن دید.بازیگر فیلم "وقتی همه خوابیم" درباره حضورش در "مقصد" گفت: هیچ چیز قطعی نیست، بیضایی از همه بازیگران تست می‌گیرد و من هم مانند دیگران اگر گزینه ایشان باشم، باید تست ‌دهم و بعد مقابل دوربین می‌روم.مژده شمسایی همسر بهرام بیضایی در فیلم‌های سینمایی "مسافران"، "سگ‌ کشی" و "وقتی همه خوابیم" با این کارگردان همکاری کرد. "وقتی همه خوابیم" نوروز امسال روی پرده رفت و به تازگی وارد شبکه نمایش خانگی شده است. فیلم سینمایی "مقصد" به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی به تازگی پروانه ساخت دریافت کرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دوم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 یک هفته با سینمای جهان

«والتر سالس» به سینمای ادبی می آید

امپایر- «والتر سالس» و همکار فیلم نامه نویسش -«خوزه ریورا»-، برای اقتباس سینمایی از کتاب «زنگار آمریکایی» قرارداد امضا کردند. این کتاب را «فیلیپ مه یر» نوشته است و استودیو یونیورسال این اقتباس سینمایی را، تهیه می کند.«زنگار آمریکایی» داستان دو پسر جوان، از اهالی شهری کوچک در «پنسیلوانیا» را روایت می کند. آن ها برای دست یافتن به یک زندگی خوب و خوش، زادگاه شان را ترک می کنند. اما در مسیر سفرشان با خشونت، بی اعتمادی و تضاد طبقاتی شهرهای بزرگ مواجه می شوند. داستان فیلم «زنگار آمریکایی» در سال ۲۰۰۲ می گذرد و به آثار ادبی عصر بحران اقتصادی آمریکا هم چون داستان های «ویلیام فاکنر» و «جان اشتاین بک» شبیه نیست. بسیاری از منتقدان حال و هوای آثار «مه یر» را، با جهان داستانی «کورمک کارتی» -نویسنده داستان- «جایی برای پیرمردها نیست» برادران کوئن، مقایسه می کنند. «والتر سالس» و «خوزه ریورا» پیش از این، فیلم «خاطرات موتورسیکلت» را، با حال و هوایی مشابه ساختند که مورد استقبال گرم منتقدان و تماشاگران قرار گرفت.

خبرچین «سودربرگ» به بمبئی می رود
 
اسکرین دیلی- «استیون سودربرگ» با جدیدترین فیلم خود با عنوان «خبرچین»، یازدهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم بمبئی را، افتتاح می کند. این جشنواره با نمایش فیلم سینمایی «غبار زمان» ساخته «تئو آنجلو پلوس» فیلم ساز صاحب نام یونانی، به پایان خواهد رسید. بیش از ۲۰۰ فیلم از ۵۶ کشور جهان، در این جشنواره به روی پرده خواهند رفت. ۱۳ فیلم ساز نیز از سراسر جهان با نخستین اثر خود، در جشنواره بمبئی حضور دارند. «پل شرایدر» آمریکایی، ریاست هیئت داوران را برعهده دارد. «بریلا مندوزا» فیلم ساز فیلیپینی، «شاجی ان کاردن» هندی و «ایرنه بینیاردی»- مدیر پیشین جشنواره لوکارنو- در داوری فیلم های این جشنواره، «پل شرایدر» را یاری خواهند کرد. «شاجی کاپور» بازیگر هندی و «آنجلو پلوس» یونانی، نیز جایزه دستاورد یک عمر فعالیت هنری را، در این دوره از جشنواره بمبئی دریافت می کنند. در مراسم اختتامیه این جشنواره جشنی به افتخار «یاش چویرا» تهیه کننده و «آمیتا باچان» اسطوره بازیگری سینمای هند، برگزار می شود. قرار بود «جعفر پناهی» هم در ترکیب هیئت داوران این جشنواره حاضر باشد. اما به دلایلی نتوانست در این رویداد سینمایی حضور داشته باشد.

«رومن پولانسکی»در زندان هم بیکار نیست
 
 
تایمز آنلاین- «رومن پولانسکی» جدیدترین تجربه کارگردانی خود را، از داخل زندان شهر زوریخ سوئیس، برای نمایش عمومی آماده می کند. قرار است این فیلم برای نخستین بار، در جشنواره برلین به نمایش درآید. «پولانسکی» که برای جلوگیری از بازگردانده شدنش به آمریکا و محاکمه در آن کشور، تلاش و مبارزه می کند، به تازگی سفارش ساخت موسیقی متن فیلم جدیدش را، به «الکساندر دسپلت» ارائه کرده است. «دسپلت» ساخت موسیقی متن فیلم های تحسین شده ای چون «ملکه» و «پرونده عجیب بنجامین باتن» را، در کارنامه آهنگسازی خود دارد. فیلم جدید پولانسکی که «روح» نام دارد، داستان نخست وزیر بریتانیا -با بازی «پیرس برازنان»- را بازگو می کند که متهم به ارتکاب جنایات جنگی می شود. زندگی «رومن پولانسکی» همواره با جنجال و حاشیه همراه بوده و این حواشی در ۷۶ سالگی، به اوج خود رسیده است. مادر «رومن» در اردوگاه آوارگان جنگ جهانی دوم، در «آشوویتس» به قتل رسید. همسر باردارش -شارون تیت- نیز سال ۱۹۶۹، به دست خانواده «منسن» کشته شد. رومن پولانسکی از سال ۱۹۷۷ از آمریکا گریخت و در تمام این مدت، تحت تعقیب پلیس ایالات متحده بود. در نهایت نیز به هنگام حضور در جشنواره «زوریخ» سوئیس برای دریافت جایزه اش، دستگیر و بازداشت شد.

«تامی لی جونز» بر صندلی کارگردانی تکیه می زند
 
هالیوود ریپورتر- «تامی لی جونز» بازیگر صاحب نام سینمای هالیوود، در حال مذاکره برای کارگردانی و بازی در فیلم سینمایی «وکیل لینکلن»، براساس کتابی نوشته «مایکل کانلی» است. این فیلم داستان «میکی هالر» وکیل جوانی است که در اقدامی عجیب، دفاع از پرونده یک متهم به قتل ساکن «بورلی هیلز» را، برعهده می گیرد. اما در این میان درگیر ماجراهایی عجیب می شود. نقش «وکیل هالر» را «متیو مگاناگی» ایفا می کند. «تامی لی جونز» بازیگر و فیلم ساز ۶۳ ساله آمریکایی، تنها یک فیلم در مقام کارگردان، در کارنامه خود دارد. فیلمی به نام «سه تشییع جنازه مکلیداس استرادا» که از سوی منتقدان، بسیار مورد توجه و تحسین قرار گرفت. وی برای بازی در این فیلم، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره کن را به خود اختصاص داد. «مایکل کانلی» اگرچه چند کتاب بسیار پرفروش دارد، اما هرگز نویسنده محبوب هالیوود نبوده است. زیرا تهیه کنندگان و استودیوهای فیلم سازی، با بی میلی به سراغ آثار او رفته اند. پیش از «وکیل لینکلن»، تنها کتاب «کارخون» وی از سوی «کلینت ایستوود»، کارگردانی شده است.

«ریدلی اسکات» پای میز مذاکره
 
ورایتی- «ریدلی اسکات» کارگردان صاحب سبک هالیوود، به زودی فیلمی را براساس زندگی «گوچی»، طراح بزرگ مد ولباس، جلوی دوربین می برد. «اسکات» هم اکنون مشغول فیلم برداری فیلم «رابین هود» با بازی «راسل کرو» است. وی هم اکنون در حال مذاکره با «لئوناردو دی کاپریو» و «آنجلینا جولی»، برای ایفای نقش در این فیلم است. این فیلم نگاهی به زندگی «مانوریتزیو گوچی» سلطان طراحی و مد و لباس و گسترش امپراتوری تجاری وی، در دهه ۱۹۸۰، پیش از به قتل رسیدنش دارد.«ریدلی اسکات» پیش از این فیلم هایی چون «مجموعه دروغ ها» و «گلادیاتور» را ساخته است. وی تاکنون نیز ۳ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دوم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 از سينما چه خبر؟
مهدی هاشمی

 بازی در فیلم «قصه ها و واقعیت ها»، به کارگردانی «حجت قاسم زاده اصل» را به پایان رساند.

این فیلم هم اکنون در مرحله ساخت موسیقی متن قرار دارد. داستان «قصه ها و واقعیت ها» درباره مردی است که در پی احضار بی موقع رئیس اداره اش، در مسیر رفتن به محل کار و در تصادف با یک تریلی کشته می شود. این تصادف ماجراهایی ناخواسته را رقم می زند.

آتنه فقیه نصیری، مسعود رایگان، امین زندگانی، مریم بوبانی، امیرحسین مدرس، شبنم معززی نیا، رضا آحادی، مجید مشیری، شیوا خسرومهر و حسین سلیمانی، از دیگر بازیگران «قصه ها و واقعیت ها» هستند. مهدی هاشمی چندی پیش با مجموعه های تلویزیونی «اشک ها و لبخندها» و «روزگار قریب» میهمان تلویزیون بود.

 امیر آقایی

 بازی در فیلم «خواب بد»، به کارگردانی «منوچهر هادی» را به پایان رساند.

این فیلم هم اکنون در مرحله صداگذاری قرار دارد.

مژگان بیات، سارا کریمی، لیلا اوتادی و مهدی صبایی، از جمله بازیگران «خواب بد» هستند. این فیلم داستان زوجی را روایت می کند که در آستانه طلاق هستند. اما با ورود پرستاری مهربان به خانه آن ها، زندگی شان دستخوش تغییراتی می  شود.

 آزیتا حاجیان

 دهه فجر با مجموعه تلویزیونی «سال های مشروطه»، میهمان قاب شیشه ای می شود. «محمدرضا ورزی» این مجموعه را، در ۱۵ قسمت ۵۰ دقیقه ای کارگردانی می کند. در این سریال به انقلاب مشروطه، علمای آن دوران، روشنفکری غربی، مشروطه مشروعه و به انحراف کشیده شدن مشروطیت و مشروطه خواهان پرداخته می شود. به جز آزیتا حاجیان بازیگران دیگری چون اکبر عبدی، محمد صادقی، جمشید مشایخی، ایرج راد، محمد مطیع، رضا رویگری، شهرام عبدلی، داریوش کاردان، فرخ نعمتی، قاسم زارع، چنگیز وثوقی، مهری ودادیان، حسام نواب صفوی و محمدرضا شریفی نیا نیز ایفای نقش دارند.

 رامین راستاد

 مشغول بازی در فیلم تلویزیونی «بهانه های عاشقی»، به کارگردانی «صادق کرمیار» است. تاکنون تصویربرداری ۵۰ درصد از این فیلم به پایان رسیده و عوامل تولید، در شهرک سینمایی انقلاب و دفاع مقدس، مشغول ضبط پلان های «بهانه های عاشقی» هستند.

این فیلم دو داستان را به صورت موازی روایت می کند. یک داستان درباره چند جوان شرور و پولدار و داستان دیگر، مربوط به دختری است که هم زمان با آغاز جنگ مادر و پدرش از یکدیگر جدا شده اند. محمدرضا داوودنژاد، سیدشهزاد صفوی، مارال فرجاد، مانی کسرائیان، رسول توکلی و جلال پیشوائیان، از دیگر بازیگران «بهانه های عاشقی» هستند.

 آتیلا پسیانی

 تابستان ۸۹ با فیلم «سفر مرگ»، به کارگردانی «حسن آقاکریمی»، به سینما می آید. صداگذاری این فیلم در مراحل پایانی قرار دارد و تا پایان مهرماه، آماده نمایش می شود.

«سفر مرگ» ابتدا در جشنواره فیلم فجر امسال به روی پرده خواهد رفت. پرویز پورحسینی، مهرداد صدیقیان، مهران رجبی، مهری سادات آل آقا، فریماه ارباب، مهرداد فلاحتگر و کیانوش گرامی، از جمله بازیگران این فیلم هستند. «سفر مرگ» داستان مردی را به تصویر کشیده است که به سبب حادثه ای که برای یکی از بستگانش رخ داده، مجبور می شود نیمه شب از شهر به روستا برود، اما در حین سفر با ماجراهایی عجیب مواجه می شود.

 سحر ولدبیگی

بازی در فیلم «سکه های شانس»، به کارگردانی «مجید تربتی فرد» را به نیمه رساند. این فیلم که هم اکنون هم زمان با تصویربرداری مرحله تدوین را نیز پشت سر می گذارد، درباره دو برادر دوقلوست که یکی از آن ها به دلیل بالا آوردن بدهی، در شرایط سخت مالی قرار می گیرد. ارژنگ امیرفضلی، رامین ناصرنصیر، مینا جعفرزاده، رابعه اسکویی و محمدرضا عباس نژاد، از دیگر بازیگران «سکه های شانس» هستند.

 جواد اردکانی

ساخت و کارگردانی فیلم سینمایی «شور شیرین» را منوط به تامین منابع مالی و ایجاد شرایط مناسب دانست. پیش تولید این فیلم که اثری پرهزینه است، سه ماه زمان می برد. به احتمال زیاد اردکانی این فیلم را، زمستان جلوی دوربین خواهد برد.

وی قصد دارد از بازیگران و عوامل حرفه ای، در تولید این فیلم بهره گیرد. فیلم نامه «شور شیرین»، که داستان زندگی شهید کاوه می باشد، به تازگی پروانه ساخت دریافت کرده است. جواد اردکانی ساخت فیلم های «به کبودی یاس»، «چوری»، «قناری»، «بازگشت از بوداپست» و «سبیل مردونه» را در کارنامه دارد.

افسانه بایگان

بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی «یدا... صمدی» را به نیمه رساند. در این فیلم که داستان زندگی خلبان شهید بابایی را روایت می کند، بازیگرانی چون الهام حمیدی، سعید نیک پور، بهمن زرین پور، اکبر عبدی، مینا جعفرزاده، پوراندخت مهیمن، مهران رجبی، حسن جوهرچی، عباس امیری، زهره حمیدی و شهاب حسینی نیز حضور دارند. فیلم برداری «شوق پرواز» در قزوین و تهران و بخشی نیز در خارج از کشور انجام می شود. افسانه بایگان به تازگی با فیلم «آقای هفت رنگ»، به کارگردانی «شهرام شاه حسینی»، میهمان سینماهای کشور شده است. وی در این فیلم، با بازیگرانی چون نیکی کریمی، رضا عطاران و حسن پورشیرازی هم بازی است.

مونا زندی

حقیقی هم چنان مشغول کارگردانی مجموعه تلویزیونی «راه شیری» است. تدوین سه قسمت از این مجموعه، به پایان رسیده است و به زودی صداگذاری آن آغاز می شود. داستان این مجموعه درباره جابه جا شدن تلفن همراه والدینی است که در مهدکودک رخ می دهد و باعث ایجاد سوءتفاهم برای آن ها می شود. «مونا زندی حقیقی» ساخت فیلم اکران نشده «عصر جمعه»، با بازی رویا نونهالی و هانیه توسلی را در کارنامه دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه یکم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سپید و سیاه یک عمارت پرماجرا
 
 
احمد صبریان

نگاهی به مجموعه تلویزیونی «شمس العماره»
«سامان مقدم» پس از کارگردانی مجموعه تلویزیونی «پریدخت»، این بار با «شمس العماره» به خوبی توانسته است مخاطب جدی و حرفه ای تلویزیون را، با خود همراه کرده و آن ها را پی گیر ماجراهای داستان پرشخصیت خود کند. بی تردید استقبال مخاطب از «شمس العماره»، تنها به سبب داستان پرکشش آن نیست بلکه حضور شخصیت های متفاوت، چندوجهی، پرداخت شده و باورپذیرش، یکی از عوامل مهم موفقیت این مجموعه در جذب مخاطب است. آن چه اغلب از نظر منتقدان و بینندگان ایرانی پنهان می ماند، تفاوت های رسانه تلویزیون و سینماست. بی شک تلویزیون جایی نیست که بتوان در آن با کارگردانی خیره کننده و غیرمتعارف، مخاطب را مجذوب اثر کرد. زیرا فضای بسته تلویزیون، حوصله ، سطح سلیقه و توقع بیننده تلویزیونی، این اجازه را به کارگردان نمی دهد که بتواند از میزانسن و دکوپاژ فاخر یا پیچیده بهره کافی ببرد. به همین سبب وی ناگزیر است با تمرکز بر داستان و بازی بازیگران، بیننده را با اثرش همراه کند. اتفاقا امتیاز و نقطه قوت «شمس العماره» هم در همین نکته است. «سامان مقدم» با شناخت و تسلط کافی بر دکوپاژ و میزانسن مناسب رسانه تلویزیون، توانمندی اش در بازی گرفتن از بازیگران، بهره جستن از تیم نویسندگان مختلف فیلم نامه و داستان جذاب «شمس العماره»، توانسته است مجموعه ای از عوامل گوناگون را به نحوی کنار هم بچیند که بیننده ، «شمس العماره» را با علاقه و اشتیاق پی‌گیری کند. اگرچه به اعتقاد عموم، «تقلید» بد و ناپسند است اما یک تقلید خوب نه تنها بد نیست بلکه با کمی نکته سنجی و خلاقیت، می تواند امتیاز هم باشد. مقدم نیز در «شمس العماره» با الگو قراردادن یکی از سریال های تاریخ تلویزیون -دایی جان ناپلئون اثر ناصر تقوایی- تلاش کرده است، تا اثری فراتر از استانداردهای رایج سریال های تلویزیونی سال های اخیر ارائه کند. یکی از مهم ترین نقاط مثبت «شمس العماره» بازی های خوب، توانایی کارگردان در بازی گرفتن از بازیگران و کنترل صحنه های پرشخصیت آن است. خاستگاه تئاتری بیشتر بازیگران این مجموعه و توانمندی آن ها در ارائه نقش به ویژه رویا تیموریان، مسعود رایگان، فرهاد آئیش و مهرانه مهین ترابی سبب شده است تا «شمس العماره» در باورپذیری شخصیت ها و همذات پنداری بیننده با آدم های داستان تا حد زیادی موفق باشد. سامان مقدم شخصیت های «شمس العماره» را با وجود کاریکاتورگونه بودنشان، قابل باور از کار درآورده و مخاطب را مجذوب آن ها ساخته است. وی در شخصیت پردازی نیز در همان قسمت های نخست، فرصتی را فراهم آورد، تا بیننده با آدم های اصلی و فرعی سریال آشنا شده و با آن ها ارتباط مناسبی برقرار نماید. به عنوان مثال «هرمزخان» -با بازی مسعود رایگان- شخصیتی باهوش، دوست داشتنی،
 
 
 
 
 
 
حاضرجواب و شوخ و شنگ است که با زبانی خوش، طرفداران زیادی در میان خانواده و اهالی عمارت دارد. هرمز در حقیقت موتور محرکه «شمس العماره» است. به گونه ای که حتی حضور بسیاری از شخصیت های دیگر داستان از جمله «پری خانم» -با بازی روان و درخشان رویا تیموریان- در ارتباط با وی معنا می یابد. «مش رحمت» -فرهاد آئیش- نیز از برگ برنده های تیم بازیگری این مجموعه است. خدمتکار خانه زادی که به سبب اقامت طولانی اش در منزل «هدایت خان» به نوعی خودش را در عمارت صاحب حق می داند. همین ویژگی همراه با سخت گیری اش در زمینه مصرف آب، برق و رعایت صرفه جویی، او را به شخصیتی دلنشین و شیرین تبدیل کرده است.شخصیت «پری خانم» -رویا تیموریان- نیز به سبب طنز ظریف به کار رفته در آن تا حد زیادی جذاب و دوست داشتنی و دلنشین است. به ویژه آن که ضرب المثل های اشتباهی که به زبان می آورد، دست نویسندگان فیلم نامه را، برای نوشتن شوخی های بامزه برای وی باز گذاشته است. اما «لیلا» -با بازی هانیه توسلی- به عنوان شخصیت محوری داستان خوب پرداخت نشده است و بیننده چندان با وی، احساس همذات پنداری نمی کند. او در حد یک تیپ ظاهر شده است. شخصیت «شمسی» -با بازی سنجیده و کنترل شده مهرانه مهین ترابی- نیز به سبب ملموس و جدی بودنش در مواجهه با دیگر شخصیت های شوخ و شنگ «شمس العماره»، قابل باور است. البته شخصیت های حاشیه ای این مجموعه از جمله «شکور»، «دریا»، «شریفه» و... نیز به خوبی پرداخت شده اند. «مرجانه گلچین» با بازی در نقش «زیور» پس از سال ها ایفای نقش های کلیشه ای، روی دیگری از توانایی هایش را به نمایش می گذارد و انگار دوباره کشف شده است. شخصیتی در مواجهه با آدم های مختلف داستان، رفتاری متفاوت دارد و در عین سادگی تلاش دارد تا زرنگ و زیرک باشد. اما بی تردید در میان گروه بازیگران پرشمار «شمس العماره»، برگ برنده بازیگری، در دست «رویا تیموریان» است. وی در این مجموعه نقشی را بازی می کند که تاکنون، شبیه اش را در تلویزیون ندیده ایم. حتی بین بازی های سینمایی «تیموریان» شاید نزدیک ترین نقش به «پری خانم»، نقشی باشد که در «کافه ستاره» سامان مقدم ایفا کرد. با وجود آن که تیم نویسندگان «شمس العماره» فیلم نامه را سکانس به سکانس می نویسند، اما این روند به هیچ وجه سبب نشده که میان بخش ها و قسمت های مختلف «شمس العماره» دوگانگی ایجاد شود. اگرچه در برخی مواقع ریتم سریال کند و کشدار شده و قصه از فضای عمارت پرماجرای مقدم بیرون نمی رود، اما پرداخت درست شخصیت ها، دیالوگ های خوب، تعلیق و گره افکنی ها و فراز و فرود داستان، سبب می شود بیننده کم تر احساس کسالت کند. از دیگر امتیازات انکارناپذیر «شمس العماره» گروه نویسندگان سریال و پرداخت مناسب شخصیت های
 
 
 
 
 
پرشمار ثابت و میهمان آن است. بی شک «شمس العماره» در میان سریال های سال های اخیر تلویزیون، یک کمدی آبرومند و قابل اعتنا و کم نظیر است که بدون توسل به کلیشه های سطحی و نخ نما شده، به شعور مخاطبش احترام می گذارد. سامان مقدم برای همراه شدن مخاطب با اثرش بدون تکیه به شوخی های سخیف، سطحی، زننده و لودگی های رایج در برخی آثار سینما و تلویزیون، توانسته است اثری آبرومند و احترام برانگیز خلق کند. در حقیقت «شمس العماره» برای گریز از ملالی که به سبب مضامین کلیشه ای بیشتر سریال ها گریبانگیر بینندگان می شود، به برجسته کردن شخصیت ها و پرداخت به جا و مناسب آن ها بها داده است. به عبارتی نویسندگان این سریال تلاش کرده اند داستان ساده اما پرکشش «شمس العماره» را، به مدد خلق شخصیت های پرشمار سرپا نگه دارند. معیارهای ازدواج یک دختر برای یک وصلت مصلحتی و توجیه خواستگارانش که مدام به عمارت رفت و آمد دارند، سوژه بکری است که تاکنون چندان در تلویزیون به آن پرداخته نشده است. از این رو می توان مدعی شد استقبال از «شمس العماره» بیش از آن که به خود اثر بستگی داشته باشد، به ساخت کم شمار این گونه سریال ها در فهرست تولیدات سیما بستگی دارد. سریال هایی که راه ارتباط با مخاطب جوان را تنها در سرعت، هیجان و راز و معمای پلیسی نمی دانند و می کوشند تا در سطح یک اثر ماندگار و قابل اعتنا ارائه شده و به بیننده تحمیل نشوند. اگر این حقیقت را بپذیریم که در بیشتر اوقات، بیننده تلویزیون کمال گرا نیست و ناگزیر است خود را با هر اثری در هر سطحی تطبیق دهد می توان مدعی شد که داستان جذاب و پرکشش «شمس العماره» ، به سبب برآورده ساختن انتظارات تماشاگران عام و خاص در جذب مخاطب و کسب رضایت آن ها موفق بوده است. سامان مقدم در «شمس العماره» نگاهی متفاوت به موضوع «ازدواج» و «عشق» دارد و به نحو مطلوب، از ادبیات کلاسیک ایران نیز بهره برده است. زیرا دیالوگ نویسی های آن، با حرف های روزمره و عادی دیگر سریال ها تفاوت بسیاری دارد. شخصیت ها و دیالوگ های منسجم و یک دست آن ها از جنسی است که به مذاق مخاطب خوش آمده و با آن ها ارتباط مناسب را برقرار می کند. از طرفی نیز یادمان باشد که شخصیت های متعدد داستان سریال، هر کدام ویژگی ها و شناسنامه خاص خودشان را دارند. مقدم در «شمس العماره» طنز کلامی و موقعیت را، به خوبی با هم درآمیخته است به گونه ای که صحنه های کمدی آن بدون طنز موقعیت بی معناست. کارگردان با تلفیق کمدی کلام و کمدی موقعیت به خوبی مخاطب را با خودش همراه کرده است. «شمس العماره» چه در تعدد شخصیت ها، خلق قهرمان ها و حتی راوی قصه، به زنان و نقش اجتماعی آن ها بها داده است. بدین معنا که برای جذب مخاطب بیشتر، از زنان استفاده ابزاری نکرده است.سامان مقدم با بهانه قرار دادن مضمون «ازدواج»، آدم هایی از طبقات مختلف جامعه را، گردهم آورده است. با وجود آن که این مجموعه داستان ساده ای را روایت می کند اما چند وجهی بودن شخصیت های اثر، انسجام فیلم نامه، ظرافت در دیالوگ نویسی و رعایت استانداردهای طنز و کمدی، آن را در جایگاهی فراتر از سریال های این سال ها نشانده است. «شمس العماره» کارگردانی عالی یک متن خوب است که می تواند الگویی مناسب، برای تلفیق ملودرام و طنز تلویزیونی باشد. از طرفی می توان گفت «سنت» و «خانواده» از دیگر عوامل مهم جذابیت «شمس العماره» هستند.طرح موضوع ازدواج، رفت و آمد خواستگاران متفاوت به عمارت، مشورت لیلا با عمه شمسی برای رهایی از تردید و دودلی، راهنمایی های «هرمز» برای حل بحران های خانوادگی و حضور زوج جوان اما ناهم خوان «شکور» و «دریا» گواه این ادعاست. «شمس العماره»، فضایی مدرن در خدمت یک تصمیم سنتی -ازدواج- است که مقدم به گونه ای عمیق، پویا و جذاب بدان پرداخته است. توجه مخاطب جوان و تاثیر  آن در بحث های رایج روز از میان جوانان نیز، حکایت از توفیق کارگردان در این زمینه دارد. بی شک «شمس العماره» با پرهیز از کلیشه های رایج و حرف های تکراری، در میان تولیدات سال های اخیر سیما اثری متفاوت است که اتفاقا بیشتر موفقیت خود را مدیون فیلم نامه و گروه نویسندگان آن است. البته در این میان کارگردانی اثر را نیز نباید نادیده گرفت. چه بسا اگر همین موضوع را کارگردان نابلدی دستمایه کارش قرار می داد، به جز یک داستان کلیشه ای، نخ نما و آدم های ساختگی و تصنعی، چیز دیگری نصیب بیننده نمی شد. بی شک مخاطبان جدی، فرهیخته و فهیم تلویزیون، خواهان مجموعه هایی چون «شمس العماره» هستند که حداقل به‌حق ایشان که احترام به شعور آن هاست احترام بگذارد. مقدم در «شمس العماره» در ارائه پیام های اخلاقی مستقیم و پند و اندرزهایی که جز گریز مخاطب، پیامدی به همراه ندارد پرهیز کرده است. وی با «شمس العماره» نشان داد که در هر تجربه جدید، توانایی هایش را به نمایش می گذارد و از نزدیک شدنش به مرز پختگی، خبر می دهد.وی با روایت داستان جذاب و متنوع «شمس العماره» اجازه نمی دهد مخاطبش احساس کسالت کند. مقدم با رعایت الگوهای یک مجموعه تلویزیونی مخاطب پسند و نه ساده پسند و بهره گیری از خلاقیت ها و نکته بینی هایش، این حقیقت را خاطرنشان می‌سازد که ذائقه مخاطب و رسانه تلویزیون را به خوبی می شناسد. بی تردید جذب مخاطب با رعایت احترام به شعور و آگاهی وی آن هم در زمانه ای که شبکه های مختلف سیما، با تولید حجم انبوهی از سریال های ساده انگارانه و عام پسند، سطح سلیقه بینندگان خود را کاهش داده اند هنر است.

هنری که متاسفانه در سال های اخیر در سینما و تلویزیون، غنیمتی کمیاب شده است که انگار برای یافتنش باید به انتظار نشست. آیا می توان امیدوار بود که «شمس العماره» الگویی باشد برای آن ها که هم می خواهند مخاطب گریزان را پای قاب شیشه ای تلویزیون بکشانند و هم برای خود کسب اعتبار و آبرو کنند؟

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ایرج کریمی: انگیزه ای برای کار درسینما ندارم

کار در تلویزیون را، به فعالیت در عرصه سینما ترجیح می دهم، چون انگیزه ای برای کار در سینما ندارم. تجربه این سال ها به من ثابت کرده است که سینمای ما چه در بخش تولید و چه توزیع و اکران، سیاست ها و چهارچوب های اصولی ندارد. «ایرج کریمی»، کارگردان سینما با بیان این مطلب و در گفت وگو با خراسان اظهار داشت: زمانی که فیلم تلویزیونی «روابط» به سبب وجود صحنه ای که مورد سلیقه مدیران نیست، به جای پخش از تلویزیون، در شبکه خانگی توزیع می شود متاسف می شوم. کارگردان «نسل جادویی» خاطرنشان ساخت: سینمای ما قانونمند نیست و من هم به سبب رعایت نکردن برخی اصول از سوی مسئولان، انگیزه لازم را برای کار در سینما ندارم.

 

 

کریمی در پاسخ به سوال خراسان درباره رویکرد فزاینده کارگردانان سینما به ساخت فیلم ها و سریال های تلویزیونی گفت: زمانی که ساختن فیلم در سینما، بیشتر مبتنی بر روابط و سوددهی بیشتر برای تهیه کننده است، کارگردانان نیز ترجیح می دهند به جای بی کار نشستن و تن ندادن به ساخت فیلم های سطحی و کلیشه ای، کارگردانی فیلم های تلویزیونی را برعهده گیرند. چون دست کم می دانند برای پرداخت حقوق شان، با آن ها قراردادی بسته می شود.کریمی که ساخت فیلم هایی چون «از کنار هم می گذریم»، «چند تار مو»، «باغ های کندلوس» و «نسل جادویی» را در پرونده کارگردانی خود به ثبت رسانده است، درباره به نمایش درنیامدن «نسل جادویی» به تهیه کنندگی «جهانگیر کوثری» که ۴ سال از ساخت آن می گذرد، اظهار داشت: بسیار علاقه مند بودم که این فیلم، در جشنواره فجر چند سال گذشته روی پرده رود. اما نه تنها این کار انجام نشد که وضعیت نمایش عمومی آن، متاسفانه هنوز نامشخص است. باید تهیه کننده درباره نمایش عمومی آن تصمیم نهایی را بگیرد. کریمی خاطرنشان ساخت: همین مسائل پشت پرده سینما که من هم زیاد در جریان آن نیستم، مرا نسبت به سینما دلسرد و انگیزه لازم را، برای کار در سینما از من سلب کرده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چهره ها و خبرها
 
صبریان

رضا کیانیان

به زودی با فیلم «نیش و زنبور» به کارگردانی «حمیدرضا صلاحمند»، به سینماهای کشور می آید. در این فیلم که داستانی جذاب دارد، رضا کیانیان نخستین نقش کاملا کمدی خود را ایفا می کند. «رضا عطاران» و «مریلا زارعی»، از دیگر بازیگرانی هستند که در «نیش و زنبور»، به ایفای نقش پرداخته اند. این فیلم که براساس فیلم نامه ای از «سروش صحت» ساخته شده است، داستان دو دوست کلاهبردار را روایت می کند که در یک سرقت، مقابل هم قرار می گیرند.«نیش و زنبور» پس از «زمانه»، دومین تجربه سینمایی صلاحمند است. این فیلم که داستانی متفاوت دارد هم اکنون در حال کپی برداری برای اکران عمومی است. «نیش و زنبور» پس از پایان اکران «زندگی شیرین»، به نمایش عمومی درمی آید.

حمید نعمت ا...

 

 

آبان ماه، پشت دوربین مجموعه تلویزیونی «وضعیت سفید» می رود. فیلم نامه این اثر، هم اکنون مراحل نهایی نگارش را طی می کند. با آماده شدن دکورهای سریال و تکمیل فهرست بازیگران، «وضعیت سفید» کلید می خورد.داستان این سریال به زمان موشک باران تهران، در دوران جنگ تحمیلی می پردازد. «بی پولی» جدیدترین ساخته «حمید نعمت ا...» هم اکنون بر سردر سینماهای کشور است.

احمد امینی

 

پیش تولید فیلم تلویزیونی «چه کسی درمی زند» را به سفارش سیما فیلم، هفته آینده آغاز می کند. وی هم اکنون مشغول بازنویسی فیلم نامه این اثر است. «چه کسی درمی زند» درباره زنی است که به تازگی ازدواج کرده و در پی یافتن هویت و گذشته خویش است. پیش از این قرار بود این فیلم را، «محمد علی سجادی» بسازد که به سبب مشغله های کاری، کارگردانی آن به احمد امینی سپرده شد.

نسرین مقانلو

 

 

بازی در فیلم «به همین راحتی» به کارگردانی «مجید حسین شیرودی» را، به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون مرحله تدوین را پشت سر می گذارد، روایت گر زندگی مردی است که پس از مرگ همسرش، به صورت پنهانی ازدواج می کند. اما این موضوع، وی را درگیر ماجراهایی عجیب می کند. بیژن امکانیان، فلورا سام، کیوان محمودنژاد، مریم خدارحمی و ملیسا دولت خواهی، از دیگر بازیگران این فیلم هستند. نسرین مقانلو نوروز امسال، با فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی، میهمان سینماهای کشور بود.

الناز شاکردوست

 به عنوان یکی از گزینه های بازی در فیلم سینمایی «به سوی آفتاب»، به کارگردانی «فریال بهزاد» است. تاکنون حضور «حامد کمیلی» و «نیوشا ضیغمی»، برای بازی در نقش های اصلی این فیلم قطعی شده است. «به سوی آفتاب» که مضمونی اجتماعی و خانوادگی دارد، با تکمیل شدن فهرست عوامل فنی و بازیگران، اواخر آبان ماه جلوی دوربین می رود.

پوران درخشنده

در انتظار دریافت پروانه ساخت فیلم جدیدش، با عنوان «هیس دختران فریاد نمی زنند» می باشد. وی قصد دارد این فیلم را، براساس فیلم نامه ای از خودش، اواخر پاییز جلوی دوربین ببرد. «هیس دختران فریاد نمی زنند» به مسائل و مشکلات دختران جوان جامعه می پردازد. درخشنده فیلم «خواب های دنباله دار» را، هفته آینده آماده نمایش عمومی می کند. در این فیلم پانته آ بهرام، علیرضا خمسه، مهران احمدی، عزت ا... رمضانی فر و فرشته صدرعرفایی، ایفای نقش کرده اند.

سیروس مقدم

 درگیر ساخت مجموعه تلویزیونی «چاردیواری» است. وی که قرار بود سریال «فصل سوم» را برای پخش در ایام محرم بسازد، اعلام کرد که فعلا هیچ برنامه ای برای ساخت این مجموعه تلویزیونی ندارد. «چاردیواری» سریالی با مضمونی کمدی است و بازیگرانی چون آتیلا پسیانی، محمد فیلی، ناهید مسلمی، جواد عزتی، سعیده نظام دوست، صدرالدین حجازی و گیتی معینی، در آن بازی می کنند. مقدم «چاردیواری» را، برای پخش از شبکه اول سیما کارگردانی می کند.

عبدالرضا اکبری

 در فیلم تلویزیونی «نود دقیقه»، به کارگردانی سیدمحسن یوسفی، ایفای نقش خواهد کرد.

داستان این فیلم درباره دو مرد به ظاهر جاسوس است که از پایگاه آموزشی پشتیبانی ارتش عراق، فرار کرده و تحت تعقیب قرار می گیرند. به جز عبدالرضا اکبری، بازیگران دیگری چون محمد عمرانی، کوروش سلیمانی، سعید داخ، سحر عبداللهی، بابک والی و حشمت آرمیده، در «نود دقیقه» حضور دارند. عبدالرضا اکبری هم اکنون مجموعه تلویزیونی «دلنوازان» را، از شبکه سوم سیما در حال پخش دارد.

جهانگیر الماسی

 قصد دارد فیلم نامه «گلابی» را براساس فیلم نامه نوشته خودش با همکاری حوزه هنری، کارگردانی کند. وی پیش از این فیلم نامه «گلابی» را برای ساخت، به صدا و سیما ارائه کرد که مورد پذیرش مسئولان این سازمان قرار نگرفت. داستان این فیلم درباره پسر جوانی است که در حال تحصیل است و برای دیدن پدر و مادرش، قصد دارد به زادگاهش بازگردد، اما در این راه با مشکلاتی مواجه می شود.

الماسی تصمیم دارد تا امسال با فیلم «گلابی»، در جشنواره فیلم فجر شرکت کند.وی کارگردانی فیلم هایی هم چون «زائر» را، در کارنامه خود دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 از بازيگران سينما چه خبر؟
 
صبریان

مهدی هاشمی

 

بازی خود را در فیلم «هیچ» جدیدترین اثر «عبدالرضا کاهانی»، به نیمه رساند. این فیلم که تدوین آن توسط «شیما منفرد» به تازگی آغاز شده است، مضمونی اجتماعی دارد. پانته آ بهرام، صابر ابر، مهران احمدی، باران کوثری، نگار جواهریان، احمد مهرانفر، مرضیه برومند و نیره فراهانی، از دیگر بازیگرانی هستند که در «هیچ» به ایفای نقش پرداخته اند. «بیست»، «آن جا» و «آدم» از دیگر فیلم های کاهانی هستند که به جز «بیست»، دو فیلم دیگر وی هنوز به نمایش عمومی درنیامده اند.

پرستو گلستانی

 

با فیلم «معبد جان» جدیدترین ساخته «محمد درمنش»، در جشنواره فجر امسال حضور می یابد. این فیلم که در عرصه سینمای معناگرا ساخته شده است، داستان خود را در یک فضای رئالیستی روایت می کند. شهراد وثوقی، رضا توکلی، شکرخدا گودرزی، محبوبه بیات، سعید داخ، ناصر فروغ و محمد الهی، از دیگر بازیگران «معبدجان» هستند.

مونا فرجاد

 

بازی در فیلم «خواستگاران»، به کارگردانی «حسین شهابی» را به پایان رساند. این فیلم که در قالب طنز ساخته می شود درباره شرایط عجیبی است که پدری برای ازدواج دخترش با خواستگاران می گذارد. جلیل فرجاد، مینا احمدوند، فریبرز معظمی، علی شب خیز، سهراب سجادیان و فردین پاک نهاد، از دیگر بازیگرانی هستند که در «خواستگاران» ایفای نقش دارند.

محمود عزیزی

 

 

از اجرای نمایش «چه جوری بگم...»، در جشنواره تئاتر فجر امسال خبر داد. این نمایش به زندگی روزمره یک انسان و مسائل و مشکلات وی می پردازد. این نمایش یک بازیگر دارد که قرار است خود عزیزی ایفاگر نقش وی باشد. محمود عزیزی نمایش «بیژن و منیژه» را، با الهام از داستان های شاهنامه فردوسی، تیرماه ۸۷ در تئاتر شهر به روی صحنه برد.

لیلا حاتمی

 

بازی در فیلم «پرسه در مه» را به پایان رساند. این فیلم که کارگردانی آن را «بهرام توکلی» برعهده دارد، داستان جوانی را روایت می کند که در پی نوشتن یک قطعه موسیقی است. اما به سبب مشکلات زندگی، به جایی می رسد که تعادل روحی اش را از دست می دهد. شهاب حسینی و احمد ساعتچی، از دیگر بازیگران «پرسه در مه» هستند. این فیلم که هم اکنون مرحله صداگذاری و ساخت موسیقی را پیش رو دارد، برای نمایش در جشنواره فیلم فجر آماده می شود. فیلم «بی پولی» با بازی «لیلا حاتمی» هم اکنون بر پرده سینماهای کشور می باشد که با استقبال خوب تماشاگران و منتقدان مواجه شده است. لیلا حاتمی سال گذشته به خاطر بازی در «بی پولی»، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرد.

زینال محرم زاده

 

فیلم سینمایی «سلام بر حیدربابا» را، آبان ماه جلوی دوربین می برد. بازبینی لوکیشن ها و بخش هایی از کار تولید این فیلم به پایان رسیده است. این فیلم روایت دوران کودکی «محمدحسین شهریار»، شاعر معاصر است که با نگاهی به منظومه «حیدربابا» ساخته می شود. محرم زینال زاده بازی در فیلم های سینمایی «بایسیکل ران»، «سلام سینما»، «نون و گلدون» و «اسکادران عشق» را در کارنامه اش به ثبت رسانده است.

حمیرا ریاضی

 

بازی در مجموعه تلویزیونی «کلانتر ۳» به کارگردانی «مسعود شاه محمدی» را، به پایان رساند. «کلانتر۳» مجموعه ای پنج اپیزودی با نام های «مرگ مشترک»، «نسترن»، «کمال»، «دوستان» و «دخترعمو» است. ایرج نوذری، لیلا موسوی، الیزابت امینی، بهناز جعفری، میرطاهر مظلومی، یوسف مرادیان، ناصر طهماسب و نفیسه روشن، از دیگر بازیگرانی هستند که در «کلانتر۳» ایفای نقش دارند.

حبیب دهقان نسب

با مجموعه تلویزیونی «تاکسی شانس»، میهمان قاب شیشه ای می شود. تدوین این مجموعه به پایان رسیده است و به زودی، در نوبت پخش از شبکه سوم سیما قرار می گیرد. مهتاج نجومی، مینا جعفرزاده، محمود بهرامی و هستی محمایی، از جمله بازیگران «تاکسی شانس» هستند. این مجموعه تلویزیونی در قالب طنز و کمدی ساخته شده است. حبیب دهقان نسب چندی است که با کناره گیری از سینما، به بازی در سریال های تلویزیونی و تله فیلم ها مشغول است.

ابراهیم فروزش

 

 

ساخت جدیدترین فیلم خود را با عنوان «سنگ اول»، به نیمه رساند. «سنگ اول» براساس داستان کوتاهی از «هوشنگ مرادی کرمانی» ساخته می شود. محسن تنابنده، اندیشه فولادوند و مسعود چوبین از بازیگران این فیلم هستند. فروزش فیلم های «هامون و دریا» و «بچه های نفت» را که سال ها از ساخت آن می گذرد، در نوبت نمایش عمومی دارد.

طناز طباطبایی

 

 

آبان ماه با مجموعه تلویزیونی «پرانتز باز»، به کارگردانی «کیومرث پوراحمد» میهمان تلویزیون می شود. این سریال در ۲۶ قسمت ۶۰ دقیقه ای ساخته شده است.

رضا کیانیان، مهرانه مهین ترابی، رضا بابک، مهدی باقربیگی و امیر غفارمنش، از دیگر بازیگران «پرانتزباز» هستند. طناز طباطبایی تا چندی پیش فیلم سینمایی «پسرتهرونی» به کارگردانی کاظم راست گفتار را بر پرده سینماها داشت. فیلم سینمایی «صداها» ساخته فرزاد موتمن و بازی طناز طباطبایی نیز به زودی به نمایش عمومی درمی آید.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 معصومی آذرماه میهمان تلویزیون می شود
 

صبریان-مجموعه تلویزیونی «خداحافظ بچه ها»، در آخرین مراحل فنی قرار دارد و پس از پشت سر گذاشتن میکس صدا، آماده پخش می شود. «خسرو معصومی»، کارگردان سینما، با اعلام این خبر به خراسان گفت: کارگردانی بخش های نخست مجموعه «خداحافظ بچه ها» را به پایان رسانده ام و قرار است «پیمان یزدانیان»، موسیقی این مجموعه را بسازد. وی با اشاره به این که بخش های نخست این مجموعه آذرماه آماده پخش از سیما می شود، اظهار داشت: در صورت توافق سیمافیلم، پخش این مجموعه تلویزیونی تا بهمن ماه ادامه خواهد داشت. معصومی تصریح کرد: مجموعه «خداحافظ بچه ها» پیش از این «چهارسوق خاطره» نام داشت که فیلم نامه اولیه آن را، «فرهاد علیزاده آهی» نوشته و «محمد رضایی راد» بازنویسی آن را برعهده داشته است. وی افزود: داستان این مجموعه تلویزیونی، درباره سه دوست است که در دوران پیش و پس از انقلاب اسلامی، مسائل مختلفی را، تجربه می کنند.معصومی خاطرنشان ساخت: حسین محجوب، مریم کاظمی، هادی دیباچی، حمیدرضا افشار، ناصر آقایی و جمشید جهان زاده، از جمله بازیگران «خداحافظ بچه ها» هستند. معصومی با بیان این که این مجموعه تلویزیونی را در ادامه روند فیلم سازی اش در عرصه سینما، می سازد اضافه کرد: سعید کشفی، روح ا... مفیدی و احمد صالحی به ترتیب به عنوان تصویربردار، طراح گریم و صدابردار در ساخت «خداحافظ بچه ها»، با من همکاری دارند. خسرو معصومی که فیلم هایی چون «رسم عاشق کشی»، «جایی در دوردست»، «پر پرواز» و «دلباخته» را کارگردانی کرده است، فیلم فرهنگی و تحسین شده «باد در علفزار می پیچد» را آماده نمایش عمومی دارد که هنوز وضعیت اکران آن بلاتکلیف است

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و پنجم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ازافسردگی پولانسکی تا هشدارکاپولا
 
 

«پولانسکی» افسردگی گرفته است

 

رویترز- «رومن پولانسکی»، کارگردان صاحب نام سینمای جهان، دو هفته پیش پس از ورود به سوئیس، برای حضور در جشنواره فیلم «زوریخ»، به اتهام پرونده جرم اخلاقی اش که از سال ۱۹۷۷ در جریان است، بازداشت شد. وی همچنان در زندان به سر می برد.

«هروم تمیم» وکیل مدافع «پولانسکی» اعلام کرد که این کارگردان سرشناس، در زندان خسته و افسرده شده است و شرایط روحی مناسبی ندارد. «تمیم» از دادگاه فدرال سوئیس خواست تا هرچه سریع تر، به درخواست آزادی «پولانسکی» رسیدگی کند.

بازداشت «رومن پولانسکی» بازتاب وسیعی، در سطح جهان داشت. پس از آن که دولت های فرانسه و لهستان، بازداشت وی را محکوم کردند، «تیری فرمائو»، رئیس جشنواره فیلم کن، از تمام کارگردانان فرانسوی خواست، تا برای آزادی «پولانسکی» تلاش کنند. فیلم سازان فرانسوی هم اعلام کرده اند با همتایان خود در هالیوود مذاکره خواهند کرد، تا مانع از استرداد «پولانسکی» به آمریکا شوند. در غیر این صورت «پولانسکی» به مدت ۵۰ سال، پشت میله های زندان در آمریکا محبوس خواهد شد.

 
بهترین پوسترهای فیلم تاریخ سینما را بشناسید
 
ورایتی- بهترین پوسترهای فیلم تاریخ سینما، به انتخاب مجله سینمایی «تساندر فیلم» انتخاب و معرفی شدند. پوستر آثاری چون «گناه نوراموران»، «داستان های عامه پسند» و «زیبای آمریکایی»، در صدر این فهرست قرار دارند. فیلم های «جویندگان طلا»، «روز دیگر مردن»، «ارباب جنگ»، «منشی»، «آرواره ها»، «کازابلانکا»، «گمشده در ترجمه»، «رهایی از شاوشنگ»، «عشق و سیگارها»، «متروپلیس»، «بازگشت ناپذیر»، «پنجره عقبی»، «تایتانیک»، «روشنایی های شهر»، «بی وفا»، «۲۰۰۱، یک اودیسه فضایی»، «کینگ کنگ» و «صبحانه در تیفانی» از دیگر آثاری اند که پوسترهای آن ها، در این فهرست جای گرفته است. پوستر فیلم های «سرگیجه»، «راننده تاکسی»، «پاپیون»، «داگویل»، «خط باریک قرمز»، «بیمار انگلیسی»، «بری لیندون»، «آخرین تانگو در پاریس»، «مگنولیا»، «فارغ التحصیل»، «پرتقال کوکی»، «لولیتا»، «نمایش ترومن»، «دار و دسته نیویورکی ها»، «تریسیتانا»، «لورنس عربستان»، «تصادف»، «سکوت بره ها»، «مش»، «جن گیر» و «فارگو»، در رده های بعدی این فهرست قرار دارند.

 
بهترین موجود بیگانه تاریخ سینما معرفی شد
 
دیلی تلگراف- فیلم کلاسیک «ئی تی» به کارگردانی «استیون اسپیلبرگ»، در یک نظرسنجی به عنوان بهترین فیلم سینمایی، با موضوع «موجودات بیگانه» شناخته شد. در مجموع، ۷ هزار و ۶۷۵ نفر از علاقه مندان سینما، در این نظرسنجی شرکت کردند. «ئی تی» توانست با کنار زدن فیلم «مردان سیاهپوش»، در رده نخست قرار گیرد. «روز استقلال» با بازی «ویل اسمیت»، در رده سوم این نظرسنجی جای گرفت. فیلم پرفروش «بیگانه» به کارگردانی ریدلی اسکات و «ترانسفورمرها»، چهارم و پنجم شدند. از دیگر فیلم هایی که به فهرست ۱۰ فیلم برتر راه پیدا کرده اند، می توان به آثاری چون «ویرانگر» با بازی «آرنولد شوارتزنگر»، «سفر ستاره ای»، «جنگ دنیاها»، «عنصر پنجم» و «بیگانگان» اشاره کرد که به ترتیب، رده های ششم تا دهم این نظرسنجی را، از آن خود کردند.

 
نام این دو بازیگر سینما را در اینترنت جست وجو نکنید
 
هالیوود ریپورتر- شرکت ایمنی رایانه ای «مک  کافی»، با ارائه گزارشی از لیست ۱۰ فرد مشهور برتر خطرناک در جست وجوهای آنلاین، اعلام کرد که جست وجوی نام این افراد در موتورهای جست وجو، می تواند باعث ورود انواع ویروس به رایانه های شخصی شود. این گزارش نمایانگر این نکته است که جست وجوی نام بازیگران مشهور هالیوودی، می تواند تهدیدی جدی برای رایانه های شخصی، به شمار آید.

شرکت «مک کافی» نام «جسیکابیل» را به عنوان خطرناک ترین فرد مشهور، در فضای سایبر اعلام کرد. از میان هر ۵ جست وجوی آنلاین درباره نام این بازیگر، یکی از آن ها به وب سایت، عکس، ویدئو یا اسپمی ختم خواهد شد که رایانه را، با خطر مواجه می کند. نام «براد پیت» نیز که سال گذشته در ابتدای لیست خطرناک ترین های جهان سایبر قرار داشت، اکنون به رتبه دهم تنزل یافته است. گزارش «مک کافی» نشان می دهد که هکرها از اسامی و تصاویر این بازیگران مشهور، برای گسترش انواع ویروس ها و نرم افزارهای مخرب استفاده می کنند. به دلیل شهرت بسیار زیاد «جسیکا بیل» و «براد پیت»، این دو بازیگر، بسیار مورد توجه هکرها قرار گرفته اند و جست وجوی نام آن ها می تواند برای کاربران اینترنتی، خطرساز باشد.

 
«فورد کاپولا» هشدار داد
 
 
 
ساندی تایمز- «فرانسیس فورد کاپولا» کارگردان صاحب نام سینما هشدار داد که سینمای جهان، در حال از هم پاشیدن است. وی اظهار داشت: اکنون داریم دوره تغییرات باورنکردنی را، در سینما تجربه می کنیم. کمپانی های بزرگ در حال ورشکستگی اند. ساخت فیلم هایی مانند «هری پاتر» و «جنگ ستارگان»، نیز تنها به سبب تجاری بودن شان رونق یافته است.

وی اضافه کرده است: سینما دیگر مورد علاقه مردم نیست چون سرگرمی های زیادی برای رقابت با سینما، به میدان آمده اند. «کاپولا» که ساخت فیلم های جاودانه ای را چون «پدرخوانده» و «اینک آخرالزمان» در کارنامه اش به ثبت رسانده است، می گوید: همیشه امیدوار بودم فیلم هایی بسازم که فیلم نامه آن ها اصلی باشند، تا آثاری شخصی را کارگردانی کنم. اما مسیر فیلم سازی ام، پس از ساخت سه گانه «پدرخوانده» و موفقیتی که به دست آورد، تغییر کرد. وی با بیانی دلسردکننده تصریح کرد: به مدت یک دهه تا پیش از سال ۲۰۰۷ که فیلم «جوانی بدون جوانی» را ساختم، کارگردانی نکردم.

در این مدت روی پروژه های بیهوده و مطالعه تغییرات صنعت فیلم کار می کردم. جدیدترین فیلم «فرانسیس فورد کاپولا» که «تترو» نام دارد، برای نمایش در افتتاحیه جشنواره فیلم بیروت انتخاب شد. «تترو» همچنین امسال برای افتتاح بخش «دو هفته کارگردانان» جشنواره فیلم کن نیز انتخاب شده بود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و پنجم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 تلاش فیلم های تلخ برای ربودن اسکار
 
 

 

فصل پاییز زمانی است که استودیوها بهترین فیلم های خود را، با مضامین خاص برای کسب جوایز سینمایی روانه پرده می کنند، اما به نظر می رسد در برنامه اکران پاییز ۲۰۰۹ جایی برای این گونه آثار نیست.نیوزویک اعلام کرد زمستان سال ۲۰۰۷ استودیوی برادران وارنر پوستر فیلمی را به تمام سینمادوستان نشان داد که قرار بود دومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای جهان لقب گیرد؛ «شوالیه تاریکی». در آن پوستر تبلیغاتی، شخصیت جوکر پشت یک دیوار شیشه ای با خون می نوشت: «چرا این قدر جدی؟»حالا کسی باید این سوال را از هالیوود بپرسد. آن چه پاییز امسال روی پرده سینماها می رود موضوع هایی چون قتل، حشرات، ایدز، سرطان، آزار و انبوه مرگ ها و قتل های غیرمنتظره و دهشتناک است. این همه تشابه موضوع را در فیلم ها، نباید به پای اتفاق و تصادف نوشت.فیلم نامه بسیاری از فیلم هایی که پاییز ۲۰۰۹ به نمایش درمی آیند، در اواخر دوره حکومت بوش در آمریکا نوشته شده است، یعنی زمانی که بخش زیادی از هالیوود زیر سایه ابرهای یاس و غم بود. حالا هم که همه افسرده و دلتنگیم. اقتصاد همچنان فروپاشیده است، نرخ بی کاری رو به افزایش می رود و در این شرایط واقعا کسی هست که برای افسرده تر شدن به سینما برود؟برای درک شرایط امروز سینمای آمریکا لازم نیست راهی چندان دور برویم کافی است به تازه ترین تجربه کارگردانی «برادران کوئن» نگاهی بیندازیم. «یک مرد جدی» داستان یک استاد فیزیک است که همسرش او را ترک کرده، فرزندانش از او متنفرند و برادرش هم دستگیر شده است. داستان از این تیره تر سراغ داشتید؟«جاده» براساس رمان «کورمک کارتی» با بازی «ویگو مورتنسن» در یک فضای آخرالزمانی می گذرد. «یک مرد تنها» درباره مردی است که باید با مرگ ناگهانی محبوبه خود در یک سانحه رانندگی کنار بیاید. در «استخوان های دوست داشتنی» یک دختر نوجوان به قتل می رسد و حالا باید تمام این حوادث تلخ و دهشتناک را در سالن های تاریک سینما دید.تماشاگران معمولا برای دیدن فیلم هایی در سینما پول خرج می کنند که آن ها را، از فضای موجود بیرون بیاورند . تابستان پارسال هم هیچ کدام از فیلم هایی که با موضوع سرطان و مضامین مشابه روی پرده رفتند، به فروشی قابل قبول دست نیافتند.کافی است نگاهی به پرفروش ترین فیلم های امسال بیندازیم تا ببینیم ذائقه تماشاگران معمولی سینما به سمت چه آثاری رفته است. «ترنسفورمرز: انتقام شکست خوردگان» پرفروش ترین فیلم سال ۲۰۰۹ تا امروز بوده و «هری پاتر و شاهزاده دورگه» در رده دوم ایستاده است. کمدی «خماری» هم در کمال شگفتی ۲۷۵ میلیون دلار فروخت.بسیاری از فیلم های تیره و تلخ برای موفقیت در اسکار تلاش می کنند، اما احتمال دارد آ ن ها اسکار را هم با خود غرق کنند. اگر نخبه های هالیوود بتوانند به راحتی از کنار انیمیشن «بالا» برای حضور در میان ۱۰ فیلم نامزد اسکار بهترین فیلم بگذرند، شاید فهرست آن ها تلفیقی از فیلم های حاضر در این مطلب به علاوه «جعبه درد»، «لعنتی های بی آبرو» و «ستاره درخشان» باشد

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و پنجم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
 
بالا